بسم الله الرحمن الرحيم
با مرگ 3 نظامي آمريكائي ديگر تعداد كشته ها طي ماه جاري ميلادي به 93 تن و كل تلفات ارتش آمريكا از شروع
تهاجم به عراق به 3445 تن رسيده است . در همين حال آمارها نشان ميدهد تعداد قربانيان عراقي با شتابي 20 برابر به
رقم 670 هزار تن بالغ شده است . گفته مي شود رقم معلولان و مجروحان عراقي 4 برابر اين رقم بوده و از سه ميليون
تن هم فراتر رفته است .
مقامات پنتاگون وزارت دفاع آمريكا از ماه جاري ميلادي به عنوان يكي از خونين ترين ماههاي حضور نظامي
آمريكا در عراق ياد مي كنند و با نگراني اظهارداشته اند كه هيچ دليلي براي خوشبيني در مورد كاهش تلفات ارتش هاي
اشغالگر وجود ندارد. مسئله اينست كه ارتش آمريكا با بمباران مناطق مسكوني در شهرك صدر
بر عمليات نظامي
عليه شهروندان عراقي افزوده و عملا به تحريك مردم عليه خود پرداخته است . بعلاوه در حوادثي كه هيچگونه
اطلاعاتي درباره جزئياتش ارائه نشده است
ارتش آمريكا متهم به قتل رهگذران غيرمسلح و بيدفاعي است كه چند
تن از آنها را زنان و كودكان تشكيل مي داده اند. درصحنه سياسي هم بوش اگرچه با استفاده از حق وتو
تصميمات
كنگره را رد كرد و ظاهرا رهبران كنگره بطور موقت با وي همراهي كردند ولي كاخ سفيد و پنتاگون سرگرم بررسي
طرحي هستند كه تعداد نظاميان آمريكائي در ظرف كمتر از 1
5 سال به 50 درصد كاهش دهد . البته اين طرح
تمامي
خواسته هاي دمكراتها را تامين نمي كند ولي اعتراف شكننده اي به اين واقعيت است كه مي توان حضور نظامي در
عراق را به حداقل رساند . حال آنكه بوش و دستيارانش در فكر افزايش نيروها تا 120 هزار نفر بودند و هنوز هم اين
طرح را دنبال مي كنند. بدين ترتيب بوش و دستيارانش دچار يك تناقض شده اتد و نمي توانند توجيه قابل قبولي براي
سياستهاي امروز و فرداي خود ارائه كنند و مشخصا علت ضرورت افزايش نظاميان تا سقف 160 هزار نفر را توضيح
دهند و حال آنكه بلافاصله بايستي تعداد نظاميان را به يكصد هزار نفر و نهايتا نصف رقم فعلي كاهش دهند و به 65
هزار تن برسانند. اگرچه كاخ سفيد و پنتاگون سعي دارند نشان دهند كه ابتكار عمل را دردست دارند و از مواضع
دمكراتها تاثير نگرفته اند ولي واقعيت اينست كه استراتژي بوش در عراق تغيير كرده و بجاي افزايش نيروها و مهار
شورشها در ا ستانهاي بغداد و انبار توسط ارتش آمريكا
به سمت افزايش توان نظامي ـ امنيتي نيروهاي عراقي و
واگذاري اختيارات و مسئوليتها به عراقي ها متمركز شده است . موضوع جديد در تيم دستياران بوش اينست كه حتي
« رابرت گيتس » وزير دفاع و خانم رايس وزيرخارجه كه نزد افكار عمومي به « ملكه جنگ » شهرت يافته
نيز از طرح
جديد حمايت مي كنند و در واقع بر اثر فشارهاي كنگره
بنيان استراتژي جنگي بوش در عراق دستخوش يك چرخش
عمده شده است .
البته دمكراتها هم سرگرم اقدامات تبليغاتي گسترده اي عليه بوش هستند تا وي را بيش از اين به عقب نشيني و تغيير
سياستهاي كاخ سفيد مجبور سازند ولي در يك نكته ترديدي باقي نمانده و آن اينكه تهديد و فشار خانم كلينتون نامزد
اصلي دمكراتها در انتخابات رياست جمهوري آينده قطعا تا آن اندازه كارساز نخواهد بود كه سرنوشت بحران عراق را
تا قبل از انتخابات رياست جمهوري در آبان سال جاري فيصله دهد و به خروج كامل نيروها تا پايان اسفند 86 منجر
شود.
مطابق نتايج تازه ترين نظرسنجي ها ميزان رضايت مردم آمريكا از بوش و دستيارانش به پائين ترين حد خود يعني
28 درصد رسيده كه در بين تمام روساي جمهوري در طول تاريخ آمريكا
يك مورد نادر است . بگزارش نيوزويك اين
رقم فقط با « بي اعتباري » جيمي كارتر در طول دوران انقلاب اسلامي ايران قابل مقايسه است كه « غيرمردمي ترين
رئيس جمهور تاريخ آمريكا » معرفي شده است .
