روزنامه جمهوري اسلامي 27/02/1386 صفحه عقيدتي
*****
مطهري و مبارزه با طاعون خرافات ـ 3
خرافه هاي « تسلي خاطر » و « كفاره گناهان »




  • عزاداري ها به ماه محرم و شهادت حضرت امام حسين (ع ) و نيز سوگواري به مناسبت ضربت خوردن و شهادت اميرمومنان (ع ) و همچنين شهادت حضرت فاطمه زهرا(س ) كه از 13 جمادي الاول آغاز مي شود و به 3 جمادي الثاني ختم مي گردد و به ايام فاطميه مشهور شده است منحصر نمي شود كه اين سنت حسنه و ريشه دار و متكي به رهنمودها و سيره عملي ائمه اطهار(ع ) در ايام شهادت ساير امامان معصوم (ع ) نيز تداوم مي يابد و علاوه بر اين ها مجالس ترحيمي كه در مساجد براي افراد مختلف از اقشار گوناگون جامعه برگزار مي گردد سوگواري براي امام حسين (ع ) در متن برنامه هايي كه توسط مداحان و مرثيه سرايان اجرا مي شود همواره گرمي بخش همه محافل عزاداري مي باشد.
    مي بينيم كه در طول سال و در مجالس و محافل گوناگون مداحان و مرثيه سرايان حضور دارند و عزاداري و گريه براي سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) و ذكر وقايع كربلا و نهضت مقدس عاشورا تكرار مي شود و حتي در مراسم بزرگداشت شهادت حضرت زهرا(س ) و امامان (ع ) همواره روضه و ذكر مصيبت از شهداي كربلا به ويژه حضرت امام حسين (ع ) استمرار دارد.
    حضور هميشگي و مكرر عزاداري و گريه و ذكر مصيبت اباعبدالله الحسين (ع ) و رونق هميشگي و مستمر محافل روضه و سوگواري در كنار جنبه مثبت و آثار سازنده و حركت زاي آن كه ارمغان فعاليت هاي سالم برخي از مداحان و مرثيه سرايان آگاه و مسئول مي باشد جنبه هاي منفي و مخرب و آفت زا و زيان آفريني دارد كه ناشي از عملكردهاي ناسالم گروهي از مداحان و مرثيه سرايان سطحي نگر و قشري و ناآگاه مي باشد.
    اين گروه از مداحان و مرثيه سرايان ناآشنا به فلسفه گريه و عزاداري براي امام حسين (ع ) براي اين عمل پسنديده و مورد توجه خاص ائمه دين (ع ) فلسفه هاي سخيف و تهي از حقيقت ابداع مي كنند و مطالب سطحي و بسيار زننده و نامتجانس و متعارض با فرهنگ و معارف اسلامي بر زبان جاري مي كنند كه از اصل و اساس موهوم و خرافه و بافته ذهن عليل و فكر متحجر و محصور در جهل و ناآگاهي آنها مي باشد.
    « تسلي خاطر حضرت زهرا(س ) » يكي از فلسفه هاي بافته و پرداخته و ترويج يافته توسط مداحان فاقد دانش و بينش و گرفتار در حلقه هاي اسارت جهل و جمود مي باشد.
    از ديدگاه اين گروه از مداحان و مرثيه سرايان گريه براي امام حسين (ع ) به منظور تسلي خاطر مادرش حضرت فاطمه (س ) توصيه و سفارش شده است و همه ثواب هايي كه براي اين عمل در نظر گرفته شده و به كسب آن ترغيب گرديده است به همين منظور و براي تحقق اين هدف مي باشد.
    اين ديدگاه به شدت از جانب متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري نقد و نفي مي شود و فاقد اعتبار معرفي مي گردد.
