اشاره : ليلا دختري خرمشهري است كه روزها براي كمك رساني و
پشتيباني به مسجد جامع و چند مركز اورژانس خرمشهر يا آبادان ميرود
و همراه ديگر زنان مقاوم خوزستان طعم تلخ دوري از خانواده مهاجر و
مصيبت هاي ناخواسته جنگ و تهاجم را تحمل مي كنند :
نماي خارجي ـ داخل ميني بوس
حوادث و اخبار دو سه ماه اخير مثل نوار از جلوي چشمانش رژه
مي روند : بمب گذاري بازار
انفجار لوله هاي نفت
تظاهرات گروهكها و
به آتش كشيدن مغازه ها و تهديد مردم و...
در آخرين تصوير صحنه خداحافظي با پدرش بر سر سفره صبحانه
روز گذشته را مي بينيم كه پيشاني دخترش را مي بوسد و سفارش ميكند
مواظب خودش باشد.
خارجي ـ توقف جلوي نگهباني بيمارستان :
با تكان و ترمز ميني بوس به فضاي واقعي و كنار ديگر خانم ها
برميگردد. از پشت شيشه به باغچه و گل هاي نيم پژمرده بيرون نيم
نگاهي مياندازد و پياده مي شود.
نماي خارجي ـ آفتاب كاملا بالا نيامده ـ حياط
بيمارستان .
مريم : « بچه ها
ديشب درگيري سختي داشته اند. بيائيد بريم سري به
اورژانس و اتاقهاي عمل بزنيم شايد اول صبحي كاري از دستمان
برآيد » . چند صدا همزمان با هم : « خوبه
برويم » .
نماي خارجي ـ جلوي در اورژانس :
دكتر رضايي : « سلام خانم ها خوب شد آمديد
چند دقيقه ديگر
قراره هليكوپتري بيايد و مجروحين و شهداي دو سه روز گذشته را
ببرد
اگر براتون سخت نيست اونهايي كه آمادگي دارند سري به معراج
شهدا بزنند بلكه از چند شهيد مجهول الهويه
بعضي هاشون شناسائي
بشوند. ميگن از بچه هاي آبادان و خرمشهر هم در آنها هستند » .
كلوز آپ ـ سه چهار تصوير از چهره هاي نگران بچه هاي بومي
منطقه :
يعني كي ها هستند « ـ نكنه جهان آرالله » ـ يا موسوي » « ـ سيد
صالح را كه ديروز ديديم » .
« شايد هم هيچكدام شون » .
با حركات اسلوموشن و موزيك متن ضربان قلب
به طرف معراج
شهدا ميروند :
نماي داخلي ـ نور مصنوعي ـ چراغهاي مهتابي ـ ديوارهاي كاشي
سفيد
نفر دوم كه وارد مي شود
ليلاست .... اولين شهيد
صورتش
متلاشي شده .... دومين شهيد نوجواني 15 ـ14 ساله است با بلوزي
نخي و آستين كوتاه ـ شهيد سوم : از ميان سكوت سنگين فضاي
سردخانه : طنين صداي ليلا با چهار اكو پيچيد :
اللهاينكه بابامه .
آشنا
اشاره : سعيد و وحيد دو برادر با سنين هفده و بيست سال هستند.
سعيد دومين بار است به منطقه آمده و وحيد پنجمين مرتبه . وحيد و
گروهانش چون با تجربه بودند و سابقه چند عمليات را دارند در تك
اوليه شركت كرده اند و يگان سعيد واحد پشتيباني خط بوده اند كه ديروز
غروب به اينجا رسيده اند :
احمد ـ بچه ها آماده باشيد تا يكي دو ساعت ديگه كم كم صداي
شني هاي غولهاي فولادي بلند ميشه . فكر مي كنيد امروز از كدام جناح
پاتك را شروع كنند
سعيد ـ اينجور كه بويش مياد
بعيد نيست مثل خيبر
اول شيميائي
بزنند بعد نيروهايشان را بفرستند جلو مصطفي مياي بريم يه سر به
بچه ها بزنيم بچه هاي ماشين غذا ميگفتن چند تا بچه محل هامون را
اونجا ديده اند.
