روزنامه جمهوري اسلامي 30/02/1386 صفحه سياسي
*****
پل برمر : نيروهاي امنيتي صدام و گروه القاعده مسوول خونريزيها در عراق هستند




  • « پل برمر » فرستاده سابق رييس جمهوري آمريكا در عراق كه پس از سقوط صدام مسووليت اداره اين كشور اشغال شده را برعهده داشت مي گويد بايد ارتش زمان صدام منحل و مقامهاي ارشد حزب بعث كنار گذاشته شوند.
    وي خاطر نشان مي كند : مدارك و اطلاعاتي كه ما پس از آغاز جنگ به دست آورديم نشان مي دهد نيروهاي امنيتي صدام از مدت ها قبل خود را براي آغاز چنين شورشي در عراق آماده كرده بودند.
    وي روز يكشنبه در مقاله اي در روزنامه واشنگتن پست نوشت : به همين علت است كه برخي از اعضاي حزب بعث و ارتش سابق عراق به شورشيان پيوسته اند و در حقيقت آنان به اين علت مبارزه نمي كنند كه به آنها فرصت داده نشده بود كه مشغول به كار شوند بلكه آنها به اين علت مبارزه مي كنند كه مي خواهند دولتي را كه به صورت دمكراتيك انتخاب شده سرنگون و مجددا ديكتاتوري بعثي را روي كار آورند.
    برمر تاكيد كرده است : مسئوليت واقعي خونريزي هاي امروز عراق برعهده اين افراد و همدستان آنها در گروه القاعده است .
    هنگامي كه خرد جمعي منجمد مي گردد حتي واقعيات نيز نمي تواند آن را تكان دهد. اين روزها همه « مي دانند » كه دولت انتقالي ائتلاف در آغاز اشغال عراق توسط آمريكا دو تصميم گيري فاجعه بار اتخاذ كرد يكي اخراج اعضاي حزب بعث از نهادهاي دولتي و ديگري منحل كردن ارتش عراق بود.
    تازه ترين نمونه از آن كتاب خاطرات « جرج تنت » رييس سابق سازمان سيا است كه باعث شكنجه من بخاطر آن تصميمات مي شود. هرچند كه به خاطر نمي آورم او هيچگاه در مذاكرات متعددي كه در دوران 14 ماه مسووليتم داشتم با اين تصميمات مخالفت كرده باشد.
    چنين اتهاماتي مكررا در كتاب ها و مقالات منتشر مي شود افرادي كه به دنبال يك توضيح مرتب و ساده براي مشكلات كنوني عراق هستند مي گويند اين دو اقدام باعث انزواي سني ها گرديد و اين مساله باعث شد دسته اي از شورشيان خشمگين بوجود آيد كه امروزه شورش هاي عراق را برعهده دارند البته اين بار نيز آنها كاملا در اشتباه هستند.
    من نيز همچون اكثر آمريكايي ها از مشكلاتي كه كشور عراق پس از پيروزي سريع آمريكا در سرنگوني صدام در سال 2003 به دست آورد با آن مواجه است نااميد شده ام ولي اقدام ائتلاف تحت رهبري آمريكا در كنار گذاشتن دستگاه هاي يك ظالم نفرت انگيز كاملا درست بود.
    صدام نيز حكومت خود را بر اساس الگوي حكومت آدولف هيتلر طراحي كرده بود كه مردم آلمان را از طريق دو ابزار اصلي يعني حزب نازي و سرويس هاي امنيتي آلمان كنترل مي كرد لذا ما هيچ چاره ديگري نداشتيم كه از اينگونه سازمان هاي مشابه در عراق خلاص شويم .
    ژنرال تامي فرانكس فرمانده مركز فرماندهي ارتش آمريكا در 16 آوريل 2004 حزب بعث را منحل نمود . يك روز پيش از آنكه من در ماه مه به عراق بروم « داگلاس فيت » معاون وزير دفاع پيش نويس قانوني را به من ارائه كرد كه بر اساس آن مقامات ارشد حزب بعث را از دولت عراق اخراج مي كرد و اظهار داشت قصد دارد اين قانون را فورا به تصويب برساند.
    باتوجه به درك اهميت اين اقدام از فيت خواستم تا اندكي صبر كند تا بتوانم در مورد اين مساله با رهبران عراقي و مشاوران ائتلاف مشورت كنم .
