
شعيب بهمن
فروپاشي اتحاد جماهير شوروي
تحولات گسترده اي را در سطوح جهاني و
منطقه اي در پي داشت . يكي از اين تحولات
تقسيم كشورهاي ساحلي
درياي خزر از دو كشور به پنج كشور بود كه به عنوان مسئله اي چالش ساز از
آن ياد مي شود; زيرا مسئله تقسيم درياي خزر و تعيين رژيم حقوقي حاكم
بر آن عليرغم كوشش هاي صورت گرفته
بدليل كم سابقه بودن تغيير رژيم
حقوقي يك درياي بسته از تقسيم دو جانبه به تقسيم پنج جانبه و تشتت
آرا ميان كشورهاي ساحلي نامشخص و مبهم باقي مانده است . در حال
حاضر نحوه تقسيم دريا
تعيين مرزها
تخصيص منابع
چگونگي عبور
لوله هاي نفت و گاز
حفاظت از محيط زيست و مباحث مربوط به سرمايه
گذاري هاي خارجي از جمله مهمترين مسائل چالش بر انگيزي به شمار
مي آيند كه تعيين رژيم حقوقي خزر را از يك مساله حقوقي و منطقه اي به
يك موضوع ژئو اكونوميكي و ژئوپوليتكي جهاني مبدل كرده اند.
درياي خزر كه با وسعتي حدود 407300 كيلومتر مربع به عنوان بزرگترين
درياچه كره زمين شناسايي شده است
پيش از فروپاشي اتحاد جماهير
شوروي در سال 1991
طبق معاهدات 1921 و 1940 به صورت مساوي
ميان دو كشور ايران و روسيه تقسيم شده بود و هر دو كشور بر برابري
حاكميت و اصل تساوي حقوق يكديگر تاكيد كرده بودند. ايران و اتحاد
شوروي سوسياليستي در اين معاهدات اعلام كرده بودند كه درياي خزر يك
فضاي آبي متعلق به دولت هاي ساحلي آن (ايران و اتحاد شوروي ) است و به
روي كشورهاي ثالث بسته خواهد بود . از اين رو تا سال 1991 درياي خزر
محل مناقشه ميان تهران و مسكو نبود
اما پس از فروپاشي اتحاد جماهير
شوروي
آن بخش از سرزمين كه تحت حاكميت شوروي قرار داشت
تحت
حاكميت چهار كشور قرار گرفت و حاكميت دوگانه ي ايران و شوروي به
حاكميت پنج گانه تبديل گرديد.
بدين ترتيب قزاقستان
آذربايجان و تركمنستان همسايه هاي تازه خزر شدند
و پيشرفت هاي علمي در زمينه بهره برداري منابع نفتي
علاوه بر اينكه اين
كشورها را تشويق به آغاز عمليات اكتشاف و بهره برداري كرد
بازيگران
فرامنطقه اي را نيز به حضور در منطقه ترغيب نمود. فقدان يك موافقت نامه
همه جانبه در مورد بهره برداري از منابع درياي خزر
مشكلات ناشي از
دريانوردي و كشتيراني آزاد
مسايل مربوط به ماهيگيري (شيلات )
معضلات مربوط به محيط زيست و حفاظت از منابع بيولوژي درياي خزر از
جمله مواردي است كه كشورهاي ساحلي خزر را با چالش مواجه كرده است
و چشم انداز آينده ي منطقه را در هاله اي از ابهام فرو برده است .
اگر چه مباحث مربوط به تعيين رژيم حقوقي درياي خزر
به حوزه حقوق
بين الملل باز مي گردد
با اين حال طي سال هاي گذشته تقسيم خزر به
مسئله اي سياسي مبدل شده است كه از يك سو به ارائه طرح هايي از سوي
كشورهاي ساحلي انجاميده است و از سوي ديگر با خلا قوانين بين المللي
مواجه شده است . زيرا در قوانين بين المللي و در بخش حقوق درياها فقط به
ضوابط و قوانين مربوط به بهره برداري از درياهاي آزاد و اقيانوس ها
پرداخته شده است . حال آنكه در مورد دريا يا درياچه پنداشتن خزر
ميان
كشورهاي ذينفع اختلاف نظر وجود دارد. مسئله ي فوق سبب گرديده كه
هيچ يك از كشورهاي مورد نظر به قوانين بين الملل و توافق هاي پيشين پايبند
نباشند و اقدام به فعاليتهاي اقتصادي و سياسي يكجانبه و يا دو جانبه
نمايند كه موجب گسترش عدم اطمينان ميان پنج كشور شده است .
