روزنامه جمهوري اسلامي 01/03/1386 صفحه عقيدتي

  • زينب (س ) و مسئوليت « پرستاري » در سخت ترين شرايط
  • فرهنگ اسلامي خاستگاه مسئوليت پرستاري
  • *****
    زينب (س ) و مسئوليت « پرستاري » در سخت ترين شرايط




  • حضرت زينب (س ) تجلي مقاومت پايدار در انقلاب كربلا وپيام رسان بزرگ نهضت مقدس امام حسين (ع ) در كنار تمام فداكاري ها جانفشاني ها و مجاهدت هاي بزرگي كه در مسير تحقق اهداف و آرمان هاي مقدس و والاي حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) به انجام مي رساند مسئوليت عظيم پرستاري از وجود شريف حضرت امام زين العابدين را نيز به دوش مي كشيد.
    امام سجاد(ع ) در واقعه كربلا به شدت بيمار بود و قادر به حضور در ميادين رزم و مقابله وجهاد با سپاه خصم نبود. دشمنان پس از هجوم به خيمه هاي اهل بيت (ع ) چند بار قصد كردند امام سجاد(ع ) را به قتل برسانند لكن شدت بيماري آن حضرت به گونه اي بودكه هر بار با مشاهده امام (ع ) به اين نتيجه مي رسيدند كه نيازي به چنين اقدامي نمي باشد كه او خود در حال از بين رفتن است .
    حضرت زينب (س ) در شرايط بسيار سخت و ناگواري كه از همه سو در معرض تهاجم رنج ها و سختي ها و حزن و اندوه ها قرار داشت و بايد اهل بيت را كه همه در اسارت دشمن بودند و از شهري به شهر ديگر كوچ داده مي شدند محافظت نمايد و روحيه مقاومت در آنان بدمد وظيفه داشت از امام سجاد(ع ) پرستاري نمايد و جان شريف يادگار امام حسين (ع ) را به سلامت برساند تا « امامت » در خاندان عصمت و طهارت تداوم يابد.
    عصر روز يازدهم محرم اسيران را براي سفر به كوفه و پس از آن شام و بهره برداري هاي اجتماعي و سياسي و تبليغي به منظور استحكام بخشيدن به پايه هاي حكومت غاصبانه بني اميه آماده كردند.
    اسراي اهل بيت (ع ) از ماموران حكومت جور درخواست كردند كه در حين خارج شدن از اين مكان ما را از قتلگاه شهداي عاشورا عبور دهيد تا براي آخرين بار با آنان وداع كنيم .
    حركت كاروان آغاز شد و آرام آرام قتلگاه شهيدان كربلا نمايان گرديد. پاهاي امام سجاد(ع ) كه به علت شدت بيماري به زير شكم مركب بسته شده بود او را از تماس نزديك با پيكر شهدا باز داشت لكن بقيه اسرا پس از مشاهده شهدا ـ كه در قتلگاه كربلا با سرهاي از تن جدا و پيكرهاي غرقه در خون افتاده بودند ـ از مركب ها فرود آمدند و خود را با آه و ناله به روي اجساد مطهر افكندند.
