روزنامه جمهوري اسلامي 30/02/1386 صفحه جبهه و جنگ

  • نماد توازن
  • بازتاب جهاني عمليات بيت المقدس
  • *****
    نماد توازن




  • شرح مختصر وضعيت جنگ تا فتح خرمشهر
    اشاره
    آغاز جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران و حمله به دولتي كه هنوز مستقر نشده و ساختارهاي قديم و جديد آن به طور كامل سمت و سوي خودرا باز نيافته فشار بسيار زيادي را به جمهوري اسلامي وارد ساخت . در اين ميان مهم ترين مسئله درهم ريختگي نيروهاي مسلح سنتي و عدم شكل گيري و مسلح نشدن نيروهاي نظامي انقلابي (سپاه و بسيج ) بودكه اين امكان را براي دشمن فراهم كرد تابه آساني به هدف هاي بزرگ دست يابد. با اين حال وجود دو عامل مانع از آسيب ديدن نظام جمهوري اسلامي شد نخست انگيزه انقلابي مردم و دوم رهبري مقتدر و شايسته حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه اين عوامل علاوه بر غلبه بر وضعيت انفعالي و آزادسازي مناطق اشغالي در دوره تنبيه متجاوز و ورود به داخل خاك عراق و همچنين تا پايان جنگ در مهار بحران ها و حوادث بزرگ كارساز بودند.
    در حالي كه بخش هاي وسيعي از سرزمين ايران به ويژه مناطق نفت خيز كه شاهرگ اقتصادي كشور به شمار مي رفتند در اشغال دشمن قرار داشتند نظام انقلابي براي حفظ و تثبيت خود و نيز حفظ مشروعيت انقلابي مي بايست كارآمدي خود را در اداره و حل جنگ نشان مي داد در غيراينصورت و نيز چنانچه قادر به آزادسازي سرزمين ها نمي بود مي بايست در سازش ديپلماتيك علاوه بر تن دادن به شروط دشمن خود نيز قدرت را واگذار كرده و از آرمان هاي انقلابي عدول مي كرد.
    در اين راستا شكاف در راس قدرت و يكپارچه نبودن حاكميت مانع بزرگ به شمار مي رفت . عدم تطابق هدف هاي رييس جمهور مخلوع وقت با افكار عمومي ونيز دوگانگي آن با دولت برتري نظامي در صحنه جنگ را با مشكل جدي مواجه ساخته بود به ويژه آن كه ارتش نيز در اختيار رييس جمهور قرار داشت . با وجود اين وضعيت روانه شدن نيروهاي حزب اللهي و مردمي به جبهه در ابتدا توانست از پيشروي بيشتر عراق جلوگيري كند كارآمدي اين نيروها به اندازه اي بود كه توانستند دشمن را تا 35 روز از دستيابي به خرمشهر ناكام بگذارند و از تسلط كامل ارتش عراق بر آبادان جلوگيري كنند.
    مرحله آزادسازي ناموفق
    پس از مرحله جنگ چريكي ومردمي ارتش با فرماندهي رييس جمهور مخلوع وقت عمليات هاي كلاسيك را براي آزادسازي سرزمين هاي اشغالي آغاز كرد . نخستين عمليات ارتش در 23 مهر 1359 در محور دزفول (جسرنادري ) انجام شد كه موفقيتي در پي نداشت . عمليات دوم به نام هويزه در 15 دي 1359 انجام شد . اما اين عمليات نيز با موفقيت رو به رو نشد و با وجودانهدام اوليه دشمن به دليل توان بالاي زرهي ارتش عراق صحنه نبرد عليه ايران دگرگون شد و دشمن توانست تعداد زيادي تانك و تجهيزات ارتش ايران را از آن خود كند . عمليات سوم در 20 دي 1359 در محور جاده ماهشهر ـ آبادان صورت گرفت . در اين عمليات كه رهبري آن با ارتش بود 30 در صد از نيروهاي شركت كننده رزمندگان سپاه بودند به دليل پيروي نيروها از روش كلاسيك و عدم وجود توازن ميان ارتش عراق و ارتش ايران اين عمليات نيز به شكست انجاميد. از اين پس تعدادي عمليات غيركلاسيك و محدود نيز انجام شد كه موفقيت هاي نسبي در پي داشت و به تدريج موجب كادرسازي و افزايش اعتماد به نفس در نيروهاي خودي براي تصميم گيري هاي بزرگ تر شد.
