
آشوبهاي گسترده و اعتراضات خياباني عليه « نيكلاي ساركوزي » رئيس
جمهور جديد فرانسه
اوضاع داخلي اين كشور را به شدت متشنج كرده
است . بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري
آشوبهاي
خياباني در پاريس و اكثر شهرهاي مهاجرنشين فرانسه آغاز شده و هنوز هم
به شدت ادامه دارد. رقم اتومبيل هاي آسيب ديده و سوخته در آشوبها به
1500 دستگاه رسيده و بنظر مي رسد كه مردم فرانسه بايد هنوز هم بطور
روازنه تعداد خودروهاي سوخته را بشمارند.
ظاهرا ريشه اصلي اين ناآرامي ها در شدت عمل ساركوزي در برخورد با
رنگين پوستان فرانسه نهفته است كه وي در دوران تصدي پست وزارت
كشور فقط با سركوب و تحكم سعي داشت هر فرياد اعتراضي را خاموش و
نفس ها را در گلو خفه كند.
اگرچه ساركوزي بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات به تعطيلات و
استراحت رفت ولي برخورد تند وي عليه معترضين
همچنان انعكاس يافته
و بر آتش مخالفتها افزوده است . پلس فرانسه ادعا مي كند كه اعضاي
گروههاي چپ افراطي و آنارشيست ها عاملان اصلي اين ناآرامي ها هستند.
در اين زمينه « فرانسوا هولاند » رهبر حزب سوسياليست فرانسه درعين آنكه
خواستار برقراري آرامش در كشور شده
بطور همزمان اعلام داشته است كه
خوبست معترضين
در انتخابات پارلماني
« انتقام خود را بگيرند » .
اين جمله بسيار مهم و معني داري است و نشانگر آنست كه حتي دبيركل
حزب سوسياليست فرانسه هم بطور تلويحي با اصل ديدگاه معترضين هم
عقيده است ولي با روش اعتراض آنها موافق نيست و راهكار بهتري را
توصيه مي كند و آن اينكه در پاي صندوقهاي راي از « ساركوزي انتقام
بگيرند. » استفاده از واژه « انتقام » از آن جهت اهميت دارد كه تلويحا
جانبداري سوسياليست ها از معترضين را ثابت مي كند و اين اعتراض را
« حق » آنها مي داند و بالاتر از آن
قبول دارد كه حقي از آنها سلب شده و گرنه
« انتقام گرفتن
معني ندارد! »
ساركوزي قرار است 26 ارديبهشت ماه
رسما قدرت را در كاخ « اليزه » به
دست بگيرد. همان روز « دومينيك دويلپن » نخست وزير كنوني استعفا مي كند
و « فرانسيس فيلون » كفيل نخست وزير تا زمان برگزاري انتخابات مجلس
مي شود.
انتخابات پارلماني قرار است روزهاي 20 و 27 خرداد برگزار شود .
نزديكي زمان برگزاري انتخابات مجلس
بخوبي نشان مي دهد كه چرا احزاب
رقيب ساركوزي و بويژه سوسياليست ها براي بهره گيري از آشوبهاي خياباني
در جهت كسب صندليهاي بيشتر وسوسه شده اند در واقع رقباي ساركوزي
مايلند از آشوبهاي خياباني يك اهرم فشار
« استفاده ابزاري » كنند و به راي
دهندگان بفهمانند كه با انتخاب ساركوزي
جامعه دچار التهاب و عدم توازن
شده است و بهترين راهكار ايجاد توازن سياسي ـ اجتماعي آنست كه احزاب
رقيب در مجلس به قدرت برسند تا بتوانند جلوي تندرويهاي ساركوزي را
بگيرند. دقيقا به همين دليل است كه طيف ساركوزي سعي دارند چپ ها را
بعنوان عوامل اصلي شورشهاي اخير در فرانسه معرفي كنند و به راي
دهندگان بفهمانند كه چپ ها قابل اعتماد نيستند و نبايد به آنها راي داد. بلكه
براي تحقق وعده هاي انتخاباتي بايد هواداران ساركوزي و طيف همگراي با
وي در مجلس هم به قدرت برسد تا بتواند راه را براي اجراي تعهدات
ساركوزي هموار كند و زمينه ها و بسترهاي قانوني در جهت تحقق اهداف
وي را آماده سازد.