به هر روي اگر خزر را در زمره ي درياها به حساب آوريم
آنگاه مقررات
كنوانسيون ملل متحد در مورد حقوق دريا (1982 ) (1 ) در خصوص خزر
نيز قابل اعمال خواهد بود; اما اگر آن را درياچه فرض نماييم
حقوق درياها
در مورد آن قابل اعمال نيست و نمي توان به منظور تعيين مناطق دريايي
(منطقه انحصاري اقتصادي
فلات قاره و ... ) به مقررات كنوانسيون 1982
استناد كرد. در چنين حالتي بايد رژيم حقوقي درياچه ها يا درياهاي بسته اي
كه داراي دو يا چند دولت ساحلي هستند
اعمال گردد. بر اين مبنا رژيم
حقوقي خزر نيز بايد توسط توافقات عادلانه
متناسب با منافع طرفين و طي
عهدنامه هاي دو يا چند جانبه اي كه ميان دولت هاي ساحلي منعقد مي شود
معين گردد. در اين بين كشورها در صورت بروز اختلاف مي توانند دعواي
خود را به مراجع داوري بين المللي نظير ديوان بين المللي دادگستري لاهه
بسپارند . (2 )
اگر چه درياي مازندران را از نظر تاريخي به دليل وسعت و بزرگي آن دريا
مي نامند
ولي در حقيقت در تعريف دريا نمي گنجد و عاري از ويژگي هاي
دريا است . از منظر حقوق بين الملل و كنوانسيون وين در مورد حقوق درياها
به درياهايي بسته مي گويند كه :
1 ـ كاملا توسط سرزمين دو يا چند كشور بدون راه به درياي ديگري احاطه
شده باشد.
2 ـ توسط چند كشور محدود احاطه شده و به وسيله يك يا چند تنگه باريك
به ساير درياها متصل باشد و رژيم حقوقي آن بر اساس معاهدات بين المللي
تنظيم شده باشد.
3 ـ نوع سوم مانند درياي نوع دوم است اما بدون يك رژيم حقوقي
قراردادي بر اساس معاهدات بين المللي .
درياي خزر را بند يك اين قوانين شامل مي شود و علاوه بر اينكه به آبهاي
آزاد جهان مرتبط نيست اگر چه تنها از طريق كانالها و راه هاي آبي در قلمرو
فدراسيون روسيه قابل دسترسي است
از اين جهت كه به طور انحصاري
متعلق به دول ساحلي است و هيچگونه حق دسترسي براي ديگر دولتها
وجود ندارد
دريا محسوب نمي شود و درياچه قلمداد مي گردد.
بنابراين ادعاي پاره اي از دولتهاي ساحلي (قزاقستان
روسيه و آذربايجان )
مبني بر تعيين رژيم حقوقي درياي خز ر بر اساس كنوانسيون 1982 حقوق
درياها فاقد وجاهت قانوني و حقوقي مي باشد. در اين زمينه ايـران و
تركمنستـان معتقدند خزر يك درياچه بزرگ است و هرگونه اقدامي در زمينه
تعيين رژيم حقوقي بايد با توافق تمام كشورهاي ساحلي صورت گيرد . (3 )
تا كنون از سوي كشورهاي ساحلي بر مبناي منافع ملي و حقوق بين الملل
راهكارهايي نظير تقسيم براساس حقوق بين الملل درياها
سيستم مشاع و
استفاده مشترك
تقسيم همزمان بستر و سطح آب به صورت مساوي
تقسيم
براساس مرزهاي ملي
تقسيم بستر و آزادي سطح دريا و... پيشنهاد شده
است ; اما به سبب آنكه هر پيشنهاد در برگيرنده ي منافع يك يا چند كشور و
ناديده انگاشتن منافع ديگران بوده است
تا به حال توافقي در راستاي
چگونگي تعيين رژيم حقوقي درياي خزر صورت نگرفته است . در همين
حال برخي از كشورها به انعقاد قراردادهاي دو و سه جانبه ميان خود
پرداخته اند و مرزهاي خود را مشخص نموده اند. در شرايطي كه در خزر
جنوبي دو چالش اصلي ميان ايران و آذربايجان از يك سو و تركمنستان و
آذربايجان از سوي ديگر وجود دارد (4 )
آذربايجان
روسيه و قزاقستان در
ماه مه سال 2003 در آلماتي و بعد از پايان كار نهمين اجلاس گروه كاري
خزر با انعقاد قراردادهايي ميان خود
چگونگي تقسيم قسمت هاي شمالي
خزر را مشخص نموده اند . بر اساس اين توافقنامه
روسيه 19 درصد
قزاقستان 29 درصد و آذربايجان 18 درصد از سواحل درياي خزر را به
خود اختصاص داده اند.
