قسمت دوم
نگاهي به شرايط اقتصادي سياسي جمعيتي شيعيان
منطقه روشن مي سازد كه به غير از ايران در هيچ كشوري
قدرت مطلق در دست شيعيان نيست و اكثر آنها در
وضعيت نابسامان اجتماعي زندگي مي كنند
به نحوي كه
حتي از داشتن يك زندگي معمولي محروم گشته اند و در
بيشتر اين مناطق با شيعيان همانند شهروند درجه دوم رفتار
مي شود و در اكثر كشورهاي منطقه
اقليت غيرشيعي
همواره شيعيان را در معرض انزوا قرار داده اند. همين
محروميت هاي همه جانبه اي كه بر شيعيان منطقه اعمال
مي شود
به اعتراض اين اقليت مذهبي انجاميده است . اين
اعتراض ها كه به دنبال بالا رفتن سطح آگاهي اجتماعي
متبلور شده اند
روز به روز ابعاد گسترده اي به خود
مي گيرند. تاريخ اين منطقه هم بازتاب مبارزات مردمي به
ويژه شيعيان در راه رسيدن به آزادي
استقلال
حاكميت
اسلامي و مشاركت سياسي و اقتصادي است . در اين راستا
تحولات منطقه اي و بين المللي
تاثير فراواني در استمرار
اين حركت ها داشته اند
به ويژه وقوع انقلاب اسلامي
ايران
افق هاي تازه اي به روي شيعيان منطقه گشود و آنان
را براي مبارزه براي تغيير وضع موجود رهنمون ساخت و
اين در حالي است كه دولت هاي منطقه بي توجه به
فاكتورهاي جغرافيايي سياسي شيعيان و مولفه هاي مثبت
جغرافيايي آنها
به گرايش ها و تعصبات قومي ـ مذهبي
متكي هستند. جداسازي شيعيان از ديگر گروه ها و
جمعيت ها و در انزوا قراردادن
و همچنين عدم مشاركت
آنان در قدرت و حاكميت كشور
نمود بارز بي توجهي به
جنبه هاي مختلف جغرافيايي سياسي از سوي دولت هاي
منطقه به شمار مي آيد.
در چنين فضايي با توجه به اين كه مولفه هاي مثبت
جغرافيايي شيعيان منطقه
ظرفيت هاي بالقوه فراواني براي
ايفاي نقش آنان فراهم آورده است
تاثير بينش انقلاب
ايران بر كشورهاي منطقه مي تواند ظرفيت هاي بالقوه را
بالفعل سازد و منافع كشورهاي منطقه و به تبع آن منافع
قدرت هاي غربي را به مخاطره اندازد.
با توجه به مطالب فوق به نظر مي رسد صرف نظر از
تعارض آموزه هاي شيعه با مدرنيته غرب
موقعيت
جغرافيايي آنان نيز در تضاد بامنافع جهان صنعتي بوده
وبنابراين بيش از پيش
حساسيت اين كشورها را برانگيخته
است . در اين راستا منافع آنها در منطقه به مهار نيروي
ژئوپلتيك شيعه بستگي دارد. البته براي غرب
موقعيت
شيعيان ايران با ساير شيعيان در ساير قسمت هاي
ژئوپلتيك شيعه فرق دارد. ايران تنها كشوري است كه
شيعيان
اكثريت غالب آن را تشكيل مي دهند. در دو يا سه
كشور ديگر نيز تعداد شيعيان زياد است و در ساير نقاط
جهان اسلام شيعيان در اقليت هستند.
اما بااين حال غرب به اين نكته هم توجه دارد كه به جز
ايران
در ساير نقاط
شيعيان توسط دولت هاي منطقه در
فقر و محروميت نگه داشته شده اند
از اين رو به وضعيت
خود معترض هستند و هر گونه تغيير در شرايط سياسي
كشورهاي اين حوزه
زمينه حاكميت كامل و يا نسبي
شيعيان را فراهم خواهد كرد.
از طرفي جمعيت شيعه عرب به لحاظ استراتژيكي در
قلب بزرگ ترين منطقه نفت خيز خاورميانه و درعرض
شاهراه هاي نفتي خليج فارس قرار دارند. با توجه به اين
موضوع
فولر در كتاب شيعيان عرب
مسلمانان فراموش
شده بيان مي كند كه از بعد نظري
شيعيان عرب به همراه
ايران مي توانند بيشتر منابع نفتي خليج فارس را تحت
كنترل خود درآورند.
