روزنامه جمهوري اسلامي 03/03/1386 صفحه جبهه و جنگ
*****
آزادي خرمشهر; ماحصل غيرت استقامت و اتحاد مردم بود




  • گفت و گو با امير سرتيپ دوم ستاد علي حسين پور معاون عمليات نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران
    گفت وگو از : حسين زكريائي عزيزي
    ث اشاره
    ترديدي نيست كه آزاد سازي خرمشهر قهرمان مديون اتحاد فرد فرد مردم عزيز ايران در قالب نيروهاي سپاه پاسداران ارتش جمهوري اسلامي بسيج و جوانان غيرتمند خاك مقدس است كه با ايثار و فداكاري و از خود گذشتگي توانستند در سايه رهبري پير خمين خميني كبير(ره ) خونين شهر را بار ديگر زينت دهند و خرم گردانند.
    عمليات الي بيت المقدس كه اسباب اين فتح بزرگ را فراهم نمود از جهات مختلف قابل بررسي است لذا در بيست و پنجمين سال گراميداشت اين حماسه بزرگ و براي شناخت زواياي پنهان و ابعاد مختلف اين عمليات سرنوشت ساز با معاون عمليات نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ; امير سرتيپ دوم ستاد علي حسين پور كه خود نيز در اين عمليات حضور داشت گفت و گويي ترتيب داديم كه ماحصل آن از نظر شما گراميان مي گذرد.
    ث با تقدير و تشكر از جنابعالي كه در اين گفت و گو شركت فرموديد نكته حائز اهميتي كه در اين عمليات وجود دارد اين است كه بخاطر آزاد سازي خرمشهر عمليات بيت المقدس تحت الشعاع قرار گرفته و زماني كه مي گويند عمليات بيت المقدس همه ذهن ها فقط به سمت روز سوم خرداد مي رود كه در آن روز رزمندگان اسلام خرمشهر عزيز را از چنگال متخاصمين آزاد كردند در حالي كه عمليات بيت المقدس يكي از بزرگترين عمليات هاي دفاع مقدس به شمار مي رود كه در چهار مرحله انجام شد شما به عنوان كسي كه از ابتدا در اين عمليات حاضر بوديد و امروز نيز بعنوان معاون عمليات نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران مشغول خدمت هستيد از طرح ريزي و مراحل اين عمليات براي ما و خوانندگان محترم ما توضيحاتي بفرمائيد.
    تشكر مي كنم از جنابعالي عرض كنم عمليات بيت المقدس در واقع ساعت 12 30 دقيقه روز 61 2 10 با رمز علي بن ابيطالب (ع ) شروع شد و اين عمليات در واقع در 4 مرحله انجام شد . سه قرارگاه در اين عمليات دخيل بودند و آن را هدايت مي كردند كه اين سه قرارگاه شامل قرار گاه نصر ـ فتح و قدس بودند كه در واقع به مركزيت قرارگاه كربلا هدايت مي شدند و عمليات را انجام دادند.
    در تاريخ 61 3 4 پس از آزادسازي خرمشهر اين عمليات به اتمام رسيد و در واقع عمليات بيت المقدس حدود 26 روز طول كشيد .
    اما اينكه در چند مرحله انجام شد بايد عرض كنم اين عمليات در 4 مرحله انجام شد مرحله اول عبور از كارون بود كه با استفاده از پل هاي پي .ام .پي جي .پي .اس قايق هاي جي .مي ني بزرگترين عمليات عبور از رودخانه انجام شد كه در واقع 5 لشكر از رودخانه عبور كردند و مرحله اول عمليات را انجام دادند. مي توان گفت اين مرحله از عمليات را هيچ كدام از طراحان نظامي پيش بيني نميكردند كه ايران بتواند آن را انجام دهد. همانطور كه مطلع هستيد ما قبل از عمليات بيت المقدس عمليات فتح المبين را انجام داده بوديم كه بين اين دو عمليات فاصله بيست و چند روزه اي بود يعني عمليات سنگيني مانند فتح المبين انجام شده بود و به فاصله بيست و چند روز بعد عمليات بيت المقدس انجام شد كه اين از ويژگي ها و اهميت بسيار زيادي برخوردار بود و شايد يكي از علت هايي كه ما توانستيم موفقيت هاي خوبي را بدست آوريم اين بو دكه دشمن پيش بيني اين را نمي كرد كه ظرف مدت كوتاه بيست و چند روزه ايران بتواند خودش را براي چنين عملياتي به اين وسعت آماده كند.