اقدامات فوق در حالي صورت گرفته است كه از منظر حقوق بين الملل
معاهدات 1921 و 1940 منعقده بين ايران و اتحاد جماهير شوروي بر
وضعيت حقوقي درياي خزر حاكم مي باشند
زيرا از يك سو هيچ گونه سند
جديدي در مورد تعين رژيم حقوقي خزر تنظيم نشده است كه اسناد پيشين
را بي اعتبار نمايد و از سوي ديگر كشورهاي جايگزين شوروي سابق بر
مبناي كنفرانس آلماتي در 21 دسامبر 1991
متعهد شده اند كه بر اجراي
تمام معاهدات شوروي سابق از جمله معاهدات 1921 و 1940 پايبند
باشند; با اين حال واقعيت هاي سياسي و بهره برداري هاي اقتصادي از منابع
هيدروكربني منطقه حكايت از ناديده انگاشتن معاهدات پيشين دارد.
از اين رو مي توان بي اعتنايي نسبت به جنبه ي حقوقي تعيين رژيم درياي
خزر و ناديده انگاشتن معاهدات پيشين را در زمره ي مهمترين عوامل
اختلاف و عدم اجماع كشورهاي ساحلي خزر به شمار آورد. همين مسئله
موجب لاينحل ماندن ساير اختلاف هاي كشورهاي ساحلي با يكديگر نيز
شده است و شرايط ناهمگوني را در منطقه بوجود آورده است . اين شرايط
قزاقستان
آذربايجان و تركمنستان را مجاب به انديشه در باب دورنماي
اقتصادي خزر كرده
روسيه را سمت وجه امنيتي كشانده و ايران را نسبت به
وجه ژئوپلتيك آن علاقه مند كرده است .
در نتيجه مي توان چنين عنوان كرد كه تشتت آرا ميان همسايگان خزر از
يك سو نشان از تفاوت ديدگاه هاي طرفين دارد و از سوي ديگر مي تواند
زمينه هاي استفاده ابزاري بازيگران فرامنطقه اي و بر هم خوردن توازن
منطقه اي را در پي داشته باشد. بنابراين مسائل فوق مي تواند تعين رژيم
حقوقي درياي خزر را با چالش ها و موانع سختي مواجه سازد.
پي نوشت ها :
1 ـ حقوق دريا از قسمت هاي مهم حقوق بين الملل است و كنوانسيون
1982 وين سند جامع واحدي است در مورد حقوق دريا كه موافقت نامه
ژوئيه 1994 آن را كامل كرده است . تقريبا مسايلي كه امروزه در ارتباط با
امور دريايي بروز مي نمايد تحت تاثير مطالب اين كنوانسيون است كه
مي توان آن را با توجه به جامعيت و فراگيري
قانون اساسي دريا نيز
ناميد.
2 ـ ذكر اين نكته ضروري است كه براي لازم الاجرا شدن تصميمات
بين المللي دادگاه لاهه
بايد هر 5 كشور ساحلي خزر رجوع موضوع به ديوان
را پذيرا باشند. اين امر با توجه به غير قابل برگشت بودن تصميمات ديوان كه
مي تواند منافع حياتي كشورهاي ساحلي را به خطر اندازد
بعيد به نظر
مي رسد.
