روزنامه جمهوري اسلامي 22/02/1386 صفحه گزارش
*****
نمايشگاه بين المللي كتاب يك رودربايستي فرهنگي




  • 1
    بيست سال است كه درباره نمايشگاه بين المللي گزارش مي نويسند. به دلايلي اكثريت گزارشها همراه با تعريف و تمجيد بوده و هست . علت آن هم روشن است . هم دولت هم ملت هم ناشرين و هم كتابخوانان همگي در برابر يك « رودربايستي فرهنگي » قرار گرفته اند. همه مي خواهند به خود تلقين كنند كه ما ملتي كتابخوان هستيم و دولتي حامي كتاب و كتابخواني داريم و صدا وسيمايي حامي فرهنگ و نشر و ناشر. اين رودربايستي فرهنگي باعث شده است كه حقايق درباره كتاب و كتابخواني و نمايشگاه بين المللي كتاب براي 20 سال پنهان بماند .
    2
    درباره نيمه پرليوان نمايشگاه بين المللي كتاب ديگران نوشته اند. خيلي هم نوشته اند. خوب هم نوشته اند. اجازه دهيد يك بار هم يك نفر درباره نيمه خالي ليوان نمايشگاه بين المللي كتاب بنويسد. با اين دو بند مقدمه وارد نقد نمايشگاه بين المللي كتاب تهران مي شويم .
    3
    مي گويند نمايشگاه بين المللي كتاب لازم و ضروري است . وقتي مي پرسي چرا لازم است هيچ كس براي آن دليل قانع كننده اي نمي آورد. عمده ترين مدافعان نمايشگاه بين المللي كارگزاران دولتي هستند ولاغير.
    4
    وقتي سئوال مي كني نمايشگاه بين المللي كتاب به چه دردي مي خورد مي گويند يكي از محاسن نمايشگاه بين المللي كتاب حضور ناشران خارجي و عرضه كتابهاي خارجي است . اين دليل مدافعين نمايشگاه بين المللي كتاب بهترين ناقض دليل آنهاست .
    من سئوال مي كنم چه كسي گفته است كه نمايشگاه كتابهاي خارجي در ايران فقط بايد 10 روز در سال باشد مردم بقيه روزهاي سال كه 355 روز مي شود را چه كنند روزگاري و زماني كه جمعيت كل تهران قريب 2 ميليون نفر بود تهران و برخي شهرهاي بزرگ ايران داراي چند كتابفروشي خارجي و دفتر نمايندگي ناشران خارجي بودند. در همين خيابان كريم خان زند و قائم مقام فراهاني چندين نمايشگاه دائم كتابهاي خارجي وجود داشت . در آن زمان هر كتابي را كه به زبان فرانسه در دنيا در فرانسه و كشورهاي فرانسه زبان چاپ مي شد از كتابفروشي لاروس زير پل كريم خان مي توانستيد تهيه كنيد. همين طور سير كتابهاي عربي و انگليسي را از بقيه كتابفروشيهاي خارجي كريم خان زند و قائم مقام فراهاني مي توانستيد تهيه كنيد . در همان زماني كه تهران 2 ميليون جمعيت داشت چندين كتابفروشي عرضه كتابهاي خارجي در همين خيابان جمهوري اسلامي حوالي چهارراه اسلامبول داشتيم . كتابفروشي اسپوتنيك در خيابان ميرزاكوچك خان در جوار سفارت شوروي سابق از جمله اين نمايشگاه هاي دائمي كتابهاي خارجي بود. ما آمديم با حركات نسنجيده خودمان نمايشگاه هاي دائمي كتابهاي خارجي را در تهران تعطيل كرديم و نمايشگاه هاي 365 روزه را تبديل به نمايشگاه 10 روزه كرديم . يعني در تهران 12 ميليون نفري حتي امكانات تهران 2 ميليوني را نداريم . دليلي بالاتر از اين مي خواهيد
    نمايشگاه بين المللي كتاب يكي از لطماتش به كتاب و كتابخواني اين بود كه تمام كتابفروشان و ناشران و تمامي نمايندگيهاي كتابهاي خارجي را در ايران فراري داد. تمام كتابفروشيهاي خارجي در تهران ورشكسته شدند و جايشان را به شيريني فروشي ها پيتزافروشي ها و چيني فروشان و مانتوفروشان دادند.
    5
    هيچ محققي نمي تواند تمام خواسته هاي علمي و تحقيقاتي و پژوهشي خود را در 10 روز خلاصه كند . محقق فردي است كه تحركات فكري و مغزي اش پيوسته در غليان و هيجان است . نمي توان از او توقع داشت كه نيازهايش را محدود به 10 روز نمايشگاه بين المللي كتاب كند و 355 روز سال منتظر بماند تا سال ديگر بيايد و يك يا دو كتاب ديگر بخرد.