    استاد مطهري با مطرح كردن يك اصل كلي درباره شهداي گرانقدر اسلام و گريستن براي آنها درباره فلسفه خاص اين اصل اينگونه توضيح مي دهد :
    « شهيد حماسه آفريده است و گريه بر شهيد شركت در حماسه او و هماهنگي با روح او و موافقت با نشاط او و حركت در موج اوست . (1 )
    استاد مطهري همين فلسفه بزرگ را در ابعادي وسيع تر و آثاري عظيم تر درباره گريه براي حضرت امام حسين (ع ) قائل است و علت اصلي توصيه هاي مكرر ائمه دين (ع ) براي گريستن بر مصائب حضرت اباعبدالله (ع ) را اينگونه تبيين مي نمايد :
    « (امامان ) توصيه كردند كه بايد عزاي حسين بن علي زنده بماند چون او يك مكتب به وجود آورد مي خواستند مكتبش زنده بماند براي اين كه در دنيا شما هرگز يك مكتب عملي كه نمونه مكتب حسين بن علي باشد پيدا نمي كنيد... آنچه كه در حسين بن علي در اين حادثه عاشورا و در آن ابتلا و مصيبت پيدا شد از توحيد از جلوه ايمان از جلوه خداشناسي از ايمان كامل به جهان ديگر از رضا از تسليم از صبر از استقامت از مردانگي از طمانينه نفس از ثبات از عزت نفس از كرامت نفس از آزادي خواهي و آزادي طلبي از اين كه در فكر انسان ها باشد از اين كه در خدمت انسان ها باشد اگر شما نمونه اي در دنيا پيدا كرديد آن وقت بگوييد چرا ما نام حسين بن علي را زنده مي كنيم .... (دستور امامان ) براي اين است كه پرتوي از روح حسين بن علي در روح ما و شما بتابد. اگر اشكي كه ما براي او مي ريزيم در مسير هماهنگي روح ما باشد روح ما پرواز كوچكي با روح حسيني بكند ذره اي از همت او ذره اي از غيرت او ذره اي از حريت او ذره اي از ايمان او ذره اي از تقواي او ذره اي از توحيد او در ما بتابد و چنين اشكي از چشم ما جاري شود آن اشك هر چه دلتان بخواهد قيمت دارد. اگر گفتند به اندازه يك بال مگسش هم يك دنيا ارزش دارد باور كنيد.... اشكي كه نشانه اي از هماهنگي كردن و پيروي كردن از حسين بن علي باشد بله يك بال مگسش هم يك دنيا ارزش دارد. خواستند كه هميشه مردم اين مكتب عملي را ببينند ... » (2 )
    استاد مطهري پس از بيان فلسفه گريه و عزاداري براي امام حسين (ع ) ـ كه به طور مكرر در مباحث و گفتارهاي خود آن را تشريح مي نمايد ـ به شدت ديدگاه برخي از مداحان و مرثيه سرايان معتقد به گريستن بر ابا عبدالله الحسين (ع ) به منظور تسلي خاطر حضرت فاطمه (س ) را نفي مي كند و آن را متضاد با تعاليم دين اسلام و اهانت به حضرت زهرا(س ) و موجب تخريب اهداف و آرمان هاي نهضت عاشورا معرفي مي نمايد. عبارات و تعابير استاد را كه طي دو جلسه بررسي تحريفات عاشورا دوبار و به طور اختصاصي مطرح مي نمايد به دليل اهميت خاص آن عينا منعكس مي كنيم :
    پيشوايان دين از زمان پيغمبر اكرم و زمان ائمه اطهار دستور اكيد و بليغ داده اند كه بايد نام حسين بن علي زنده بماند بايد مصيبت حسين بن علي هر سال تجديد شود. چرا بحث در اين « چرا » است .... (عده اي گفتند) براي اين است كه تسلي خاطري براي حضرت زهرا(س ) باشد.
    آيا اين حرف مسخره نيست كه بعد از هزار و چهارصد سال هنوز حضرت زهرا احتياج به تسليت داشته باشد در صورتي كه به نص خود امام حسين و به حكم ضرورت دين بعد از شهادت امام حسين ديگر امام حسين و حضرت زهرا نزد يكديگر هستند. اين چه حرفي است ! مگر حضرت زهرا بچه است كه بعد از هزار و چهار صد سال هنوز هم دائما به سر خودش بزند گريه كند بعد ما برويم به ايشان سر سلامتي بدهيم ! اين حرف ها دين را خراب مي كند . (3 )
    چرا ائمه چنين گفتند هدف آنها از اين دستور (براي عزاداري حضرت امام حسين عليه السلام ) چه بوده است اينجا هم باز يك هدف واقعي است و يك هدف مسخ شده . يك بار آمديم گفتيم اين فقط به خاطر اين است كه تسلي خاطري بر حضرت زهرا سلام الله عليها باشد. ايشان با اين كه در بهشت هستند با اين كه همراه فرزند بزرگوارشان هستند.... دائما بي تابي مي كند و ما مردم بي سر و پا بايد بياييم يك مقدار گريه كنيم كه حضرت زهرا تسلي خاطر پيدا كند. آيا شما توهيني بالاتر از اين براي حضرت زهرا پيدا مي كنيد ! (4 )
    يكي ديگر از خرافه هايي كه در محافل عزاداري شكل گرفت و رشد يافت و ترويج گرديد معرفي « كفاره گناهان امت » به عنوان فلسفه شهادت امام حسين (ع ) است ! به اين ترتيب كه حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) قيام كرد و به شهادت رسيد تا ما بر مصائب او گريه كنيم و اين گريه كفاره گناهان ما محسوب شود و موجب گردد كه تمام مفاسد و معاصي و خلافكاري هاي ما با چند قطره اشك پاك و بخشيده شود!
