
1 ـ وقتي سمينار مولانا در ماه گذشته در شيراز با پيام دكترحسين نصر و با
سخنراني يكي از شخصيت هاي بلندپايه نظام انجام گرفت
آشكار شد كه
حاميان رئيس دفتر فرح پهلوي
تا كجا پيش آمده و براي به صحنه آوردن او
در جمهوري اسلامي
چه هماهنگي ها و ساخت وپاخت هايي صورت گرفته
است ! اين بار معلوم شد كه دست وپازدن براي نصر
فقط توسط برخي
جوانان غافل كه از سوابق نصر بي خبرند و گاه در جرايد براي او
مديحه سرايي مي كنند
اتفاق نمي افتد
بلكه كارچاق كنندگان اصلي
كساني اند كه ديروز از نوچه هاي نصر بوده
و امروز از ياران اويند. كساني كه
ديروز به اعتبار وجاهت نصر در نظام طاغوت
پشت سر نصر حركت
مي كردند و امروز هم به دليل وجاهت خودشان در جمهوري اسلامي
مي خواهند نصر را پشت سر خود به صحنه آورده و به اين وسيله دين خود را
به او ادا كنند.
البته نصر در زندگينامه خود نوشتي كه اخيرا منتشر كرده است
از برخي
چهره ها كه امروز از مسندنشينان نظام اسلامي اند
نام برده و به سوابق خود
با آنان اشاره كرده است
هرچند وي از اينكه از اين دوستان صميمي پس از
سقوط شاه و آوارگي نصر در اروپا
به كمك استاد خود نشتافتند و اموال او
را در ايران حفظ نكردند
گلايه مي كند!
متاسفانه در شرايط كنوني اراده اي براي بيان شفاف اين گونه رابطه هاي
قديمي و پيوندهاي سابقه دار وجود ندارد
ولي گاه و بيگاه همان مهره هاي
كهنه كار رژيم شاه
به اين رابطه ها اشاره مي كنند
مثلا احسان نراقي كه از
سوابق وابستگي و خوش خدمتي هايش به رژيم شاه
نيازي به توضيح ندارد
در يك مصاحبه كه به نام « آن حكايت ها » منتشر شده است
به برخي از اين
مسائل پرداخته است . او مي گويد كه فرح پهلوي براي برگزاري يك نمايشگاه
هنر
از من خواست كه با وي همكاري كنم
و هويدا ساعت 11 شب با من
تماس گرفت كه آماده است يك هواپيماي 707 در اختيارم قرار دهد و يك
هفته تامين مخارج كند و عده اي را من انتخاب كنم براي سفر
وي در ادامه
توضيح مي دهد كه با كمك رضا قطبي
از « چه كساني » دعوت مي كند و آنها
را از سوي فرح
به لندن مي برد!
با بررسي اظهارات عناصر فعال رژيم طاغوت كه در بالاترين سطح با
رژيم همكاري داشتند
به خوبي مي توان دريافت كه امروز چه كساني براي
امثال حسين نصر جاده صاف مي كنند تا شايد بتوانند بارديگر اين مرده را
زنده كرده و به صحنه بازگردانند. مطمئنا اگر اين واسطه ها امروز در
جمهوري اسلامي در مراكز قدرت حضور نداشتند كسي جرات نمي كرد
اينگونه جسورانه جاده صاف كن آن مجرمان فراري باشد.
2 ـ حسين نصر تاكنون نخواسته است درباره سوابق سياسي خود چيزي
بگويد و عليرغم آنكه نوشته هاي فراواني درباره مسائل شخصي اش منتشر
ساخته است
ولي از بازگوكردن خدمت هايش به رژيم و روابط نزديكش با
فرح پهلوي به ويژه در دوره اي كه رياست دفتر وي را برعهده داشته
و
انقلاب اسلامي در اوج خود قرار داشت (سالهاي 56 ـ57 ) چيزي
نمي نويسد : ولي همين جملات كوتاه كه در زندگينامه خود نوشت او وجود
دارد
براي فهميدن آنكه چرا نصر تا اين حد به طاغوت نزديك شد و شخص
شاه
تا چه حد به او اعتماد داشت
و او در دربار چه نقشي ايفا مي كرد
گوياست . نصر به جريانات انقلاب اسلامي و تضاد روحانيت با رژيم شاه
اشاره مي كند و مي گويد وي از « معدود افرادي » بوده است كه « مورد اعتماد
دوطرف » بوده و مي توانسته است براي « اجتناب از بي نظمي »
« نقش مهمي »
ايفا كند. او با اين جملات مي فهماند كه به دربار شاه رفته بود
تا با توجه به
آشنائي با برخي روحانيون و علماي حوزه بتواند
اعتماد انقلابيون را جلب
نموده و رژيم طاغوت را از مهلكه نجات داده و بارديگر نظام شاهنشاهي را
به ميهن بازگرداند!
