روزنامه جمهوري اسلامي 06/03/1386 صفحه عقيدتي
*****
گام هايي در مسير شناخت انديشه هاي سياسي امام خميني ـ 1
« سياست » مفهوم جايگاه و كاربرد




  • بزرگترين بزرگداشت امام خميني ـ هم امروز و هر روز ـ تلاش فكري و علمي براي ايجاد شناخت و بينش هاي اساسي و بنيادين نسبت به انديشه هاي جامع تحول زا حركت آفرين و رهايي بخش اين مصلح بزرگ تاريخ اسلام و جهان مي باشد.
    اين نوع بزرگداشت است كه از حرف و سخن و شعار عبور مي كند و به ژرفاي حقايق و واقعيت ها مي رسد و آنچه را كه « هست » آنگونه كه شايسته است مي نماياند و مرواريدهاي روشن و گرانبهاي تفكرات و انديشه هاي خالص و زلال اين پيشواي بزرگ را در دسترس جويندگان قرار مي دهد.
    اگر بتوانيم انديشه هاي جامع حضرت امام خميني را براي نسل امروز تبيين و تشريح كنيم و زيبايي ها پيام ها درس ها راهگشايي ها و مقصدرساني هاي آن را به نظاره ديدگان عقل ها و جان ها بگذاريم به درستي به بزرگداشت اين شخصيت والاي الهي اهتمام ورزيده ايم .
    راستي چه بزرگداشتي بالاتر و ارزشمندتر از اين كه تفكرات جامع و همه سونگر امام خميني تبيين و به جامعه معرفي شود و به محيط اذهان و افكار راه يابد و به حيطه رفتار و اعمال درآيد و راه بگشايد و رشد و بالندگي بيافريند و كشور را به پيشرفت وتوسعه در ابعاد و جلوه هاي گوناگون رهنمون شود
    از ميان وسعت و تنوع موضوعات انديشه هاي جامع حضرت امام خميني « انديشه سياسي » را برمي گزينيم و به كنكاش و مداقه و تعمق در آن اهتمام مي ورزيم .
    در انديشه سياسي امام خميني اولين موضوع مفهوم حقيقي « سياست » و تفكيك و جداسازي آن از مفهوم غيرواقعي و واژگون و فاسد آن مي باشد.
    سياست داراي دو مفهوم « عام » و « خاص » مي باشد. سياست در مفهوم عام آن به هرگونه مشي و روش و راهبردي اطلاق مي شود كه براي انجام صحيح امور مختلف در موضوعات گوناگون به ظهور و بروز در مي آيد. اين معناي عام است كه در مسائل مختلف و به صورت سياست آموزشي سياست اقتصادي سياست نظامي سياست فرهنگي و امثال آنها متجلي مي گردد.
    سياست در مفهوم خاص آن روش و مشي و راهبرد در مديريت كلان سياسي و حكومتي مي باشد كه در دولت و با فعاليت دولتمردان و مديران و كارگزاران براي تدبير و اداره امور جامعه و كشور عينيت مي يابد. اين مشي و تدبيرها در جلوه سياست داخلي براي اداره صحيح و همه جانبه كشور و در جلوه سياست خارجي در نحوه ارتباط و تعامل با دولت ها و ممالك خارجي متجلي مي گردد.
    آنچه گفته شد مفهوم حقيقي و واقعي « سياست » است لكن مفهوم غيرواقعي و ناسالم سياست عبارت است از به كارگيري شيوه هاي مختلف مكر و فريب و نيرنگ در هر كار و براي رسيدن به هر هدف . همين مفهوم فاسد سياست است كه دروغ و تهمت و فتنه و تباهي را جايز و روا مي سازد و همه ابزار و وسايل ناسالم رابراي رسيدن به قدرت و مقام و رياست و ثروت و شهرت توجيه مي كند و اين كار را صحيح و درست مي داند!
    در دنياي امروز و در نظام هاي سياسي و حكومتي غرب و شرق سياست با همين مفهوم و انگيزه به بهره برداري مي رسد و دموكراسي هاي امروز دنيا آميزه اي است از تفكرات منحط و فاسدي كه از ذهن عليل « ماكياول » و تداوم دهندگان راه او كه رهبران سياسي دنياي غرب مي باشند سرچشمه يافته است .
