
مولفه هاي سعادت در انديشه امام علي (ع )
بخش دوم محمد مهدي ابراهيمي نصر
2 ـ صبر
صبر
به معناي خويشتن داري همراه با نوعي دشواري و سختي است . صبر
را مي توان مصدر و سرچشمه بسياري از فضايل اخلاقي دانست . صبر در
برابر تمايلات نفساني
آدمي را عفيف مي سازد
در دشواري هاي كمرشكن
جهاد
شجاعت مي آفريند و ... . بنابراين
مي توان گفت صبر
هم خود
فضيلت اخلاقي است و هم خاستگاه فضايل اخلاقي فراواني است .
امام علي عليه السلام صبر را به سر ايمان تشبيه كرده و ايمان را ـ كه خود
كليد قفل سعادت است ـ بدون صبر ناپايدار دانسته اند.
و عليكم بالصبر
فان الصبر من الايمان كالراس من الجسد و لا خير في
جسد لا راس معه و لا في ايمان لا صبر معه . (27 )
راحتي و آسودگي ابدي رادر گرو پيشه كردن صبر در ايام كوتاه زندگي
مي دانند :
صبروا اياما قصيره اعقبتهم راحه طويله (28 )
و صبر از بيهوده گويي را ـ كه صمت ناميده مي شود ـ رستگاري و نجات
مي خوانند و آن را در حالت كلي
همان پيروزي
كه انسان در تمناي آن
است
مي دانند و هشدار مي دهند كه عجله و رها كردن عنان شهوت ها
خطري است كه بايد سخت از آن هراسيد :
الصبر ظفر
العجل خطر . (29 )
3 ـ صدق
: صدق در اصل
وصف گفتار مطابق با واقع است ; ولي به معناي عام
افعال
را نيز مي توان به آن وصف كرد. مثلا وقتي گفته مي شود « او در جهاد صادق
بود » يعني آن عمل (جهاد) را به نحو احسن و كامل
به جا آورد . (30 ) صدق
به معناي اصلي خود
فضيلت اخلاقي است كه در برابر كذب
سرچشمه
رذيلت اخلاقي
قرار مي گيرد. اما صدق به معناي عام
از جهت فضيلت
تابع موصوف خود است ; يعني اگر عملي اخلاقي باشد
نوع صادقانه آن
فضيلتي ديگر به حساب مي آيد. جهاد در راه خداوند
كاري ستوده است
ولي صورت كامل و بي عيب و نقص آن
فضيلت ديگري دارد. امام علي
عليه السلام مي فرمايند : « صدق و راستگويي آدمي را رستگار مي كند
و دروغ
او را در خوار و نگون بخت . » (31 )
تنها از رهگذر صدق است كه مي توان نجات يافت و بر ساحل رستگاري
آرميد : بالصدق تكون النجاه (32 )
و هرچه آدمي صادق تر باشد
رستگارتر است : انجحكم اصدقكم (33 ) اينها
نمونه اي از نقش فضايل اخلاقي در سعادت انسان از ديدگاه امام علي
عليه السلام بود. البته اگر جست و جوي كامل صورت گيرد
به اين موارد
محدود نخواهد شد. و مي توان به رواياتي اشاره كرد كه نقش رذايل اخلاقي
را در شقاوت و بدبختي انسان
گوشزد مي كنند. پاره اي از آنها بدين
قرارند
حسد
حسد
حيات انسان را به تباهي مي كشاند(34 ); و حرص و آزمندي
مايه
خواري و شقاوت است (35 ); غرور و اسارت در دام هوا و هوس هاي
سركش
بدبختي است . (36 ) پس فضايل اخلاقي به معناي مصطلح را
مي توان يكي از مولفه هاي اصلي رستگاري در انديشه امام علي عليه السلام
دانست .
فضيلت عقلي
انديشيدن و نظر(37 ) در ساحت الوهي هستي
همان فعاليت عقلاني است
كه ارسطو آن را تنها مولفه سعادت مي دانست . آنچه ارسطو را به اين نكته
ره نمود
توجه به كاركرد انسان بود . (38 )
وي استدلال مي كرد كه تنها كاري كه مختص و ويژه انسان است
همان
نظركردن است . آدمي تغذيه مي كند; اما گياهان نيز تغذيه و رشد و نمو دارند.