نصر در ادامه بدون پروا و با جسارت تمام مي نويسد :
« وقتي شهبانو فرح از من خواست تا سرپرستي دفترش را برعهده بگيرم
با
رغبت تمام پذيرفتم » جالب است كه نصر بلافاصله اضافه مي كند « پيش از
آن نيز سالها با او (فرح پهلوي ) همكاري نزديكي داشتم
اندكي بعد انقلاب
شروع شد
مي بايست بسياري از وظايف سياسي را كه اكنون برعهده شهبانو
بود ـ به علت بيماري شاه ـ مي بايست انجام دهم
در آن روزها هر روز شهبانو
را مي ديدم و اغلب شاه را ملاقات مي كردم » (در غربت غربي
133 )
مينو صميمي كه از نزديكان فرح پهلوي است در كتاب خاطراتش كه به
نام « پشت پرده تخت طاووس » منتشر شده
توضيح مي دهد كه وقتي
شريف امامي نخست وزير شد و هوشنگ نهاوندي از رياست دفتر فرح به
كابينه رفت
چون كشور با انقلاب مواجه بود
نخست وزير دستور داد تا
كاباره ها و كازينوها تعطيل شوند
و نصر را كه در زمينه فرهنگ اسلامي
صاحب نظر بود به دربار آورند
تا در برابر گرايش مذهبي كشور
ظاهرنمائي
كنند.
در آن هنگام نصر
نراقي و هوشنگ انصاري
گروهي از مشاوران دربار را
تشكيل دادند تا براي « نجات رژيم پهلوي » برنامه ريزي كنند
و در عين حال
به مردم اطمينان بدهند كه اوضاع عوض شده است ! (من و خاندان پهلوي
ص 97 ) از جمله اقدامات اين گروه تهيه متني بود كه مي بايست توسط شاه
در برابر دوربين خوانده شود و به نطق « من صداي انقلاب را شنيدم » معروف
شده
احمدعلي مسعود انصاري
« نصر » را نويسنده اين متن معرفي مي كند و
مي گويد تا لحظه اي كه شاه قرار بود جلوي دوربين قرار گيرد
متن را به دست
او ندادند.
پرويز راجي هم كه آخرين سفير شاه در لندن بود
در خاطرات خود از
سفر نصر به لندن در اوج انقلاب خبر مي دهد. نصر در اين سفر در تلاش
است كه حمايت انگليس از شاه را بيشتر جلب نموده و با توجه به روابط
ديرينه اش با انگليسيها
از همكاري « بي بي سي » استفاده كند (خدمتگزار
تخت طاوس 325 )
با پيروزي انقلاب اسلامي
نصر هم چنان در جبهه ضدانقلاب فعال بود
و گمان مي كرد كه حمايت از محمدرضاشاه بخت برگشته
مي تواند او را به
قدرت بازگرداند. شاه او را به مكزيك آورد
تا در ترجمه كتابش ـ پاسخ به
تاريخ ـ از او كمك بگيرد
محمدرضا شاه
در مكزيك به فكر تشكيل شورائي
براي مقابله با جمهوري اسلامي برآمد و مهره هاي اصلي خود را براي اينكار
درنظر گرفت
بختيار
اويسي
پاليزبان
و حسين نصر تركيب موردنظر شاه
بود! (من وخاندان پهلوي 138 )
3 ـ امروز نصر
ديگر رئيس دفتر فرح پهلوي نيست
بلكه او در آمريكا
استاد
سرشناس فلسفه و فرهنگ اسلامي است و نه تنها استاد دانشگاه جورج
واشنگتن است
بلكه با حمايت كامل دولت آمريكا
و در حلقه اي از « گارد »
محافظان
به عنوان « استاد مطالعات اسلامي » مورد توجه قرار دارد.
