روزنامه جمهوري اسلامي 07/03/1386 صفحه حوزه
*****
امام خميني حوزه هاي علميه نگاهي دوباره




  • سيد ضيا مرتضوي
    يكي از يادگارهاي ماندگار و راهگشاي حضرت امام خميني مجموعه رهنمودهايي است كه ايشان به عنوان وصيتنامه نگاشته و عنايت ويژه اي به آن داشتند. وصيتنامه اي كه خود حضرت امام يك بار از آن به « وصيت سياسي الهي » و بار ديگر با تعبير « وصيتنامه سياسي الهي » نام برده و تذكر داده اند كه « اختصاص به ملت عظيم الشان ايران ندارد بلكه توصيه به جميع ملل اسلامي و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب مي باشد. » و اين نشان مي دهد كه آنچه در اين وصيتنامه آمده دربردارنده خطوط كلي و رهنمودهاي عام است كه اگر هم با ادبيات و مثال ها و خطاب به جامعه اسلامي و انقلابي ايران نگاشته شده اما راهگشا و برنامه عمل همه ملت هاي اسلامي و غيراسلامي است .
    شاهد عنايت ويژه اي كه حضرت امام به اين وصيتنامه داشتند صرف نظر از اصل نگارش و خود محتواي آن اهتمامي بود كه براي پس از نگارش آن به خرج دادند . هم در نگارش اصل آن كه در 26 بهمن 1361 پايان يافته چند نسخه مهر و موم شده را تهيه كرده و از جمله يك نسخه را براي نگهداري به آستان قدس رضوي فرستادند و نسخه اي را نيز به مجلس خبرگان رهبري سپردند. هم پس از چند سال كه با ملاحظات تازه اي كه در اين فاصله پيش آمده بود در سال 1366 در برخي اجزاي آن تجديدنظر كرده و باز در جلسه اي رسمي در تاريخ 19 شهريور 1366 با حضور بزرگاني چند در محضر خودشان نسخه هاي مهر و موم شده جديد را با تاكيد بر پلمپ كردن آن و همراهي برخي بزرگان به مشهد و مجلس خبرگان فرستادند تا جايگزين نسخه هاي قبلي شود و آنها برگردد نيز مرقوم داشتند كه تنها پس از درگذشت ايشان گشوده و خوانده شود و حتي شخصيت هاي عمده اي را به ترتيب معين كردند تا وصيتنامه توسط يكي از آنان « براي مردم » خوانده شود.
    در اين وصيتنامه به جز مقدمه اي شش صفحه اي كه به مسائل كلي تر اختصاص يافته و به نظر مي رسد در بازنگري به آن افزوده شده و پس از دو بندي كه در وصف انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي به عنوان بند 1 و 2 نگاشته اند توجه داده اند كه مي خواهند بخشي « از آنچه در حفظ و بقا اين وديعه الهي دخالت دارد » و قسمتي « از موانع و خطرهايي كه آن را تهديد مي كنند براي نسل حاضر و نسل هاي آينده » بنگارند . آن گاه وارد بندهاي هجده گانه وصيتنامه شده اند و به جز دو مقدمه ياد شده نكات الهي را در 28 صفحه نگاشته اند و در مجموع اين وصيتنامه بس مهم را در 36 صفحه تنظيم كرده و جالب آنكه پايان تمام صفحات آن را امضا فرموده اند.
    بندهاي ويژه روحانيت و حوزه
    از بندهاي هجده گانه ياد شده سه بند چهارم (د) و نهم (ط ) و شانزدهم (ع ) مربوط به روحانيت و حوزه ها علميه مي شود با اين تفاوت كه در بند چهارم به مساله نقشه دشمنان و پي گيري رضاخان و محمدرضا در منزوي كردن روحانيت پرداخته اند با اين اشاره كه « در زمان رضاخان با فشار و سركوبي و خلع لباس و حبس و تبعيد و هتك حرمات و اعدام و امثال آن و در زمان محمدرضا با نقشه و روش هاي ديگر كه يكي از آنها ايجاد عداوت بين دانشگاهيان و روحانيان بود » و « مع الاسف به واسطه بي خبري هر دو قشر از توطئه شيطاني ابرقدرتها نتيجه چشمگيري گرفته شد. » آن گاه به روش هاي كه براي جدايي و دشمني ميان اين دو قشر به كار بسته شد پرداخته و به خسارت هاي آن اشاره كرده و آنگاه به هر دو قشر ضرورت وحدت و همدلي و دوستي را خاطرنشان كرده اند.
