روزنامه جمهوري اسلامي 05/03/1386 صفحه امام
*****
امام خميني : تحريم اقتصادي براي ملت ما هديه است




  • (به مناسبت بيست و هفتمين سالگرد تحريم اقتصادي ايران توسط آمريكا)
    علي معصومي (وزوايي )
    بعد از پيروزي انقلاب اسلامي يكي از راه هايي كه دولت هاي استعماري غرب و در راس آن ها آمريكا براي مقابله با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي در پيش گرفتند اقدامات و فشارهاي اقتصادي بود . اين اقدامات از آبان 1358 شدت آشكار گرفت و رئيس جمهور آمريكا به شركت هاي آمريكايي دستور داد نفت ايران را نخرند علاوه بر اين رئيس جمهوري آمريكا از كشورهاي اروپايي نيز خواست خريد نفت از ايران را محدود كنند. علاوه بر اين به دستور رئيس جمهور آمريكا دارايي هاي ايران مسدود شود.
    جنگ اقتصادي دولت هاي استكباري غرب با جمهوري اسلامي ايران منجر به اين شد كه در اول خرداد 1359 تحريم اقتصادي ايران از سوي آمريكا و ساير كشورهاي غربي و يا طرفدار غرب به طور عمومي آغاز گردد.
    هدف آمريكا از تحريم اقتصادي ايران به زانو درآوردن جمهوري اسلامي ايران بود و مي خواست ايران در برابر خواست هاي غرب تسليم شود و با اهداف ارزش ها و اصول انقلاب وداع بگويد.
    امام خميني با مساله تحريم اقتصادي ايران برعكس پندار غربي ها به شيوه ويژه برخورد كرد و از آن استقبال نمود. امام خميني معتقد بود نه تنها تحريم اقتصادي زياني به كشور نمي رساند بلكه اين پديده هديه اي براي ايران است . هديه اي كه مي تواند تغييرات بنيادي و اساسي در كشور ايجاد كند.
    از نظر امام خميني يكي از آثار تحريم اقتصادي اين است كه توان ملي كشف مي شود و عينيت مي يابد.اگر ملتي در تنگناها قرار نگيرد و هيچگاه به فكر اين موضوع نيفتد كه از تواني كه دارد بهره گيرد قطعا توان ملي و استعداد ملي آن كشور به مرحله كشف و عينيت و بهره برداري نخواهد رسيد و هر گاه اين روند طي نشود علاوه بر اينكه خود يك ملت به جايي نخواهد رسيد قضاوت ملل ديگر و حتي قضاوت تاريخ نيز در باره چنين ملتي حقارت آميز خواهد بود. از سوي ديگر موجوديت ملتي كه قادر به ابراز توانايي ملي نباشد به تدريج از ميان خواهد رفت و يا اينكه زايده ملل و اقوام ديگر مي شود.
    از نظر امام خميني يكي ديگر از آثار تحريم اقتصادي يك ملت با اراده اين است كه توان باطني تك تك افراد آن ملت و مغز تك تك افراد به كار مي افتد و از حالت سكون و ركود بيرون مي آيد تا رفع نياز كند. اساسا نيازها و نوائب و مصايب روزگار براي اشخاص و ملل با اراده سكوي پرش و ترقي است و اگر افراد و ملل با شدائد دست و پنجه نرم نكنند به فلج عمومي گرفتار مي شوند يعني اينكه جسم و عقل و روانشان گرفتار نوعي فلج مي شود و كارايي لازم را پيدا نمي كند. اما ملتي كه با شدائدي همچون تحريم اقتصادي و.... رو به رو باشد مغز و جسم و روان آن ملت به جاي گرفتار شدن به فلج عمومي به ورزيدگي عمومي نائل مي شود و در اثر اين ورزيدگي جسمي و رواني و مغزي هر روز ابتكاري نشان مي دهد و هر روز گرهي را مي گشايد و....
    در ادامه همين مسير است كه ملل ورزيده به دو امتياز مهم ديگر نيز دست مي يابند. اول اينكه انبوهي از افراد متخصص در رشته هاي مختلف تربيت مي شوند دوم اينكه چنين ملتي در زمينه هاي مختلف به پشتوانه افراد متخصص به خودكفايي مي رسد و قدرت نهان يك ملت آشكار مي شود.