    در نهايت يك هفته بعد پس از مشورت هاي زياد حكم « بعثي زدايي » را كه پيش نويس آن توسط پنتاگون تهيه شده بود صادر كردم .
    هدف ما پاكسازي دولت عراق از گروه كوچكي از معتقدان واقعي به حزب بعث بود نه سلسله بندي سني ها ما همان كاري را انجام داده بوديم كه ژنرال « دوايت آيزنهاور » پس از جنگ در آلمان انجام داده بود زيرا حزب بعث نيز همچون حزب نازي تمامي جنبه هاي زندگي مردم عراق را اداره مي كرد و در تمامي مناطق عراق دفاتر اين حزب وجود داشت .
    بعثي ها نيز همچون نازي ها از كودكان به عنوان جاسوساني عليه والدين خود استفاده مي كردند.
    هرچند صدام نزديك به سه برابر بيشتر از هيتلر حكومت كرد ولي حكم ما براي بعثي زدايي دولت عراق برخلاف طرح نازي زدايي آيزنهاور تنها شامل حدود يك درصد از اعضاي اين حزب مي شد.
    آيزنهاور اجازه نداده بود نازي ها حتي سمت هاي مهم خصوصي و عمومي را نيز برعهده بگيرند ولي بر اساس قانون عراق مقامات ارشد اين حزب تنها قادر به عهده گرفتن سمت هاي دولتي نبودند و مي توانستند در مكان ها و حتي كشورهاي ديگر مشغول به كار شوند زيرا آنها با هيچ اتهام جنايي مواجه نبودند.
    در نهايت ما در حكم بعثي زدايي قادر به اعمال استثنا بوديم و بسياري از بعثي ها در سمت هاي خود باقي ماندند.
    منتقدان ما كه معمولا كساني هستند كه هيچ گاه به عراق سفر نكرده اند گاهي ادعا مي كنند كه تصميم به بعثي زدايي باعث شد وزارتخانه هاي عراق از رهبريت موثر برخوردار نباشند ولي وضعيت اينگونه نبوده است .
    تقريبا تمامي وزراي قديمي حزب بعث پيش از صدور اين حكم فرار كرده بودند در مقابل ما كاملا تحت تاثير اين مساله قرار گرفته بوديم كه خدمتكاران ارشد غيرنظامي كه مجبور به اداره وزارتخانه ها بودند بسيار خرسند بودند كه ديگر عوامل حزب بعث بر آنها نظارت ندارند.
    نتيجه نهايي اين اقدام نيز اين بود كه ما حاميان اصلي ظالم عراق را كنار گذاشتيم ولي به سني هاي مسئول فرصت داديم كه در بازسازي عراق جديد شركت كنند.
    چهار روز پس از صدور اين حكم « حميد بيات » از سياستمداران برجسته شيعه عراقي به ما گفت كه شيعيان از اين تصميم بسيار خشنود شده اند زيرا آنها نگران بودند كه آمريكا بعثي ها را در سمت هاي ارشد دولتي و امنيتي باقي نگاه دارد.
    نظرسنجي هايي كه در دوران اشغالگري انجام شده بود مكررا حاكي از آن بود كه اكثريت قاطع مردم عراق از جمله بسياري از سني ها از طرح بعثي زدايي حمايت مي كنند.
    ما پس از آن اجراي اين سياست را كه توجه زيادي به آن شده بود به دست سياستمداران عراقي سپرديم كه اين يك تصميم اشتباه بود. رهبران عراقي كه بسياري از آنها به حكومت سابق سني ها علاقه اي نداشتند ميزان فراگيري اين حكم را بسيار گسترده تر از طرح اوليه آن كردند لذا اين اقدام به نتايج ناخواسته اي همچون اخراج هزاران معلم منجر شد كه از اعضاي حزب بعث بودند.
    هرچند ما بعدها جلوي برخي از اين اقدامات را گرفتيم ولي ما بايد اجراي اين حكم را به يك نهاد قضايي مي سپرديم نه يك نهاد سياسي .
    در عين حال سياست كلي كنار گذاشتن مقامات حزب بعث از دولت صحيح و ضروري بود و همچنان مورد حمايت بسياري از مردم عراق است .