    بعد از مرحله اول كه يگان ها از كارون عبور كردند مرحله دوم رسيدن به محور ايستگاه حسينيه پشت دروازه اهواز به خرمشهر بود كه اين مرحله دوم انجام شد و در اين مرحله دشمن از هويزه و جفير عقب نشيني كرد.
    در مرحله سوم كه در تاريخ 61 2 19 انجام شد گرچه تلفات سنگيني به دشمن وارد شد و به هر صورت ضايعات دشمن در اين مرحله بسيار زياد بود. ولي ما نتوانستيم به اهدافي كه مد نظرمان بود برسيم . اين بو دكه مرحله چهارم عمليات بيت المقدس پيش بيني شد و از 61 3 1 محدوده خرمشهر و اطراف خرمشهر از چند طرف محاصره شد و در نهايت در 61 3 3 پس از 575 روز و 19 ماه اسارت خرمشهر آزاد شد و خونين شهر به فرمايش رهبر فقيد انقلاب ; حضرت امام رضوان الله تعالي عليه به خرمشهر تغيير نام داد.
    و پس از آزادي خرمشهر پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران بر فراز مسجد جامع خرمشهر كه پايگاه اصلي و محل تدارك و پشتيباني رزمندگان اسلام بود به اهتزاز درآمد.
    ث آيا فرماندهان و طرح ريزان عمليات به مقاصد اصلي كه در ابتداي عمليات منظور كرده بودند دست يافتند! به عنوان مثال آيا مد نظر بود كه روز سوم خرداد شهر كاملا توسط رزمندگان اسلام آزاد گردد
    عمليات مرحله بندي بود و تا مرحله اول و دوم طبق برنامه پيش رفت . در مرحله سوم به خاطر مقاومت هايي كه دشمن انجام داد و مسائلي كه پيش آمد چند روزي عمليات به تاخير افتاد ولي در نهايت و در مجموع در اين چهار مرحله اي كه عمليات انجام شد تقريبا به اهدافي كه مد نظر بود و برنامه ريزي شده بود دست پيدا كرديم .
    ث ارتش عمليات هايي را جزو برنامه هاي خود قرار داده بود تحت عنوان « كربلا » عمليات بيت المقدس جزو چندمين عمليات « كربلا » بود
    اگر خاطرتان باشد برنامه به گونه اي بو دكه دشمن حدود دو تا سه هفته به پيش روي خود ادامه داد و هر چقدر مي توانست در ابتداي جنگ وارد خاك ما شد . حدود 9 ماه هم جبهه ها راكد بود . و عمليات مهمي انجام نشد . پس از عزل بني صدر و منصوب شده امير سپهبد علي صياد شيرازي در سمت فرماندهي نيروي زميني و نقش بسيار ممتاز و مهمي را كه اين شهيد بزرگوار در انسجام و وحدت بين نيروهاي مسلح داشتند و با برنامه ريزي هاي خاصي كه انجام شد عمليات هاي مهم يكي پس از ديگري شكل گرفت .
    اگر خاطرتان باشد عمليات ثامن الائمه را كه انجام داديم بعد از عمليات ثامن الائمه به فاصله چند ماه بعد عمليات طريق المقدس را با آزاد سازي بستان انجام داديم و بعد از آن عمليات فتح المبين را انجام داديم و بعد از آن عمليات بيت المقدس را انجام داديم كه تقريبا با انجام عمليات بيت مقدس عمده خاكمان كه در تصرف دشمن بعثي بود از تصرف خارج شد.
    پس همه اين ها با يك برنامه ريزي و حساب و كتاب خاصي انجام شده بود.


    ث اين عمليات هايي كه شما به آنها اشاره كرديد مانند عمليات ثامن الائمه طريق القدس و فتح المبين چه مقدار در اجراي عمليات بيت المقدس موثر بود
    مي دانيد كه خوزستان به سه جبهه تقسيم شد. جبهه شمالي كه مربوط مي شود به محدوده دزفول انديمشك و درواقع شمال خوزستان كه در عمليات فتح المبين آزاد شد.
    جبهه مياني كه در واقع مربوط مي شد به محدوده بستان دهلاويه و سوسنگرد كه در عمليات طريق القدس و بعد از عمليات هاي سوسنگرد و دهلاويه كه جداگانه انجام شده بود آزاد شد و بخش مياني تكميل شد.