شايد آگاهي از اين مسئله باعث شده كه آمريكا در
عراق تدابير خاصي اتخاذ كند
چرا كه در عراق شيعيان از
برتري نسبي در دولت جديد برخوردار شده اند و اين
حضور در چهارچوب حساسيت غرب نسبت به ژئوپلتيك
شيعه قابل تحليل است .
استراتژي غرب در قبال انقلاب اسلامي
در طول سده بيستم
مركزيت جغرافياي فرهنگي ـ
عقيدتي (ژئوايدئولوژي )
جغرافياي سياسي (ژئوپلتيك )
جغرافياي راهبردي ـ امنيتي (ژئواستراتژيك ) در قاره اروپا
وجغرافياي اقتصادي (ژئواكونوميك )
در منطقه خاورميانه
قرار داشت . اما حوادثي از جمله پيروزي انقلاب اسلامي و
تبعات آن
فروپاشي شوروي و آثار آن و مسئله نفت و تاثيرات جهاني
آن باعث شده تا قبله عالم فرهنگي (عقيدتي )
سياسي
اقتصادي نظام
بين الملل دچار تغيير و تحول بنيادين شود و قبله عالم نوين در سده 21
منطقه خاورميانه و جهان اسلام قرار گيرد
به طوري كه بازيگران خرد و
كلان تلاش مي نمايند تا جايگاه و رويكرد خويش را در قبال اين
مركزيت عقيدتي سياسي امنيتي اقتصادي جهان تبيين و مشخص
نمايند.
در اين راستا
در حال حاضر نخبگان و سياست گذاران غربي
علاوه بر سه عامل امنيت
سياست و اقتصاد
موضوع اسلام و يا قرائت
خاصي از آن را به عنوان پايه چهارم برخورد غرب با اين منطقه در نظر
دارند
در چنين فضايي ايران به منزله قبله عالم سياسي امنيتي اقتصادي
در منطقه مورد توجه بوده
و پس از پيروزي انقلاب اسلامي
بعد
عقيدتي نيز بدان اضافه شده است
به طوري كه نومحافظه كاران آمريكا
نيز به اين امر تصريح نموده اند كه ايران مهم ترين و اصلي ترين عنصر در
خاورميانه و جهان است
چرا كه نحوه استقرار و حاكميت فرايند تعامل
خدا و انسان در نظام
حكومت
سياست و اجتماع كه در جمهوري
اسلامي ايران مورد آزمايش است
در آينده تعيين كننده خواهد بود.
به اين ترتيب تلاش براي ايجاد تغييري اساسي در انقلابي كه به
صورت يك قدرت ژئوپلتيكي يكپارچه عمل مي كند
براي غرب امري
حياتي به نظر مي رسيد
در اين راستا اهميت ايران در تجميع و متمركز
كردن ايدئولوژي اسلامي و قرار دادن آن در مخالفت مستقيم با غرب
سكولار و دولت هاي خاورميانه وابسته به آمريكا نهفته است . لذا غرب
براي مقابله با انقلاب اسلامي
كه هم از زاويه منافع ملي و اهداف
سرزميني و هم از بعد اهداف جهان شمول اسلام و باورهاي ارزشي
فراگير
با ادعاي قيادت جوامع بشري از سوي غرب به معارضه و ستيز
برمي خيزد نياز به بازنگري سياست هاي تهاجمي خود داشت . در اين
بازنگري غرب به سه استراتژي براي تغيير ج .ا.ا و زوال انقلاب اسلامي
دست يافت :
1 ـ استراتژي سياسي ـ نظامي
2 ـ استراتژي سياسي ـ اقتصادي
3 ـ استراتژي سياسي ـ فرهنگي .
از ديدگاه نظريه پردازان غرب
استراتژي سياسي فرهنگي از اهميت
ويژه اي برخوردار است و در حقيقت عصاره همه سياست ها به شمار
مي رود. محور استراتژي مذكور
ايجاد تغييرات از طريق فروپاشي
ارزش هاي انقلاب اسلامي و تعديل ايدئولوژيك اسلام است
يعني
همان شيوه اي كه نظام ج .ا.ا نيز در معارضه با رژيم سلطنتي و سلطه
سياسي ـ فرهنگي غرب از طريق به كارگيري آن به پيروزي رسيد.