    حضرت زينب (س ) خودش را به پيكر مقدس حضرت امام حسين رساند و با مشاهده جسم بي سر و بدن برهنه و غرقه در خون برادرش اينگونه با پيامبر اكرم (ص ) زمزمه كرد :
    « اي رسول خدا اين حسين توست كه اينگونه برهنه افتاده و به خاك و خون آغشته و رگ و پيوندش از هم گسيخته است و اينها دختران تو هستند كه به اسارت مي روند و فرزندان تو هستند كه كشته گشته اند. »
    حضرت زينب (س ) سپس دست هاي خويش را به زير بدن امام حسين (ع ) برد و او را به طرف آسمان بلند كرد و گفت :
    « خدايا اين قرباني را از من بپذير »
    زينب (س ) كه مسئوليت پرستاري امام زين العابدين (ع ) را به دوش مي كشيد يكباره نگاه به چهره او مي گسترد و احساس مي كند كه مشاهده اين صحنه هاي جانگداز امام (ع ) را به سختي محزون و دل آزرده كرده است . به همين دليل به سوي فرزند برادر مي شتابد و براي اين كه نظاره پيكر آغشته به خون امام حسين (ع ) و ساير شهداي كربلا روح او را رنجه ندارد و بر شدت بيماري خطرناك و وقفه ناپذيرش نيفزايد اينگونه با او سخن مي آغازد :
    « اي يادگار جد و پدر و برادرم به خدا سوگند آن چه كه پيش آمده تعهدي بوده كه خداوند از جد و پدرت گرفته است . خدا از مردماني عهد و ميثاق گرفته است كه فراعنه اين زمين آنان را نمي شناسند ولي در بين ساكنان آسمانها معروفند. آن ها اين پيكرهاي پاره پاره و اين بدن هاي به خون آغشته را جمع آوري خواهند كرد و دفن خواهند نمود و در اين سرزمين براي پدرت كه سالار شهيدان است پرچمي خواهند افراشت كه در گستره زمان و گذشت شب و روز آثارش محو نمي گردد و فرسوده نمي شود... »
    حضرت زينب (س ) به اين وسيله از اندوه و غم سترگ فرزند برادرش كاست و مانع گرديد كه بيماري سخت و رنج آورش شدت يابد و بهبودي و سلامت او را به تاخير افكند.
    اين مراقبت و پرستاري با دقت خاص و رعايت همه ابعاد و جوانب از ابتداي حركت كاروان اسيران تا انتهاي آن و در عبور از شهرها و طي فراز و نشيب ها و مراحل سخت و طاقت فرسا تداوم يافت و حضرت زينب (س ) لحظه اي از حال امام سجاد(ع ) غفلت نورزيد.
    ارزش بزرگ عمل اين بانوي فداكار از دو جنبه بسيار حائز اهميت مي باشد. اول اين كه مسئوليت پرستاري از فرزند برادر در شرايط عادي و متداول صورت نگرفت بلكه در سخت ترين ناگوارترين و اندوهبارترين شرايط به حيطه عمل درآمد. اين شرايط سخت كه « اسارت » در دست دشمنان مكار و خونخوار بود پرستاري را مشكل و رنجزا مي ساخت و هر طاقت و توان و بردباري را از آدمي مي ربود. لكن زينب (س ) در اوج « مقاومت » به انجام اين مسئوليت عظيم و حياتي اهتمام ورزيد و در كار خويش موفق و سربلند و پيروز گرديد. او در برابر فشارها اهانت ها شكنجه هاي روحي و تنگناهاي ناشي از اسارت هرگز روحيه مقاوم و استوار خويش را به ضعف و تزلزل نيفكند.
    دوم اينكه حضرت زينب (س ) مسئوليت نگهداري و محافظت از فرزندان امام حسين (ع ) را نيز برعهده داشت و مي بايست آنان را در زير بال هاي پرمهر و محبت خويش بگيرد و نوازش دهد و روحيه ببخشد و از تحقير دشمنان مصون بدارد. اين وظيفه و مسئوليت كه كمتر از مسئوليت پرستاري از امام زين العابدين (ع ) نبود كار را براي اين زن ايثارگر و مقاوم و سخت كوش دشوارتر مي ساخت و تحمل و شكيبايي فزون تري را از او مي طلبيد.
    فشارهاي روحي و جسمي و خستگي هاي طاقت فرساي حضرت زينب (س ) را نيز اگر به دو عامل ياد شده اضافه كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه او علاوه بر فائق آمدن بر دو مانع مزبور مانع سوم را نيز از سر راه برداشت و نگذاشت كه جسم وروحش در زير بار فشار غم و اندوه ناشي از شهادت عزيزانش به ضعف و تزلزل افتد و از انجام مسئوليت پرستاري باز بماند.