    بخش جنوبي هم كه محدوده آبادان بود در عمليات طريق القدس انجام شد و يك بخشي كه در محدوده خرمشهر طلائيه كوشك و اطراف آن قرار داشت در علميات بيت المقدس آزاد شد.
    يعني مي توان گفت اين سلسله عمليات هايي كه مانند زنجير به هم وصل بودند سبب آزاد سازي جبهه جنوبي مياني و شمالي خوزستان شدند.
    ث شما خودتان در آن زمان يعني زمان اجراي عمليات بيت المقدس در كدام محور بوديد
    من در عمليات بيت المقدس فرمانده گروهان بودم در تيپ 55 هوابرد و خوشبختانه در تمام مراحل عمليات شركت كردم و در مرحله آخر هم زخمي شدم و علي رغم مجروحيت آنجا ماندم تا اينكه خرمشهر آزاد شد و پس از آن به بيمارستان اعزام شدم و به دنبال كار مداوايم رفتم .
    ث پس بااين حساب با تن مجروح وارد شهر خرمشهر شديد
    در مرحله آخر كه در محدوده ورود به خرمشهر بودم در حين پيشروي يك تير تيربار دشمن به ران پاي من اصابت كرد كه به هر صورت باتوجه به علاقه خاصي كه داشتم تا آزادسازي خرمشهر را ببينم در آنجا ماندم .
    چرا كه متاسفانه من در زمان ابتداي جنگ كه خرمشهر به اشغال دشمن درآمد افتخار داشتم جزو دانشجويان دانشگاه افسري با شهيد بزرگوار نامجو كه فرمانده دانشگاه افسري بود به آنجا اعزام شوم و حدود 40 روز هم در خرمشهر با مردم و نيروهايي كه در خرمشهر بودند مقاومت كرديم ولي متاسفانه به علت كمبود امكانات شهر به دست بعثي ها افتاد و سقوط كرد لذا داغ و ناراحتي مضاعفي در دل من بود به خصوص اينكه تعدادي از هم دوره اي ها و دوستان من هم در خرمشهر به شهادت رسيده بودند. لذا اين مسئله به صورت يك داغ و ناراحتي بر روي دل من سنگيني مي كرد و هميشه يكي از آرزوهايم اين بود كه بالاخره يك روز خرمشهر آزاد شود و خودم هم اين توفيق را داشته باشم تا بتوانم در اين عمليات شركت كنم به همين لحاظ علي رغم مجروحيت دوست داشتم در آزاد سازي باشم و خداوند هم اين توفيق را به من داد كه تا مرحله آخر بتوانم در اين عمليات حضور پيدا كنم .
    ث و وارد شهر خرمشهر شديد. آيا به مسجد جامع هم رفتيد
    بله توفيق داشتم وارد مسجد جامع خرمشهر هم بشوم .
    ث چه حس و روحيه اي در آن لحظه داشتيد
    من كه حقيقتا در آنجا گريه كردم و الان هنوز هم كه آن خاطرات به يادم مي آيد بغض گلويم را مي فشارد و در واقع اين به دو دليل است يكي به دليل اينكه در آنجا ياد دوستان و عزيزاني كه در كنارشان بوديم و الان آنها را از دست داديم افتادم و دليل ديگر كه شيريني به همراه داشت پيروزي رزمندگان بود و حلاوتي كه از آزادسازي خرمشهر به دست آورديم .
    ث حال امروز پس از 25 سال از آزاد سازي خرمشهر وقتي نام خرمشهر را مي شنويد اولين چيزي كه در ذهن شما تداعي ميشود چيست
    اولين چيزي كه در ذهنم تداعي ميشود غيرت استقامت و مردانگي است كه ما با مقاومت توانستيم خرمشهر را آزاد كنيم .
    ث اگر روزي فرزند شما و يا نوه شما از شما بخواهد از خرمشهر برايش بگوييد چه چيزي را براي ايشان روايت مي كنيد
    من به آنها ميگويم ما ملتي بوديم كه علي رغم تمام فشارها كاستي ها و تمام ظلم ها و تعدي هايي كه به ما شد جانانه ايستاديم و از جان مايه گذاشتيم عرق ريختيم خون داديم تا توانستيم حقانيت مان را به دنيا ثابت كنيم و حق خودمان را بگيريم .