    حضرت امام در بند نهم به مساله مهم حوزه هاي علميه و خطرهاي متوجه آن و مسووليت هاي حوزويان پرداخته اند و در بند شانزدهم خطاب خويش را متوجه روحانيون و روحاني نماهاي مخالف جمهوري اسلامي ايران كرده اند و با اين دو دسته هر كدام به فراخور وضع خود سخن گفته اند.
    دو بند اول و سوم را بايد در فرصتي ديگر پي گرفت . در اين مجال و در آستانه سالگرد رحلت آن روحاني بي نظير كه افتخار بزرگي در تاريخ حوزه هاي علوم اسلامي مي باشد بند نهم را با توجه به نكات كلي آن در شش محور بازگو و تقرير مي كنيم .
    1 ـ خطر نفوذ منحرفان و تبهكاران
    از ميان محورهاي شش گانه بيشترين دغدغه و اهتمام حضرت امام خطر « نفوذ دادن افراد منحرف و تبهكار در حوزه هاي علميه » توسط مخالفين اسلام و جمهوري اسلامي است كه به تعبير ايشان « كمر به براندازي اسلام بسته اند و از هر راه ممكن براي اين مقصد شيطاني كوشش مي نمايند » و يكي از راه هاي مهم آن نيز همين است .
    حضرت امام به دو خطر كوتاه مدت و درازمدت اين طرح توجه مي دهند. اولي « بدنام نمودن حوزه با اعمال ناشايسته و اخلاق و روش انحرافي » و دومي كه آن را خطري بسيار عظيم مي شمارند « به مقامات بالا رسيدن يك يا چند نفر شياد كه با آگاهي بر علوم اسلامي و جا زدن خود را در بين توده ها و قشرهاي مردم پاكدل و علاقه مند نمودن آنان را به خويش و ضربه مهلك زدن به حوزه هاي اسلامي و اسلام عزيز و كشور در موقع مناسب مي باشد. »
    استدلال حضرت امام بر واقعي بودن اين خطر هم ناظر به قاعده اي كلي است كه « قدرت هاي بزرگ چپاولگر در ميان جامعه ها افرادي به صورت هاي مختلف از ملي گراها و روشنفكران مصنوعي و روحاني نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب رسان ترند ذخيره دارند كه گاهي سي چهل سال با مشي اسلامي و مقدس مآبي يا پان ايرانيسم وطن پرستي و حيله هاي ديگر با صبر و بردباري در ميان ملتها زيست مي كنند و در موقع مناسب ماموريت خود را انجام مي دهند. » و هم متكي بر تجربه اي است كه در عمر طولاني خود داشته اند و از جمله به دوران كوتاه پس از پيروزي انقلاب اشاره مي كنند كه ملت عزيز ما « نمونه هايي از قبيل مجاهد خلق و فدايي خلق و توده اي ها و ديگر عناوين ديده اند. »
    دفع اين خطر كه فقط متوجه حوزه ها و صنف روحانيت نيست تنها با كنار گذاشتن ساده لوحي و زودباوري و هوشياري همه جانبه است و لذا از همه مي خواهند كه با « هوشياري اين قسم توطئه را خنثي نمايند » اما « از همه لازم تر حوزه هاي علميه است كه تنظيم و تصفيه آن با مدرسين محترم و افاضل سابقه دار است با تاييد مراجع وقت . »
    حضرت امام چنان اين خطر شوم را بزرگ و پر خسارت مي بينند كه حتي شعار نظم در بي نظمي را كه از گذشته توسط برخي ناآگاهان در حوزه ها تكرار مي شد احتمال مي دهند « از القائات شوم همين نقشه ريزان و توطئه گران باشد » و از همين زاويه است كه به محور دوم اين بند وارد مي شوند.