    اينك زنان جامعه ما به ويژه « پرستاران » اين الگوي بزرگ را براي بهره وري از تمام خصال و صفات والا و ارزش هاي وجودي ـ و نه فقط مشخصه و ويژگي پرستاري ـ در دسترس دارند.
    ترديدي وجود ندارد كه تبعيت از اين الگوي پاك و شكيبا و پايدار و مقاوم و مسئول راهگشاي زنان ما به سوي رشد و بالندگي و پويايي و پيشرفت در همه شئون و جلوه هاي زندگي فردي و اجتماعي و سياسي و فرهنگي و علمي خواهد شد و بزرگ ترين بزرگداشت از مقام رفيع اين بانوي بزرگ و فداكار همانا حركت صحيح براي كسب صفات و خصال و شيوه هاي ممدوح و رهايي بخش و سعادت آفرين او مي باشد.
    زنان جامعه ما به ويژه « پرستاران » الگوي بزرگي همچون حضرت زينب (س ) را براي بهره وري از تمام خصال و صفات والا و ارزش هاي والا دردسترس دارند. او تجلي مقاومت پايدار و پيام رسان نهضت عاشورا و سرمشق ايثارها و جانفشاني ها و ياري رساني به انسان ها در سخت ترين شرايط مي باشد

  • *****
    فرهنگ اسلامي خاستگاه مسئوليت پرستاري




  • تاملي در ارتباط سلامتي و بهداشت جسمي و روحي و نقش ارزشمند پرستاران
    در نگاه ژرف فرهنگ و معارف اسلامي « پرستاري » داراي اهميت خاص و آثار ارزشمند و حياتي مي باشد و از ضروريات بزرگ جامعه و پيوند خورده با سلامت جسم و جان انسان ها محسوب مي گردد. همين ارجمندي و اهميت است كه موجب گرديد نظام حكومتي و جامعه اسلامي ما روزي را به نام « پرستار » تعيين نمايد تا جايگاه و نقش پرستاران گرامي داشته شود و از اين عناصر فداكار و سخت كوش قدرداني گردد.
    روز ولادت حضرت زينب (س ) كه روز پرستار نام گرفته است نشانگر اوج منزلت و نقش محوري پرستاران مي باشد كه آن بانوي پاك و شريف و ايثارگر متجلي كننده زيباترين جلوه هاي اين عمل بزرگ و ارزشمند و حياتي است و الگوي برتر اين مسئوليت و تعهد الهي مي باشد.
    ارزش و اعتباري كه فرهنگ و معارف اسلامي براي پرستاري قائل است از اهميت خاص تندرستي و سلامت جسم و جان انسان ناشي مي شود و همين موضوع مهم و حياتي است كه خاستگاه اصلي ارزش گذاري براي عمل شريف و ارزشمند پرستاري محسوب مي شود. آيا جز اين است كه وظيفه و مسئوليت بزرگ پرستاري با مراقبت هاي ويژه از بيماران براي رسيدن به مرز سلامت و تندرستي آنان تحقق خواهد يافت و آيا پرستاري جز با مراقبت هاي عملي و مستمر در همه ابعاد و جلوه ها از كساني كه بهداشت جسمي و روحي آنان به خطر افتاده و در معرض آسيب هاي گوناگون قرار گرفته اند فلسفه ديگري خواهد داشت
    با اين نگرش صحيح و بنيادين بررسي جايگاه و اهميت صحت و سلامت انسان در آموزه ها و تعاليم عميق اسلام ضرورت مي يابد و لازم است ارزش خاص و محوري تندرستي را دريابيم تا به اين وسيله ارجمندي و شرافت شغل پرستاري نمايانده شود.
