روزنامه جمهوري اسلامي 25/02/1386 صفحه عقيدتي
*****
مطهري و مبارزه با طاعون خرافات ـ 2
شفيع سازي هاي موهوم و نفع طلبانه




  • نه تنها نماز نمي خواند و به طاعت و بندگي خدا درنمي آمد و پايبندي به ارزش ها روا نمي داشت و به انجام اعمال صالح و نيك اهتمام نمي ورزيد كه آلوده به هر گناه و فرو رفته در هر فساد و شتاب گيرنده به سوي تباهي ها و انحراف هاي گوناگون بود.
    ماه محرم كه از راه مي رسيد صدايي به حزن از گلو برمي آورد و سينه اي مي زد و اشكي مي ريخت و معتقد بود كه به اين وسيله تمام معاصي و فسق و فسادكاري هايش بخشيده مي شود زيرا امام حسين (ع ) از او « شفاعت » مي كند و به سبب همين قطره اشكي كه ريخته است انبوه مفاسد و معاصي و بي بند و باري هايش در طول سال را خواهد بخشيد!
    بر اين باور بود كه ترك نماز و عبادات واجب هم ضرر و زياني متوجه او نمي كند و بازخواستي در پي نمي آورد كه امام حسين (ع ) حسابي جدا از درگاه الهي دارد و او را از راه ديگري به دور از محاسبه و بازخواست فرشتگان به بهشت خواهد برد!
    هر چه درباره حقيقت و فلسفه اصلي « شفاعت » براي او استدلال مي شد سودي نمي بخشيد و خدشه اي به اعتقادات سطحي و جاهلانه اش وارد نمي ساخت كه او بر مبناي شنيده هايش در برخي از مجالس و از زبان مداحان و مرثيه سراهاي قشري گرا و فاقد دانش و بينش اصل شفاعت را واژگونه مي فهميد.
    او در عين ترك عبادات و آلودگي به مفاسد و گناهان و خروج از راه دين و شتاب در بيراهه هاي گمراهي طلبكارانه مي گفت : « امام حسيني كه نتواند مرا شفاعت كند به چه دردي مي خورد ! »

    يكي از خرافه هاي خطرناك راه يافته به محافل مدايح و مراثي برداشت باطل و سخيف و متضاد با تعاليم اسلام از اصل « شفاعت » است . اين برداشت خرافي امروز به صورت يك اعتقاد موهوم و زيانمند در حال رشد و گسترش است و اگرچه تلاش فكري انديشمندان اسلامي از يكسو و درد آشنايي و آگاهي بخشي مداحان و مرثيه سرايان واقعي اهل بيت (ع ) از سوي ديگر معرفت و شناخت هايي ايجاد كرده است لكن در مقايسه با حركت هاي سريع و شتابنده اي كه از جانب مداحان و مرثيه سرايان ناآگاه و پيروان آنان در سطح جامعه صورت مي گيرد اندك و ناچيز مي باشد.
    متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري در عمل به مسئوليت معرفت آفريني و آگاهي بخشي نسبت به حقيقت شفاعت و مبارزه سرسختانه با برداشت هاي سطحي و قشري از آن بسيار فعال و كوشا و پيشتاز مي باشد.
    استاد مطهري تفكر منحط و آلوده به خرافات درباره شفاعت را يك اعتقاد شرك آميز معرفي مي كند و همانند اعتقاد مشركان به واسطه گري بت ها براي نيل به آمال و خواسته هايشان مي داند.
    استاد ابتدا به سابقه اين باور آلوده به شرك اشاره مي كند و سپس به نفي اين نوع برداشت از شفاعت حضرت امام حسين (ع ) مي پردازد :
    « اعتقاد مشركين به شفاعت ناشي از تفويض بود.... يعني ديگر كار از دست خدا بيرون است دست بت هاست . در نظر آنها عالم نسبت به خدا مثل ساعت بود نسبت به ساعت ساز. به يك ارباب انواعي اعتقاد داشتند و به يك بت هايي و به يك ارواحي كه مثلا با اين بت ها ارتباط دارند.... اين ها مي گفتند ما ديگر كار زيادي به خدا نداريم كار اساسي مان با اين هاست ..... براي دستگاه خدا اين جور اعتقاد داشتند.... اين بود كه اذهان به جاي اين كه متوجه خدا بشود متوجه بت ها مي شد كه اين ها بايد كار را درست كنند. و مكرر گفته ايم كه ما هم اگر بخواهيم درباره شفاعت شفعا چنين اعتقادي داشته باشيم و بگوييم خدا يك دستور دارد يك قانون دارد يك رضايت دارد امام حسين دستور و قانون و رضايت ديگري دارد خدا يك دستگاه دارد امام حسين دستگاه ديگري دستگاه خدا يك حساب دارد دستگاه امام حسين حساب ديگري و آنجا مطلب به شكل ديگري است بعد بگوييم ما كه دستمان به خدا نمي رسد آنجا كار خيلي مشكل است مي آييم امام حسين را كه به يك چيزهاي سهل و ساده اي راضي مي شود (شفيع قرار مي دهيم ). خدا به انسان مي گويد نماز روزه جهاد با نفس اخلاق پاك حج جهاد امربه معروف و نهي ازمنكر كارهاي خيلي سخت امام حسين برعكس يك دستگاه خيلي ساده اي دارد با يك روضه اي گرفتن و يك دانه اشكي ريختن و يك چند تا سينه زدن و خلاصه در چند روز دهه عاشورا سهل و ساده مي شود همه قضايا را صاف كرد ما به جاي اين كه از در خدا وارد بشويم كه در خيلي سخت و مشكلي هست از در امام حسين وارد مي شويم بعد امام حسين خودش مي رود آنجا كارها را درست مي كند.... اين جور اعتقاد به شفاعت امام حسين قطعا باطل است يعني از نوع اعتقاد به شفاعتي است كه بت پرست ها درباره بت ها داشتند .... (1 )