    در باره آنچه تاكنون گفته شد امام خميني سخنان فراواني دارند كه در ذيل نمونه هايي از اين سخنان را مي خوانيم :
    شما ديديد كه در اين جنگ تحميلي كه پيش آمد و محاصره اقتصادي ما شديم خود ايراني ها خود ارتشي ها اين قطعات را درست كردند. اگر قبل از اين بود يكي از آن قطعات را نمي توانستند درست كنند از باب اينكه شخصيت شان را گم كرده بودند مي گفتند بايد متخصص بيايد. من اعتقادم است كه اگر ما در محاصره اقتصادي يك ده سال پانزده سال واقع بشويم شخصيت خودمان را پيدا مي كنيم يعني همه مغزهائي كه راكد بودند در آنوقت و نمي توانستند فعاليت بكنند به فعاليت مي افتند و اين طبيعي است كه اگر يك نفر آدم يك جائي نشسته و همه چيز او را مي آورند تقديمش مي كنند اين فكرش به راه نمي افتد حتي كاسب هم نمي تواند بشود. اگر يك آدمي بود كه اول صبح چاي و نانش را مي آوردند .و ظهر هم همين طور شب هم همين طور هر احتياجي هم داشت هر چيزي را برايش برآورده مي كردند اين نمي توانست ديگر هيچ كاري بكند يك مرد فلجي مي شد. اينها مي خواستند كه اين مملكت را يك موجودات فلج بار بياورند ـ كه شماها ـ تبليغات دامنه دار و اعمال بسيار كوبنده بود كه به ما حالي كنند كه شماها نمي توانيد از شماها هيچ كاري برنمي آيد از آن طرف هم از آنجا مرتبا بياورند هر چيزي را و متخصصين را از خارج وارد كنند و هر چيزي كه احتياج دارند راجع به هر امري از خارج بياورند. وقتي كه يك ملتي ديد كه از خارج همه چيزش دارد اداره مي شود و ديگر احتياج ندارد اين به فكر اين نمي افتد كه خودش احتياجش را رفع كند. آن روزي كه اين ملت فهميد كه اگر ما جديت نكنيم براي كشاورزيمان جديت نكنيم براي صنعت نفت مان جديت نكنيم براي كشاورزيمان جديت نكنيم براي كارخانه هاي خودمان از بين خواهيم رفت و كسي نيست كه به ما بدهد وقتي اين احساس پيدا شد در يك ملتي كه من خودم بايد هر چيز مي خواهم تهيه كنم ديگران به من نمي دهند اين احساس اگر پيدا شد مغزها به راه مي افتد و متخصص در هر رشته اي پيدا مي شود و بازوهائي كه هر عملي را مي توانند انجام بدهند به كار مي افتند كشاورزش را خودشان درست مي كنند و كارخانه ها را خودشان راه مي اندازند چنانكه مي بيند كه بسياري از كارخانه ها را خودشان راه انداخته اند در تلويزيون هم گاهي ديده مي شود كه خود آنها راه انداخته اند و يا ابتكاراتي كرده اند اينها. اين ابتكارات از بركات اين محاصره اقتصادي بود. اگر ما هرچيزي مي خواستيم مي فرستادند جوان هايمان ديگر نمي رفتند دنبال اينكه خودمان بكنيم هست ديگر مي خواهيم چه كنيم . اين محاصره اقتصادي را كه خيلي از آن مي ترسند من يك هديه اي مي دانم براي كشور خودمان براي اينكه محاصره اقتصادي معنيش اين است كه مايحتاج ما را به ما نمي دهند وقتي كه مايحتاج را به ما ندادند خودمان مي رويم دنبالش ممكن است يك ده سالي زحمت بكشيم ده سالي گرفتاري داشته باشيم اما نتيجه آخرش اين است كه بعد از ده سال خودمان هستيم . ديگر احتياج به اينكه دست دراز كنيم طرف اين موسسه يا آن موسسه يا آن كشور و اين كشور محتاج به اين نيستيم . اشكال مطلب همين است كه در رژيم سابق جوري عمل كرده بودند و طوري ما را و جوان هاي ما را تربيت كرده بودند كه خودشان را تهي مي ديدند از همه چيز و مي گفتند مصرف كننده ايم و اين را يك چيز مي دانستند و حتي تعبير بعضي ها اين بود كه خوب چه عيبي دارد ديگران نوكر ما هستند براي ما مي آورند ما هم مصرف مي كنيم . غافل از اينكه خير ارباب شما هستند و همه چيز شما را مي برند با اين صورت كه مي خواهيم به شما چيزي بدهيم .
    مهم اين است كه ما بفهميم كه ديگران به ما چيزي نمي دهند ما خودمان بايد تهيه كنيم .
    (صحيفه نور جلد 14 ص 77 تا 79 )
    امام خميني معتقد بود كه تحريم اقتصادي زمينه ثبات كشور را نيز فراهم مي آورد و آن را از تزلزل نجات مي دهد. مسلم است كه وقتي همه چيز يك كشور وابسته به كشورها و ملل ديگر باشد هرگاه كوچك ترين تلاطمي بر آن كشورها پديد و يا اينكه اگر آن كشورها بخواهند با سرنوشت كشور وابسته بازي كنند به راحتي مي توانند كشور وابسته را تا مرحله اضمحلال گرفتار تزلزل نمايند. اما اگر كشوري حداقل در عرصه نيازهاي اساسي به خود متكي باشد ديگران به راحتي نمي توانند با سرنوشت آن كشور بازي كنند.
    از نظر كشورهاي غربي نيز اساس نظريه تحريم اقتصادي همين است كه آن ها مي پندارند ملت ها بدون وابستگي به آن ها نمي توانند به حيات خود ادامه دهند و هرگاه نامي از تحريم به ميان آورند ملتي كه هدف تحريم است بدون هيچ مقاومتي تسليم مي شود.