    بحرانهاي داخلي
    پس از شكست عمليات هاي كلاسيك به رهبري بني صدر رييس جمهور جنگ را از جبهه ها به داخل كشور كشاند. اتحاد وي با گروهك تروريستي منافقين موجب تشديد درگيري و چالش در درون حكومت و به راه افتادن جنگ مسلحانه در كشور شد كه شهادت بسياري از مردم كوچه و بازار و همچنين شماري از برجسته ترين نيروهاي انقلابي همچون آيت الله بهشتي حجت الاسلام باهنر و آقاي رجايي را در پي داشت . در اين وضعيت جبهه هاي جنگ دومين هدف توجه ملي به شمار مي رفت نظام سياسي كه موجوديت خود را از ناحيه دشمن بيروني در خطر مي ديد نخست مي بايست خود را از تعرض دشمن داخلي نجات داده و حفظ ميكرد. بنابراين با عزل رييس جمهور از قدرت و سركوب سازمان منافقين خلق بحران فروكش كرد و امكان رويكرد مجدد به مسئله جنگ فراهم شد. با اين تفاوت كه اين بار با يكپارچگي حاكميت و امكان نيروهاي انقلابي براي ايفاي نقش در صحنه نبرد زمينه بيرون راندن ارتش عراق بيش از پيش فراهم شد.


    شروع سلسله عمليات هاي موفق موسوم به « طرح كربلا »
    در وضعيت جديد سپاه وبسيج در كانون تصميم گيري و اقدام حضور يافتند و با بهره مندي از توان ارتش دور جديدي از عمليات هاي نظامي را طراحي كردند و قرارگاه مشترك ارتش و سپاه سلسله عمليات « طرح كربلا » را به اجرا گذاشت . هنوز سه ماه از ماجراي خرداد 1360 (بحران داخلي ) نگذشته بودكه عمليات ثامن الائمه (ع ) در 5 مهر 1360 درمحورآبادان و با هدف شكستن محاصره اين شهر با موفقيت كامل انجام شد. اين پيروزي كه بيش از هر چيز مرهون روش جديد در جنگ بود با اتكا به روش هاي مردمي و غيركلاسيك انجام شده بود و همچنين وحدت و همدلي نيروهاي مسلح در آن نقش داشت زنگ خطري جدي براي ارتش عراق به شمار مي رفت . پس از اين عمليات نيروهاي خودي بدون از دست دادن زمان وبا جمع كردن نيرو و تجهيزات عمليات دوم را با نام « طريق القدس » در محور بستان و در 8 آذر 1360 انجام دادند . مهم ترين ويژگي اين عمليات گذاشتن فلش حمله از زمين هاي رملي بود كه دشمن بر اساس روش كلاسيك امكان حمله ازاين محور را منتفي مي دانست . اما چنين شد و با آزاد شدن شهر بستان پيروزي بزرگ ديگري به دست آمد. اين موفقيت فرماندهان ارتش وسپاه را بر آن داشت كه به اجراي عمليات ادامه دهند و از شوك وارد شده به دشمن به گونه اي شايسته بهره برداري كنند. از اين رو طي سه ماه سپاه تلاش زيادي براي افزايش تيپ ها و لشكرهاي خود به كار بست تا نبرد بعدي بزرگ تر از عمليات گذشته طراحي واجرا شود. به ويژه آن كه پيروزي قبلي موجب افزايش روحيه و تجربه نيروها شده بود. بدين سان فرماندهان مصمم شدند در اسفند ماه 1360 عمليات ديگري را آغاز كنند اما پيشدستي عراق و حمله به « چزابه » موجب به تعويق افتادن زمان عمليات شد. حمله عراق چنان سنگين و ادامه دار بود كه احتمال لغو عمليات نيز مي رفت . اما استقامت نيروها وفرماندهان موجب شد حمله عراق مهار شود وبدين ترتيب عمليات فتح المبين در فروردين 1361 و همزمان با نخستين روزهاي عيد نوروز آغاز شد . عمليات فتح المبين در مقايسه با عمليات قبلي (طريق القدس ) از وسعت بيشتر و هدف هاي مهم تري برخوردار بود. همچنين براي اين عمليات نيرو و امكانات بسيار بيشتري فراهم شده بود. در مجموع رزمندگان اسلام پس از هشت روز نبرد با دستيابي به هدف هاي مورد نظر به بزرگترين پيروي جنگ دست يافتند. شوق و شور ناشي از اين فتح بزرگ نظامي تمام كشور را فرا گرفت و امام خميني (ره ) اين حماسه بزرگ را « فتح الفتوح » ناميدند و متواضعانه فرمودند :