    ث شما كه در تمام سالهاي دفاع مقدس در مسئوليت هاي مختلف در خط مقدم نبرد حاضر بوديد آيا به اين جمله معتقديد كه : آزاد سازي خرمشهر اوج اقتدار ما در جنگ بود
    قطعا همينگونه است . زماني كه خرمشهر آزاد شد يك دستاوردهاي نظامي و تاكتيكي داشت و يك دستاوردهاي سياسي و جهاني كه همه چيز را در دنيا به نفع ما تمام كرد و كاملا همه چيز در مورد ما عوض شد.
    ث خوب است اين دستاوردها را براي ما بفرمائيد.
    دستاوردهاي نظامي مشخص است كه توانستيم خاكمان را آزاد كنيم و خرمشهر را كه يكي از بنادر مهم ما بود در كنار جزيره آبادان دوباره به خاك مقدسمان برگردانيم . از طرفي هم توانستيم چند لشكر عراق را منهدم كنيم به چند لشكر عراق خسارت وارد كنيم . حدود 15 الي 16 هزار نفر از نيروهاي دشمن را به هلاكت برسانيم و زخمي كنيم حدود 17 هزار و پانصد نفر را به اسارت بگيريم . 3 فروند هواپيما و 2 فروند هلي كوپترشان را سرنگون كنيم . همه اين ها دستاوردهاي نظامي بود.
    ولي در كنار اينها دستاوردهاي سياسي و جهاني داشتيم . كشور ايران كشوري بود كه در آن زمان تازه انقلاب كرده بود. از طرفي هم بلافاصله پس از انقلاب جنگ به او تحميل شد و در دنيا ايران را يك كشور شكست خورده تلقي ميكردند از طرفي انقلابيون دنيا هم چشمشان به ايران بود كه ايران بعنوان يك الگو در دنيا چه كار خواهد كرد و چه تدبيري مي كند. تا آنها بانگاه به ايران حركتشان را ادامه دهند. از طرفي هم دشمن تبليغات رواني زيادي بر عليه ما داشت . رزمندگان و مردم ما از نظر رواني تحت فشار بودند. تحريم اقتصادي هم بوديم . همه اين ها دست به دست هم فشارهاي چند جانبه اي بر ايران وارد مي كرد. وقتي كه ما در خرمشهر پيروز شديم ضمن اينكه حقانيتمان را ثابت كرديم به عنوان يك كشور پيروز ميدان قلمداد شديم نگاه دنيا نسبت به كشور ما عوض شد و تغيير كرد. از نظر رواني آن جو كاسته شد روحيه رزمندگان و مردم ما ارتقا پيدا كرد انقلابيون دنيا اميدوار شدند و به هر صورت عراقي كه تا چند روز قبل پيروز ميدان بود شكست خورده ميدان شد و ما پيروز ميدان شديم . و باتوجه به اين مسائل مراودات شروع شد و كشورها بحث صلح و آتش بس را مطرح كردند.
    ث حال كه بحث به اينجا رسيد خوب است مقداري به طرح صلح و آتش بس پس از آزاد سازي خرمشهر اشاره كنيد و اينكه اصل موضوع چه بود
    بله ! اتفاقا عده اي گاهي اوقات مطرح مي كنند كه چرا وقتي ما خرمشهر را آزاد كرديم صلح نكرديم و آتش بس را نپذيرفتيم . در واقع مي شود گفت آن زمان دو استراتژي وجود داشت يكي استراتژي حضرت امام بود كه نظر حضرت امام اين بود كه جنگ ادامه پيدا كند تا سرنگوني صدام به لحاظ اينكه حضرت امام صدام را شخصي غير قابل اعتماد ميدانستند كه به حرف و گفته هاي خودش پايبند نيست لذا فرمودند جنگ تا سرنگوني صدام بايد ادامه پيدا كند.
    استراتژي هاي متفاوت ديگري هم بود كه عده اي مي گفتند ما بايد صلح كنيم البته آن زمان صلحي در كار نبود صلح فقط بصورت صوري مطرح ميشد و هيچ مجمع جهاني و بين المللي نيامد طرحي بياورد و يا مسئله اي را مطرح كند و بگويد طبق اين معاهده و يا مسئله مي خواهيم صلح كنيد. همه اش در حد زبان بود. ما دو نوع آتش بس داريم آتش بس متوازن داريم و آتش بس نامتوازن . آتش بس متوازن موقعي است كه دو كشور در يك موقعيت مساوي قرار گرفتند و در يك شرايط و موقعيت هستند. اما آن زماني كه اين موضوع مطرح شد يك آتش بس نامتوازن بود چرا كه عراق هنوز در خاك كشور ما بود. و اين ها مي خواستند آتش بس را بر ما تحميل كنند تا دور تك ما را بگيرند و ما را شل كنند و و عراق را تازه نفس كنند. به او تجهيزات بدهند و آماده اش كنند براي جنگ بعد كه با ما مقابله كند. و در نهايت اين بود كه به هر صورت آتش بس پذيرفته نشد و مسئولين ماهم كار خوبي كردند كه در اين موقعيت آتش بس را نپذيرفتند.