با نگاهي به وعده هاي انتخاباتي ساركوزي
ريشه هاي نگراني در ميان
طيف وسيعي از راي دهندگان فرانسوي آشكار مي شود. وي برخي شعارهاي
كلي را مطرح مي كرد كه عمدتا براي جلب نظر مخاطبين عام بود و خواستار
احياي اقتصاد فرانسه و تقويت جايگاه اين كشور در سطح جهاني در حدي
بود كه وي آنرا « شايسته فرانسه » مي داند. البته اينها شعارهاي تنش زائي
محسوب نمي شود ولي ساير وعده هاي او براي شدت عمل بيشتر عليه
مهاجرين و حتي اخراج آنها از فرانسه و اعمال سياستهاي خشن عليه
مهاجرين
در واقع سرمنشا بحران كنوني و رمز اصلي نگراني طيف وسيعي
از مردم فرانسه بويژه مهاجرين تلقي مي شود. اين وعده ها بويژه با مروري بر
كارنامه بشدت منفي ساركوزي در پست وزارت كشور
بوي تند سركوب و
دستگيري و زندان و تحقير مي دهد كه قاعدتا در انتظار رنگين پوستان است .
ساركوزي بويژه درخصوص اقليت هاي مذهبي و بويژه مسلمانان فرانسه هم
ديدگاههاي خشن و غيرقابل توجيهي دارد كه از وي چهره اي ناخوشايند
براي مسلمانان فرانسه را به نمايش گذاشته است اين نكته بويژه در
سياستهاي وي عليه حجاب زنان مسلمان و تلاش براي كسب مجوز از
« طنطاوي » شيخ الازهر نمود عيني داشت . كه ساركوزي توانست مسلمانان
فرانسه و شيخ الازهر را رو در روي يكديگر قرار دهد!
ساركوزي با اتخاذ چنين سياستهائي
يك ديدگاه سياسي راست را به
نمايش گذاشته كه هر جا نتوانست اهدافش را محقق سازد
از روشهاي
خشن براي پيشبرد كارهايش بهره گيري كند. البته در پرتو چنين تحولاتي
تركيب مجلس آينده چندان قابل پيش بيني نيست ولي اگر جناحهاي رقيب
ساركوزي نتوانند اكثريت قابل ذكري را در مجلس آينده كسب كنند
بدون
شك ساركوزي براي قانوني جلوه دادن رفتارهاي خشن خود
از اهرمهاي
مورد نظر در مجلس و نظام قانونگذاري فرانسه هم بهره خواهد برد.
با اينهمه
اين احتمال وجود دارد كه سوسياليست ها و ساير احزاب
رقيب ساركوزي براي دستيابي بيشتر در مجلس از آخرين فرصتها بهره گيري
كنند تا بلكه توازن سياسي ـ اجتماعي مطلوبي را در ساختار قدرت در اين
كشور شكل دهند. به نظر مي رسد دولتمردان كنوني فرانسه هم بي ميل نيستند
كه اوضاع سياسي ـ اجتماعي را مهار كنند و با تشويق مردم به حضور فعال
در انتخابات مجلس زمينه هاي فروكش كردن آشوبهاي خياباني
را فراهم
سازند.
« فرانسو باروين » وزير كشور فرانسه با همين انگيزه اعلام داشت : « اعمال
تغييرات بايد توسط آرا صورت بگيرد نه در خيابان » . اين صريح ترين
موضع دولت در قبال شورشهاي خياباني است كه نشان مي دهد دولتمردان
هم پيام معترضين را شنيده اند و بطور تلويحي سعي دارند با اعلام موضع
ملايم در برابر آنها
توصيه كنند كه در پاي صندوقهاي راي احيانا
تصميم
ديگري بگيرند. اين درحاليست كه معترضين
با فرياد « ساركوزي فاشيست »
سعي دارند عواقب ورود وي به « اليزه » و به قدرت رسيدن راستگرايان
سركوبگر در فرانسه را يك خطر جدي معرفي كنند. صرفنظر از شورشهاي
خياباني
امروزه از طرف طيف هاي آرامتر معترضين هم ديدگاههاي تقريبا
مشابهي منعكس و منتشر مي شود. حتي كارشناسان سياسي و حقوقدانان
معتقدند با توجه به قدرتي كه قانون به رئيس جمهور فرانسه داده است
تصدي قدرت توسط فردي با ديدگاهها و كارنامه ساركوزي
مي تواند منشا
تغييرات غيرقابل انكاري شود كه معلوم نيست به چه قيمتي براي فرانسه
تمام خواهد شد.