آدمي فعاليت احساسي دارد
حيوانات نيز چنين اند. اما انسان مي انديشد
به
ويژه درباره واقعيت هاي غايي و نامحسوس هستي مانند خداوند
ولي هيچ
نوع طبيعي ديگري نمي تواند چنين كند. پس سعادت خاص انسان را هم بايد
در فعاليت خاص او يعني نظركردن دانست . عقل هرگاه بتواند توجه خود را
به امور مجرد معطوف كند
از قيد و بند تعلقات مادي رهيده
صاحب خود را
به مجردات شبيه مي كند. چنين مي نمايد كه كسي كه زندگي موافق عقل
مي گذراند و عقل را مي پرورد
زندگي اش به بهترين وجه نظم يافته است و
خدا او را بيش از همه دوست دارد . (39 )
ارسطو مي كوشد تا در متن تلاش عقلاني انسان
كه در الهيات ظهور و
بروز مي يابد
جايي براي پيوستن به خداوند باز كند. اين نكته نظر فيلسوفان
مسيحي و مسلمان را به خود جلب كرد و آنان را به نظريه عقل گرايانه ارسطو
دلبسته نمود.
امام علي عليه السلام
برحسب روايتي از ابن سينا
از زبان پيامبر خدا
صلي الله عليه و آله شنيده است كه در مسابقه رستگاري و تقرب به خداوند
هيچ چيز بهتر از انديشيدن و نظركردن آدمي را به مقصد نمي رساند. بدين
روي او برتر از هركس ديگري مي تواند نقش انديشيدن رادر سعادت انسان
بازگويد. براي اين بود كه شريف ترين انسان و عزيزترين انبيا و خاتم رسل
صلي الله عليه و آله با مركز دايره حكمت و فلك حقيقت و خزانه عقل
اميرالمومنين علي ـ عليه السلام ـ گفت كه : « يا علي اذا رايت الناس مقربون
الي خالقهم بانواع البر تقرب اليه بانواع العقل تسبقهم . »
و اين چنين خطاب جز با چنو بزرگي راست نآمدي كه اندر ميان خلق
همچنان بود كه معقول اندر ميان محسوس . (40 ) همو است كه مي فرمايد :
دانايي برترين سعادت (41 ) و بهترين مطلوب است . (42 ) هيچ ثروتي را
توان برابري با عقل نيست
(43 ) و هرگاه عقل طراوت و نشاط لازم را داشته
باشد
رستگاري را به ارمغان مي آورد . (44 ) چه توصيفي براي بيان نقش
تعقل و نظر كردن در سعادت انسان
زيباتر از اين جملات : عقل خويش را
زنده و نفس خويش را ميرانده است
تا آن جا كه ستبري هاي بدن تبديل به
نازكي و خشونت هاي روح تبديل به نرمي شده است و برق پرنوري بر قلب
او جهيده و راه را بر او روشن و او را به رهروي سوق داده است . پيوسته از
اين منزل به آن منزل برده شده است تا به آخرين منزل
كه منزل سلامت و
بارانداز اقامت است
رسيده و پاهايش همراه بدن آرام او در قرارگاه امن و
آسايش
ثابت ايستاده است . اين همه به موجب اين است كه دل و ضمير
خود را به كار گرفته و پروردگار خويش را خشنود ساخته است . (45 ) با اين
ديدگاه است كه حضرت علي عليه السلام فقدان عقل را تيره بختي
مي دانند(46 ) و جهل را بدترين مصيبت ها . (47 )
4 ـ فضايل ديني
غير از آنچه گفته شد
مولفه ديگر سعادت از ديدگاه امام علي عليه السلام
فضايل الهياتي يا ديني است .