    2 ـ ضرورت نظم بخشي به حوزه ها
    موضوع نظم بخشي نظام مند كردن حوزه هاي علميه كه يكي از مهم ترين دغدغه هاي مصلحان حوزوي از حدود حداقل شصت سال پيش تاكنون بوده به فراخور اهميت و ظرافت و پيچيدگي آن يكي از محورهاي مورد اهتمام حضرت امام بوده است و آن را نيازي براي همه دوره ها شمرده اند. ايشان كه خود يكي از بانيان نظم بخشي و اصلاح وضع جاري حوزه دست كم از زمان مرحوم آيت الله بروجردي « قده » بودند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز عملا و با حفظ ملاحظاتي به سامان يافتن آن كمك كردند در اينجا نيز خاطرنشان مي كنند « وصيت اينجانب آن است كه در همه اعصار خصوصا در عصر حاضر كه نقشه ها و توطئه هاي سرعت و قوت گرفته است قيام براي نظام دادن به حوزه هاي لازم و ضروري است كه علما و مدرسين و افاضل عظيم الشان صرف وقت نموده و با برنامه دقيق صحيح حوزه ها را و خصوصا حوزه علميه قم و ساير حوزه هاي بزرگ و با اهميت را در اين مقطع از زمان از آسيب حفظ نمايند. »
    و به اين ترتيب اولا اين امر را نيازي مستمر براي حوزه ها مي شمارند; ثانيا يك هدف مهم آن را جلوگيري از نفوذ و ضربه زدن دشمن و حفظ از آسيب ديدن مي دانند ثالثا اين موضوع حياتي امري داخلي است كه بايد توسط عالمان و فاضلان و مدرسان خود حوزه و با اهتمام كافي آنان صورت گيرد و رابعا اين امر بدون صرف وقت و برنامه ريزي دقيق و صحيح ممكن نيست .
    اينك يك ربع قرن از زماني كه حضرت امام خميني اين فراز را مي نوشتند گذشته است . يك واقعيت اين است كه حوزه ها بويژه حوزه بزرگ قم با تلاش ها و زحمات بسياري كه بزرگان حوزه و مدرسان و مديران دلسوز و نيز شوراي عالي مديريت حوزه در دوره هاي مختلف كشيده اند. و با حمايت و نظارت حضرت امام خميني مراجع معظم و نيز عنايت ويژه رهبري معظم انقلاب تحولات و پيشرفت هاي چشمگيري در بخش هاي مختلف آموزشي پژوهشي و اداري صورت گرفته است و به رغم گسترش زيادي كه حوزه ها يافته اند و به رغم پيچيدگي ها و دشواري هاي زيادي كه به خاطر وضعيت و مناسبات خاص حوزه در مسير اصلاحات و مديريت بهينه وجود دارد انصاف آن است كه پيشرفت هاي بسيار و دستاوردهاي در خور تقديري حاصل شده است .
    ولي يك واقعيت ديگر نيز وجود دارد كه اگر ضريبي از فرصت ها و امكانات نيازها و اهميت موضوع را پيش روي خود بگذاريم اذعان خواهيم كرد كه هنوز راه درازي در پيش داريم . از خداوند تعالي توفيق كامل و تدبير جامع و ثبات قدم را براي همه كساني كه در بهبود و رشد همه جانبه حوزه ها تلاش مي كنند خواهانيم .