    منتقدان جنگ عراق همچنين به صورت دسته جمعي در مورد « منحل كردن » ارتش صدام دچار سو تفاهم شده اند. آنها مدعي هستند كه ما يك ستون اصلي حفظ ثبات در كشور را از بين برديم و صفي طولاني از افراد بيكار و خشمگيني را بوجود آورديم كه به دنبال طغيان بودند ولي آنها هيچ اشاره اي به طبيعت واقعي ماشين هاي قتل صدام و اوضاع وقت نداشتند.
    اندكي تعجب انگيز است كه هنوز بايد به برخي افراد ترورهاي انجام شده توسط ارتش عراق را ياد آور شويم . در دهه 1980 ارتش صدام جنگي را عليه اقليت هاي كرد خود به راه انداخت كه طي آن صدها هزار غيرنظامي بيگناه كشته شدند و حدود پنج هزار نفر نيز در حمله شيميايي آن به شهر حلبچه به قتل رسيدند.
    پس از جنگ خليج فارس در سال 1991 شيعيان عليه صدام قيام كردند و ارتش صدام صدها هزار مرد زن و كودك را به قتل رساند و آنها را در گورهاي دسته جمعي خاك كرد. لذا اصلا تعجب آور نيست كه شيعيان و كردها كه بيش از 80 درصد جمعيت عراق را تشكيل مي دهند از ارتش صدام متنفر باشند.
    علاوه بر آن هرگونه تصور استفاده از ارتش قديمي تحت شرايط آن زمان غير ممكن بود . پيش از جنگ سال 2003 ارتش عراق متشكل از 315 هزار سرباز وظيفه بود كه تقريبا همه آنها شيعه بودند و اين افراد تحت فرمان افسران سني كه حدود 80 هزار نفر بودند خدمت مي كردند .
    آنها دائما توسط فرماندهان خود مورد بدرفتاري قرار مي گرفتند. آنها نيز پس از مشاهده وضعيت جنگ همچون فرماندهان خود متواري شدند البته آنها پيش از فرار پايگاه هاي ارتش عراق را كاملا غارت كردند.
    بنابراين هنگام ورود من به عراق هيچ ارتش عراقي وجود نداشت كه نياز به منحل كردن آن باشد عده اي از مقامات ارشد و سازمان سيا در بغداد پيشنهاد كردند كه ارتش صدام فراخوانده شود ولي بخاطر دلايل متعدد سياسي نظامي و عملي با آن مخالفت كرديم .
    بسيار بعيد بود سربازان وظيفه كه از ارتش صدام متنفر بودند به صورت داوطلبانه به ارتش بازگردند. به اين ترتيب ما مي بايستي نيروهاي آمريكايي را به روستاهاي شيعه نشين اعزام مي كرديم تا آنها را مجبور به بازگشت به ارتش كنند. حتي اگر ما مي توانستيم چند يگان كاملا سني را نيز تهيه كنيم بخاطر غارت آنها از هيچ پايگاه يا تجهيزاتي برخوردار نبودند.
    علاوه بر آن پيامدهاي سياسي فراخواني ارتش بسيار فاجعه بار مي بود.
    رهبران كرد به من اعلام كرده بودند كه در صورت فرا خوانده شدن نيروهاي نظامي دوران صدام آنها منطقه خود را از عراق جدا خواهند كرد و اين اقدام باعث آغاز يك جنگ داخلي و تحريك ايران و تركيه به تهاجم به عراق براي جلوگيري از استقلال كردستان مي شد.
    بسياري از رهبران شيعه نيز كه با نيروهاي تحت رهبري آمريكا همكاري مي كردند در صورتي كه ما عوامل قتل عام سال 1991 را دوباره به ارتش فرا مي خوانديم عليه ما دست به سلاح مي بردند در نتيجه نه نيروهاي تحت رهبري آمريكا و نه عراقي ها نمي توانستند به وفاداري ارتش فراخوانده شده اعتماد داشته باشند.
    يك سال بعد وقتي تفنگداران دريايي آمريكا بدون مشورت با دولت عراق يا ائتلاف يكي از تيپ هاي ارتش سابق صدام را فرا خواندند اين تيپ فورا بدون وفايي خود را ثابت كرد و به همين علت فورا منحل شد.
    علاوه بر آن اين اقدام به اندازه اي باعث خشمگين شدن شيعيان و كردها شد كه تقريبا روند سياسي بازگرداندن استقلال اين كشور به مردم عراق را منحرف ساخت و اين مساله ثابت مي كند اتكا به ارتش قديمي صدام با چه خطر شديدي مي توانست مواجه گردد.