بدون هيچ ترديدي مهم ترين فضيلت ديني خود ايمان ديني است . هر چند
در تحليل دقيق ماهيت ايمان و يا متعلق هاي آن بحث و گفت و گوهاي بسيار
هست
يك توافق عمومي درباره نقش بديل ناپذير ايمان در سعادت انسان
ميان مومنان وجود دارد. اميرالمومنين علي عليه السلام در اين باره
مي گويند :
نجات و رستگاري انسان در گرو ايمان است (48 ) و با ايمان است كه
آدمي به قله سعادت و اوج دانايي مي رسد(49 ) و از نگراني ها رها
مي گردد . (50 ) يكي از بهترين تعبيرها درباره ايمان در قرآن كريم است ; آن
جا كه مي فرمايد : يا ايها الذين آمنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم من عذاب
اليم . تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم
ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون (51 ) .
اي كساني كه ايمان آورده ايد
آيا شما را بر تجارتي راه نمايم كه شما را از
عذابي دردناك مي رهاند به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و
جانتان جهاد كنيد. اين ـ اگر بدانيد ـ براي شما بهتر است . ايمان لازم است
اما كافي نيست . از سرمايه رستگاري بايد درست سود برد و استفاده صحيح
از سرمايه ايمان
فراهم كردن زمينه شكوفايي آن در عرصه عمل است . بذر
ايمان در صورتي مي بالد كه در بستر اعمال صالح برويد.خداوند مهربان
كساني را كه ميان ايمان و عمل صالح جمع مي كنند
از خسران و شقاوتي كه
نوع انسان را تهديد مي كند
دور دانسته است .
والعصر ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنوا و عملوا
الصالحات . (52 )
اميرالمومنين علي عليه السلام در يك تحليل جامعه شناختي از جايگاه
ايمان در سعادت يك جامعه
به اين نكته اشاره مي كنند كه فقدان ايمان در
سطح اجتماعي علامت و نشانه جاهليت و گمراهي و شقاوت آنان است .
جامعه جاهلي و نگون بخت
جامعه اي است كه « مردم آن از ايمان
رويگردان شده
ستون هاي ايمان در آن فرو ريخته
نمادهاي ايمان ناشناخته
مانده و راه ايمان بي رهرو است . » (53 ) هر گاه بنيادهاي معرفتي و عاطفي
ايمان در فرد يا جامعه اي بلرزد
و نمادهاي ايمان انكار شود اميدي به
رستگاري آن فرد يا جامعه نيست .
در پرتو اين نگرش اصولي به سعادت انسان است كه امام علي عليه السلام
مي فرمايند :
دينداري سعادت است (54 )
و برترين خواست انسان است (55 )
و تقوا
چراغ راه رستگاري است (56 )
و عبوديت خداوند
پيروزي در مسابقه
رستگاري است (57 )
و زهد بر خلاف ظاهرش كه رنج و سختي است
تجارتي سودمند و مايه سعادت است . (58 ) باز در پرتو توجه به نقش كليدي
و اساسي ايمان است كه مي توان عمق جملاتي از اين دست را دريافت : هيچ
انساني به بدبختي نمي افتد
مگر با در پيش گرفتن معصيت خداوند(59 ) و
اصولا بدبختي در گرو عصيان انسان است همان طور كه خوشبختي در سايه
ايمان مي آرمد . (60 ) اما از ديدگاه امام عليه السلام هسته اصلي سعادت
انسان در همين ايمان نهفته است ; زيرا در جهان بيني امام عليه السلام
انسان ها مبدا و مصدري الهي دارند و تنها در صورت يافتن ارتباط نزديك با
او مي توانند جوهر خود را باز يافته
به كمال و رستگاري برسند. اين ايمان
كه موجب قرب به خداوند است
با آنچه ارسطو درباره تامل در امور الهي
مي گويد و آن را سعادت آدمي مي داند
متفاوت است . در تصويري كه علي
عليه السلام از ايمان مي دهد
علاوه بر عقل تمام احساسات و عواطف و
قواي وجودي انسان معطوف به خداوند است و آدمي تسليم محض او است .
