دكتر مهدي سنايي
1 ـ اگر طرح تشكيل اتحاديه گازي كه از سوي جمهوري اسلامي ايران به
روسيه عرضه شد را در نظر نگيريم بدون ترديد راي مثبت روسيه به قطعنامه
1737 شوراي امنيت در مورد پرونده هسته اي ايران و همچنين ارسال
موشك هاي پدافند هوايي تور ام يك را مي توان دو اتفاق عمده اي شمرد كه
در صحنه روابط دو كشور طي سال 1385 رخ داده است . در اين نوشته كوتاه
براي توضيح سطح و كيفيت روابط سياسي جمهوري اسلامي ايران و
فدراسيون روسيه از اين دو تحول به عنوان دو نشانه
كمك گرفته خواهد شد
2 ـ روابط جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه در سطوح مختلفي
قابل بررسي است . در سطح دوجانبه با فروپاشي شوروي بزرگ ترين تحول
در تاريخ روابط دو كشور طي چند صد سال رخ داد. براي اولين بار يخ ها در
روابط دو كشور آب شد و ايران و روسيه از دو رقيب و گاهي هم دشمن به دو
شريك و همكار تبديل شدند . فضاي روابط دو كشور در طي 15 سال گذشته
گرم و مناسب رشد مبادلات ميان دو كشور بوده است . در همين زمينه رقم
مبادلات سياسي دو كشور از حدود 500 ميليون دلار در نيمه دهه 90 به
نزديك به 2 ميليارد دلار در دو ساله اخير رسيده است .
روابط دو كشور در همه حوزه هاي سياسي
اقتصادي
صنفي
تجاري و
فرهنگي رو به گسترش است و هر دو كشور طرف مقابل را كشور دوست
قلمداد مي كنند. مي توان فهرست بلندي از همكاري هاي دو كشور در زمينه
هاي مختلف تهيه كرد. يك پروژه عمده
ساخت نيروگاه بوشهر است كه
علي رغم اينكه مجموعا رقمي كمتر از يك ميليارد را تشكيل مي دهد و با
تاخير نيز مواجه است اما نبايد فراموش كرد كه تنها روسيه بود كه در زمان
ترديد و امتناع كشورهايي چون ژاپن و آلمان حاضر به عقد قرارداد در اين
زمينه شد.
سرمايه گذاري روسيه در ميدان پارس جنوبي
مشاركت شركت روسي
تكنوپروم اكسپورت در ساخت نيروگاه هاي حرارتي شهيدمنتظري ورامين و
طبس
توافق براي صادرات خودرو سمند به روسيه
گشودن خط همكاري
جديد در عرصه توليد برق و ترانزيت آن با مشاركت ارمنستان و آذربايجان
همكاري در زمينه هوا فضا براي ساخت ماهواره زهره و پرتاب اولين سفينه
فضايي مشترك به نام « سينا1 » با هدف تحقيقات علمي و ارتباطات
تلويزيوني
همكاري نسبتا گسترده در زمينه حمل و نقل ميان دو كشور هم در
حوزه قفقاز و خزر با استفاده از دو بندر آستاراخان و ماخاخ قلقه در روسيه
و هم از طريق راه آهن سرخس ـ تركمنستان كه در قالب كريدور شمال ـ
جنوب اهميت فزاينده اي يافته است و كشورهاي فراواني را براي پيوستن به
اين دالان علاقه مند نموده است اين جمله اند : روسيه و ايران در مسائل
مربوط به منطقه آسياي مركزي قفقاز
مخالفت با گسترش ناتو به شرق
نگاه
واقعبينانه تر از آنچه اروپا و آمريكا به مشكلات در عراق
فلسطين و لبنان
دارند
از جمله مواضع مشتركي است كه ايران و روسيه را به هم نزديك
مي نمايد. عضويت ناظر روسيه در سازمان كنفرانس اسلامي و عضويت ناظر
ايران در سازمان همكاري هاي اقتصاد شانگهاي همزمان خواست دو كشور
را براي ايفاي نقش فعال تر در منطقه بيان مي كند. روسيه تلاش نموده است
با ارائه برخي نشانه ها همچون استقبال از به قدرت رسيدن حماس و به
رسميت شناختن حزب الله لبنان به عنوان يك گروه غيرتروريستي به
كشورهاي اسلامي ثابت كند كه در سياست خارجي خود مستقل است و
دنباله رو تصميمات آمريكا و اروپاي غربي نيست و به اين وسيله اعتماد
جهان اسلام را براي گسترش روابط بينابين و ايفاي نقش بيشتر در خاورميانه
جلب نمايد.