    3 ـ حفظ روش فقهي مشايخ معظم
    يكي از مسائل مهم مورد توجه و عنايت ويژه حضرت امام كه حتي مايه نگراني ايشان شده بود. مساله ضعف حوزه هاي فقه و صدمه ديدن بنيه فقهي حوزه ها بود. ايشان هم بر لزوم قوت و عمق تلاش هاي فقهي و اصول تاكيد مي ورزيدند و هم بر حفظ روش فقاهت مشايخ معظم و اجتهاد شيعي كه از آن به فقه سنتي و « اجتهاد جواهري » ياد مي كردند. ايشان از يك سو بر روش اجتهاد جواهري و فقه سنتي كه در عين حال آن را پويا مي دانستند تاكيد داشتند دو از سوي ديگر شناخت زمان و مكان و جامعه و جهان را شرط اجتهاد جامع و صحيح مي شمردند و مجتهد واقعي را كسي مي دانند كه به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد چراكه فقه در نگاه آن فقيه يگانه « تئوري واقعي و كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است » و از اين رو مي نويسند :
    در مورد روش تحصيل و تحقيق حوزه ها اين جانب معتقد به فقه سنتي و اجتهاد جواهري هستم و تخلف از آن را جايز نمي دانم . اجتهاد به همان سبك صحيح است ولي اين بدان معني نيست كه فقه اسلام پويا نيست زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند ... مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد . » (صحيفه نور 130 21 )
    حضرت امام هرچند توصيه به بهره جستن از محاسن روش هاي جديد دو علوم مورد احتياج حوزه ها مي كردند اما « تنها راه براي حفظ فقه اسلامي » را « طريقه مشايخ معظم » ميدانند و تاكيد اصلي اشان كه در آخرين نامه خود در 68 2 17 خطاب به شوراي مديريت حوزه نيز نوشتند بر اين بود كه « به هيچ وجه از اركان محكم فقه واصول رايج در حوزه ها نبايد تخطي شود. البته در عين اينكه از اجتهاد جواهري به صورتي محكم و استوار ترويج ميشود از محاسن روش هاي جديد و علوم مورد احتياج حوزه هاي اسلامي استفاده گردد. » در اينجا در وصيتنامه نيز ياد آور شده اند :
    « لازم است علما و مدرسين محترم نگذارند در درس هايي كه مربوط به فقاهت است و حوزه هاي فقهي و اصول از طريقه مشايخ معظم كه تنها راه براي حفظ فقه اسلامي است منحرف شوند. »
    4 ـ ضرورت گسترش تحقيقات و ابتكارات علمي
    اجتهاد روشي كار آمد و ماندگار در دستيابي به احكام الهي و شناخت شريعت هم مسير شناخت و تحليل سرمايه عظيم فقهي موجود و حلقه وصل آن است و هم عرصه توليد علم و تقويت و گسترش تحقيقات و گشودن عرصه هاي جديد حضور فقه . هنر فقه و فقها نيز همين است كه از سرمايه موجود فقهي و علمي به نفع پرسش ها و نيازهاي روز در عرصه هاي مختلف بهره مي گيرند. گشايش باب اجتهاد حتي به روي مسائل كه قرن هاست پاسخ گفته شده چه رسد به نيازها و پرسش هاي تازه به اين معناست كه به جز در آن دسته از مسائل محدودي كه جز قطعيات به شمار مي روند و اساسا مجراي اجتهاد نيستند در ساير مسائل افرا ددر چارچوب صلاحيت هاي شناخته شده مي توانند بلكه بايد نظريه پردازي كنند. ولي نكته اساسي در نگاه حضرت امام اين است كه در عين تاكيد بر افزايش تحقيقات هشدار مي دهند كه انحراف از « فقه سنتي » ارگان تحقيق و تدقيق را نيز به سستي مي كشاند.