    اميرمومنان حضرت علي (ع ) مي فرمايد :
    « تندرستي گواراترين نعمت است » (1 )
    براساس اين كلام شريف اولا صحت و تندرستي انسان يك « نعمت » است و بايد به شكرانه آن اهتمام ورزيد و بزرگترين جلوه سپاسگزاري از هر نعمتي حفاظت كامل و بهره وري صحيح و همه جانبه از آن مي باشد و اين نوع سپاس بالاتر و ارزشمندتر از سپاس لساني و زباني به درگاه خداوند متعال مي باشد اگرچه حمد و سپاس لساني و زباني نيز يك وظيفه ضروري است و بايد انجام گردد. ثانيا نعمت تندرستي از گواراترين و لذت بخش ترين نعمت ها محسوب مي شود. يعني نبايد آن را كوچك شمرد و در مراقبت از آن قصور ورزيد. همچنين نبايد از بهره برداري هاي بجا و صحيح از آن غفلت نمود و يا بدون استفاده رهايش ساخت .
    در يكي از آموزه هاي ديني تندرستي و سلامتي از جمله موهبت هاي ارزشمندي معرفي مي شود كه كسي قدر و قيمت آن را نمي شناسد مگر فردي كه آن را از دست داده باشد . (2 )
    و به راستي اين يكي از غفلت هاي بزرگ انسان است كه تا در سلامتي و تندرستي است ارزش آن را نمي شناسد و آن گاه كه صحت و سلامتش را از دست داد يكباره درمي يابد كه از چه نعمت شريف و عزيزي خود را محروم كرده است .
    در فرهنگ و معارف اسلامي نگرشي جامع نسبت به تندرستي انسان مي يابيم كه شامل سلامت « جسم و تن » و « روح و روان » او مي گردد.
    از ديدگاه دستورالعمل هاي بهداشتي اسلام هر انساني موظف است به تمام وظايفي كه براي تامين « بهداشت جسماني » و « بهداشت رواني » ضروري مي باشد عمل نمايد تا تندرستي و سلامت را در هر دو جنبه و جلوه جسمي و روحي محقق سازد.
    اميرمومنان (ع ) مي فرمايد :
    « كسي كه ناخوشي و بيماري خود را از پزشكان پنهان كند به جسم و تن خود خيانت كرده است . (3 )
    اين رهنمود ژرف به « بهداشت جسماني » نظر مي گسترد و درمان بيماري ها را با مراقبت هاي خاص پزشكي يك وظيفه واجب مي داند و هرگونه قصور و تسامح در تامين اين نوع تندرستي و سلامتي را « خيانت به بدن » نام مي نهد تا به اين وسيله اهميت صحت جسم و تن را نمايان سازد.
    برخي از آموزه هاي ديني با ذكر نمونه هاي مختلف از ناخوشي ها و دردمندي هاي مرتبط با روح و روان جايگاه و ارزش سلامت و بهداشت رواني را آشكار مي سازد.
    در دو آموزه بسيار ژرف و راهگشاي ذيل دقت و تعمق ورزيم :
    اندوه و غم بدن را ذوب مي نمايد . (4 )
    حزن و غصه بسيار پيري به بار مي آورد . (5 )
    اندوه و حزن و غم يك ناراحتي روحي است كه بهداشت رواني انسان را به خطر مي افكند و موجب فشارها تشويش ها افسردگي ها و ساير آشفتگي ها و پريشاني ها مي گردد. غم و غصه و هر بيماري و ناراحتي روحي ـ كه در آموزه هاي ديني تمام آنها معرفي شده و آفات و آسيب هايشان نمايان شده اند ـ نه تنها در روح و روان آدمي آثار ناگوار و زيان هاي بي شمار بر جاي مي نهند و عوارض و امراض متعدد پديد مي آورند در جسم و بدن انسان نيز نفوذ مي كنند و موجب زيان و آسيب مي گردند.