سرمايه گذاري دولت آمريكا براي نصر دلائل مختلفي دارد :
الف ) نصر براي آمريكائيها
كاملا مورداطمينان است . او فرزند ولي الله خان
نصر ـ پزشك مخصوص پهلوي ـ است كه در سن 12 سالگي از ايران به
آمريكا مهاجرت كرد
و پيش از آنكه با فرهنگ بومي آشنا شود
فرهنگ
بيگانه را پذيرفت . در آنجا ابتدا در رشته فيزيك به تحصيل پرداخت
ولي در
ادامه به فلسفه روي آورد. سلولهاي بدن نصر
با عشق به سلطنت و با
اجنبي پرستي رشد كرده است
و اين جهت
به مقداري از اعتماد و اطمينان
شاه
برخوردار بوده كه در اوج خفقان و در سخت ترين شرايط سياسي
شاه
شخصا او را به رياست دانشگاه آريامهر گمارد
وقتي او را به دانشگاه
اورشليم معرفي نموده تا حلقه واسطه اي بين ايران و آنجا باشد!
پدر نصر ـ ولي الله نصر ـ هم كاملا همين وضع را داشت
و در ارادت به
اجنبي چيزي كم نداشت
او در كلاس درس به دانشجويان مي گفت : « ايران
مثل خزه اي است به ديوار استخر چسبيده است و دولت انگليس به منزله آن
ديوار است كه اگر نباشد
خزه نيز وجود خارجي ندارد! »
ب ) امروز دولت آمريكا
نيازمند مهره هايي است كه با زبان و فرهنگ اسلامي
آشنا باشند
تا از آنها در برابر خيزش امت اسلامي استفاده كند
و نصر از
جمله اين افراد است . اسلام نصر
اسلامي است كه براي آمريكا نه تنها
خطري ايجاد نمي كند
بلكه با تفكر او مي توان جلوي خطرات را گرفت .
زيرا
اولا
اسلام نصر
اسلام موسيقي است
نصر به شدت به موسيقي غربي
وابسته است
و به همين دليل
آمريكا مي تواند با مطرح كردن نصر
از يك
سو جوانان مسلمان را در كشورهاي غربي و اسلامي
فريب داده و از سوي
ديگر
به نوعي از فرهنگ ها براي آمريكا و اروپا پذيرفتني است
وارد كند. در
بخشي از خاطرات نصر (ص 42 ) مي توان اين موضوع را به تفصيل مطالعه
كرد.
« درپدي من به موسيقي كلاسيك غرب علاقه پيدا كردم و در سالهايي كه
بودم در كتابخانه موسيقي آنجا كار مي كردم ... من تقريبا در تمام MIT در
طول تحصيلم در كمبريج بليط فصلي براي سمفوني بوستون داشتم و
كنسرت هاي زيادي شنيدم
هم چنين من اغلب به نيويورك هم مي رفتم تا
اجراهاي آرتور توسكانيني و برونووالتر را بشنوم . من در موسيقي كلاسيك
غرب روحي معنوي و الوهي استشمام مي كردم . علاقه شديد من به موسيقي
مرا وادار كرد كه به ديدار ارنست لوي بروم ... اين علاقه به موسيقي كلاسيك
غرب در من كاهش نيافته
بلكه همراه شده با علاقه اي كه به موسيقي عربي
ايراني
تركي
هندي و درواقع همه صورت هاي سنتي موسيقي
از جمله
موسيقي فلامينگو وسلتيك دارم
من در طي اين سالها به دلايلي تمرين هاي
پيانو و سنتورم را رها كرده ام اما به شنيدن موسيقي ادامه
مي دهم ... »
ثانيا
اسلام نصر
اسلام ظلم پذيري است
نصر با اينكه كتاب هاي
زيادي درباره معارف اسلام و احكام ديني نگاشته است
ولي او هرگز به
موضوع « ظلم ستيزي » اسلام و نقش تربيت اسلامي در مقاومت در برابر
سلطه بيگانه
چيزي نمي گويد
او حتي وقتي فروع دين را توضيح مي دهد و