نماي خارجي ـ دوربين از روبرو بر سطح جاده و حركت پاهاي دو
رزمنده را مي گيرد كه به جلو ميآيند :
مصطفي : ميگم سعيد خدايي اش اگر اين بچه هاي امدادگر نبودند
وضع نيروهاي خط خيلي بهم ميريخت ها.
سعيد : من كه طاقت و تحمل ديدن اون همه خون و زخم و
صحنه هاي آش و لاش را ندارم
واسه همين هم در آموزش اصلا طرف
رسته بهداري نرفتم ـ بابا خيلي دل ميخواد.
نماي خارجي ـ هواي منطقه روشن شده و تنها از فاصله هاي دور
صداي تك تيرهايي بگوش مي رسد
دويست متري از سنگرشان دور
شده اند
سعيد خم مي شود و يك كلاه فلزي را از زمين
برميدارد :
سعيد : مصطفي اينو ببين عجب تركش پاره اش كرده ـ طفلكي اون
بنده خدايي كه اين
سرش بوده حتما مغزش بيرون ريخته نگاه كن
بندش پر از خون شده .
مصطفي با حالتي نيمه عجولانه كلاه را ميقاپد و به سوراخ تركش و
بند خوني خيره مي شود :
سعيد كه انگار الهامي يا هشداري به ذهنش رسيده باشد ميگويد :
بگذار ببينم اسمي
چيزي تويش نوشته نشده باشد.
حركت آهسته دوربين و دريافت كلاه توسط سعيد ـ كلوزآپ .
كلاه كه از دستي به دستي ديگر منتقل مي شود. تا چشمش به
داخل كلاه مي افتد
صدايي واضح و شبيه طنين فرشتگان در آسمان
مي گويد : (توي كلاه نوشته : وحيد.
.... مصطفي اين مال داداشمه .
سيد محمود خيرالامور

*****
آزادي خرمشهر; مافوق طبيعت
|

سقوط و فتح خرمشهر در منظر امام خميني (ره )
بخش نخست
پيروزي انقلابيون مسلمان در جريان فتح خرمشهر حاصل فرماندهي
هوشمند و مقتدرانه رهبري انقلاب اسلامي بود. اين رهبري و فرماندهي نه
تنها در تغيير و تحول سياسي و اجتماعي در جامعه ايران ستم زده به
كارآمدترين شكل
به نتيجه رسيد
بلكه مهم ترين موفقيت ايشان تحول
معنوي و روحي ايجاد شده در جوانان و مردم ايران بوده است كه با اين
تحول روحي جامعه ايران
به جامعه جديدي در نظام بين المللي و
خاورميانه تبديل شد و ملت ايران به رغم يكصد و پنجاه سال سرخوردگي از
شكست هاي متعدد نظامي تجزيه و حقارت سياسي وادادگي فرهنگي در برابر
بيگانگان
به كانون مقاومت نظامي و زايش فرهنگ پايداري و بازسازي
معنوي و تبديل مبارزه سياسي و نظامي به عملي معنوي و عرفاني و توحيدي
بدل شد.
هوشمندي و فراست امام خميني در تبديل تهديدات به فرصت ها
و در
مديريت بحرانهاي ملي و منطقه اي و تحول آن به عناصر قوام بخش ملي و
اسلامي
ويژگي خاص رهبري چون او بود و كمتر كسي در تاريخ ايران چنين
نيرومندي شگرفي را دريد قدرت مادي و سياسي و يا فرهي خود داشته و
دارد.
هوشمندي سياسي به همراهي دانش گسترده
از علوم مختلف و دريافتي
استراتژيك و در عين حال و آگاهانه
به همراه توان بهره مندي از ظرفيت
ارتباط مستقيم با مردم
و قدرت برانگيزش تعقل توحيدي و احساسات
اجتماعي به همراه شورآفريني معنوي و عرفاني
پديده اي شگرف از رهبري
را در جامعه ايران و جهان سياست و مديريت و رهبري توحيدي و معنوي را
به يادگار گذاشت .
بررسي پديده موضع امام خميني در برابر آزادي خرمشهر بدون توجه به
پديده اشغال و اشغالگري عراق در خرمشهر ناقص و ابتر است و مهم تر آن
كه بدون توجه به رويكرد مقاومت برانگيز و هوشمندي استراتژيك و تاريخ
امام
در برانگيزش جامعه ايراني در مسير تحول و گذار از يك جامعه تحت
اشغال به يك قدرت آزادي بخش قابل فهم نخواهد بود.