از سوي ديگر روسيه در كنار چين در قالب سازمان همكاري هاي
اقتصادي شانگهاي يك جبهه امنيتي جديد را گشوده است و از زبان اين
سازمان مخالفت صريح خود را با ادامه حضور نيروهاي نظامي آمريكا در
منطقه اعلام نموده است . ايران نيز هم به عنوان يك قدرت منطقه اي كه
دامنه اقتدار آن در سال هاي اخير نيز گسترش يافته است در همه موارد فوق
چه در حوزه آسياي مركزي و قفقاز و چه در روسيه به مسائل خاورميانه و
جهان اسلام همكاري قابل اعتماد براي روسيه بوده است .
در سطح نظام بين الملل نيز ايران و روسيه ديدگاه هايشان به هم نزديك
است . مخالفت با نظام تك قطبي و ايجاد مشروعيت براي هژموني يك
ابرقدرت و تلاش مشترك براي اثبات اين واقعيت كه اين روش منجر به
ايجاد استانداردهاي دوگانه و تشديد تنش در نقاط بحران زاي دنيا شده
است
استقلال عمل در حوزه سياست خارجي و در نتيجه واگرايي نسبت به
روزهايي كه به صورت مشترك از جانب آمريكا و اروپاي غربي پي ريزي
مي شود و نهايتا باور به تنوع و تكثر تمدني و اعتقاد به اينكه ساختار نظام
بين الملل در تصميم گيري هاي خويش بايد براي تكثر و بر اساس گفت وگوي
تمدني و ديني مبتني باشد.
از جمله مواضع مشترك ايران و روسيه در حوزه نظام بين الملل است .
دو كشور همچنين مواضع مشابهي در زمينه مبارزه با تروريسم و قاچاق مواد
مخدر در مجامع مختلف جهاني دارند.
3 ـ روابط ايران و روسيه البته مي تواند از زاويه نارسايي ها و ناكاميابي هايش
نيز مورد بررسي قرار گيرد.
اين رويكرد بيش از آنكه به دنبال يافتن مقصر در ميان دو كشور و يا گروه
ها و نهادهاي مرتبط با روابط فيمابين در دو كشور باشد درصدد خواهد بود
كه يك نوع واقع بيني در انتظارات از يكديگر فراهم نمايد و راه هاي ممكن
براي گسترش هرچه بيشتر روابط فيمابين را نشان دهد.
اگر به سطوح مختلف از نظر اهميت در روابط دو كشور برگرديم درمي
يابيم كه نگاه ايران به روابط با روسيه از سطح نظام بين الملل آغاز و به سطح
دوجانبه ختم مي شود در حاليكه از جانب روسيه روندي بالعكس را از نظر
اولويت و اهميت شاهد هستيم . نياز ايران به روسيه بيشتر در عرصه
بين الملل و سپس منطقه است و در روابط دوجانبه نيز بيشتر به بخش هايي
توجه دارد كه مرتبط با امنيت منطقه اي و بين المللي كشور است در حالي كه
روسيه در سطح نظام بين الملل
خود را بي نياز از ايران مي داند
اصولا
مشكل اساسي با ساختار رسمي موجود نظام بين الملل ندارد بلكه درصدد
تقويت آن نيز هست و ريشه هاي عميقي در تمدن بيزانس دارد كه از جهت
هويتي و تاريخي او را در جبهه غرب قرار مي دهد.
از نظر منطقه اي نيز روسيه براي همكاري با ايران تعريف خاص خويش
را دارد. به اين معني كه سطحي از همكاري را با جمهوري اسلامي ايران
تعيين نموده است و چندان موافق حضور ايران در عرصه هاي اصلي
همكاري منطقه اي نيست .
مخالفت با عضويت كامل ايران در سازمان همكاري هاي اقتصادي
شانگهاي و شكل نگرفتن هيچگونه اتحاديه منطقه اي اقتصادي يا سياسي كه
روسيه و ايران به صورت همزمان عضو فعال آن باشند از همين واقعيت
حكايت مي كند.