    « من بر دست و بازوي رزمندگان بوسه مي زنم و بر اين بوسه افتخار ميكنم . »
    فتح الفتوح مقدمه آزادي خرمشهر
    پس از عمليات فتح المبين يك گام ديگر تا آزادسازي كامل مناطق استراتژيك ايران باقي مانده بود و آن آزادي خرمشهر به عنوان نماد توازن سياسي ـ نظامي بود كه بدين ترتيب استراتژي عراق و متحدان بين المللي و منطقه اي آن به طور كمال به شكست مي انجاميد و اراده ديني و ملي ملت ايران در سخت ترين شرايط تاريخي (كه در دوران معاصر نظير نداشت ) تحقق مي يافت . بدين ترتيب عمليات بيت المقدس با هدف آزادسازي خرمشهر در 10 ارديبهشت 1361 تنها 40 روز پس از عمليات فتح المبين آغاز شد . اما حساسيت و اهميت هدف هاي ايران و عراق در اين منطقه موجب شد كه عمليات به مدت 25 روز به درازا بكشد . ولي در نهايت رزمندگان اسلام در حالي كه در شرايط بسيار دشوار آب و هوايي (گرماي سخت تابستان جنوب ) مي جنگيدند در اوج اقتدار خرمشهر را آزاد كردند. عمليات بيت المقدس از نظر توان ارتش عراق وسعت منطقه درگيري و نيز موانع بسيار چنان بزرگ و شگفت انگيز بود كه امام خميني (ره ) هشتم خرداد 1361 فرمودند :
    « فتح خرمشهر يك مسئله عادي نبود اينكه 15 الي 20 هزار نفر به صف براي اسارت بيايند و تسليم شوند مسئله عادي نيست . بلكه مافوق طبيعت است .
    تغيير موازنه به نفع جمهوري اسلامي ايران
    پيروزي هاي دوران آزادسازي كه در چهار عمليات و در مدت 9 ماه تحقق يافت موازنه نظامي ـ سياسي را به نفع ايران تغيير داد. مهم تر از آن چند عمليات اين دوره يكي پس از ديگري از جنبه نيروي انساني و يگان هاي درگير و همچنين گستره جغرافيايي دامنه وسيع تري يافت و نتايج هر كدام از آن ها ضمن آن كه هدف هاي ديگري را تكميل مي كرد به طور مستقل نيز از اهميت ويژه اي برخوردار بود. همچنين تسلسل عمليات هاي موسوم به « كربلا » به گونه اي طراحي شد كه هدف هاي اساسي و كلان را دنبال كند. عمده ترين اين هدف ها عبارتند از : آزادسازي مناطق اشغالي و انهدام ارتش عراق كه پس از پايان دوره آزادسازي تقريبا به طور كامل تحقق يافت . سرزمين هاي اشغالي جنوب كشور كه مهم ترين برگ برنده عراق به شمار مي رفت كاملا آزاد شد. در عمليات فتح المبين و بيت المقدس 34000 تن از نيروهاي عراق به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. همچنين تنها در عمليات بيت المقدس 16000 تن از آن ها كشته شدند . علاوه بر اين در اين دو عمليات 511 دستگاه تانك و نفربر 38 فروند هواپيما و 80 قبضه توپ از ارتش عراق منهدم شد و شماري بيش از اين (به جز هواپيما) به غنيمت درآمد. بدين ترتيب دوره اول با ناكامي دشمنان در برابر اراده خدا و ملت به پايان رسيد و در حالي كه جنگ نيز مي توانست پايان يابد اما تصميم قدرت هاي بزرگ به استمرار حمايت از عراق و خرد كردن اراده انقلابي در ايران موجب شروع دوره دوم جنگ در خاك عراق شد.