واقعيتي كه توجه به تاريخ ايران معاصر و انقلابي اسلامي و دفاع مقدس
در نقاط فراز و پيروزي
تنها توجه و ديدن بخش آراسته
اين دوره بسيار
شورانگيز و شكوهمند است و اين نوع ديدن و رويت تاريخي همانند رويت
فتح كوهنوردي است كه بر بالاي قله ايستاده و پرچم فتح برافراشته است
و
توجه نكردن و ناديده گرفتن مسيرهاي صعب العبور و مبارزه سخت و خونين
و همراه با شكست هاي مكرر او نوعي سهل انديشي و آسان پنداري در فتح قله
است حال آن كه درست آن است كه به همه مراحل سخت صعود توجه
نمائيم بنابراين منطقي نيست كه اظهارات و يا مواضع امام خميني (ره ) را
تنها در هنگام فتح خرمشهر بازكاوي نمائيم كه اين جفاي بزرگي در حق آن
بزرگ مرد است چرا كه حق او در برانگيزش مقاومت اسلامي براي آزادسازي
سرزمين هاي اشغالي و رنج او در مسير فتح آزادسازي خرمشهر از پي ماه هاي
طولاني نبرد با اشغالگري دشمن و شكست در برابر اين نيروي اشغالگر و
واگذاري شهر صورت گرفت و بايد به مواضع امام (ره ) در مراحل مختلف
اين نبرد طولاني و جانفرسا توجه نمائيم با اين توجه به خوبي درمي يابيم كه
ايشان چگونه از يك تهاجم و شكست قطعي از دشمن توانست يك پيروزي
بزرگ براي اسلام و ايران و شكست سهمگين بر دشمن را به دست آورد
ضمن آن كه يك تحول گسترده در جامعه ايران انقلابي و جنگ زده را به
همراه ايجاد معنويت مومنانه و عارفانه را رقم زند. بنابراين ما در بررسي
مواضع امام خميني (ره ) در فتح خرمشهر به بررسي موضع حضرت
ايشان (ره ) در زمان حمله سبعانه ارتش بعثي عراق و مقاومت و سپس اشغال
خرمشهر و نهايتا آزادي آن از اشغال دشمن مي پردازيم و اين فرآيند را در
عنوان هاي مختلف گام هاي استراتژيك تقسيم مي كنيم كه هر كدام از اين
اقدامات تحت عنوان يك گام نام گذاري كرده ايم و البته اين گام ها را با توجه
به موضع كاملا مشخص امام (ره ) درباره خرمشهر مي آوريم .
گام اول : سازماندهي مقاومت اسلامي
امام خميني در پنجم مهر 1359 ش در اوج تجاوز و حمله گسترده
دشمن بعثي
حمله برتر نيروهاي عراقي به لحاظ نظامي را
به نبرد مسلمانان
در برابر سپاه برتر و مجهز روم در جنگ موته و عمليات شبيخون مسلمانان
مقايسه كرده و از پيروزي حتمي مردم ايران در برابر ابرقدرت ها سخن به
ميان آورد. عدم توجه به شرايط اوليه نبرد و تحمل مشكلات ناشي از نبردي
سخت و سهمگين با دشمني تا بن دندان مسلح و آماده نبرد به همراه
ياريگراني گسترده و جهاني براي دهم شكستن اراده مردمي كه صلاي توحيد
و آزادي سرداده بودند
نوعي ناديده گرفتن واقعيات تاريخ ماست چرا كه فتح
خرمشهر با همه سرافرازيهايش ثمره سختكوشي و مقاومت هوشمندانه و
مومنانه امام خميني (ره ) و مخاطبان اصلي او يعني حاميان فداكار معتقد
انقلاب اسلامي
يعني همه بسيجيان
پاسداران و ارتشياني و مردم رزمنده اي
است كه مخاطب حقيقي او در جريان انقلاب بوده است بنابراين بايد توجه
داشته باشيم كه در چنين شرايطي امام خميني سخن از مايه اصلي قدرت
نظامي به ميان مي آورد.
