بسم الله الرحمن الرحيم
پنجشنبه اين هفته
سوم خرداد ماه
روز از سرگيري مذاكرات هسته اي
ميان دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان و نماينده اتحاديه اروپائي است .
ضمنا همزمان با اين مذاكرات
مهلت تعيين شده مربوط به قطعنامه 1747
شوراي امنيت سازمان ملل درباره پرونده هسته اي ايران نيز به پايان مي رسد.
به همين جهت
براي دو طرف مهم است كه در اين مقطع گام هائي براي
شفاف سازي بردارند. گام هاي محتمل و راهكارهاي موجود را شايد بتوان
اينگونه دسته بندي كرد.
1 ـ اروپائي ها اخيرا سخن از « تعليق در حين مذاكره » را مطرح كرده اند .
اين
با پيش شرط قبلي
كه « تعليق قبل از مذاكره » بود
تفاوت دارد. اين
پيشنهاد
حتي با « تعليق همزمان » هم متفاوت است . طرف اروپائي و بطور
كلي گروه 1 +5 تا دو هفته قبل هر انعطافي در مورد پرونده هسته اي ايران را به
پيش شرط « تعليق غني سازي » مشروط ميكردند. رقيق شده اين پيش شرط
« تعليق همزمان » بود كه در عمل تفاوتي با تعليق قبل از مذاكره نداشت .
رقيق تر شدن اين شرط و مطرح نمودن آن در قالب « تعليق در حين مذاكره »
يك گام به عقب رفتن توسط اروپائي هاست .
اين پيشنهاد را به اين دليل جمهوري اسلامي ايران نپذيرفته كه بهرحال
متضمن تعليق است و حرف اصلي و مهم طرف ايراني اينست كه اصولا با
تعليق غني سازي مخالف است . گروه 1 +5 تعليق را به معناي پذيرفتن يك
خواسته قانوني مطرح شده توسط شوراي امنيت سازمان ملل تلقي مي كند
كه انجام آن توسط ايران
به آن مشروعيت مي بخشد
درحاليكه ايران همواره
اين خواسته را يك خواسته غيرقانوني و اقدامي براي تضييع حق مشروع
يك كشور عضو آژانس بين المللي انرژي اتمي دانسته و البته حق نيز با ايران
است . بنابر اين
پذيرفتن « تعليق » به هر شكل كه پيشنهاد شود يك انحراف
است و جمهوري اسلامي ايران نمي تواند زيربار آن برود.
2 ـ اصرار آمريكا براي انجام مذاكره مستقيم با جمهوري اسلامي ايران
در بغداد
هر چند تحت عنوان مسائل عراق مطرح شده
ولي هم آمريكائي ها
و هم ايراني ها ميدانند كه دولت بوش كوچك اهداف ديگري را نيز به بهانه
اين مذاكره دنبال مي كند. عادي سازي مذاكره ميان جمهوري اسلامي ايران
به عنوان كشوري كه پايگاه نهضت جهاني اسلام است
با آمريكا
كه « شيطان
بزرگ » است
عمده ترين هدف آمريكائي هاست . آمريكائي ها اگر از مذاكرات
بغداد هيچ چيزي هم بدست نياورند قطعا نفش مذاكره مستقيم با جمهوري
اسلامي ايران بزرگترين دستاورد براي آنهاست . دولت بوش كوچك
با
خوراك تبليغاتي پرحجمي كه از اين مذاكره بدست خواهد آورد
بسياري از
مشكلات خود را حل خواهد كرد و نظام حكومتي استكباري آمريكا نيز با
اين دستاورد امتيازات تبليغاتي بزرگي در روياروئي سختي كه با معارضان در
عرصه جهاني دارد كسب خواهد نمود.
درست در همين نقطه است كه اين سئوال مطرح مي شود كه آيا
آمريكائي ها در قبال اين دستاورد بسيار مهم حاضر خواهند شد در مسائل
هسته اي كوتاه بيايند و چراغ سبزي به تهران نشان دهند احيا مجدد
پرونده مذاكره مستقيم تهران واشنگتن در بغداد بعد از يكسال و دو ماه
پيدا
كردن پاسخ اين سئوال را تا حدودي آسان مينمايد.
3 ـ جمهوري اسلامي ايران
همواره تاكيد كرده است كه ميخواهد به
غني سازي صنعتي برسد و اين اطمينان را نيز به گروه 1 +5 و آژانس
بين المللي انرژي اتمي و افكار عمومي جهان داده است كه از اين فناوري
براي ساخت سلاح اتمي استفاده نخواهد كرد. اكنون
مسئولان نظام
جمهوري اسلامي به آنچه ميخواستند رسيده اند و اين ميتواند عامل مهمي
در انتخاب راهكاري مناسب براي رسيدن به يك تفاهم باشد.
راهكاري كه بر اين اساس مطرح است اينست كه غني سازي صنعتي در
مقياسي كه اكنون در ايران جريان دارد
ادامه يابد ولي ايران از گسترش آن
خودداري نمايد. بدين ترتيب
ايران بدون آنكه غني سازي را متوقف كند
در
عمل راه را بر همه گمانه زني هاي مربوط به رفتن بسوي ساخت سلاح اتمي
خواهد بست .
اين راهكار
هر چند با حق قانوني ايران به عنوان يكي از اعضاي آژانس
بين المللي انرژي اتمي
كه حق دارد از غني سازي صنعتي در هر مقياس كه
ميتواند برخوردار باشد
منافات دارد اما اين روزها در بعضي محافل مطرح
است .
نكته اينست كه اولا جمهوري اسلامي ايران نبايد از استيفاي حق
قانوني خود در هيچ مقياسي كوتاه بيايد و ثانيا خواسته واقعي گروه 1 +5
بويژه آمريكا با آنچه در ظاهر مطرح مي كنند تفاوت دارد. آنها در ظاهر
موضوع رفتن ايران بسوي ساخت سلاح اتمي را مطرح مي كنند ولي در واقع
بطور كلي با برخورداري ايران از فناوري هسته اي مخالفند.
با توجه به اين واقعيت ها
آيا مذاكرات پنجشنبه سوم خرداد راه به جائي
خواهد برد يا مثل دور گذشته
طرفين با دست خالي از اطاق مذاكره خارج
خواهند شد اين مذاكره آزمايش دشواري براي غربي ها خواهد بود.

|