    تهيه و تدوين : روابط عمومي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
    پس از عمليات فتح المبين يك گام ديگر تا آزادسازي كامل مناطق استراتژيك ايران باقي مانده بود و آن آزادسازي خرمشهر به عنوان نماد توازن سياسي ـ نظامي بود
    امام خميني (ره ) : فتح خرمشهر يك مسئله عادي نبود اينكه 15 الي 20 هزار نفر به صف براي اسارت بيايند و تسليم شوند مسئله عادي نيست بلكه مافوق طبيعت است

  • *****
    بازتاب جهاني عمليات بيت المقدس


  • بخش نخست
    اشاره :
    عمليات بيت المقدس كه منجر به آزاد سازي خرمشهر شد در روند سلسله عمليات رزمندگان اسلام از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردار است چرا كه ضربه اساسي و تعيين كننده اي بر پيكر دشمن وارد ساخت و تمامي معادلات باورها و ذهنيت هايي را كه در مورد توانايي و قابلت هاي نظامي جمهوري اسلامي ايران و عراق وجود داشت تغيير داد.
    بسياري از كارشناسان نظامي و تحليل گران رسانه هاي خارجي همانند نيروهاي عراقي در برابر « سرعت عمل » و « ويژگيهاي عملياتي » رزمندگان اسلام به هنگام فتح خرمشهر غافلگير مبهوت و شگفت زده شدند. معضل اصلي اينان علاوه بر عدم باور به توانايي هاي رزمندگان اسلام بيشتر ناشي از كراهت باطني آنها از پذيرش موقعيت برتر سياسي ـ نظامي جمهوري اسلامي ايران بود كه فتح خرمشهر و نتايج ناشي از آن در سطح منطقه خليج فارس و خاورميانه حاصل مي شد. چنانكه در پي شروع عمليات بيت المقدس همگي پيشروي رزمندگان اسلام و در هم شكستن استحكامات عراق را همراه با ترديد و ناباوري مطرح مي كردند.
    نظر به اهميت نتايج و تبعات فتح خرمشهر به ويژه انعكاس و باتاب آن در رسانه هاي خارجي مقاله حاضر به بخشي از بازتاب هاي خارجي فتح خرمشهر مي پردازد.
    تغيير توازن سياسي ـ نظامي به سود ايران
    به دنبال سلسله عمليات رزمندگان اسلام و كسب پيروزي هاي بزرگ از جمله فتح خرمشهر تغيير توازن سياسي ـ نظامي در جنگ و منطقه خليج فارس به سود جمهوري اسلامي مهمترين و برجسته ترين نتيجه اي بود كه به دست آمده و بلافاصله علاوه بر بروز آثار آن در اظهارات مقامات رسمي كشورهاي منطقه آمريكا و اروپا در رسانه هاي خارجي از سوي كارشناسان و تحليل گران سياسي ـ نظامي نيز مورد ارزيابي قرار گرفت .