در پايان
دو نكته را يادآور مي شويم :
1 ـ آنچه درباره سهم خيرات بيروني
مانند ثروت و شهرت نيك
در سعادت
انسان گفته آمد
بر گرفته از ظاهر اسناد سعادت به اين امور در روايات است ;
ولي ممكن است تحليل هاي ديگري نيز باشد كه مثلا اسناد سعادت را به اين
قبيل امور مقيد به قيدي بداند. بنا بر اين همه امور گفته شده
به شرط آنكه به
ايمان يا فضيلت اخلاقي و يا فضيلت عقلي بينجامند
مي توانند موصوف
سعادت قرار گيرند
نه به طور كلي . همچنين ممكن است كسي بگويد اسناد
سعادت به اين امور
از نوع اسناد چيزي به وسيله تحصيل آن است ; مثلا با
پول است كه مي توان فضيلت بخشندگي را تصاحب كرد يا با پول است كه
مي توان آسودگي لازم را براي نظرپردازي داشت . بر اساس اين نظريه هر گاه
ممكن باشد كه بدون اين چيزها آدمي بتواند فعاليت اخلاقي يا ديني داشته
باشد
آنها ارزش عالي خود را از دست مي دهند.
ما البته ضمن توجه به اين احتمال ها و بدون ورود در بحث و نقد آنها
با
تكيه بر ظاهر روايات گمان مي كنيم كه خيرات بيروني هم جزئي از سعادت
هستند; ولي ارزش آنها با ارزش مولفه هاي ديگر برابر نيست . بنابراين روشن
است كه در مقام تزاحم خيرات بيروني با فضيلت اخلاقي يا ديني
آنچه البته
بايد كنار نهاده شود
خيرات بيروني است . اين نكته عيان است و نيازي به
بيان تفصيلي ندارد. كيست كه ترديدي داشته باشد كه سيد الشهدا
عليه السلام همان هنگام كه در رنج و اندوه فراوان در كربلا بود
نيك بخت
ترين افراد بود; زيرا بيش ترين بهره را از مولفه هاي ديگر سعادت
يعني
فضيلت اخلاقي و ديني داشت .
2 ـ از ميان مولفه هاي مختلف سعادت
خيرات بيروني چندان در اختيار
خود انسان نيست و به تعبير زيباي امام علي عليه السلام بر حسب اتفاق
فراهم مي آيد : الدنيا بالاتفاق و الاخره بالاستحقاق (61 ) ; « دنيا برحسب
اتفاق فراهم مي آيد
ولي آخرت بر اساس استحقاق آدمي است . » به نظر
مي آيد كه با توجه به همين نقش اتفاقي و غير اختياري بودن خيرات بيروني
در سعادت است كه اصولا در زبان هاي مختلف واژه مربوط به سعادت با
مفهوم بخت گره خورده است مثلا در فارسي نيك بختي و در انگليسي
يعني اتفاق افتادن است . happen از ماده happiness
ولي به هر حال بيش تر مولفه هاي سعادت در اختيار خود انسان است ;
مانند فعاليت هاي اخلاقي و عقلي و ديني كه در حوزه تصميم فردي است .
اما يك نكته را نبايد فراموش كرد : در كلام امام علي عليه السلام تاكيد
فراواني بر نقش عنصر غيبي در سعادت انسان شده است . تعبيرهاي مختلفي
براي اين منظور در روايات است
ولي رايج ترين آنها مفهوم توفيق است .