« آنچه در جنگ مطرح است عدد نيست بلكه قدرت فكري انسان است
همان قدرتي كه در صدر اسلام يك عده كمشان با اتكال به خدا
لشگرهاي
زياد را به هم زده ... لكن ملت ما امتحان داد كه با وحدت كلمه و اتكال به
ذات مقدس حق تعالي مي تواند لشكرهاي زياد را شكست دهد . » (1 )
گام دوم : طرح نظريه « ادي الحسنيين »
نبرد پديده اي بسيار سهمگين است كه نياز شديد به باورمندي نيروي
رزمنده براي مبارزه دارد و در غير اين صورت قدرت اجبار و اعمال زور
حاكم بايد سرباز را به ميدان نبرد ببرد و يا آن كه طمع پيروزي و غنيمت آنها
را متقاعد به نبرد بنمايد. اما باور به اينكه مرگ و شكست در نبرد نيز پيروزي
است و گامي در راه رسيدن به خداوند و فوز عظيم شهادت
نظريه اي است
كه فقط موحدان مومن مي توانند به اين باور رسيده و با اين اعتقاد گام در راه
نبرد بگذارند. و امام خميني (ره ) در پنجمين روز تجاوز دشمن به طور آشكار
نظريه « احدي الحسنيين » را مطرح نموده است و اين مسئله مهمي بود كه
فقط از فقيه و مرجع تقليد عارفي چون او برمي آمد و نه هيچكس ديگر
لذا
فرمود.
« ارتش ما جهت دارد مي گويند كه اگر بميريم پيش خدا مي رويم ... شما
مردانه و مثل سربازان صدر اسلام عمل مي كنيد من به آنها بشارت مي دهم كه
اگر آنها را بكشيد به بهشت مي رويد و اگر كشته شويد
به بهشت مي رويد
پس اين قدرت يك قدرت الهي است و قواي انتظامي
نظامي و سپاه
پاسداران ما مجهز به قوه اي هستند سلاحشان
« الله اكبر » است هيچ سلاحي
در عالم
مقابل چنين سلاحي نيست ملت ما هم همين طورند « تحولي كه در
ملت ما پيدا شد
تحولي الهي بود... اگر پاسباني در بازار راه مي رفت و
حكمي مي كرد (همه مي ترسيدند) با دست غيبي مردم ضعيف را به اشخاص
پولادين متحول كرد... اين ملت بدون خوف اين كه اين چيزي كه دارد مي آيد
تانك است يا توپ و مسلسل وارد ميدان مي شدند... پس ملت ما ملتي است
كه از ضعف به قدرت متحول شده و آرزوي شهادت مي كند و ملتي كه
آرزوي شهادت مي كند
ديگر خوف ندارد و ان شاالله پيروز
است . » (2 )
« خرمشهر و آبادان كانون مقاومت »
در بحبوحه تجاوز عراق امام خميني به پديده مقاومت مردمي در
شهرهاي خرمشهر و آبادان و اهواز به طور جدي توجه دارد. و صريحا از
مقاومت در اين شهرها حمايت مي كند. و به شايعه دشمن در اشغال
خرمشهر
همانند شايعه دشمن در « اعلام مرگ خودش » همانندسازي
هوشمندانه و برانگيزش نيروها به همراه باور به قدرت نيروهاي خودي به
همراه توجه به معنويت توحيدي و احساسات ملي دارد.
« حالا ديگر ملت الان در خرمشهر
آبادان و اهواز سنگربندي كردند.
امروز هم شنيدم كه شايعه مرگ « فلاني » است عراق هم خودش را دلخوش
كرد كه فلاني مردم شما بايد دعا كنيد خدا بميرد تا خدا هست من كي
هستم . »
گام سوم : « گسترش پديده تحول روحي »
جامعه شكست ناپذير ايران كه در عرصه روابط بين الملل و منطقه اي
شكست هاي متعددي را تحمل كرده بود و در اثر اين شكست هاي متعدد
به
تسليم و شكست تن در داده بود و علي رغم تلاش ها در نهضت مشروطيت
نهايتا به استبداد رضاخاني تن در داده بود با چنان خشونتي درهم شكسته
شده بود كه در جريان اشغال ايران در جريان جنگ جهاني دوم در سوم
شهريور 1320 ش نه تنها هيچ گونه كانون مقاومتي عليه اشغالگران ايران
شكل نگرفته بود بلكه حتي يك مورد مقاومت انفرادي نيز در بين نظاميان
سياسيون و مردم ايران نيز به ثبت نرسيده است . و در پي اين شكست هاي
مداوم
ترس از عوامل حكومتي نيز مزيد بر اين شكست پذيري بوده است
امام خميني (ره ) توجه بسياري به تحول روحي جامعه از وضعيتي
شكست پذير و ترسو
به جامعه اي مقاوم و شكست ناپذير و متهور و شجاع
دارد كه در اكثر بيانات و نوشته ها و پيام هاي ايشان آمده است .