ناچار است كه از « جهاد » نام ببرد
بلافاصله
« جهاداسلامي » را در « جهاد
بانفس » منحصر مي سازد
و از اينكه مبادا خواننده از كلمه جهاد
برداشت
« درگيري در برابر اجانب » داشته باشد
او را برحذر مي دارد! « جوان مسلمان
و دنياي متجدد » كتابي است كه نصر براي ارائه تحليلي از مسائل اسلامي به
جوانان تاليف نموده و به زبانهاي مختلف منتشر ساخته است . او گاه
جوانان را به جزئي ترين مسائل كه ريشه در كتاب و سنت ندارد
توجه
مي دهد مثل اينكه وقتي پيامبر همراه ابوبكر داخل غار شدند
« شاخه هاي
درخت اقاقيا » بر دهانه غار قرار گرفت
ولي در اين جزئيات از تاريخ پيامبر
هرگز به جنگهاي پيامبر اكرم اشاره نمي كند
و جهاد اسلامي را همان
وظيفه اي مي داند كه در ضمن نماز و روزه و حج
تحقق پيدا
مي كند!
ثالثا
براي آمريكائيها خوشحال كننده است كه نصر
به عنوان
شخصيتي « معنويت گرا » شناخته مي شود
و از اين نظر مي توان او را به نسل
جديدي كه تشنه معنويت
و سرخورده از زندگي روزمره مادي است
معرفي
كند تا در مسيري كه نصر حركت مي كند
آنها هم به حركت درآيند.
نصر در كتابهاي خود
اهتمام زيادي براي معرفي صوفيه و دفاع از آنان
دارد
او به شدت از « خانقاه » حمايت مي كند
خود نصر هم داراي وابستگي
به دراويش است و با خانقاه نوربخش در انگليس مرتبط مي باشد. اگر از فساد
و فحشائي كه در بسياري از اينگونه مراكز وجود دارد
صرف نظر كنيم
ولي
نمي توان انكار كرد كه دولت آمريكا
از اينكه مسلمانان بويژه جوانان با چنين
مراكزي مرتبط بوده و حس ديني خود را در آنجا اشباع كنند
كاملا راضي و
خوشحال است
اسلام « خانقاهي » همان اسلام مطلوب براي آمريكاست و
نصر هم در آثار خود
آدرس همان اسلام را به نسل امروز مي دهد!
4 ـ آيا دوستان ديروز و حاميان امروز نصر
مي توانند
اين مرده را زنده كرده
و بارديگر او را در جامعه اسلامي و انقلابي ايران
به عنوان يك متفكر
اسلامي
مطرح كنند شايد برخي تحركات سياسي و فرهنگي
نشانه هايي از
براي رسيدن به اين منظور باشد
ولي ما معتقديم كه اين مرده
زنده شدني
نيست زيرا
اولا مقام معظم رهبري
با هوشياري و درايت تمام
از مرزهاي فرهنگي
نظام مراقبت نموده و بارها حساسيت خود را نسبت به مطرح شدن عناصر
منحرف و بدسابقه نشان داده اند.
ثانيا پادوهاي امروز نصر
از چنان موقعيت مستحكم و پايگاه قوي
برخوردار نيستند كه بتوانند براي نجات نصر كاري بكنند. موقعيت اين افراد
چندان لرزان و لغزنده است
كه هرگونه اقدام خلاف قاعده و جانب دارانه از
عناصري مانند نصر
به افشاي سوابق خودشان منتهي شده و تهديد جدي
براي آنها به حساب مي آيد.
ثالثا وابستگي نصر به رژيم طاغوت و نقش كليدي او در نظام
شاهنشاهي
موضوعي است كه مشمول مرور زمان نمي شود و دستگاه قضائي
ايران
با توجه به اسناد و مدارك فراواني كه ازنصر باقي مانده است
در
فرصت مناسب به بررسي قضائي آن خواهد پراخت چرا كه مجازات
وابستگان جز رژيم و اغماض از حاميان اصلي آن
هرگز با عدالت اسلامي
سازگار نيست .
