بسم الله الرحمن الرحيم
اخبار و گزارشهائي كه از سرزمين هاي اشغالي فلسطين مي رسد
قلب
مسلمانان را جريحه دار كرده و بطور همزمان روز جشن صهيونيست هاست .
بيائيد اخبار و گزارشها را بطور فشرده و گذرا مرور كنيم و ببينيم آيا اين ادعا
واقعيت دارد
الف ـ افراد مسلح با حمله به منزل رئيس امنيت داخلي فلسطين در غزه
دستكم 4 تن از محافظانش را كشته و منزلش را به آتش كشيدند . سخنگوي
جنبش فتح مي گويد عناصري از گردانهاي قسام مسئول اين حمله بوده اند.
ب ـ نظاميان صهيونيست از زمين و هوا به ساكنان بيدفاع غزه حمله
كرده و بكمك هلي كوپترها و جنگنده هاي تهاجمي به غزه
بيت لاهيه و بيت
حانون يورش برده و چندين شهيد برجاي گذاشتند.
ج ـ گروههاي فتح و حماس و برخي ديگر از گروههاي فلسطيني با
يكديگر درگير شده و طي روزهاي گذشته دستكم 40 نفر از طرفين كشته
شده اند.
د ـ طي روزهاي اخير دستكم 450 نفر از نظاميان آموزش ديده و مسلح
به سلاحهاي خودكار از طريق مصر وارد غزه شدند تا به كمك نيروهاي
امنيتي وابسته به « محمود عباس » رئيس تشكيلات خودگردان وارد نبرد
شوند. محمود عباس و دستيارانش مي گويند اين عده براي طي دوران
آموزشي به مصر رفته بودند ولي بنظر مي رسد كه آنها نيروهاي كمكي مصر يا
حتي از كشورهاي ديگر باشند و چه بسا اسرائيلي !
با مروري به اين حوادث بهتر مي توان درك نمود كه اين پديده يكي از
بزرگترين آرزوهاي رژيم صهيونيستي در مقطع كنوني را برآورده مي سازد و
گروههاي مختلف فلسطيني را رو در روي يكديگر قرار مي دهد. اين پديده از
آن جهت اهميت دارد كه تصور مي شد پس از مذاكرات منجر به توافق مكه
طرفين به همفكري و همكاري بايكديگر رضايت داده اند و مي توان
چشم انداز روشني را در صحنه فلسطين شاهد بود. نخستين پيامد اين
درگيري هاي مرگبار اينست كه توافقات مكه يقينا شكست خورده و ديگر
كارآئي مورد انتظار را ندارد.
موضوع مهم ديگر اينكه رژيم صهيونيستي بويژه پس از انتشار نتايج
بررسي هاي كميسيون تحقيق دوستي (وينوگراد) در شرايط بغرنج و
نابساماني به سر مي برد. اين گزارش بطور صريح
ايهود اولمرت نخست
وزير
« عمير پرتز » وزير دفاع و « ژنرال دان حالوتص » رئيس ستاد ارتش
اسرائيل را عامل اصلي شكست و ناكامي اسرائيل در جنگ 33 روزه عليه
حزب الله لبنان معرفي كرد و در واقع به پيروزي مطلق حزب الله لبنان در اين
جنگ نابرابر راي داد. در واقع طرف نيرومندتر شكست خورده و طرفي كه
هنوز هم از وجود يك ارتش منظم بي بهره است
به پيروزي و تفوق نظامي
رسيده است .
ايهود اولمرت در هفته هاي اخير دستور سركوب فلسطيني ها در غزه را
صادر كرده و كابينه رژيم صهيونيستي هم دستور شكار انقلابيون مسلمان
فلسطيني را مورد تاييد قرار داده است . در چنين شرايطي درگيري مستقيم
گروههاي فلسطيني با يكديگر
يك فرصت طلائي را در اختيار اسرائيل قرار
مي دهد و بدون آنكه هزينه اي براي اسرائيل اشغالگر داشته باشد
باعث
تضعيف بنيه نظامي فلسطيني ها از هر گروهي كه باشند
مي گردد.