گام چهارم : « توجه دادن به ملت عراق »
امام خميني در كنار توجه به مقوله احدي الحسنيين
به ارتش و مردم
عراق يادآور مي شود كه فداكاري در راه يك حاكميت جائر و كافر و
غيرمعتقد به خداوند هدردادن خون خود و مخالفت با اسلام و قرآن است و
در عين حال صريحا به مردم عراق در مورد مخالفت با تصميمات صدام و
مخالفت با تجاوز حاكميت حزب غيرمسلمان و كافر بعث توجه مي دهد.
« ملت عراق بايد بداند كه امروز جنگ بين اسلام و كفر است و بر همه
مسلمين واجب است از اسلام دفاع كنند ميشل عفلق را منافي با مقاصد
خودش مي داند حزب بعث اسلام را منافي مقاصد خودش مي داند ملت
عراق بايد بيدار شوند و بايد نهضت كنند. و بدانيد اگر براي خدا انقلاب
كنيد پيروز خواهيد شد چنانچه ملت ما براي خدا قيام كرد و پيروز شد. »
گام پنجم : تاكيد بر مقاومت اسلامي و مردمي
اقدام امام خميني در طرح نظريه « احدي الحسنيين » و اصل مقاومت با
تلاش براي گسترش مقاومت مردمي نيز همراه بوده است مقاومتي كه امام
توصيه مي كند مقاومتي قدرتمندانه
شجاعانه و غيرتمندانه است و در عين
حال همراه با پذيرش مخاطرات چنين مقاومتي و البته او همانند
استراتژيست هاي هوشمند و ورزيده به خوبي مي داند كه در نبرد از
دست ندادن فرصت و سنگر بسيار ضروري تر و كم خطرتر از
از دست دادن
آن و تلاش مجدد براي فتح آن در زمان آينده است چرا كه قاطبه دانشمندان
علوم استراتژي نظامي بر اين باور هستند كه در نبرد چنانچه شما براي هدف
و اقدامي كه در زمان و لحظه خاص خود و با حداقل نيروها قابل وصول و
دسترسي است در
زمان خاص آن دست به عمليات نزنيد
با گذشتن زمان و
از دست دادن فرصت و موقعيت با حداكثر قوا نمي توانيد همان هدف را نيز
بدست آوريد . (3 )
به همين خاطر امام خميني بر ضرورت عدم تخليه شهرهاي مورد هدف
عراق تاكيد بسيار دارد و مقاومت شديد را از مردم و نيروهاي نظامي
مي طلبد.
« ملت ايران بايد توجه داشته باشد كه براي اسلام خدمت مي كنند
پيغمبر اكرم (ص ) بيشتر از همه گرفتاريهايي كه ما داشتيم
گرفتاري داشت
و
چند سال در شعب ابي طالب محصور بود معذلك مقاومت كرد ملت ايران هم
مقاومت مي كند و بايد مقاومت بكند ارتش ايران پاسدارهاو ساير قواي
مسلح بايد قدرتمندي خودشان را نشان بدهند و قدرت پوشالي امثال
صدام حسين را سركوب كنند... بايد براي اسلام بجنگيم و فداكاري كنيم ...
چه آنهايي كه در سرحدات هستند و چه آنهايي كه در مثل خرمشهر
اهواز
آبادان هستند بايد پافشاري كنند شهر خودشان را نگذارند و بيرون بروند اين
ضعف است اسلام گفته است كه شما بايد پايداري كنيد در هر صورت من به
آنها سفارش مي كنم كه با قدرتمندي
شجاعت و عزت نفس پايداري كنند و
هيچگاه از مسائلي كه ضد انقلاب مطرح مي كند نترسند ما پيروز هستيم ...