مخالفين وي
ساركوزي را فردي داراي ديدگاههاي جاه طلبانه
افراطي
و به شدت خشونت طلب و سركوبگر مي دانند كه تمامي ويژگيهاي لازم براي
كسب عنوان « نژادپرست » را با خود به همراه دارد. در واقع نگراني اينست كه
آنچه ساركوزي در پست وزارت كشور انجام داد
از اين پس در مسند
رياست جمهوري تعميم داده شود. مخالفين
مشخصا به كارنامه ساركوزي
در تابستان 84 استناد مي كنند كه وي يك حادثه كوچك را با رفتارهاي خشن
و سركوبگرانه به يك بحران عظيم تبديل كرد و با اظهارات تند و تحقيرآميز
خود
رنگين پوستان را « مشتي اشغال » و « تفاله هاي اجتماع » توصيف نمود
كه باعث ننگ جامعه فرانسه هستند و بايد دور انداخته شوند. اين رفتار
غيرمسئولانه حتي مورد اعتراض احزاب سياسي
فعالان حقوق بشر و
دولتمردان همكار ساركوزي قرار گرفت البته ساركوزي اين رفتارهاي
ضدانساني را تعمدا مرتكب مي شد تا خود را در دل نژادپرستان و
راستگرايان فرانسه جا كند و آرا آنها را به خود جلب نمايد و ديديم كه در
تحقق اين هدف خود موفق نيز بود. لكن مسئله اينست كه انگيزه هاي
ساركوزي در انتخاب چنين رفتار نژادپرستانه اي
به مراتب فراتر از مرزهاي
جغرافيائي فرانسه است و در آنسوي مرزهاي فرانسه هم خريداراني دارد!
براي درك بيشتر اين موضوع لازمست زندگينامه وي مرور شود.
نيكلاي ساركوزي
53 ساله
فرزند يك خانواده مهاجر
مجارستاني الاصل و نامزد « حزب اتحاد براي يك جنش مردمي » (حزب
ژاك شيراك )
از پدري مجاري و مادري يهودي ـ يوناني كه گفته مي شود
تغيير دين داد در حومه پاريس متولد شد. « بنيامين نتانياهو » نخست وزير
اسبق اسرائيل
ساركوزي را دوست اسرائيل خواند كه به نيازهاي امنيتي آن
اهميت مي دهد مي تواند حرفش را در كشورهاي عرب به كرسي بنشاند.
ساركوزي بلافاصله پس از اعلام پيروزي در انتخابات با جملاتي كه گوئي
تعهدنامه اي را قرائت مي كند
گفت : « به دوستان آمريكائي مي گويم از اين
پس تا هر زمان كه لازم باشد
مي توانند روي فرانسه حساب
كنند. »
تصادفي نيست كه انتخاب ساركوزي با شادي آشكار آمريكا
انگليس و
اسرائيل مواجه شده است . « گاردين » چاپ لندن تصريح كرد كه فرانسويان با
انتخاب ساركوزي به مشكلات 12 ساله داخلي فرانسه پايان دادند . اين
جمله دقيقا به دوره حاكميت « ژاك شيراك » در كاخ اليزه اشاره مي كند و آنرا
به زير سئوال مي برد. « ديلي تلگراف » با جملات گزنده تري نوشت : « انتخاب
ساركوزي آخرين فرصت فرانسويان براي پيوستن به قرن بيست و يكم است .
ساركوزي وظيفه دارد تغييرات اساسي در فرانسه بوجود آورد. » اين جملات
نيشدار با توجه به اينكه اكنون هفت سال از شروع قرن بيست و يكم ميلادي
مي گذرد
بدين معني است كه طيف آمريكا
انگليس و اسرائيل
فرانسه
دوران شيراك را هنوز كشوري ارزيابي مي كنند كه در قرن بيستم در جا
مي زند! و صلاحيت هاي لازم و مورد انتظاري براي ورود به قرن 21 ميلادي
را احراز نكرده است .
« واشنگتن پست »
در بيان علت بي اعتنائي نسبي آمريكا به شيراك
صريح تر سخن مي گويد و مي نويسد : « نبايد انتظار داشته باشيم ساركوزي به
سياستهاي خارجي شيراك به سرعت پايان دهد. ژاك شيراك معتقد بود
اروپا در تحولات جهاني هم وزن آمريكاست . » در واقع رمز مخالفت نسبي
آمريكا با شيراك آن بود كه وي در عين همراهي با واشنگتن در بسياري
زمينه ها درصدد تامين و تثبيت جايگاهي براي اروپا بود كه هم سطح
هم
وزن و داراي ويژگيهاي يكسان با آمريكا باشد و اين به منزله به رسميت
نشناختن « جهان تك قطبي به رهبري آمريكا » بود. طبعا كنار رفتن شيراك از
ديدگاه و اشنگتن با اين اميد همراه است كه ساركوزي به رهبري آمريكا
تمكين كند
چيزي كه شيراك به راحتي زيربار آن نمي رفت . اما خشنودي
صهيونيست ها از پيروزي ساركوزي
از جنس ديگري است و بوي
نژادپرستي مي دهد.