    اين خرافه بزرگ دو كار عظيم انجام مي دهد. كار اول اين كه توجيهي مي شود براي فساد كاري ها و رونق گرفتن انواع و اقسام فسق و فجور و تباهي ! كار دوم آن اين كه هيچ بيم و باكي براي آخرت وجود ندارد كه گريه بر امام حسين (ع ) كفاره گناهان است و حسابرسي هاي آن سرا و عذاب و آتش دوزخ را يكسره تعطيل مي كند!
    از اين بهتر نمي شود : هم به راحتي و آزادانه به سوي فسق و فساد و تبهكاري شتاب بگير و هر آنچه دلت مي خواهد از انواع گناهان مرتكب بشو!! و هم به سهولت و از پيش بخشيده شده به بهشت گام بگذار و غرق در نعمت هاي جاودان الهي شو!!
    راستي اگر نام اين تفكر منحط و تباه « بي ديني » نيست پس چيست
    متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري اين ديدگاه را نيز خرافه و موهوم مي داند و به شدت با آن مبارزه مي كند. او ابتدا در يك بيان كلي و به صورت ذيل اين تفكر را به استهزا مي گيرد :
    « عزاداري حسين بن علي واقعا فلسفه دارد واقعا فلسفه صحيح دارد فلسفه بسيار بسيار عالي دارد. هر چه ما در اين راه كوشش كنيم به شرط اين كه هدف اين كار را تشخيص بدهيم بجاست . اما متاسفانه عده اي اين را نشناختند. خيال كردند كه بدون اين كه مردم را به مكتب حسين (ع ) آشنا كنيم به فلسفه قيام حسيني آشنا كنيم عارف به مقامات حسيني كنيم همين قدر كه مردمي آمدند و نشستند و يك گريه اي را نفهميده و ندانسته كردند ديگر كفاره گناهان است ! » (5 )
    استاد سپس به ريشه يابي اين فكر باطل مي پردازد و آن را نه از اسلام كه از مسيحيت تحريف شده مي داند كه معتقدند حضرت عيسي (ع ) به صليب كشيده شد تا كفاره گناهان مسيحيان باشد! استاد در حالي كه به شدت از نفوذ اين خرافه در محافل سوگواري متاثر است و نيز در حالي كه اين ديدگاه موهوم را با اصل قيام امام حسين (ع ) و فلسفه گريه و عزاداري براي او در تضاد و تعارض آشكار مي داند اينگونه به نقد آن مي پردازد :
    « يك جا گفتيم حسين بن علي قيام كرد كه كشته بشود براي اين كه اين كفاره گناهان امت باشد كشته شد براي اين كه گناهان ما آمرزيده شود حال اگر بپرسند آخر اين در كجاست خود حسين چنين چيزي گفت پيغمبر گفت امام گفت چنين حرفي را چه كسي گفت مي گوييم ما به اين حرفها چه كار داريم امام حسين كشته شد براي اين كه گناهان ما بخشيده شود.
    نمي دانيم كه اين فكر را ما از دنياي مسيحيت گرفته ايم . ملت مسلمان خيلي چيزها را ندانسته از دنياي مسيحيت بر ضد اسلام گرفت . يكي همين است . يكي از اصول معتقدات مسيحي مساله به صليب رفتن مسيح است براي اين كه « فادي » باشد الان « الفادي » لقب مسيح است . اين از نظر مسيحيت جز متن مسيحيت است . مي گويند عيسي به دار رفت و اين به دار رفتن عيسي كفاره گناه امت شد يعني گناهان خودشان را به حساب عيسي مي گذارند. فكر نكرديم اين حرف مال دنياي مسيحيت است و با روح اسلام سازگار نيست با سخن حسين سازگار نيست به خدا قسم تهمت به اباعبدالله است . والله اگر كسي در روز ماه رمضان روزه داشته باشد و اين حرف را به حسين بن علي نسبت بدهد و بگويد شهادت حسين براي چنين كاري بود و از او نقل كند روزه اش باطل است . دروغ بر حسين است . اباعبدالله كه براي مبارزه با گناه كردن قيام كرد ما گفتيم قيام كرد كه سنگري براي گنهكاران بشود. ما گفتيم حسين يك شركت بيمه تاسيس كرد بيمه گناه . گفت شما را از نظر گناه بيمه كردم . در عوض چه مي گيرم شما براي من اشك بريزيد من در عوض گناهان شما را جبران مي كنم اما شما هر چه مي خواهيد باشيد! » (6 )
    به اين ترتيب استاد مطهري ضمن تبيين فلسفه اصلي عزاداري و گريه بر مصائب حضرت امام حسين (ع ) و معرفي نقش و آثار ارزشمند آن در زنده ماندن راه و اهداف و آرمان هاي مقدس نهضت عاشورا براي بهره وري نسل هاي بشر از آن دو خرافه « تسلي خاطر » و « كفاره گناهان » را نقد و نفي مي كند و اصل و اساس آنها را با تعاليم مقدس اسلام در تضاد و تعارض قطعي مي داند و همه نسل ها در همه عصرها را از گرايش به اين خرافات نضج يافته در مجالس و محافل سوگواري توسط مداحان و مرثيه سرايان قشري و سطحي نگر و فاقد دانش دين و تابع هواهاي نفساني و مطامع اقتصادي ـ و حتي در موارد خاصي منافع سياسي و حزبي و جناحي ـ تهي مي كند و به بيداري و كسب معرفت و شناخت هاي اصيل نسبت به معارف و تعاليم جامع و زندگي ساز اسلام فرامي خواند.