جاي تعجب و حيرت است كه فلسطيني ها و بويژه گروه محمود عباس به
چه چيزي مي انديشند و چه هدفي را دنبال مي كنند
اگرچه امروز مقامات اسرائيلي
در اظهارات رسمي و علني خود به
صراحت از انتخاب جناح محمود عباس بعنوان « طرف قابل قبول براي
اسرائيل » سخن مي گويند
ولي فراموش نكنيم كه همين گروه براي يك دوره
3 ساله در اوج حاكميت ياسر عرفات در زير حملات نظامي و بمبارانهاي
اسرائيل قرار داشتند. به عبارت ديگر
كه تصميم امروز اسرائيل براي
حمايت از محمود عباس هم يك « تاكتيك موقت » براي عبور از مقطع كنوني
است و در واقع اسرائيل روي طرف بازنده در قلمرو فلسطين سرمايه گذاري
كرده است . جناح فتح بخاطر فساد اداري ـ مالي و بخاطر بعضي مسائلي كه
خودشان بهتر مي داند و مصلحت نيست در سطح افكار عمومي مطرح گردد
اعتماد ملت فلسطين را شاهد نبودند. در واقع جناح محمود عباس امروزه
دچار « بحران اعتماد » است و مردم فلسطين ترجيح مي دهند كه آنها را در
راس هرم قدرت مشاهده نكنند. ايكاش جناح محمود عباس از اين
بي اعتنائي مردم فلسطين درس مي گرفتند و حتي حمايت نيم بند اسرائيل را
هم قبول نمي كردند و به اين نكته توجه داشتند كه اسرائيل براي حمايت از
آنها
نه چيزي هزينه مي كند و نه چيزي را از دست مي دهد. بلكه در اين
درگيريهاي فرسايشي ميان گروههاي رقيب فلسطيني
از هر طرف كه كشته
شود
به سود صهيونيست هاست . موضوع مهم ديگر
ورود 450 نفر از طريق
مصر به غزه است كه ظاهرا از نيروهائي هستند كه در مصر آموزش ديده اند.
حتي اگر اين ادعا درست باشد
اعراب و طرفداران كمپ ديويد و طرفداران
سازش با اسرائيل سرگرم حمايت مستقيم و آشكار از يك جناح و در آن
واحد سرگرم مقابله و روياروئي با جناح ديگر هستند. بدين ترتيب حتي
ميانجي گري دروغين مصر و اتحاديه عرب در چنين شرايطي فقط براي
انحراف افكار عمومي و فريب دادن جناح حماس است كه ساده لوحانه
بپذيرد آنها بيطرف هستند و آنها نيز بتوانند زهر خود را بريزند!
با اينهمه بنظر مي رسد كه در ميان اين 450 نفر
اگرنه تمامي آنها
كساني از ارتش مصر
نيروهاي امنيتي غيرفلسطيني و مشخصا از جوخه هاي
مرگ و تك تيراندازان ارتش صهيونيستي و « موساد » نيز حضور دارند و از
اين آشفته بازار ناشي از درگيري جناحهاي فلسطيني براي شكار انقلابيون
مسلمان فلسطيني بهره گيري مي كنند. اين بزرگترين خيانتي است كه جناح
محمود عباس به ملت فلسطين كرده و براي افزايش توان خود در مقابله با
رقيبي كه دولت را دردست دارد
به چنين تصميمات و اقدامات خائنانه اي
متوسل شده است .
اتخاذ اين مواضع شرم آور از جانب محمود عباس و رژيم كمپ ديويدي
قاهره
بويژه زماني ابعاد واقعي خود را نشان مي دهد كه بخاطر بياوريم رژيم
قاهره در هفته هاي گذشته ميزبان « تزيپي ليوني » وزير خارجه اسرائيل بود كه
بموجب آن اسرائيل توانست اعراب را به پيگيري فوري طرح سازش ملك
عبدالله با اسرائيل ترغيب كند و توافق شد كه هيئتي متشكل از وزيران
خارجه مصر و اردن به عنوان نمايندگان اتحاديه عرب به فلسطين اشغالي
بردند و براي تشريح طرح سازش موجود به رايزني بپردازند. نخستين
پيامدهاي اين تصميم كه قطعا بنفع رژيم صهيونيستي ارزيابي مي شود
اينست كه اولمرت با شاه اردن به رايزني پرداخت و نهايتا مراتب موافقت و
همراهي خود را با هر طرحي براي به سازش كشيدن اعراب را اعلام داشت و
اعلام آمادگي كرد كه هر كجا و هر زمان با مقامات عربستان به مذاكره درباره
هر موضوعي كه آنها بخواهند بپردازد.
در چنين شرايطي
پيشنهاد مشكوك « تزيپي ليوني » براي خروج فوري
اسرائيل از كرانه باختري
چه معني و مفهومي مي تواند داشته باشد
موذيانه ترين هدف صهيونيست ها مي تواند اين نكته باشد كه فلسطيني هاي
كرانه باختري را بيهوده به چيزي اميدوار كند كه ابعاد آن همچنان مجهول
است و فرصتي را فراهم سازد تا صهيونيست ها و جناح مزدور « محمود
عباس » كار را در غزه بسود اشغالگران يكسره كنند. البته اين آرزوي دشمن و
مزدورانش مي باشد ولي اگر آرزوي اسرائيل در جنگ 33 روزه برآورده شد
در غزه هم شايد چيزي را از پيش ببرند.

|