روزنامه صهيونيستي « يديوت آحار ونوت » چاپ تل آويو از اميدهاي
آشكار اسرائيل سخن مي گويد و مي نويسد : « تبار يهودي ساركوزي اميدهاي
زيادي را در ميان مقامات اسرائيلي برانگيخته است و در يك كلام مي توان
گفت براي اسرائيل
عصر جديدي در پرتو روابط تل آويو ـ پاريس آغاز شده
است . » روزنامه « مماريو » چاپ تل آويو
حتي پا را از اين هم فراتر گذاشته و
مي نويسد : « انتخابات فرانسه براي اولين بار به دوست اسرائيل اجازه داد تا
به كاخ اليزه راه يابد و « جروزالم پست » چاپ تل آويو نيز از اين واقعيت پرده
بر مي دارد كه : « تمام مسئولان اسرائيل از پيروزي ساركوزي خوشحال
شدند » . با اينهمه
صريح ترين موضع را روزنامه « الشروق » چاپ الجزاير
بيان كرد و نوشت : « لابي صهيونيستي فرانسه موفق شد نامزد خود را به كاخ
اليزه راهي كند. ساركوزي در حقيقت بوش كوچك فرانسه است . »
اگرچه در طول آشوبهاي چند روزه بيش از 1500 خودرو طعمه حريق
شد ولي گفته مي شود اين آشوبها بعضا توسط برخي طرفداران ساركوزي
دامن زده شده كه مخالفين وي را بي منطق و آنارشيست معرفي كنند كه فقط
بايد سركوب شوند. در طول روزهاي اخير
هزاران نفر از طرفداران
ساركوزي به درخواست ستادهاي تبليغاتي وي به شادي در خيابانها
پرداختند و شمار تقريبا مشابهي نيز عليه وي تظاهرات كردند لكن همين
تظاهرات آرام نيز تعمدا به درگيري كشيده شد و عده اي نيز دستگير شدند.
در تاريخ فرانسه هرگز سابقه نداشته است كه اعلام نتايج انتخابات
رياست جمهوري به چنين پيامدهاي پرتنش و بحران زائي بيانجامد. برخي
افشاگريها در اين زمينه بسيار تكان دهنده است . از جمله آنكه مطابق
دستورالعمل هاي « آژانس يهود »
فرزندان هر يهودي
بطور طبيعي جزو اتباع
اسرائيل محسوب مي شوند و وطن اصلي آنها اسرائيل تلقي مي گردد. بدين
ترتيب نيكلاي ساركوزي
يك يهودي زاده و جزو اتباع اسرائيل به حساب
مي آيد. با اين حساب
علت اصلي شادماني صهيونيست ها از به قدرت
رسيدن ساركوزي در فرانسه چندان هم غيرمنتظره نيست . در چنين شرايطي
آشوبهاي خياباني در فرانسه همچنان ادامه دارد. گفته مي شود كه ساركوزي
به محض ورود به كاخ « اليزه » براي مقابله جدي تر با تظاهرات خياباني
تصميم خواهد گرفت . اين امر با در نظر گرفتن كارنامه ساركوزي در سركوب
مخالفين
دور از ذهن نخواهد بود. طبعا در آن صورت
اين براي نخستين بار
در تاريخ فرانسه است كه حتي شروع يك دوره جديد از رياست جمهوري
از ابتدا با بحران و تنش آغاز شده است .
انتخابات پارلماني فرانسه كه قرار است روزهاي 20 و 27 خرداد برگزار
شود به خوبي نشان مي دهد كه چرا احزاب رقيب در فرانسه براي بهره گيري
از آشوبهاي خياباني در جهت كسب كرسي هاي بيشتر وسوسه مي شوند
ساركوزي در خصوص اقليتهاي مذهبي بويژه مسلمانان فرانسه
ديدگاههاي خشن و غيرقابل توجيهي دارد
مخالفين ساركوزي
وي را فردي داراي ديدگاههاي جاه طلبانه
افراطي و
به شدت خشونت طلب مي دانند كه تمامي ويژگيهاي لازم را براي كسب
عنوان « نژادپرست » را با خود همراه دارد
ساركوزي كه در كارنامه خود ماجراي آشوبهاي تابستان 84 را دارد با
اظهارات تند و تحقيرآميز خود كه رنگين پوستان را « مشتي اشغال » و
« تفاله هاي اجتماعي » توصيف كرد
يك حادثه كوچك را به يك بحران عظيم
تبديل كرد

|