رابعا امتي كه با حركت انقلابي خود
نصر و امثال او را آواره كرد
از
چنان بصيرت و هوشياري برخوردار است كه در برابر اقدامات مذبوحانه اي
كه براي احياي اين مرده سياسي و مهره سوخته به عمل مي آيد
آگاهانه عمل
نموده و از ميراث جاودانه امام خميني و فرهنگ اصيل اسلامي در برابر
مناديان اسلام آمريكائي
دفاع نمايد.
اين بار معلوم شد كه دست و پا زدن براي نصر
فقط توسط برخي جوانان
غافل كه از سوابق نصر بي خبرند و گاه در جرايد براي او مديحه سرايي
مي كنند
اتفاق نمي افتد
بلكه كار چاق كنندگان اصلي
كساني اند كه ديروز از
نوچه هاي نصر بوده
و امروز از ياران اويند
احسان نراقي كه سوابق وابستگي و خوش خدمتي هايش به رژيم شاه
نيازي به توضيح ندارد
مي گويد كه با كمك رضا قطبي
از « چه كساني »
دعوت مي كند و آنها را از سوي فرح
به لندن مي برد!
نصر بدون پروا و با جسارت تمام مي نويسند : « وقتي شهبانو فرح از من
خواست تا سرپرستي دفترش را بر عهده بگيرم
با رغبت تمام پذيرفتم »
جالب است كه نصر بلافاصله اضافه مي كند « پيش از آن نيز سالها با او (فرح
پهلوي ) همكاري نزديكي داشتم »
با پيروزي انقلاب اسلامي
نصر همچنان در جبهه ضد انقلاب فعال بود.
شاه او را به مكزيك برد
تا در ترجمه كتابش ـ پاسخ به تاريخ ـ از او كمك
بگيرد
محمدرضا شاه در مكزيك به فكر تشكيل شورائي براي مقابله با
جمهوري اسلامي برآمد و مهره هاي اصلي خود را براي اينكار در نظر گرفت
بختيار
اويسي
پاليزبان و حسين نصر تركيب مورد نظر شاه بود
حسين نصر فرزند ولي الله خان نصر ـ پزشك مخصوص پهلوي ـ است كه
در سن 12 سالگي از ايران به آمريكا مهاجرت كرد و در ارادت به اجنبي
چيزي كم نداشت
او در كلاس درس به دانشجويان مي گفت : « ايران مثل
خزه اي است كه به ديوار استخر چسبيده است و دولت انگليس به منزله آن
ديوار است كه اگر نباشد
خزه نيز وجود خارجي ندارد! »
نصر در كتابهاي خود
اهتمام زيادي براي معرفي صوفيه و دفاع از آنان
دارد
او به شدت از « خانقاه » حمايت مي كند
خود نصر هم داراي وابستگي
به دراويش است و با خانقاه نوربخشي در انگليس مرتبط مي باشد « اسلام
خانقاهي » همان اسلام مطلوب براي آمريكاست
و نصر در آثار خود آدرس
همان اسلام را به نسل امروز مي دهد!
پادوهاي امروز نصر
از چنان موقعيت مستحكم و پايگاه قوي برخوردار
نيستند كه بتوانند براي نجات نصر كاري بكنند. موقعيت اين افراد چندان
لرزان و لغزنده است كه هر گونه اقدام خلاف قاعده و جانب دارانه از
عناصري مانند نصر
به افشاي سوابق خودشان منتهي شده و تهديد جدي
براي آنها به حساب مي آيد
زيرنويس عكس :
اين عكس
حسين نصر را در كنار محمد رضا پهلوي معدوم و جيمي
كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا نشان ميدهد
همسر نصر
فرح پهلوي و
همسر كارتر نيز در اين ديدار حضور دارند كه براي رعايت ضوابط
عكس هاي آنها را حذف كرده ايم . نصر از قديم با خانواده اش دربست در
اختيار رژيم فاسد پهلوي و آمريكا بود

|