تكليف ما اين است كه اسلام را حفظ بكنيم اگر كشته شويم به تكليف عمل
كرده ايم و اگر بكشيم به تكليف عمل كرده ايم . » (4 )
سقوط خرمشهر و پيروزي هاي عراق
ادامه نبرد در خرمشهر منتهي به سقوط خرمشهر شد و خرمشهر و
آبادان (اكثر مردم آبادان ) از سكنه خالي شدند و به دنبال آن بحران جديدي
بر فضاي جنگي كشور افزوده شد و آن بحران مهاجران جنگي و بي سرپناهي
آنان بود كه دولت و مردم مي بايست آنها را در پناه خود نگهدارند در كنار اين
بحران ها جمع بسياري از فداكارترين نيروهاي انقلاب اسلامي در خرمشهر
پس از 45 روز مقاومت به شهادت رسيدند اما پير جماران به همه اين
مشكلات به خوبي توجه دارد لذا در يك سخنراني طولاني كه در جمع
روحانيون در حسينيه جماران ايراد نكرد اظهار داشت .
« قدرت اسلام است كه مملكت را يك پارچه بر ضد آنها به راه مي اندازد
اين هم يكي از بركات جنگ بود كه اين جنگ تحميلي براي آنها ننگ به بار
آورد و براي ملت ما سلحشوري
قدرتمندي و بيداري . البته ضررهايي هم
داشته است برادرهاي ما در خرمشهر و آبادان و دزفول تلف شدند
خساراتي متحمل شدند و عده اي زن و بچه هايشان سرپرست خود را از
دست دادند آنها هم به بلاد ديگر كوچ كردند بايد آقايان به مردم سفارش كنند
كه اينها برادر ما هستند و در راه اسلام اين طور آواره شدند. اينها را بايد مثل
اولاد خود بدانيد اگر مي توانيد
يكي از اينها را نگه داريد و حفظ كنيد دولتي
بايد ترتيبي محترمانه براي اينها جا و غذا تهيه كند . » (5 )
گام ششم : فرمان به اخراج عراق از خرمشهر(6 )
فرمان رهبري انقلاب اسلامي به اخراج نيروهاي اشغالگر از خرمشهر از
همان اولين روزهاي اشغال اين شهر صادر شد و متاسفانه فرمان اخراج
اشغالگران در پس پرده فرمان و شعار « حصر آبادان بايد شكسته شود » به
نوعي ناديده گرفته شد شايد در زماني بسياري تصور مي كردند كه آزادسازي
خرمشهر يك آرزوي دور از دسترس باشد به همين خاطر در خاطره مردم ما
بيشتر فرمان به شكستن حصر آبادان برجاي مانده است هرچند فرمان به
حصر آبادان دستوري منطقي و استراتژيك و بسيار درست براي جلوگيري از
وقوع فاجعه اي چون سقوط خرمشهر بوده است ضمن آن كه امام خميني
صراحتا استراتژي رئيس جمهوري وقت كه سياست دادن زمين در برابر زمان
بود را رد مي كند لذا امام در روز هشتم آبان 1359 چنين فرمان مي دهد .
« من منتظرم كه حصر آبادان از بين برود و به پاسداران و قواي انتظامي و به
فرماندهان نظامي هشدار مي دهم كه بايد اين حصر شكسته شود. مسامحه
نشود و حتما بايد حصر شكسته شود فكر اين نباشند كه اگر آمدند بيرونشان
مي كنيم اگر اينها آمدند خسارات بر ما وارد مي كنند نگذارند اينها وارد آبادان
شوند اينها را از خرمشهر بيرون كنند و حالت تهاجمي بگيرند... آقا محكم
باشيد جوان هاي ما محكم بايستند . » (7 )
1 ـ امام خميني كوثر جلد دوم ص 31 ـ30 ـ7
5 ـ1359 ـ خطاب به ملت و
ارتش جمهوري اسلامي
2 ـ همو
همان ماخذ ص 32
3 ـ استراتژي بزرگ
جان كالينر ترجمه كورش بايندر
4 ـ امام خميني كوثر ج 2 ص 132
5 ـ همان ماخذ ص 134
6 ـ همان ماخذ ص 155
7 ـ همان ماخذ ص 6 ـ155

| |