    در انديشه سياسي حضرت امام خميني جداسازي سياست حقيقي از سياست غيرحقيقي يك ضرورت مهم محسوب مي شود كه بايد از ابتدا به اين تفكيك و به دنبال آن بينش آفريني اهتمام وزريد تا مشخص شودكه سياست به معنا و مفهوم اصلي و راستين آن چيست .
    حضرت امام خميني درباره مفهوم حقيقي و هدف اصلي سياست رهنمودهاي آگاهي بخشي دارند كه دو نمونه ذيل از آن جمله به شمار مي روند :
    سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد تمام مصالح جامعه را در نظر بگيرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگيرد و اين ها را هدايت كند به طرف آن چيزي كه صلاحشان است . (1 )
    روابط ما بين حاكم و ملت روابط ما بين حاكم با ساير حكومت هالله جلوگيري از مفاسدي كه هست همه اين ها سياست است . (2 )
    در اين دو نمونه از رهنمودهاي سياسي امام خميني تعابيري چون « راهبرد جامعه » در نظرگرفتن « تمام مصالح جامعه » رعايت « نيازهاي انسان در همه ابعاد » و به حركت وفعليت درآوردن همه امكانات و انرژي ها به منظور تحقق اهداف مزبور سياست حقيقي و راهگشا به سوي رشد و بالندگي جامعه و كشور معرفي مي گردد.
    همچنين تعابيري چون « روابط بين زمامدار و ملت » به عنوان « سياست داخلي » و « روابط بين زمامدار با ساير حكومت ها » به عنوان « سياست خارجي » نمايانده مي شود.
    حضرت امام خميني سپس به نفي سياست به معناي خدعه و نيرنگ مي پردازد و اين نوع سياست را غيرحقيقي مي داند و از آن به عنوان يك مفهوم انحرافي ياد مي كند. حضرت امام به صراحت و با قاطعيت اعلام مي كند :
    « سياست خدعه نيست سياست يك حقيقتي است سياست يك چيزي است كه مملكت را اداره مي كند خدعه و فريب نيست ...حقيقت سياست خدعه و فريب نيست ... » (3 )
    حضرت امام خميني به برداشت باطل از سياست و بهره برداري هاي ضدانساني از آن در نظام ستمشاهي اشاره مي نمايد و استناد به سخنان سرلشگر پاكروان رئيس سازمان امنيت رژيم پهلوي مي كند كه در سال 1342 و در حين بازداشت و زنداني خود مطرح مي نمايد :
    « يك نفر از اشخاصي كه ميل ندارم اسمش را بياورم گفت : آقا سياست عبارت است از دروغ گفتن خدعه فريب نيرنگ خلاصه پدرسوختگي است و آن را شما براي ما بگذاريد... گفتم : ما از اول وارد اين سياست كه شما مي گوئيد نبوده ايم . » (4 )
    حضرت امام پس از نفي سياست به معناي خدعه و نيرنگ و دروغ و اعلام اين واقعيت كه علماي اسلام هرگز در سياست به اين مفهوم وارد نشده و نمي شوند به معناي حقيقي سياست كه تدبير صحيح امور و اداره جامعه و كشور بر مبناي مصالح و اهداف و آرمانهاي پاك مي باشد تصريح مي نمايد.
    حضرت امام خميني با استناد به تاريخ اسلام و شيوه هاي مديريت سياسي حضرت علي (ع ) و بهره برداري آن پيشواي الهي از « سياست حقيقي » وطرد و نفي « سياست فريب و نيرنگ » كساني را كه به خطا و اشتباه امير مومنان (ع ) را فاقد سياست دانسته و در مواجهه و مقابله با معاويه از عملكرد قاطعانه اش انتقاد مي كردند و همواره او را به نرمش با عوامل بني اميه و سازش و كنار آمدن و باج دادن به آنها براي زمينه سازي هاي لازم جهت پيروزي هاي آينده ترغيب مي نمودند ناآگاه از اصول مديريت سياسي اسلام كه در وجود مقدس حضرت علي (ع ) متجلي شده بود مي داند. حضرت امام خميني به برخي از وقايع دوران مديريت سياسي حضرت علي (ع ) نظر دارد كه يكي از آنها نمونه ذيل است .