    امام خميني در اين باره مي فرمايد :
    وقتي كه محاصره اقتصادي بشود افكار همه مردم توجه به اين پيدا مي كند كه ما بايد خودكفا باشيم و متخصصين ما مشغول مي شوند و افكار خودشان را به راه مي اندازند و قدرت خودشان را به راه مي اندازند و ايران را مستغني مي كنند از خارج و من به شما اطمينان مي دهم كه اگر تا يك مدتي ما در اين فشارها باشيم ايران بيشتر ثبات پيدا مي كند و مغزهاي متفكر مكتبي ايران بيشتر به كار مي افتد و ايران را خودكفا مي كند(صحيفه نور جلد16 ص 75 و 80 )
    از نظر امام خميني بيداري از آثار ديگر تحريم اقتصادي است . تحريم اقتصادي در دو عرصه سبب بيداري و در نتيجه سبب تحرك مي شود زيرا بيداري هميشه با تحرك و خواب آلودگي نيز همواره با سكون و بي حركتي همراه است . عرصه اول بيداري اين است كه ملت تحريم شده به اين آگاهي مي رسد كه بايد در همه زمينه هاي اساسي به توان خودش تكيه كند و از ديگران چشم بدوزد. عرصه دوم بيداري اين است كه ملت تحريم شده دشمنان واقعي خود را مي شناسد و به اين مهم پي مي برد كه در جهان ناامني زندگي مي كند كه ايمن از صياد نيست و روابط ظاهري و تعارفات سياسي و.... نبايد آن ملت را در خواب غفلت ببرد. ملتي هم كه از چنين خواب غفلتي برخاسته باشد يقينا به فكر حيات و دوام عزتمند خود خواهد بود. امام خميني در اين باره مي فرمايد :
    شرافت به اين نيست كه انسان دستش را روي سينه بگذارد تا چند شاهي به او بدهند. بلكه شرافت انساني به اين است كه در مقابل زور بايستد و جوانان ما ايستادند و در مقابل آنها حصر اقتصادي كردند كه همين حصر اقتصادي جوانان ما را بيدار كرد و فهميدند كه خودشان بايد كار كنند و زحمت بكشند تا احتياجي به خارج نداشته باشند(صحيفه نور جلد 18 ص 112 )
    اكنون كه 27 سال تمام از تحريم ايران توسط آمريكا مي گذرد ما به درستي سخنان امام خميني و عمق آنها بيشتر واقف مي شويم زيرا در طول اين 27 سال كه ايران تحريم بوده است به گسترده ترين و بزرگترين پيشرفت هاي تاريخ خود دست يافته است . بنابر اين اكنون هم كه بار ديگر از تحريم عمومي تر سخن به ميان مي آيد قطعا در صورت وقوع هديه دومي براي ملت ايران خواهد بود و اين هديه دوم مي تواند جمهوري اسلامي را به اهداف خود به طور كامل برساند.
    امام خميني : وقتي كه محاصره اقتصادي بشود افكار همه مردم توجه به اين پيدا مي كند كه ما بايد خودكفا باشيم و متخصصين ما مشغول مي شوند و افكار خودشان را به راه مي اندازند و قدرت خودشان را به راه مي اندازند و ايران را مستغني مي كنند از خارج و من به شما اطمينان مي دهم كه اگر تا يك مدتي ما در اين فشارها باشيم ايران بيشتر ثبات پيدا مي كند و مغزهاي متفكر مكتبي ايران بيشتر به كار مي افتد و ايران را خودكفا مي كند
    امام خميني : شرافت به اين نيست كه انسان دستش را روي سينه بگذارد تا چند شاهي به او بدهند بلكه شرافت انساني به اين است كه در مقابل زور بايستد. و جوانان ما ايستادند و در مقابل آنها حصر اقتصادي كردند كه همين حصر اقتصادي جوانان ما را بيدار كرد و فهميدند كه خودشان بايد كار كنند و زحمت بكشند تا احتياجي به خارج نداشته باشند
    اكنون كه 27 سال تمام از تحريم ايران توسط آمريكا مي گذرد ما به درستي سخنان امام خميني و عمق آن ها بيشتر واقف مي شويم زيرا در طول اين 27 سال كه ايران تحريم شده است به گسترده ترين و بزرگترين پيشرفت هاي تاريخ خود دست يافته است . بنابر اين اكنون هم كه بار ديگر از تحريم عمومي تر سخن به ميان مي آيد قطعا در صورت وقوع هديه دومي براي ملت ايران خواهد بود اين هديه دوم مي تواند جمهوري اسلامي را به اهداف خود به طور كامل برساند
    اگر ملتي با شدائد و نوائب روزگار دست و پنجه نرم كند و با اراده قوي در مسير رفع نيازها و مشكلات خود گام بردارد از فلج عمومي رهايي مي يابد و مغز و جسم و روان او از چنان ورزيدگي عميقي برخوردار مي شود كه هر روز گرهي را مي گشايد هر روز پله اي از نردبان ترقي را پشت سر مي گذارد و هر روز ابتكاري از خود بروز مي دهد. در ادامه همين مسير است كه توان ملي و باطني يك ملت كشف و عينيت مي يابد