3 ـ قزاقستان
روسيه و آذربايجان به دليل اتصا رودخانه ولگا به درياهاي
آذوف و سياه
خزر را دريا مي دانند و معتقدند كه نمي توان آن را در زمره
به حساب آورد . closed sea درياهاي بسته
4 ـ مناقشه ايران و آذربايجان بر سر ميدان نفتي البرز و دعواي آذربايجان با
تركمنستان در مورد مالكيت بر ميدان نفت و گازي است كه آذري ها آن را كپز
مي نامند و تركمن ها از آن به نام سردار ياد مي كنند.
منابع :
Rodman Bundy
Legal Aspects of Protecting the Environment of
the Caspian
Review of European Community & International
Environmental Law
SOAS
No . 2
6991 .
The Law of the Sea
U.N. Convention on the Law of the Sea
With
Index and Final Act of the 3 rd UNCLOS . New york : U . N .3991 .
هوشنگ مقتدر
حقوق بين المللي عمومي
تهران : وزارت امور خارجه
موسسه چاپ و انتشارات
.1373
اگر چه مباحث مربوط به تعيين رژيم حقوقي درياي خزر
به حوزه حقوق
بين الملل باز مي گردد
با اين حال طي سال هاي گذشته تقسيم خزر به
مسئله اي سياسي مبدل شده است كه از يك سو به ارائه طرح هايي از سوي
كشورهاي ساحلي انجاميده است و از سوي ديگر با خلا قوانين بين المللي
مواجه شده است
ادعاي پاره اي از دولتهاي ساحلي (قزاقستان
روسيه و آذربايجان ) مبني
بر تعيين رژيم حقوقي درياي خز ر بر اساس كنوانسيون 1982 حقوق درياها
فاقد وجاهت قانوني و حقوقي مي باشد. در اين زمينه ايـران و تركمنستـان
معتقدند خزر يك درياچه بزرگ است و هرگونه اقدامي در زمينه تعيين رژيم
حقوقي بايد با توافق تمام كشورهاي ساحلي صورت گيرد
آذربايجان
روسيه و قزاقستان در ماه مه سال 2003 در آلماتي و بعد از
پايان كار نهمين اجلاس گروه كاري خزر با انعقاد قراردادهايي ميان خود
چگونگي تقسيم قسمت هاي شمالي خزر را مشخص نموده اند. بر اساس اين
توافقنامه
روسيه 19 درصد
قزاقستان 29 درصد و آذربايجان 18 درصد از
سواحل درياي خزر را به خود اختصاص داده اند

*****
پيشينه قراردادهاي ايران و روسيه در درياي خزر
|
فروپاشي اتحاد جماهير شوروي
تحولات گسترده اي را در سطوح
جهاني و منطقه اي در پي داشت . يكي از اين تحولات تقسيم كشورهاي
ساحلي درياي خزر از دو به پنج كشور بود كه به عنوان مسئله اي چالش ساز
از آن ياد مي شود. زيرا مسئله تقسيم درياي خزر و تعيين رژيم حقوقي حاكم
بر آن عليرغم كوشش هاي صورت گرفته
به دليل تشتت آرا ميان كشورهاي
ساحلي تا به امروز نامشخص و مبهم باقي مانده است . بحث حاضر ضمن
بررسي رابطه تاريخي ايران با درياي خزر
نگاهي اجمالي نيز به قراردادهاي
ميان دو كشور ايران و روسيه (شوروي ) خواهد انداخت .
ايران و درياي خزر از رابطه اي ديرينه و تاريخي برخوردار هستند. از
حدود دو هزار وپانصد سال گذشته تاكنون
ايران همواره رابطه تنگاتنگي با
درياي خزر داشته است . سواحل درياي خزر همواره مسكن اقوام مختلف
ايراني بوده كه به ويژه در كرانه هاي شرقي
غربي و جنوبي اين دريا زندگي
مي كرده اند. در مقاطع مختلف تاريخي كاسپي ها
تپورها
گيل ها
آماردها
هيرگاني ها و خزرها در اطراف درياي خزر سكنا گزيده اند كه به تبع آن
نام هايي در طول تاريخ به آن اطلاق شده است
اسامي درياي مازندران
گيلان
طبرستان
هيركاني
رشت
خراسان
قزوين
خوارزم و كاسپين
به
دليل ارتباط موثر و مستمري بوده كه اقوام مختلف با اين پهنه آبي داشته اند.