    استاد مطهري در پاسخ به اين خرافه ضمن استناد به آيه شريفه اي از قرآن كريم كه مي فرمايد : « شفاعت در انحصار و اراده خداوند است » (2 ) اينگونه توضيح مي دهد :
    « شما خيال مي كني كه شما شفيع را براي شفاعت برمي انگيزاني . آن خداست كه شفيع را براي شفاعت برانگيخته است اگر او شفيع را برنيانگيزاند محال است او شفاعت كند. كدام شفيع است كه جرات شفاعت داشته باشد كدام شفيع است كه به خود اجازه بدهد يك كلمه برخلاف رضاي خدا درباره كسي حرف بزند ! » (3 )
    استاد مطهري سپس به اين آيه شريفه استناد مي كند كه مي فرمايد : « هرگز مقربان درگاه الهي از احدي جز آن كسي كه خدا از او راضي است شفاعت نمي كنند . » (4 ) و سپس شفاعت پيشوايان معصوم (ع ) از گناهكاران را در صورت رضايت و خشنودي خداوند از اشخاص قابل تحقق دانسته و اينگونه استدلال مي نمايد :
    « ما درباره هر يك از اولياي حق پيغمبر اكرم اميرالمومنين حضرت زهرا حضرت امام حسين و هر كس ديگر... خيال نكنيم كه اين رفتن به سوي شفيع فرار از در خانه خداست ! اگر بخواهد به شكل فرار از در خانه خدا باشد رفتن به سوي شفيع رفتن به سوي جهنم است . اگر گفتيد من نماز نمي خوانم به جايش كار ديگري براي امام حسين مي كنم امام حسين به چيزي راضي مي شود خدا به چيز ديگر نه خدا را شناخته ايد نه امام حسين رالله امام حسين اگر رضايي غير از رضاي خدا داشته باشد كه امام نيست . پيغمبر اگر از خودش دكاني مستقل داشته باشد چيزي بخواهد غير از آنچه كه خدا مي خواهد به چيزي خشنود باشد غير از آنچه كه خدا خشنود است او نمي تواند پيغمبر باشد. بنابراين محال و ممتنع است كه آنچه خدا به آن راضي است از طاعات و عبادات امام حسين كاري به آنها نداشته باشد آنچه كه خدا از آن ناراضي است از گناهان معصيت ها شرابخوري ها دروغگويي ها غيبت ها باز امام حسين نسبت به اين ها حساسيتي نداشته باشد. به اين شكل در خانه امام حسين رفتن اولين كسي كه انسان را طرد مي كند خود امام حسين است . » (5 )
    استاد مطهري سپس اينگونه به حقيقت شفاعت اشاره مي كند :
    « شفاعت همان مغفرت الهي است كه وقتي به خدا نسبت مي دهيم اسمش مي شود « مغفرت » وقتي به وسائلي كه خدا براي مغفرت خودش برانگيخته است نسبت مي دهيم اسمش مي شود « شفاعت » (6 )
    استاد مطهري با استناد به قرآن كريم ضمن اين كه هر شفاعت را به اذن خدا قابل تحقق مي داند(7 ) به وسايل اين امر و كساني كه از جانب خداوند براي شفيع واقع شدن برانگيخته مي شوند نيز تصريح ميكند . (8 )
    استاد مطهري با توجه به مفهوم صحيح وقرآني « شفاعت » كه از جانب ائمه دين (ع ) به خوبي تبيين و تشريح شده و شرايط آن معرفي گرديده است و نيز با توجه به برداشت هاي قشري و آميخته به جهل و جمود و نفع طلبي ها و نفسانيت هاي مختلف از شفاعت چه از جانب مطرح كنندگان و تبليغ گران آن در محافل و مجالس و چه از جانب پذيرفته گان و پيروي كنندگان آن از اقشار مختلف مردم شفاعت را به دو نوع « مثبت و ايجابي » و « منفي و سلبي » تقسيم بندي مي كندو اعلام مي نمايد :
    « ما بايد با توجه به مجموع آيات قرآن كريم در مورد شفاعت ببينيم آن شفاعتي كه منفي و مسلوب است چه نوع شفاعتي است و شفاعتي كه اثبات و تاييد مي شود چه نوع شفاعتي است . همچنين در مورد شفاعتي كه اثبات و ايجاب مي شود قرآن چه شرايطي را ذكر مي كند. آنگاه ببينيم قرآن كريم در مورد شفاعتي كه منفي است و آن را نفي كرده است چه مي گويد... شفاعت منفي و شفاعت مثبت هر دو بايد شناخته بشود شناختن هر دو جز معارف اسلامي است . » (9 )
    حقيقت اين است كه كسب شناخت و بينش هاي لازم نسبت به هر موضوع از فرهنگ و معارف اسلامي به ويژه موضوع حائز اهميت « شفاعت » ـ كه به طور مكرر مورد برداشت هاي تحجرآميز و آلوده به خرافات و موهومات قرار مي گيرد ـ يك ضرورت حياتي و بزرگ براي جامعه اسلامي درهر عصر محسوب مي شود و چنانچه اين وظيفه و مسئوليت به نحو احسن به حيطه عمل در آيد همه راه ها براي سطح انديشي و قشري گري و خرافه پرستي مسدود مي شود و دكان هاي مقدس مآبي و زهد فروشي تعطيل مي گردد و متاع هايي چون تعصب ورزي هاي كور تنگ نظري ها جمودگرايي ها خرافه پرستي ها دين سازي هاي جديد و شفاعت طلبي هاي ناسازگار باتعاليم مقدس اسلام و شفيع سازي هاي موهوم و خرافي بي مشتري مي شود.