با توجه به مطالب فوق
امنيت ملي ايران در برابر استراتژي غرب
در قالب دو بعد امنيتي قابل تحليل و بررسي است :
بعد نخست
نظام و ثبت حاكم بر حوزه ژئوپلتيك شيعه است . به
اين معنا كه هرگونه بي نظمي و بي ثباتي سياسي در حوزه ژئوپلتيك شيعه
است . به اين معنا كه هرگونه بي نظمي و بي ثباتي و تهديد امنيت ملي
منجر خواهد شد. از طرفي مجاورت جغرافيايي سياسي مي تواند بر
روابط كشورها تاثير گذار باشد. به عبارتي يكي از مشخصات كمي و
كيفي كشورهاي حياتي
سطوح اصطكاك اين كشورها و نگراني شديد از
وجود همسايگان پردردسر است . اين همسايگان پردردسر با رفتارهاي
خشونت آميز
بحران عميق امنيتي ايجاد ميكنند. مجاورت ايران و
آمريكا از طريق مرزهاي شرقي (افغانستان ) و غربي (عراق ) از اين قاعده
مستثنا نيست .
بعد دوم در ارتباط با امنيت ايران در حوزه ژئوپلتيك شيعه مربوط
به نقش و اهميت عوامل مختلف داخلي در تضمين و تامين امنيت و
ثبات سياسي است . ايران از يك هسته ايراني تشكيل شده كه اطرافش را
اقليت هايي
بعضا با گرايش هاي جدايي طلبانه كم و بيش اظهار شده
احاطه كرده اند. اين اقليت ها
خطوط شكننده و مناطق نفوذ احتمالي
براي دشمنان بالقوه را تشكيل مي دهند
لذا هرگونه بي توجهي نسبت به
اقليت هاي غير شيعي در روند سياست گذاري ها موجب تهديد وحدت
و يكپارچگي كشور مي شود. هم چنين آگاهي از موقعيت ژئوپلتيكي و
آموزه هاي انقلابي شيعه در ايران باعث شده كه امريكا تمام توان خود را
به كار گيرد تا مانع از موفقيت حكومت ايران به منزله الگوي يك
حكومت شيعي موفق در منطقه شود و از هرنوع كارشكني براي عدم
موفقيت ايران در منطقه استفاده مي كند. اين اقدامات و كارشكني ها در
مقاطع مختلف
اشكال گوناگوني داشته است . انواع تحريم هاي
اقتصادي و سياسي
دامن زدن به اختلافات داخلي
بي اعتنا كردن مردم
براي حمايت از حكومت
افزايش اختلافات قومي و نژادي چه در
داخل و چه در سطح منطقه از جمله ترفندهايي است كه آمريكا براي
تحت فشار قرار دادن حكومت در ايران و ايجاد جو ناامني و تشنج در
منطقه به كار گرفته است .
هم چنين جنگ رواني و تبليغاتي عليه ايران و ايدئولوژي انقلاب
اسلامي در طول دو دهه گذشته همواره در دستور كار سياست مداران
غربي قرار گرفته است . به نظر مي رسد اين اقدامات به منظور عقب
نشيني ايران از موضع گيري هاي ارزشي در سطح بين الملل
كاهش نقش
منطقه اي و بين المللي ايران
ممانعت از الگوگيري ديگر ملت ها از ايران
و فشار مضاعف بر جريان هاي ناب شيعي و اسلامي طرفدار جمهوري
اسلامي و تضعيف كيان اسلام و تشيع صورت مي گيرد.
جمع بندي
وقوع انقلاب اسلامي در ايران پي آمدهايي را در منطقه به دنبال
داشت
از جمله اين كه عوامل موثر بر ژئوپلتيك منطقه را متحول
ساخت و باعث شد غرب از زاويه ديگري به منطقه و عناصر ژئوپلتيك
آن توجه كند. در اين راستا ايدئولوژي اسلام ناب و مفاهيم و آموزه هاي
انقلابي آن علاوه بر اين كه به منزله رقيب جدي براي ليبراليسم غرب
مطرح شد
به عنوان عاملي ژئوپلتيك نيز نظر بسياري از صاحب نظران
غربي را به خود جلب كرد
به طوري كه شايد بتوان گفت عنصر تشيع در
انقلاب اسلامي و ساير حركت ها و جنبشهاي شيعي در منطقه
ساير
عوامل ثابت و متغير ژئوپلتيك منطقه را به لحاظ اهميت
حساس تر و
مهم تر ساخته است .