تاريخ طولاني درياي خزر
نشان دهنده اين واقعيت است كه بعد از
تثبيت حاكميت دولت هاي ايران و روسيه در امتداد سواحل اين درياچه
هميشه اين دو كشور مشتركا صاحب حق بوده اند.
روس ها براي نخستين بار در طول سال هاي 908 تا 912 ميلادي به
سواحل ايراني اين دريا تاختند و تجاوز آنها در سال هاي 943 و 944
ميلادي با حمله به بردعه (منطقه قره باغ امروزي ) ادامه يافت . اوضاع درياي
مازندران از اواسط سده پانزدهم ميلادي با فتح قسطنطنيه (استانبول
امروزي ) و در اوايل سده شانزدهم با برقراري سلطنت تزارها در روسيه به
تدريج دگرگون شد و استيلا بر اين دريا سرلوحه سياست هاي حاكمان
روسيه قرار گرفت .
با برقراري سلطنت خاندان رومانوف (1613 ميلادي ) و قدرت يافتن
پطر كبير
سياست روسيه در تجاوز به كشورهاي همسايه و آب هاي مرزي با
عنوان « پطر تقسيمي » گسترش بيشتري يافت . راهبرد تجاوز روس ها به
جنوب بر اساس وصيت نامه منصوب به پطر بود كه در سال 1610 ميلادي
تنظيم شده و طي آن در سال 1623 ميلادي تهاجم دوره اي به قلمروهاي
مرز خاكي و آبي ايران آغاز شد.
روس ها در اين تهاجم ها همواره با توسل به تنش هاي مرزي و با
سواستفاده از اختلافات داخلي در ايران
طي جنگ هاي مختلف بخش هاي
عمده اي از خاك ايران را جدا كردند.
قديمي ترين قراردادي كه بين ايران و روسيه منعقد شده و به مسائل
درياي خزر اشاره دارد
مربوط به 1732 ميلادي است كه مقرر مي كند
« چنانچه كشتي تجاري متعلق به اتباع روسيه در درياي خزرآسيب ديده و
بيم آن رود كه خساراتي به اموال آن وارد شود
از دولت ايران انتظار مي رود
امكانات خود را به كار گيرد تا اموال
مورد دستبرد قرار نگيرد و در حد
امكان براي نجات كشتي كمك كند » . از طرف ديگر در اين قرارداد از ايران
خواسته شده است كه اجازه توقف كشتي هاي تجاري روسي در بنادر خود را
جهت تخليه كالا و بارگيري قائل شود.
قرارداد گلستان كه پس از خاتمه دوره اول جنگهاي ايران و روس
منعقدشد
ايران را از داشتن نيروي دريايي در خزر محروم و حق مسلم
ايران را پايمال كرده است . شكست ايران در دور دوم جنگ با روس ها به
عهدنامه تركمانچاي در فوريه سال 1828 منتهي شد كه براساس آن
بخش هاي ديگري از ايران جدا شد. در اين قراداد استيلاي چند هزار ساله
ايرانيان بر اين دريا نيز لغو و ايران از حق كشتيراني در اين دريا محروم شد.
وضعيت فوق تا وقوع انقلاب اكتبر 1917 و پيروزي كمونيستها بر
خاندان « تزار » ادامه داشت . در اين هنگام بالشويك ها براي حفظ و اشاعه
انقلاب كمونيستي خود دست به اقداماتي سياسي زدند كه از آن جمله
مي توان به عهدنامه مودت و دوستي 1921 با ايران اشاره كرد كه قرارداد
تركمانچاي را ملغي و از درجه اعتبار ساقط شده اعلان مي كرد.