    ث به نظر ما همانقدر كه آزاد سازي خرمشهر از جايگاه ويژه اي برخوردار است مقاومت بچه ها در خرمشهر هم يك مقاومت ماندگار و ويژه است مي خواهيم كمي به عقب برگرديم واز روزهاي مقاومت حرف بزنيم . شما در ايام مقاومت در شهر خرمشهر كجابوديد
    ما آن زمان دانشجوي فارغ التحصيل بوديم . كه بعد از 31 شهريور يعني صبح روز اول مهر ماه شهيد بزرگوار نامجو كه بعدا وزير دفاع هم شد و به شهادت رسيدند آن وقت فرمانده وقت دانشگاه افسري بودند ما و ديگر دانشجويان را جمع كردند و شرايط را توضبح دادند و گفتند چه كساني داوطلب هستند تا به خرمشهر اعزام شوند. تمام دانشجويان هم دوره اي ما كه حدود 500 نفر بودند داوطلبانه آمدند و اعلام آمادگي كردند و فردا صبح وارد اهواز شديم و 24 ساعت بعد از آن C 031 ما با 14 فروند هواپيماي يعني تقريبا روز سوم جنگ وارد خرمشهر شديم . پايگاه اصلي هم مسجد خرمشهر بود. مسئولين محترم آن زمان كه در گير جنگ بودند مانند مقام معظم رهبري ـ آقاي هاشمي رفسنجاني و... هم در آنجا و در كنار دانشجويان حضور مي يافتند . كه در آنجا اين دانشجويان حدود 40 روز مقاومت كردند ولي متاسفانه بخاطر كمبود امكانات و خيانت هايي كه شد خرمشهر سقوط كرد.
    ث اگر ميشود از روزهاي مقاومت بيشتر براي ما بگوييد.
    آن روزها تعدادي از نيروهاي ارتش در مرز مستقر بودند كه همان گردان دژ از لشگر 92 زرهي بو دكه واقعا با چند تا 106 و تجهيزات اندكي كه داشتند جانانه مقاومت كردند. و جلوي دشمن را گرفتند و فرمانده گردان دژ كه شهيد كبريايي بود واقعا جانانه مقاومت كرد و آخر هم در آنجا به شهادت رسيد.
    و اين در حالي بو دكه دو لشكر قوي عراق حمله كرد آيا يك گردان با تعداد اندك در آن شرايطي كه خدمت سربازي تقليل پيدا كرده بود پادگان ها خالي شده بود نيروي آن چناني در مرز نبود مي توانست مقاومت كند. اينها خود به خود دست به دست هم داد تا دشمن از اين موقعيت استفاده كند و به كشور ما حمله كند. در آن شرايط نيروهايي كه حاضر بودند تعدادي از دانشجويان دانشگاه افسري بودند تكاوران نيروي دريايي بودند كه انصافا اين ها بسيار جانانه و خوب جنگيدند.
    امير سياري كه الان جانشين نيروي دريايي است آن زمان درجه اش ستوان يك بود كه با يك اكيپي در آنجا خوب جنگيدند و اتفاقا ايشان در همانجا مجروح شد كه ما خودمان ايشان را تخليه كرديم . بعد تعدادي از نيروهاي مردمي بودند خود مردم بودند تعدادي از بچه هاي سپاه بودند ولي تعدادشان بسيار محدود بود و انسجام آنچناني وجود نداشت . هر كسي يك گوشه اي از كار را گرفته بود. مي توان گفت منظم ترين نيروهائيكه در آنجا بودند همين تكاورهاي نيروي دريايي پايگاه خرمشهر بودند و بعد بچه هاي دانشكده افسري اين راهم بگويم كه ماهم تجربه اي نداشتيم ماهم دانشجو بوديم و خيلي چيزها را همانجا ياد گرفتيم . ولي با همين شكل و با همت و كمك مردم و مايه اي كه رزمندگان گذاشتند حدود 40 روز در مقابل دشمن ايستادگي كرديم و آخر هم دشمن با تك هاي سنگيني توانست شهر را تصرف كند. به اين طريق كه از جاده گمرك چندين بار پاتك كرد و اينقدر بچه ها تانك و نفر بر از دشمن زده بودند كه راه بند آمده بود. آخر هم دشمن متوجه شد با عمليات متمركز و سنگيني نمي تواند خرمشهر را بگيرد. لذا بصورت لاك پشتي عمليات انجام داد. من خاطرم هست كه مي آمد يك آتش تهيه بسيار سنگين مي ريخت و يك مقدار حدود 500 متر مي آمد جلو و آنجا مي ماند و مكان استقرارش را محكم مي كرد بعد چند روز مي ماند و دوباره آتش تهيه سنگين مي ريخت و به همين شكل قدم به قدم و فاز به فاز خرمشهر را گرفت چرا كه اگر مي خواست به يكباره حمله كند نميتوانست و موفق نمي شد.