    ايشان با يادآوري اينكه « در حكومت اسلامي هميشه بايد باب اجتهاد باز باشد و طبيعت انقلاب و نظام همواره اقتضا مي كند كه نظرات اجتهادي ـ فقهي در زمينه هاي مختلف ولو مخالف با يكديگر آزادانه عرضه شود و كسي توان و حق جلوگيري از آن را ندارد. » (صحيفه امام ج 21 ص 177 ) اما شرط آن را حفظ اجتهاد جواهري كه الگويي براي فقه سنتي به مثابه روشي كارآمد و مجرب است مي دانند. لذا در وصيتنامه به دنبال فراز قبلي در برشماري وظيفه علما و مدرسين تاكيد مي كنند كه اينان « كوشش نمايند كه هر روز بر دقت ها و بحث و نظرها و ابتكار و تحقيق ها افزوده شود و فقه سنتي كه ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارگان تحقيق و تدقيق است محفوظ بماند دو تحقيقات بر تحقيقات اضافه گردد.
    5 ـ اهتمام به علوم مورد نياز و تربيت نيرو
    حوزه هاي علوم اسلامي از آغاز تاكنون هيچ گاه محدود و منحصر به دانش فقه نبوده است . آن همه دانشمند و صاحب نظر و آن همه آثار ارزشمند علمي در زمينه هاي مختلف گواه روشن آن است اما همه مي دانند كه ركن اصلي شكل گيري و بقا وگسترش حوزه ها چه شيعي وچه سني مساله فقه بوده و هست . جايگاه فقه تا آنجاستكه حضرت امام بقاي هزار و چند صد ساله اسلام را مرهوم حوزه هاي فقاهت مي شمارند و حفظ فقاهت را مشي علماي ما از زمان امامان (ع ) تاكنون مي دانند و استدلال ايشان نيز اين است كه « اين فقها هستند كه حصول اسلام هستند و حفظ كردند اسلام را. بايد حوزه ها عنايتشان به فقه و فقاهت از همه چيز بيشتر باشد. اگر حوزه هاي فقاهت خداي نخواسته از بين برود يا سست شود رابطه ما بين فقها و ملت قطع مي شود. اين حوزه فقاهت است كه رابطه را محفوظ نگه داشته است . » (صحيفه نور ج 12 ص 29 ) اما در عين حال و به فراخور نيازهايي كه جامعه اسلامي به علوم ديگر دارد خاطر نشان مي كنندكه به آن نيازهاي مختلف فكري فرهنگي تربيتي واجتماعي توجه شود. اين علوم شامل رشته هاي مختلف تفسير كلام فلسفه عرفان اخلاق تاريخ و علوم جانبي آن مي گردد كه خوشبختانه در سال هاي پس از انقلاب مورد اهتمام بيشتري بوده است . هر چند به خاطر گستردگي نيازها و عرصه ها راه درازي در پيش است از اين رو پس از تاكيد بر جايگاه حوزه فقاهت مي افزايند :
    « البته در رشته هاي ديگر علوم به مناسبت احتياجات كشور و اسلام برنامه هايي تهيه خواهد شد و رجالي در آن رشته تربيت بايد شود. »
    از همين منظر است كه در نكته پاياني اين بند يكي از ارزشمندترين حوزه ها كه بايد به صورت همگاني مورد توجه آموزش قرار گيرد را يادآور مي شوند و آن عبارت است از علوم معنوي اسلام مانند علم اخلاق و تهذيب نفس .