طي اين قرارداد شوروي كليه قروض ايران را كه بالغ بر 11 ميليون ليره
انگليس مي شد بخشيد و امتياز خطوط آهن و راههاي شوسه و تاسيسات
بندري را به ايران واگذار و از حق قضاوت كنسولي (كاپيتولاسيون ) نيز
صرف نظر كرد. بانك استقراضي و خطوط تلگرافي و جزيره آشوراده و ساير
جزاير مجاور استرآباد كه در دست روس ها بود و قصبه فيروزه به ايران
واگذار شد و ايران حق بحر پيمايي آزاد در درياي خزر را پيدا كرد.
اين قرارداد در واقع حق از دست رفته ايران را در درياي خزر بازگرداند
و استفاده مشاع و مشترك بين دو كشور را مد نظر قرار داد. در اين معاهده
بدون اين كه درياي خزر به مناطق تحت حاكميت ملي تقسيم شود
آزادي
كشتيراني براي هر دو كشور در پهنه درياي خزر به رسميت شناخته شد و
حاكميت مشترك و حق تصميم گيري مشترك دو كشور ساحلي نسبت به
سرنوشت درياي خزر
واقعيت پيدا كرد.
موافقتنامه 1927 ميان دو كشور ساحلي درباره ماهيگيري و
معاهدات 1931 و 1935
در رابطه با تجارت كشتيراني وماهيگيري در
درياي خزر است . در همين معاهدات
ايران و اتحاد شوروي سوسياليستي
اعلام مي كنند كه درياي خزر يك فضاي آبي متعلق به دولت هاي ساحلي آن
(ايران و اتحاد شوروي ) است و به روي كشورهاي ثالث بسته خواهد بود.
يكي از مهمترين قراردادهاي مربوط به اين بحث
قرارداد بازرگاني ايران
و شوروي در 25 مارس 1940 است كه بر برابري حاكميت و اصل تساوي
حقوق دو كشور تاكيد دارد و حتي در اين معاهده از درياي مازندران به
عنوان « درياي ايران و شوروي » نام برده شده است .
با توجه به اصول حقوق بين المللي دو قرارداد 1921 و 1940 تا زماني
كه قرارداد تازه اي بين كشورهاي تازه تاسيس درياي خزر (آذربايجان
قزاقستان
تركمنستان ) و ايران و روسيه منعقد نشده است
به قوت خود
باقي است و پايه و اساس رژيم حقوقي درياي خزر محسوب مي شود. اگر
چه تاكيد بر قراردادهاي 1921 و 1940 ميان ايران و شوروي تا چند سال
پيش نيز مورد نظر روس ها بود
اما شرايط سياسي موجود در منطقه توافقات
پيشين را به كلي بي اثر كرد. اين امر سبب ايجاد اختلافات گوناگوني ميان
كشورهاي ساحلي خزر در مورد تعيين رژيم حقوقي آن شد
قديمي ترين قراردادي كه بين ايران و روسيه منعقد شده و به مسائل درياي
خزر اشاره دارد
مربوط به 1732 ميلادي است كه مقرر مي كند چنانچه
كشتي تجاري متعلق به اتباع روسيه در درياي خزر آسيب ديده و بيم آن رود
كه خساراتي به اموال آن وارد شود
از دولت ايران انتظار مي رود امكانات
خود را به كار گيرد تا اموال
مورد دستبرد قرار نگيرد و در حد امكان براي
نجات كشتي كمك كند
قرارداد گلستان كه پس از خاتمه دوره اول جنگهاي ايران و روس منعقد
شد
ايران را از داشتن نيروي دريايي در خزر محروم و حق مسلم ايران را
پايمال كرده است . شكست ايران در دور دوم جنگ با روس ها به عهدنامه
تركمانچاي در فوريه سال 1828 منتهي شد كه براساس آن بخش هاي ديگري
از ايران جدا شد
بالشويك ها براي حفظ و اشاعه انقلاب كمونيستي خود دست به اقداماتي
سياسي زدند كه از آن جمله مي توان به عهدنامه مودت و دوستي 1921 با
ايران اشاره كرد كه قرارداد تركمانچاي را ملغي و از درجه اعتبار ساقط شده
اعلان مي كرد

| |