از سوي ديگر روسيه در ايران يك رقيب بالقوه منطقه اي جدي در حوزه
انتقال و صدور انرژي را مي بيند و اين عنصر را به صورت جدي در تصميم
گيري هاي خويش لحاظ مي كند. به همين دليل است كه پيشنهاد رهبر انقلاب
به روسيه در زمينه تشكيل اتحاديه گازي در منطقه بسيار هوشمندانه و حائز
اهميت است . اگرچه در روسيه واكنش هاي مختلفي به اين پيشنهاد نشان داده
شده است اما چنانچه دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي ايران بتواند
لابي جدي در اين زمينه به كار گيرد يك عامل رقابت و تنش احتمالي مي
تواند به زمينه اي براي همكاري گسترده تر در سطح منطقه و جهان تبديل
شود.
روسيه به دنبال گسترش دوجانبه خود با جهان اسلام است و در اين
زمينه جايگاه قابل توجهي براي ايران قائل بوده است . ايران بايد مراقب
باشد كه تنش در روابطش با اعراب مي تواند به همكاري هاي منطقه اي اش با
روسيه خدشه وارد نمايد.
4 ـ محدود بودن حجم مبادلات دوجانبه نقصي آشكار بر قامت روابط ايران
و روسيه است . مجموعه مبادلات كنوني دو كشور تنها اندكي از رقم مبادلات
ميان ايران با اتحاد جماهير شوروي در سال 1353 بيشتر و چيزي در حدود
حجم مبادلات كنوني ميان تركيه و يك جمهوري داخل فدراسيون روسيه
يعني تاتارستان است ! اين در حالي است كه مجموعه مبادلات روسيه و
تركيه بيش از 10 ميليارد دلار و اسرائيل و روسيه بالغ بر 6 ميليارد دلار
است . عجيب اينكه از همين رقم اندك حدود 1
5 تا 2 ميليارد دلار نيز تنها
يك بيستم آن سهم صادرات ايران به روسيه است .
بديهي است در شرايطي كه روسيه از سياست قطب بندي شده پيشين
رها شده و روابط خويش با ديگر كشورها را در چارچوب يك سياست
خارجي عملگرايانه تنظيم مي كند. اين حجم مبادلات نشانه خوبي براي
تعيين جايگاه ايران در سياست خارجي روسيه نيست . اين در حالي است كه
نيازمندي هاي متقابل ايران و روسيه به يكديگر چندان زياد است كه دستيابي
به رقمي از حجم مبادلات تا ده برابر بيش از حجم موجود را ممكن و عملي
مي سازد.
5 ـ يك پرسش اساسي در ميان تحليلگران و نويسندگان ايراني اين است كه
آيا روسيه قابل اعتماد است يا خير برخي در اين زمينه به حضور و
دخالت هاي مكرر و پي درپي روسيه در مسائل داخلي ايران طي سده هاي
گذشته
و مشكلات عميق اجتماعي و اقتصادي كنوني در اين كشور پهناور
اشاره مي كنند. گويي ايران ميان روابط با روسيه و گسترش روابط با اروپاي
غربي يا برقراري روابط آمريكا دست به انتخاب مي زند. برخي موافقين و
مخالفين روابط ايران و روسيه هنوز از چارچوب تحليل هاي دوره جنگ سرد
خارج نشده اند. كافي است توجه شود كه حجم مبادلات كنوني روسيه با
تركيه كه متحد اصلي آمريكا در منطقه است به بيش از 5 برابر حجم مبادلات
ايران و روسيه بالغ مي شود و هند در حالي متحد استراتژيك روسيه قلمداد
مي شود و عضويت ناظر در سازمان همكاري هاي اقتصادي شانگهاي را
دريافت كرده است كه روابط گسترده و عميقي را نيز با ايالات متحده آمريكا
فراهم كرده است . اين جهان يك چندقطبي يا دوـ چندقطبي است كه اين
مكان را براي كشورها فراهم مي نمايد.
ايران و روسيه ديدگاه هاي موجود در سياست خارجي شان در بسياري
موارد يكساني و مشابهت دارد و نيازمندي هاي متقابل آنان نيز فراوان است .