    به همين علت پس از هماهنگي با دولت آمريكا از جمله ارتش دستور تاسيس ارتش كاملا داوطلبانه عراق را صادر كردم . تمامي اعضاي ارتش سابق عراق كه تا قبل از رتبه سرهنگي فعاليت مي كردند مي توانستند به ارتش بپيوندند.
    وقتي من عراق را ترك كردم بيش از 80 درصد از نيروهاي جذب شده و افسران ارتش جديد متعلق به ارتش سابق عراق بودند.
    همچنين به ديگر افسران ارتش سابق عراق كه نمي توانستند به ارتش جديد بپيوندند حقوق بازنشستگي تعلق گرفت و دولت عراق همچنان اين حقوق را پرداخت مي كند.
    من از تبديل شدن به كيسه بوكسي براي انتقاد از اين تصميم گيريها خسته شده ام . اين انتقادات بويژه توسط كساني صورت مي گيرد كه هيچگاه به عراق سفر نكرده اند پيچيدگي هاي آن را درك نمي كنند و نمي توانند توضيح بدهند ما چه كاري را بايد به صورتي ديگر انجام مي داديم زيرا اين دو تصميم معقول و اخلاقي باعث ايجاد شورش هاي كنوني عراق نشده است .
    مدارك اطلاعاتي كه ما پس از آغاز جنگ به دست آورديم نشان مي دهد نيروهاي امنيتي صدام از مدت ها قبل خود را براي آغاز چنين شورشي آماده كرده بودند.
    به همين علت است كه برخي از اعضاي حزب بعث و ارتش سابق عراق به شورشيان اين كشور پيوسته اند و در حقيقت آنها به اين علت مبارزه نمي كنند كه به آنها فرصت داده نشده بود كه مشغول به كار شوند بلكه به اين علت مبارزه مي كنند كه مي خواهند دولتي را كه به صورت دمكراتيك انتخاب شده سرنگون كرده و بار ديگر ديكتاتوري بعثي را روي كار آورند
    مسئوليت واقعي خونريزي هاي امروز عراق بر عهده اين افراد و همدستان آنها در گروه القاعده است .
    نيويورك ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي
    پل برمر : صدام حكومت خود را بر اساس الگوي حكومت آدولف هيتلر طراحي كرده بود كه مردم آلمان را از طريق دو ابزار اصلي يعني حزب نازي و سرويس هاي امنيتي آلمان كنترل مي كرد لذا ما هيچ چاره ديگري نداشتيم كه از اينگونه سازمان هاي مشابه در عراق خلاص شويم . بعثي ها همچون نازي ها از كودكان به عنوان جاسوساني عليه والدين خود استفاده مي كردند
    نظرسنجي هايي كه در دوران اشغالگري انجام شده بود مكررا حاكي از آن بود كه اكثريت قاطع مردم عراق از جمله بسياري از سني ها از طرح بعثي زدايي حمايت مي كنند
    پس از جنگ خليج فارس در سال 1991 شيعيان عليه صدام قيام كردند و ارتش صدام صدها هزار مرد زن و كودك را به قتل رساند و آنها را در گورهاي دسته جمعي خاك كرد. لذا اصلا تعجب آور نيست كه شيعيان و كردها كه بيش از 80 درصد جمعيت عراق را تشكيل مي دهند از ارتش صدام متنفر باشند
    پل برمر : مدارك اطلاعاتي كه ما پس از آغاز جنگ به دست آورديم نشان مي دهد نيروهاي امنيتي صدام از مدت قبل خود را براي آغاز چنين شورشي آماده كرده بودند. به همين علت است كه برخي از اعضاي حزب بعث و ارتش سابق عراق به شورشيان اين كشور پيوسته اند و در حقيقت آنها به اين علت مبارزه نمي كنند كه به آنها فرصت داده نشده بود كه مشغول به كار شوند بلكه به اين علت مبارزه مي كنند كه مي خواهند دولتي را كه به صورت دمكراتيك انتخاب شده سرنگون كرده و بار ديگر ديكتاتوري بعثي را روي كار آورند. مسئوليت واقعي خونريزي هاي امروز عراق بر عهده اين افراد و همدستان آنها در گروه القاعده است