    از شگفتي هاي بزرگ اين است كه هر چه مي گذرد از تبيين صحيح فلسفه عزاداري و گريه بر مصائب امام حسين (ع ) كاسته مي شود و بسياري از محافل و مجالس هنوز از آشنا ساختن نسل جوان به علت ضرورت نقش و آثار بزرگ اين اصل مقدس قصور و غفلت و مسامحه روا مي دارند و همچنان به فضاسازي ها و فرهنگ سازي هاي يكسويه فاقد اثر ريشه دار و ماندگار و بدون تحول آفريني هاي بزرگ و حركت زا اهتمام مي ورزند و در واقع به تبليغ و ترويج اصل باطل « گريه براي گريه » مي پردازند نه « گريه براي حضور در حماسه كربلا و پيوند با اهداف امام حسين (ع ) و اثرپذيري از راه و روش هاي مكتب رهايي بخش عاشورا » .
    تا ديو خرافه و جهل با تيغ تيز عقل قرباني نشود و تا جمود به ركود نگرايد و رشد به اعتلا نرسد و تا تعصب هاي كور جاي خود را به شناخت هاي مبتني بر آزادانديشي ندهد و تا بازار مقدس مآبي از رونق نيفتد و دكان زهد فروشي تعطيل نشود راه روشن و پر فروغ دين نمايانده نمي شود و همچنان خرافات و موهومات آفت و آسيب مي آفرينند.
    جامعه امروز ما براي عبور از بيراهه هاي خرافات و اوهام و ورود در راه نوراني دين به انديشه هاي آزاد و جامع و همت هاي والا و عزم هاي مستحكم و عناصر فكور و بصير و مسئول و در عين حال شجاع و دلير براي جهاد فكري در اين ميدان و عرصه بزرگ و وسيع به شدت نيازمند است .
    ـــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ قيام و انقلاب مهدي (ع ) مقاله شهيد استاد مرتضي مطهري انتشارات صدرا ص 108
    2 ـ مجموعه آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري انتشارات صدرا ج 17 ص 112 و 113
    3 ـ همان مدرك ص 89
    4 ـ همان مدرك ص 111
    5 ـ همان مدرك ص 90
    6 ـ همان مدرك ص 108 و 109
    يكي از شگفتي هاي بزرگ اين است كه هرچه مي گذرد از تبيين صحيح فلسفه عزاداري و گريه بر مصائب امام حسين (ع ) كاسته مي شود و بسياري از محافل و مجالس از آشنا ساختن نسل جوان به اين ضرورت و نقش و آثار بزرگ آن قصور و مسامحه روا مي دارند و همچنان به فضاسازي ها و فرهنگ سازي هاي يكسويه و فاقد اثر و بدون تحول آفريني هاي بزرگ و حركت زا اهتمام مي ورزند و در واقع به تبليغ و ترويج اصل باطل « گريه براي گريه » مي پردازند نه « گريه براي حضور در حماسه كربلا و پيوند با اهداف امام حسين (ع ) و اثرپذيري از راه و روش هاي مكتب رهايي بخش عاشورا »
    تا ديو خرافه و جهل با تيغ تيز عقل قرباني نشود و تا جمود به ركود نگرايد و رشد به اعتلا نرسد و تا تعصب هاي كور جاي خود را به شناخت ها و بينش هاي رهايي بخش ندهد و تا بازار مقدس مآبي از رونق نيفتد و دكان زهد فروشي تعطيل نشود راه روشن و پرفروغ دين نمايانده نمي شود و همچنان خرافات و موهومات آفت و آسيب مي آفرينند
    جامعه امروز ما براي عبور از بيراهه هاي خرافات و اوهام و افسانه ها و ورود در راه راستين و نوراني دين مبين اسلام و تعاليم واقعيت گراي آن به انديشه هاي مستقل و آزاد و جامع و همت هاي والا و عزم هاي مستحكم و عناصر فكور و بصير و مسئول و در عين حال شجاع و دلير براي جهاد فكري در اين ميدان و عرصه بزرگ و وسيع به شدت نيازمند است