هر دو كشور نيز در طي 15 سال گذشته به اندازه كافي و در موارد مختلف
عزم خويش را براي توسعه همكاري ها نشان داده اند. روسيه در طي يك سال
گذشته نيز با تداوم ساخت نيروگاه هسته اي بوشهر
تلاش فراوان براي نرفتن
پرونده ايران به شوراي امنيت و به ويژه با ارسال موشك هاي پدافند
تور . ام ـ1 اراده خويش را براي حمايت از ايران و مقابله با تصميم يكجانبه
در مسائل بين المللي به نمايش گذاشته است .
روسيه كنوني نه شوروي زمان جنگ سرد است كه از قدرت برابر براي
مانور در صحنه بين الملل برخوردار باشد و نه روسيه فدراسيون دهه 90
است كه مشكلات داخلي چنان گرفتارش كرده باشد كه در حل و فصل
مشكلات بين المللي حضور نيابد. به نظر مي رسد شناخت واقع بينانه نسبت
به سياست خارجي كنوني روسيه و جايگاه آن در نظام بين الملل تصوير
دقيق تري از روابط ايران و روسيه به ما ارائه نمايد.
سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه در مقاله اي كه اخيرا در هفته نامه
چاپ مسكو منتشر نموده است به برخي از ويژگي هاي كنوني سياست روسيه
اشاره مي نمايد. وي معتقد است در جهان " هم زمان تعهدات قديمي پيشين
كه بر همبستگي عقيدتي و تمدني بودند سر آمده است و هم تقاضا براي
رهبري يكطرفه كاهش پيدا كرده است . " وي معتقد است كه روسيه كنوني از
استحكام داخلي فراواني برخوردار است و هيچ يك از مسائل عمده
بين المللي بدون حضور روسيه قابل حل و فصل نيست .
مشابه جملات فوق نيز به كرات از رئيس جمهور روسيه ولاديمير پوتين
شنيده مي شود كه حاكي از وجود اعتماد به نفس جدي در روسيه كنوني
است كه به ميزان زيادي نتيجه سياست هاي دو دوره رياست جمهوري اين
كشور و همچنين ناشي از افزايش قيمت نفت و نقش روسيه در تامين انرژي
جهان است .
سرگئي لاوروف استقلال در سياست خارجي روسيه را ويژگي حتمي و
شرطي غيرقابل احتراز مي داند. در كنار آنچه گفته شد بايد توجه داشت كه
پراگماتيسم ويژگي اصلي سياستگذاري كنوني در روسيه است . شايد به
ندرت بتوان كشوري را در جهان هم اكنون عملگراتر از دولت روسيه يافت .
رئيس جمهور اين كشور در سال 2000 اعلام نمود به دنبال اين است كه
كشورش را تا سال 2010 از جهت رفاه درآمد سرانه حداقل به عقب مانده
ترين كشور اروپايي يعني پرتغال برساند. اينگونه اولويت بندي در سياست
كشور الزامات خاص خويش را دارد و به همين دليل روسيه كنوني در اتخاذ
تصميم هاي در صحنه بين المللي به دنبال اجتناب از ايجاد تعهد و هزينه
براي كشورش مي باشد.
سرگئي لاوروف تصريح مي كند كه « ما فقط براساس منافع پراگماتيك و
قابل فهم حركت مي كنيم » .
با همين نگاه است كه هيچگاه مقامات روسيه ايران را متحد استراتژيك
خود قلمداد نكرده اند و در همين مقاله اخير وزير امور خارجه روسيه كه
چند هفته پيش منتشر شده است علي رغم ذكر كشورهاي همسايه روسيه در
جامعه كشورهاي همسو اعضاي گروه جي هشت
چين
هند و حتي مصر و
برزيل به عنوان شركاي كنوني و آتي راهبردي روسيه به هيچ وجه اسمي از
ايران برده نمي شود از اين روست كه علي رغم سفر رئيس جمهور روسيه به
مصر و الجزاير و اخيرا عربستان
قطر و اردن هنوز سفر رئيس جمهور ايران
به روسيه در سال 1380 بدون پاسخ مانده است .
روسيه نشان داده است كه در حمايت از ايران در عرصه بين الملل نيز از
ظرفيت محدودي برخوردار است به همين دليل كاملا قابل پيش بيني بوده و
نگارنده نيز پيش از اين نوشته و گفته بود كه چنانچه مذاكرات با اروپا قطع
گردد روسيه تنها امكان به تاخير انداختن تصميمات در شوراي امنيت را
خواهد داشت نه منتفي كردن آنها را.