امام علي عليه السلام مي فرمايند : التوفيق قائد الصلاح . والتوفيق راس
سعاده . (62 ) توفيق يا امدادهاي غيبي ابرهاي رحمت خداوند است كه از
درياي اخلاص و عمل صالح انسان بر مي خيزند و : زندگي انسان اگر مقرون
حق جويي و حقيقت جويي و اخلاص و عمل و كوشش باشد
مورد حمايت
حقيقت قرار مي گيرد... اين مطلب علاوه بر اين كه يك امر ايماني است و از
لوازم ايمان به تعليمات انبيا است
يك حقيقت تجربي و آزمايشي است ;
البته تجربه فردي . به اين صورت كه هركس (كه مي خواهد امداد غيبي را
درك كند) لازم است در عمر خويش چنين كند
تا اثر لطف و عنايت
پروردگار را در زندگي خود ببيند
و چقدر لذت بخش است
معامله با خدا و
مشاهده آثار لطف او . (63 )
ـــــــــــــــــ

پاورقي :
27 ) نهج البلاغه
حكمت
82
28 ) نهج البلاغه
خطبه 191
29 ) غررالحكم و دررالكلم
فصل اول
بندهاي 270 و 271
30 ) مفردات راغب
ماده صدق
31 ) نهج البلاغه
خطبه 86
32 ) غررالحكم و دررالكلم
فصل 18
بند 42
33 ) پيشين
فصل 8
بند 9
34 ) الحسد ينكر العيش
ثمره الحسد شقا الدنيا والاخره .
35 ) من كثر حرصه كثر شقائه .
36 ) (الشقي من اغتر بحاله و انخدع لغرور اماله . (غرر الحكم و دررالكلم
فصل اول
بند 1823 )
» معمولا اين واژه به تامل و يا نظرپردازي ترجمه contemplation 37 ) «
مي شود.
ارسطو در فلسفه اخلاق معروف ) ergon Argument ( 38 ) برهان كاركرد
است . وي مي خواهد براساس كاركرد آدمي
ماهيت سعادت وي را دريابد.
ر . ك : ارسطو
اخلاق نيكوماخوس
ترجمه محمدحسن لطفي
ص 30 ـ 34
39 ) ارسطو
اخلاق نيكوماخوس
ترجمه محمدحسن لطفي
ص 395
40 ) ابوعلي سينا
معراج نامه
تصحيح نجيب مايل هروي
انتشارات آستان
قدس رضوي
ص 94
41 ) (العلم اعلي فوز . (غررالحكم و دررالكلم
فصل اول
بند 781 ) .
42 ) العلم افضل قنيه . (همان
فصل اول
بند 862 ) .
43 ) لا غني كالعقل . (همان
فصل 86
بند 38 ) .
44 )(زياده العقل تنجي . (همان
فصل 37
بند 40 ) .
45 ) نهج البلاغه
خطبه 220. براي توضيح اين مضمون ر . ك : مطهري
مرتضي
مجموعه آثار
ج 16
ص 420 ـ 427.
46 ) فقد العقل شقا . (غررالحكم و دررالكلم
فصل 59
بند 7 ) .
47 ) لا مصيبه اشد من الجهل . (همان
فصل 86
بند 236
48 ) لانجاه لمن لا ايمان له . (همان
فصل 86
بند344 )
49 ) بالايمان يرتقي الي ذروه السعاده و نهايه الحبور . (همان
فصل 18
بند145 ) 50 ) الايمان امن (همان
فصل اول
بند9 )
51 ) صف
آيه 10 ـ 11.
52 ) عصر
آيه 1 ـ 3.
53 ) نهج البلاغه
خطبه دوم .
54 ) الدين حبور . (غرر الحكم و دررالكلم
فصل اول
بند 88 )
55 ) الدين افضل مطلوب . (همان
بند 375 )
56 ) الورع مصباح نجاح (همان
بند 800 )
57 ) العباده فوز (همان
بند 86 )
58 ) الزهد متجر رابح . (همان
بند 920 )
59 ) لايشقي امر الا بمعصيه الله . (همان
فصل 86
بند 411 )
60 ) النجاه مع الايمان (همان
فصل اول
بند 941 )
61 ) غررالحكم
فصل اول
بندهاي 286 و 287
62 ) همان
فصل اول
بندهاي 348 و 908
63 ) مطهري
مرتضي
مجموعه آثار
ج 3
ص 348
صبر را مي توان مصدر و سرچشمه بسياري از فضايل اخلاقي دانست .
صبر در برابر تمايلات نفساني
آدمي را عفيف مي سازد
حضرت علي (ع ) : صدق و راستگويي آدمي را رستگار مي كند و دروغ او را
درخوار و نگون بخت

|