    آيا جز اين است كه ايجاد وقفه وركود در برگزاري سخنراني هاي عميق و آگاهي بخش درباره فرهنگ و معارف اسلامي و فلسفه نهضت مقدس امام حسين (ع ) زمينه هاي مساعد براي رشد اين خرافه ها را به وجود آورده است !
    آيا حوزه هاي علميه مراكز تبليغي متوليان فرهنگ و هنر عالمان و انديشمندان اسلامي خطيبان و سخنوران دانش آموخته و آگاه نويسندگان و محققان و پژوهندگان مومن و متعهد و پرورش يافته در دامان معارف اصيل اسلامي براي تداوم حركت هاي آگاهي بخش در تبيين فرهنگ و انديشه اسلامي و نهضت مقدس عاشورا و تقابل و مبارزه منطقي و مستمر و بنيادين ـ ونه مقطعي و فصلي وسطحي با خرافات و موهومات راه يافته در تعاليم و مفاهيم ديني و مدايح و مراثي ائمه دين (ع ) احساس مسئوليت نمي كنندو نمي خواهند از اين رخوت و غفلت خارج شوند
    ـــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ آشنايي با قرآن متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري انتشارات صدرا ج 5 ص 92 و 93
    2 ـ قرآن كريم سوره زمر آيه 44
    3 ـ آشنايي با قرآن ج 5 ص 95
    4 ـ سوره انبيا آيه 28
    5 ـ آشنايي با قرآن ج 5 ص 95 و 96
    6 ـ همان مدرك ص 97
    7 ـ سوره بقره آيه 255
    8 ـ سوره نسا آيه 64 سوره انبيا آيه 28
    9 ـ آشنايي با قرآن ج 5 ص 80 و 85
    شفيع سازي هاي موهوم و نفع طلبانه كه معلول برداشت هاي باطل و سطحي از اصل « شفاعت » است به مقابله و مبارزه فكري انديشمندان اسلامي نيازمند مي باشد و اگر چه تاكنون معرفت و شناخت هايي ايجاد شده است لكن در مقايسه با حركت هاي سريع و شتابنده اي كه از جانب مداحان و مرثيه سرايان ناآگاه و پيروان آنان در سطح جامعه صورت مي گيرد اندك و ناچيز مي باشد
    اگر ايجاد شناخت و بينش هاي لازم نسبت به فرهنگ و معارف اصيل و جامع اسلامي به نحو احسن انجام پذيرد همه راه ها براي سطحي انديشي و قشري گري و خرافه پرستي مسدود مي شود و دكان هاي مقدس مآبي و زهد فروشي تعطيل مي گردد و متاع هايي چون تعصب ورزي هاي كور تنگ نظري ها جمودگرايي ها دين سازي هاي جديد و شفاعت طلبي هاي ناسازگار با تعاليم مقدس اسلام بي مشتري مي شود
    آيا حوزه هاي علميه مراكز تبليغي متوليان فرهنگ و هنر عالمان و انديشمندان اسلامي خطيبان و سخنوران دانش آموخته و آگاه نويسندگان و پژوهندگان مومن و متعهد و پرورش يافته در دامان معارف اسلامي براي تداوم حركت هاي آگاهي بخش در تبيين فرهنگ و انديشه اسلامي و نهضت مقدس عاشورا و تقابل و مبارزه مستمر و بنيادين ـ و نه مقطعي و فصلي و سطحي ـ با خرافات و موهومات راه يافته در تعاليم و مفاهيم ديني و مدايح و مراثي ائمه دين (ع ) احساس مسئوليت نمي كنند و نمي خواهند از اين رخوت و غفلت خارج شوند