    گروهي از افراد ناآشنا به ماهيت اصلي سياست حقيقي كه به طور طبيعي « سياست اسلامي » محسوب مي شود و بر مباني و ضوابط صحيح و مبتني بر قوانين اسلام تكيه دارد فريبكاري هاي معاويه را سياست نام مي نهادند و مولاي متقيان (ع ) را در مقايسه غلط با سياست هاي خدعه و نيرنگ معاويه در مرتبه نازله سياست قرار مي دادند.
    حضرت علي (ع ) در برابر اين افكار و قضاوت هاي سطحي مي فرمود :
    « سوگند به خدا معاويه از من سياستمدارتر نيست اما معاويه حيله گر و جنايتكار است . اگر نيرنگ و فريب ناپسند نبود من زيرك ترين افراد بودم ولي هر نيرنگي گناه است و هر گناهي نوعي كفر و انكار است و در روز رستاخيز در دست هر حيله گري پرچمي است كه با آن شناخته مي شود ... » (5 )
    حضرت امام خميني به جلوه هايي از سياست هاي خدعه و نيرنگ معاويه همچون امام جماعت و امام جمعه شدن و نمازخواندن و روزه گرفتن اشاره مي نمايد و تصريح مي كند كه « همه اين مسائل شرعيه اي كه بوده است به حسب صورت عمل مي كرده است » (6 ) و نيز تصريح مي كند كه « معاويه اظهار اسلام هم مي كرد و لكن برخلاف موازين اين مسند را گرفته بود يك حكومت جائر بود كه بر خلاف موازين الهي مسندي را گرفته بود و در آن مسند هم به طور ظالمانه عمل مي كرد . » (7 )
    حضرت امام خميني به جلوه ديگري از سياست مكر و نيرنگ معاويه به صورت ايجاد تحريف در دين اسلام و واژگون ساختن تعاليم و قوانين آن اينگونه اشاره مي نمايد :
    « اميرالمومنين مي ديد كه دين خدا در خطر است معاويه دارد وارونه مي كند دين خدا رالله » (8 )
    طبيعي بو كه اميرمومنان (ع ) اين نوع سياست را نفي مي كرد و آن را سياست حقيقي نمي دانست و نه تنها معاويه را سياستمدار به معناي واقعي نمي پنداشت كه نصايح افرادي را كه با استناد به سياست هاي نيرنگ آميز معاويه از امام (ع ) مي خواستند كه او را رها كند و در تشكيلات حكومتي خويش و به صورت حاكم شام ابقا نمايد تا از اين طريق به اهداف خود نائل آيد نمي پذيرفت .
    حضرت امام خميني ضمن اشاره به همين وقايع بي اعتنايي حضرت علي (ع ) به توصيه هاي سياسي ناصحان و مقابله آن حضرت با معاويه را عين سياست حقيقي و اسلامي مي داند :
    « آن هايي كه حضرت امير رابه خيال خودشان نصيحت مي كردند كه شما يك مدتي معاويه را بگذاريد در حكومت شما باشد و بعد كه پايه حكومت شما قوي شد آن وقت او را رد كنيد به هيچ يك از آن حرف ها اعتنا نكردند و حجتشان هم اين بودكه يك نفر آدمي كه بر خلاف موازين الهي رفتار مي كند و ظلم را در بلاد راه مي اندازد من حتي براي يك آن هم نمي توانم كه او را حاكمش قرار بدهم . بلكه اگر حاكمش قرار مي دادند اين حجت مي شد بر اين كه مي شود يك فاسقي هم از طرف ولي امر حاكم باشد . » (9 )
    با توجه به آنچه از نظر گذشت در انديشه سياسي حضرت امام خميني « سياست » مفهوم جايگاه انواع نقش و اثرگذاري هاي خاصي دارد كه به صورت ذيل مجمل و خلاصه مي كنيم :
    مفهوم سياست راهبرد جامعه با در نظر گرفتن مصالح جامعه و نيازهاي انساني در همه شئون و ابعاد آن مي باشد.