با اين حال
بوش و دستيارانش سرگرم تكميل طرحهاي جديدي براي عراق هستند كه در آن واحد
اهداف
موذيانه اي را به زيان امنيت ملي عراق دنبال مي كند كه مشخصا عبارتند از :
الف ـ كاهش تعداد شيعيان در سطح ارتش
نيروهاي امنيتي و دولت عراق و معرفي شيعيان بعنوان « عناصر
فرقه گرا » بمنظور توجيه مقابله با آنها. طرح به انزوا كشاندن شيعيان در مراكز تصميم گيري و مراكز قدرت در عراق
محور اصلي اين برنامه است و براي كنار زدن آندسته از عناصري كه به اشغالگران روي خوشي نشان نمي دهند
سعي
دارند آنها را « سد راه پيشرفت عراق » ! معرفي كنند.
ب ـ پيگيري اهداف دراز مدت آمريكا در عراق و تدارك زمينه ها براي ماندگاري اشغالگران در عراق
تحت
پوشش جديد و با توجيهات بظاهر پذيرفتني كه همچنان اختيارات اصلي در تصميمات كليدي و مسائل بنيادي كشور
در اختيار آمريكا باقي بماند. براساس اين طرح بايستي ساختار دولت
ارتش و نيروهاي امنيتي به كلي تغيير كند و
متناسب با اين طرح
شكل تازه اي پيدا كند. اين طرح و ابعاد مختلف آن توسط تيم مشتركي متشكل از پنتاگون ارتش
آمريكا
وزارت خارجه آمريكا و سيا زير نظر ژنرال ديويد پترائوس فرمانده نيروهاي آمريكائي در عراق و « درايان
كروكر » سفير آمريكا در اين كشور
سرگرم زمينه سازي براي اجراي آنند.
واشنگتن هنوز هم براي تامين نيروهاي اصلي جهت اجراي اين برنامه برروي « بعثي ها » حساب مي كند و اميدوار
است بتواند شبكه جهنمي بعثي ها در عراق را عينا در اين زمينه به كار بگيرد. اين موضوعي است كه برخي رژيم هاي
عربي از جمله عربستان
مصر و اردن نيز خواستار آنند كه اوضاع عراق در اختيار بعثي ها قرار گيرد.
مسئله اينست كه حتي مناسبات عربستان با آمريكا در موضوع عراق هم با ملاحظاتي براي سعوديها همراه است
كه مشخصا به دوگانگي در رفتار سعوديها منجر شده است . « رابرت جردن » سفير سابق آمريكا در عربستان ضمن
تاييد وجود اين دوگانگي
تصريح مي كند كه « دوگانگي در رفتار سعوديها دقيقا به اين دليل است كه ملك عبدالله
نمي خواهد بهمراه بوش و بلر در تاريخ غرق شود. ولي به رغم ديدگاههاي متفاوت عربستان و آمريكا
اين دو كشور
هنوز هم اهداف بلند مدت منطقه اي مشابهي دارند كه مبناي اتحاد اين دو كشور است » .
رمز اصلي قضيه اينست كه هم اشغالگران و هم دربارهاي فاسد منطقه
بعثي هاي جنايتكار و حاكميت آنها را بر
همزيستي با شيعيان در عراق ترجيح مي دهند و اگر قرار بر تصميم آنها باشد
آنها حتي صدام و جناياتش را از يك
حكومت مردمي در عراق
بهتر مي دانند و هنوز هم در آرزوي حكومتي در عراق هستند كه دشمن ايران و دشمن
شيعيان باشد و به همزيستي مسالمت آميز با ايران اعتقادي نداشته باشد.
موضوع مهمتر به آزادي عمل شيعيان در عراق مربوط است كه باعث شده است شيعيان ساير كشورهاي عربي هم
خواستار آزادي عمل بيشتري بشوند و اصرار مشترك رژيم هاي فاسد عربي براي سركوب شيعيان عراق از همين جا
سرچشمه مي گيرد كه آنها از اشغالگران مي خواهند كه ساختار دولت عراق را طوري طراحي كند كه نه تنها شيعيان در
آن كوچكترين نقشي نداشته باشند كه حتي همچون گذشته به « عامل سركوب شيعيان » مبدل گردد.
اين آرزوي دربارهاي فاسد عرب و اشغالگران است ولي اگر قرار بر اجراي نظرات و خواسته آنها باشد
آنها هنوز
هم صدام يا جنايتكار ديگري با همان ويژگيهاي جنون آميز را ترجيح مي دهند و حال آنكه آنچه رخ داد
مربوط به
گذشته است و مردم مظلوم عراق اجازه نخواهند داد كه آن فجايع ضد انساني يكبار ديگر تكرار شود.

|