6 ـ يكي از معضلات اصلي در سياست خارجي كنوني جمهوري اسلامي
ايران مقابله همزمان در عرصه هاي مختلف در حوزه بين الملل و همچنين
منطقه است كه ما را در دستيابي به اهداف با تاخير مواجه مي نمايد به نظر
مي رسد با در نظر گرفتن فاكتور روسيه بازنگري جدي در ترتيبات منطقه اي
ضروري است .
جمهوري اسلامي ايران به عنوان كشوري قدرتمند و داراي ايدئولوژي
انقلابي كه منبع انرژي فراواني براي كشور ماست مي تواند با اجتناب از
افزايش نقاط اختلاف و كاهش جبهه هاي درگيري به جاي گشودن
جبهه جديد ضمن رفع خطرات احتمالي موجود اقدامات گسترده اي را در
باز تعريف ترتيبات منطقه اي برقراري روابط استراتژيك با فدراسيون روسيه
نيز مي توان بخشي از اين برنامه بزرگ بايستد.
نظر به رشد بر نقش عامل استعلامي در جهان
گرايش روسيه به گسترش
ارتباطات با كشورهاي اسلامي و همچنين با توجه به نياز كنوني و آبي جهان
انرژي همكاري گسترده ايران و روسيه در زمينه صدور و استقلال انرژي مي
تواند در ارتقاي روابط دو كشور در همه سطوح تاثيرگذار باشد اما دو نكته
اساسي را نبايد فراموش كرد. ابتدا اينكه روسيه عمل گراي كنوني به شكل
آشكاري اعلام مي كند كه همكاري هايش با ايران نبايد در تقابل جدي با
منافع ديگر آن كشور و همچنين ائتلاف هاي بين المللي قرار گيرد. ديگر اينكه
سياست در روسيه كنوني از پيچيدگي خاص خود برخوردار است و در روند
شكل گيري تصميمات در اين كشور يك صفحه شطرنج رنگين فراهم شده
است كه گروه هاي مختلف سياسي و به ويژه دسته بندي هاي ذينفع اقتصادي
بسيار تاثيرگذارند و به كارگيري يك سياست واحد
منسجم و همه جانبه و
همچنين ديپلماسي فعال رسمي و غيررسمي از سوي دستگاه هاي مختلف
دست اندركاران سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ضروري است .
روسيه در كنار چين در قالب سازمان همكاري هاي اقتصادي شانگهاي
يك جبهه امنيتي جديد را گشوده است و از زبان اين سازمان مخالفت صريح
خود را با ادامه حضور نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه اعلام نموده است .
ايران نيز هم به عنوان يك قدرت منطقه اي كه دامنه اقتدار آن در سال اخير
نيز گسترش يافته است در همه موارد فوق چه در حوزه آسياي مركزي و
قفقاز و چه در روسيه به مسائل خاورميانه و جهان اسلام همكاري قابل
اعتماد براي روسيه بوده است
روسيه براي همكاري با ايران تعريف خاص خويش را دارد. به اين معني
كه سطحي از همكاري را با جمهوري اسلامي ايران تعيين نموده است و
چندان موافق حضور ايران در عرصه هاي اصلي همكاري هاي منطقه نيست
پيشنهاد رهبر انقلاب به روسيه در زمينه تشكيل اتحاديه گازي در منطقه
بسيار هوشمندانه و حائز اهميت است . اگرچه در روسيه واكنش هاي مختلفي
به اين پيشنهاد نشان داده شده است اما چنانچه دستگاه ديپلماسي و
سياست خارجي ايران بتواند لابي جدي در اين زمينه به كار گيرد يك عامل
رقابت و تنش احتمالي مي تواند به زمينه اي براي همكاري گسترده تر در
سطح منطقه و جهان تبديل شود
روسيه كنوني نه شوروي زمان جنگ سرد است كه از قدرت برابر براي
مانور در صحنه بين الملل برخوردار باشد و نه روسيه فدراسيون دهه 90
است كه مشكلات داخلي چنان گرفتارش كرده باشد كه در حل و فصل
مشكلات بين المللي حضور نيابد. به نظر مي رسد شناخت واقع بينانه نسبت
به سياست خارجي كنوني روسيه و جايگاه آن در نظام بين الملل تصوير
دقيق تري از روابط ايران و روسيه به ما ارائه نمايد

|