    6 ـ ضرورت اهتمام به علوم معنوي
    يكي از مهم ترين مسائل در نگاه حضرت امام خميني بويژه براي روحانيت و حوزه ها بلكه به يك معنا مهم ترين مساله براي آنان تهذيب نفس و اصلاح اخلاق و رفتار به شمار مي رود. كساني كه اندكي نيز با آثار قلمي و بياني ايشان آشنا باشند اين نكته را به خوبي درمي يابند. ايشان علم و عمل را براي حوزه ها دو بال حركت و رشد مي دانستند از اين رو اهتمام خود را متوجه هردو بخش مي كردند
    اين دسته دانش كه در جهت طهارت روح آدمي و اصلاح رفتار و خوي وي مي باشد را با تعبير « علوم معنوي » از آن ياد كرده اند هم در وصيتنامه و هم در منابع ديگر. راه و دستاوردي را كه اين علوم پيش روي انسان مي گذارد با عنوان « جهاد اكبر » از آن نام برده اند چه آنگاه كه در نجف اشرف با كلام خود سنگ بناي « جهاد اكبر » را مي گذاشتند و مي گفتند : « حوزه هاي علميه همزمان با فرا گرفتن مسائل علمي به تعليم و تعلم مسائل اخلاقي و علوم معنوي نيازمنداست راهنماي اخلاق و مربي قواي روحاني و مجالس پند و موعظه لازم دارد. برنامه هاي اخلاقي و اصلاحي كلاس تربيت و تهذيب آموختن معارف الهيه كه مقصد اصلي بعثت انبيا عليهم السلام مي باشد بايد درحوزه ها رايج ورسمي باشد . (جهاد اكبر(ص )22 در وصيتنامه كه آن را وظيفه عمومي حوزه ها در تعليم و تعلم شمرده اند :
    « از بالاترين و والاترين حوزه هايي كه لازم است به طور همگاني مورد تعليم و تعلم قرار گيرد علوم معنوي اسلامي از قبيل علم اخلاق و تهذيب نفس و سير و سلوك الي الله ـ رزقناالله و اياكم ـ كه جهاد اكبر مي باشد (است ). »
    موقعيتي كه انقلاب و نظام اسلامي براي حوزه ها و روحانيت پيش آورد و تجربه سال هاي پس از پيروزي گواه آن است ضرورت اين مهم را بسي افزوده است . اگر تهذيب و طهارت فكر و روح و دل نباشد براي مواظبت از پيامدهاي سو قدرت و موفقيت علم چه كارايي دارد اگر به مشكل نيافزايد آنچه قدرت و پول و جايگاه و نفوذ كلمه را بيش از هر چيز مهار مي كند تهذيب اخلاق و طهارت نفس و خداترسي و تقواي درست است . و اين نيز جز از راه علوم معنوي و سير و سلوك و خودسازي به دست نخواهد آمد.
    در آستانه سالگرد رحلت آن فقيه عارف و فيلسوف مفسر و يگانه دوران حضرت امام خميني « قده » به روح پاك و ملكوتي آن عزيز درود مي فرستيم و از خداوند تعالي مي خواهيم جوامع اسلامي بويژه حوزه هاي علميه و روحانيت معظم را بر راه قويم و مستقيم ايشان موفق و ثابت بدارد. والسلام عليه يوم مات و يوم يبعث حيا.
    بيشترين دغدغه و اهتمام حضرت امام خطر « نفوذ دادن افراد منحرف و تبهكار در حوزه هاي علميه » توسط مخالفين اسلام و جمهوري اسلامي است
    حضرت امام خميني : قيام براي نظام دادن به حوزه ها لازم و ضروري است كه علما و مدرسين و افاضل عظيم الشان صرف وقت نموده و با برنامه دقيق صحيح حوزه ها را و خصوصا حوزه علميه قم و ساير حوزه هاي بزرگ و بااهميت را در اين مقطع از زمان از آسيب حفظ نمايند
    حضرت امام خميني : در مورد روش تحصيل و تحقيق حوزه ها اينجانب معتقد به فقه سنتي و اجتهاد جواهري هستم و تخلف از آن را جايز نمي دانم . اجتهاد به همان سبك صحيح است ولي اين بدان معني نيست كه فقه اسلام پويا نيست
    حضرت امام خميني : اگر حوزه هاي فقاهت خداي نخواسته از بين برود يا سست شود رابطه مابين فقها و ملت قطع مي شود
    همه مي دانند كه ركن اصلي شكل گيري و بقا و گسترش حوزه ها چه شيعي و چه سني مساله فقه بوده و هست
    حضرت امام خميني : از بالاترين و والاترين حوزه هايي كه لازم است به طور همگاني مورد تعليم و تعلم قرار گيرد علوم معنوي اسلامي از قبيل علم اخلاق و تهذيب نفس و سير و سلوك الي الله است