    گرچه با پيروزي انقلاب اسلامي و برهم خوردن توازن در منطقه به زيان آمريكا تحولات برجسته اي در منطقه به وقوع پيوسته و تحميل جنگ براساس اين فرض طراحي و اجرا شد تا با مهار و تعديل جمهوري اسلامي مجددا توازن در منطقه به سود آمريكا برقرار شود ليكن « فتح خرمشهر » كه در نظر استكبار جهاني و وابستگان آن به منزله سقوط رژيم عراق و فروپاشي كشورهاي منطقه مورد ارزيابي قرار مي گرفت در واقع خط بطلاني بر نقشه هاي استكبار و ارتجاع كشيده در اين مورد كيسينجر از تئوريسين هاي سياسي آمريكا مي گويد :
    « اگر عراق جنگ را برده بود امروز نگراني و وحشت در خليج فارس نبود و منافع ما در منطقه به آن اندازه كه اينك در خطر قرار دارد دچار مخاطره نمي شد اين به نفع ما است كه هر چه زودتر آتش بس برقرار كرده و بتدريج به رژيم سازشكاري كه در آينده احيانا جايگزين رژيم ايران مي شود نزديك شويم . »
    يك ديپلمات آمريكايي نيز ضمن اشاره به سياست آمريكا مبني بر مقابله با گسترش انقلاب اسلامي و تاثيرات پيروزي هاي ايران و عواقب سقوط رژيم عراق مي گويد :
    « تغيير رژيم عراق به يك كشور انقلابي از نوع ايران داراي عواقبي به مراتب وخيم تر از حفظ رژيم كنوني عراق براي منافع غرب است ... ما مي خواهيم كه جلوي صدور انقلاب آيت الله خميني به كشورهاي منطقه مثل شيخ نشين هاي خليج فارس و پادشاهي سعودي را بگيريم . »
    خبرگزاري رويتر نيز بااشاره به اين كه اگر ايران بتواند رژيم جديدي را جايگزين رژيم بعث عراق نمايد چه عواقب و نتايجي خواهد داشت ميگويد :
    « ايران اگر بتواند تاسيس رژيمي همچون ايران را در عراق تسريع و تسهيل نمايد آن وقت در موضع حتي قوي تر از موضع فعليش قرار خواهد گرفت تا جريان آينده و حوادث منطقه را ديكته كند. »
    بنابراين احتمال « فروپاشي رژيم عراق » و تبعات ناشي از آن در سطح منطقه خليج فارس چنان ابعاد گسترده اي به خود گرفت كه جلوگيري از آن محور همه تلاشها و اقدامات نظامي و ديپلماتيك كشورهاي حامي عراق قرار گرفت .
    برتري سياسي و نظامي ايران
    باتوجه به اينكه ابتكار عمل در صحنه نبرد در اختيار رزمندگان اسلام قرار داشت و عراق نيز تحت تاثير نتايج ناشي از حملات پيروزمندانه ايران در يك روند نزولي در فرسايش و اضمحلال روحي و فيزيكي قرار گرفته بود تداوم عمليات مطلوب عراق و حاميان اين كشور به ويژه آمريكا نبود.
    عكس العمل كشورها در برابر پيروزي رزمندگان اسلام علاوه بر اينكه نشان دهنده غافلگيري آنها و همچنين عدم درك روشن آنها از ناتواني عراق بود بر اين مهم نيز دلالت داشت كه طي مراحل مختلف جنگ و عمليات قابليت ها و توانايي هاي غير منتظره اي از رزمندگان اسلام بروز كرده است و اين چيزي نبود كه بتوان به سادگي از كنار آن گذشت .
    رسانه هاي خارجي و تحليل گران سياسي و نظامي در اين زمينه به چند عامل اساسي اشاره كردند و برتري سياسي ـ نظامي ايران را با تكيه بر اين عوامل مورد تاكيد قرار دادند :
    1 ـ خاستگاه اجتماعي رزمندگان اسلام و تعهد و اعتقاد آنها به آرمان هاي انقلاب اسلامي و رهبري امام خميني كه نجات محرومين و مستضعفين را سرلوحه اهداف خود قرار داده بود.
    2 ـ روحيه شهادت طلبي رزمندگان اسلام و تاثيرات آن در كسب پيروزي و غلبه برمشكلات و موانع .
    3 ـ برخورداري ايران از اراده مصمم و عزم راسخ براي جنگيدن .
    4 ـ افزايش هماهنگي و همكاري بين نيروهاي سپاه و ارتش و كسب تجربه و تخصص نظامي .
    5 ـ برتري استراتژيكي و تاكتيكي ايران بر عراق .
    6 ـ احياي مجدد توان نظامي ايران كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي رو به ضعف نهاده بود و تاثيرات پيروزي هاي نظامي بر تثبيت موقعيت جمهوري اسلامي در منطقه .