    در آموزه هايي كه از نظر گذشت اندوه و حزن كه يك ناراحتي روحي مي باشد عامل ذوب شدن بدن و پيري انسان معرفي مي شوند و اين نشان مي دهد كه بيماري هاي روحي در جسم چگونه تاثير مي گذارند و آن را به مرور ويران و نابود مي سازند. در علم پزشكي و روان پزشكي امروز اين بيماري ها « روان تني » نام مي گيرند. بيماري هاي روان تني بيماري هاي جسمي هستند كه منشا روحي دارند. يعني پريشاني ها و ناراحتي ها و ناگواري هاي روحي و رواني باعث بروز اين بيماري هاي جسماني مي شوند. امروز ثابت شده است كه بسياري از امراض جسمي همچون نارسايي هاي قلبي تنفسي گوارشي از ناراحتي روحي ناشي مي شوند و هيچ منشا و سرچشمه ديگري ندارند.
    مشاهده مي كنيم كه « تندرستي » در ابعاد « جسمي » و « روحي » از امور بسيار حياتي مي باشد و فرهنگ اسلامي نگرش خاص و حائز اهميتي نسبت به آن دارد و از همين جاست كه « پرستاري » جايگاه و منزلت خود را نمايان مي سازد.
    همچنان كه بيماري ها داراي جلوه هاي جسمي و روحي مي باشند پرستاري از بيماران نيز با اين دو جنبه و جلوه اهميت مي يابد.
    پرستاران با مراقبت هاي ويژه « پزشكي » موجب درمان بيماري ها و فراهم آمدن زمينه هاي سلامتي جسماني مي شوند و با انجام اين مسئوليت بزرگ و تعهد انساني به جامعه خدمت مي نمايند.
    همچنين پرستاران با مراقبت هاي « روانپزشكي » باعث بهبود ناراحتي هاي رواني مي گردند و تندرستي و سلامت روحي بيماران را محقق مي سازند.
    از ديدگاه فرهنگ و معارف اسلامي هر كدام از اين دو وظيفه و مسئوليت پرستاران حائز اهميت خاص مي باشد و فعاليت هاي شبانه روزي اين موجودات سخت كوش و فداكار را ارزشمند مي سازد.
    نظام حكومتي ما ـ كه بر محور تعاليم و قوانين جامع و زندگي ساز اسلام حركت مي كند ـ بايد شرايط و زمينه هاي لازم را براي نماياندن جايگاه و ارزش تلاش هاي پرستاران متعهد و ايثارگر فراهم آورد تا اين عناصر در كنار كسب « ثواب معنوي » به « حقوق مادي » و « تكريم اجتماعي » نيز نائل آيند.
    ـــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ غررالحكم ترجمه و تنظيم موضوعي به كوشش سيد هاشم رسولي محلاتي دفتر نشر فرهنگ اسلامي ج 2 ص 135
    2 ـ الحديث روايات تربيتي اهل بيت (ع ) ترجمه و تنظيم موضوعي به كوشش محمدتقي فلسفي دفتر نشر فرهنگ اسلامي ج 1 ص 329
    3 ـ غررالحكم ج 2 ص 663
    4 ـ كلام اميرمومنان (ع ) الحديث ج 1 ص 253
    5 ـ كلام امام موسي بن جعفر(ع ) تحف العقول ص 403
    از ديدگاه دستورالعمل هاي بهداشتي اسلام هر انساني موظف است به تمام وظايفي ك براي تامين « بهداشت جسماني » و « بهداشت رواني » ضروري مي باشد عمل نمايد تا تندرستي و سلامتي را در هر دو جنبه و جلوه جسمي و روحي محقق سازد
    نظام حكومتي ما ـ كه بر محور تعاليم و قوانين جامع و زندگي ساز اسلام حركت مي كند ـ بايد زمينه هاي لازم را براي نماياندن جايگاه و ارزش تلاش هاي پرستاران متعهد و ايثارگر فراهم آورد تا اين عناصر در كنار كسب « ثواب معنوي » به « حقوق مادي » و « تكريم اجتماعي » نيز نائل آيند