هر چند محدوديت ها و فشارهاي اقتصادي
سياسي كه
حكومت هاي منطقه بر شيعيان اعمال كرده اند
موجب شده تا تاثيرات
ژئوپلتيكي آنها كاهش يابد
اما با اين حال با توجه به اين كه والاترين
دست آورد انقلاب اسلامي ايران تربيت انسان جديدي بود كه قادر به
ايستادگي و مقاومت در مقابل ظلم بود
مي توان گفت اين مسئله با ايجاد
يك مبارزه جويي جديد
بزرگترين تهديد براي موضع موجود و ثبات
تحميلي غرب بر منطقه بود و نيز براي قدرت هاي غربي كه بر مواضع
استراتژيك و منابع زيرزميني كشورهاي منطقه تكيه دارند
محسوب
ميشود. اين مبارزه جويي جديد
در اشكال مختلف در همه جا گسترده
شده است
به طوري كه مي توان اذعان كرد كه هيچ حادثه اي
اين چنين
منافع دولت هاي غرب
اسرائيل و بسياري از كشورهاي محافظه كار
منطقه را در معرض خطر قرار نداده است .
در چنين فضايي
تبليغات جهاني براي خطرناك جلوه دادن اسلام
كه البته با جنبه هايي از افراطي گري نيز همراه بوده
در دستور كار غرب
(آمريكا) قرار گرفته است . اسلام رسانه ها محصول چنين رويكردي
است . در واقع اسلام رسانه ها
اسلامي است كه وجود خارجي ندارد و
محصول رسانه هاي تبليغاتي غرب براي ترساندن انسان غربي از جهان
اسلام و مسلمانان است تا افكار عمومي غربي ها به سلطه غرب بر شرق و
قتل و غارت شرق و كشتار مردم مسلمان توسط آمريكا و صهيونيسم
رضايت دهد و دم برنياورد.
غرب براي مقابله با انقلاب اسلامي
كه هم از زاويه منافع ملي و
اهداف سرزميني و هم از بعد اهداف جهان شمول اسلام و باورهاي
ارزشي فراگير
با ادعاي قيادت جوامع بشري از سوي غرب به معارضه
و ستيز برمي خيزد نياز به بازنگري سياست هاي تهاجمي خود داشت . در
اين بازنگري غرب به سه استراتژي براي تغيير جمهوري اسلامي و زوال
انقلاب اسلامي دست يافت : استراتژي سياسي ـ نظامي
استراتژي
سياسي ـ اقتصادي و استراتژي سياسي ـ فرهنگي
وقوع انقلاب اسلامي در ايران پي آمدهايي را در منطقه به دنبال
داشت
از جمله اين كه عوامل موثر بر ژئوپلتيك منطقه را متحول
ساخت و باعث شد غرب از زاويه ديگري به منطقه و عناصر ژئوپلتيك
آن توجه كند. در اين راستا ايدئولوژي اسلام ناب و مفاهيم انقلابي آن
علاوه بر اين كه به منزله رقيب جدي براي ليبراليسم غرب مطرح شد
به
عنوان عاملي ژئوپلتيك نيز نظر بسياري از صاحب نظران غربي را به
خود جلب كرد
به طوري كه شايد بتوان گفت عنصر تشيع در انقلاب
اسلامي و ساير حركت ها و جنبش هاي شيعي در منطقه
ساير عوامل
ثابت و متغير ژئوپلتيك منطقه را به لحاظ اهميت
حساس تر و مهم تر
ساخته است

*****
سايه ها و لايه هاي معنايي
|

كتاب « سايه ها و لايه هاي معنايي » را كه درآمدي بر نظريه معناشناسي
مستقل فرازهاي قرآني در پرتو روايات تفسيري مي باشد
محمد اسعدي
تاليف نموده و بوستان كتاب آن را در 448 صفحه منتشر كرده است .
در قرآن كريم ممكن است هر پاره و جمله اي
مستقل از مفادي كه در
كنار ساير بخش هاي آيه دارد
مفيد معناي مستقل باشد. اين نظريه اي است
كه از عبارت هاي كوتاه در « الميزان » اثر علامه طباطبايي الهام گرفته شده و
به شواهد روايي فراوان و قابليت هاي معنايي بخش هاي مختلف آيات قرآن
متكي است . نظريه فوق
در اثر حاضر شرح شده است . در فهرست مطالب
كتاب حاضر عناوين زير ديده مي شود : مباني زبان شناختي
مباني قرآن
شناختي
مباني سنت شناختي و....

| |