    ث آنچه مسلم است اينكه عراق به قصد تصرف سه روزه تهران وارد مرزهاي ما شد آن هم با امكانات ويژه اي كه جهانيان دراختيار او قرار داده بودند اما در مقابل ياران امام و فرزندان ايران اسلامي بدون هيچ امكاناتي به قول شما چهل روز در مقابل آنها ايستادگي كردند. از آن طرف هم رژيم بعث وقتي خرمشهر را تصرف كرد اين شهر را به دژ مستحكمي تبديل كرد كه آن را غير قابل نفوذ مي دانست و اين در حالي بود كه رزمندگان اسلام در عرض 24 روز توانستند اين شهر را به مرزهاي كشور اسلامي پيوندي دوباره بزنند به نظر شما اينها آثار چيست
    همه اين ها را در ايثارگري روحيه شهادت طلبي غيرت و حريت و استقامتي كه در مردم ما وجود داشت مي دانم كه عزمشان را جزم كرده بودند و در يك اقدام ملي همه كمك كردند تا شهرشان را كه در دست دشمن قرار گرفته بود به هر قيمتي آزاد كنند. چون يكي از علت هايي كه در مرحله سوم عمليات نتوانستيم عمليات را ادامه دهيم و طول كشيد اين بود كه دشمن از تمام امكاناتي كه در كشور خودش وجود داشت و مستشاران خارجي استفاده كرد. مثلا در قسمت كوشك و طلائيه خاكريزهايي را احداث كرده بود تحت عنوان خاكريزهاي مثلثي شكل كه شما از هر طرف به اين خاكريز نزديك مي شدي به مانع برخورد مي كردي ضمن اينكه ادوات و تجهيزاتي را در ميان اين خاكريز قرار داده بودند كه بصورت سيار اقدام به تيراندازي مي كرد و هر رزمنده اي كه مي خواست وارد اين محدوده شود را مورد اصابت قرار مي داند.
    ث در پايان اين گفت و گو اگر نكته اي خاصي داريد با گوش جان مي شنويم .
    اول اينكه از همه مردم بزرگوار و شهيد پرور تشكر مي كنم كه در همه مراحل دفاع مقدس با پشتيباني هاي خوبي كه انجام مي دادند اين عمليات ها هدايت مي شد و به نتيجه مي رسيد.
    جوانان ما هم كه پدران آينده سازان اين مملكت هستند بايد قدر اين زحمات و تلاش ها را بدانند. خون بهاي سنگيني كه در اين راستا داديم را حفظ كنند و در قبال شهدا و ايثارگري هايي كه شهد و ايثارگران ما انجام دادند جوابگو باشند به عبارتي هم حرمت آنها را حفظ كنند هم زحمات آنها را قدر بدانند كه اگر اين روحيه در ما باشد هيچ دشمني تحت هيچ شرايطي با هر نوع امكانات كه داشته باشد نمي تواند به ما آزار برساند اگر غير از اين باشد ما مشكل پيدا مي كنيم و در نهايت شكست مي خوريم .
    ما ملتي بوديم كه علي رغم تمام فشارها كاستي ها و تمام ظلم ها و تعدي هايي كه به ما شد جانانه ايستاديم و از جان مايه گذاشتيم خون داديم تا توانستيم حقانيتمان را به دنيا ثابت كنيم و حق خودمان را بگيريم
    با آزاد سازي خرمشهر ما به عنوان پيروز ميدان قلمداد شديم و نگاه دنيا نسبت به كشور ما تغيير كرد و روحيه مردم و رزمندگان ما ارتقا پيدا كرد