    سياست داخلي به صورت « روابط بين حاكمان و ملت » و سياست خارجي به شكل « روابط حاكمان با ساير حكومت ها » متجلي مي گردد.
    سياست حقيقي خدعه ونيرنگ نيست و آنچه از فريبكاري و دروغ و نيرنگ افكني به نام سياست انجام مي شود روش نظام هاي حكومتي باطل از جمله رژيم ستمشاهي در ايران و ساير حكومت هاي دنياي غرب و شرق است كه آشكارا سياست را فريب و دروغ و نيرنگ مي دانند.
    سياست اموي بر نيرنگ و خدعه بنيان نهاده شده بود و سياست علوي بر صداقت و راستي به عنوان جلوه هاي بارز سياست اسلامي نضج يافته بود و مردمي به اشتباه روش هاي خيانت آميز معاويه را سياست مي ناميدند و از حضرت امام علي (ع ) حركت در اين بيراهه تاريك و انحطاط آور را درخواست مي كردند.
    اميرمومنان حضرت علي (ع ) سياستمدار حقيقي و راستين و واقعي است و روش هاي مديريت كلان سياسي بايد همواره بر مبناي حركت در مسير پاك آن پيشواي الهي و تبعيت از سيره و روش هاي عملي او تنظيم و ساماندهي شود و همه زمامداران و كارگزاران و مديران نظام اسلامي لازم است بر اين مشي و روش حركت نمايند.
    پاورقي :
    ــــــــــــــــــــــــ
    1 ـ صحيفه امام ج 13 ص 432
    2 ـ اسلام ناب در كلام و پيام امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ص 47
    3 ـ حكومت اسلامي و ولايت فقيه در انديشه امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ص 11
    4 ـ اسلام ناب در كلام و پيام امام خميني ص 47
    5 ـ نهج البلاغه ترجمه محمد دشتي انتشارات پارسايان ص 423 خطبه 200
    6 ـ سيره معصومين (ع ) در انديشه امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ص 262
    7 ـ همان منبع ص 263
    8 ـ همان منبع ص 264
    9 ـ همان منبع 263 و 264
    اگر بتوانيم انديشه هاي جامع تحول زا حركت آفرين و رهايي بخش حضرت امام خميني را براي نسل امروز تبيين و تشريح كنيم و زيبايي ها پيام ها درس ها راهگشايي ها و مقصدرساني هاي آن را به نظاره ديدگان عقل ها و جان ها بگذاريم به درستي به بزرگداشت اين شخصيت والاي الهي و مصلح بزرگ تاريخ اسلام و جهان اهتمام ورزيده ايم
    حضرت امام خميني پس از نفي « سياست » به معناي خدعه و نيرنگ و دروغ معناي حقيقي سياست را راهبرد جامعه رعايت مصالح ونيازهاي انسان در همه ابعاد و به حركت و فعليت درآوردن همه امكانات و انرژي ها براي تدبير صحيح امور و اداره جامعه و كشور بر مبناي اهداف و آرمان هاي والا معرفي مي نمايد
    در نگاه ژرف امام خميني اميرمومنان حضرت علي (ع ) سياستمدار حقيقي و راستين و واقعي است و روش هاي مديريت كلان سياسي بايد همواره بر مبناي حركت در مسير پاك آن پيشواي الهي و تبعيت از سيره و روش هاي عملي او تنظيم و ساماندهي شود و همه زمامداران و كارگزاران و مديران نظام اسلامي لازم است بر اين مشي و روش حركت نمايند
    « سياست » در مفهوم غيرحقيقي و ناسالم آن عبارت است از به كارگيري شيوه هاي مختلف مكر و فريب و نيرنگ در هر كاري و براي رسيدن به هر هدف در نظام هاي سياسي و حكومتي دنياي غرب سياست با همين مفهوم و انگيزه به بهره برداري مي رسد و دموكراسي هاي امروز آميزه اي است از تفكرات منحط و فاسدي كه از ذهن عليل « ماكياول » و تداوم دهندگان راه او كه رهبران سياسي دنياي غرب مي باشند سرچشمه يافته است