    6
    نمايشگاه بين المللي كتاب به كتاب و كتابخواني در داخل كشور هم لطمه زد. چطور نمايشگاه بين المللي كتاب به خاطر جاذبه هاي تبليغاتي كه براي دولتمردان دارد عمده هم و غم و تلاش تلاشگران دولتي در عرصه كتاب و كتابخواني را محدود به نمايشگاه مي كند. نتيجه اين امر اين مي شود كه مردم 10 روز از سال براي كتاب هم تب مي كنند و هم مي ميرند اما بقيه سال براي كتاب نه تب مي كنند و نه مي ميرند. نتيجه چه مي شود روزي روزگاري تهران با جمعيت 2 ميليوني دهها كتابفروشي و ناشر در همين خيابان ناصرخسرو و پانزده خرداد داشت . فقط در ناصرخسرو كوچه حاج نايب بيش از 100 ناشر و كتابفروش داشتيم . توجه كنيد فقط در يك كوچه از كوچه پس كوچه هاي ناصرخسرو بيش از 100 ناشر و كتابفروش داشتيم . روبه روي شمس العمار و در جوار شمس العمار چندين كتابفروشي داشتيم . تمام كتابفروشيهاي خيابانهاي ناصرخسرو پانزده خرداد كوچه مروي كوچه حاج نائب و... تبديل به دوچرخه فروشي و لوازم آرايشي و بهداشتي شدند. كوچه حاج نائب تبديل به مركز خريد وفروش لوازم بهداشتي شد.
    نمايشگاه بين المللي كتاب بنيان كتابفروشي هاي تهران را به باد داد. سندش را در خيابانهاي تهران مي توانيد ملاحظه كنيد. به جاي كتاب لوازم آرايشي و بهداشتي و قرص هاي نيروزا و كپسول هاي لاغري و چاقي به شما عرضه مي كنند.
    7
    وقتي نوبت به مبل مي رسد مي گويند بايد بازارچه مخصوص داشته باشد. به روي چشم ! يافت آباد مي شود بازار مبل . فلان منطقه مي شود بازار مانتو و لباس . خيابان شوش مي شود بازار چيني . پامنار مي شود بازار پلاستيك . گمرك مي شود بازار دوچرخه و موتورسيكلت . در تقاطع كريم خان زند و حافظ شهرداري تهران بزرگترين بازار طلا و جواهر را احداث كرده است . برج براي بازار طلا و جواهر زده است . و ازاين قبيل نمونه ها دهها و صدها نمونه مي توان ارائه داد. حال سئوال اينجاست كه چرا براي كتاب بازاري درنظر نمي گيرند بازار كتاب تهران كجاست چرا برجي براي بازار كتاب نمي سازند اما براي ايجاد بازارهاي مبل و چيني و مانتو و طلا و جواهر و پلاستيك و آهن و كت و شلوار و كفش و كيف دهها بازار مي زنند. حتي شهرداري ها پيشقدم مي شوند. بانكها پيشقدم مي شوند. البته به طور خودجوش خيابان كريم خان زند بازار كتاب شده است . و بنا بر پيش بيني كارشناسان قرار است خيابان ميرداماد نيز به بورس كتاب و بازار كتاب تهران تبديل شود اما در اين بازارها دولت هيچ نقشي ايفا نكرده است . نمايشگاه بين المللي كتاب بزرگترين لطمه را به بازارهاي كتاب و كتابفروشان ايران زد. روز به روز از تعداد كتابفروشي ها و ناشران فعال كم مي شود و به تعداد فروشگاه هاي خوراكي و پوشاكي وآرايشي و... افزوده مي شود.
    8
    كسي ننوشت كه نمايشگاه كتاب امسال را سيل برد. چون به برخي از ناشران در زيرزمين مصلي غرفه دادند و بارانهاي سيل آساي اخير تمام كتابها را خيس و نمور كرد.
    و كسي نمي نويسد كه هميشه و در تمام اين 20 سالي كه نمايشگاه بين المللي كتاب برگزار مي شود 60 70 درصد ناشران ناراضي اند و 20 30 درصد ناشران راضي اند . ناشراني كه به در اصلي نزديكتر باشند ناشراني كه به سرويسهاي بهداشتي نزديكتر باشند راضي هستند و ناشراني كه در قسمتهاي تحتاني سالن ها باشند ناراضي اند. در تمام اين نمايشگاه ها ناشراني كه سهم آنها قسمتهاي تحتاني سالن ها باشد به جاي فروش و عرضه كتاب از صبح تا آخر ساعت وقت نمايشگاه مگس پراني مي كنند.
    9
    عادت كرده ايم به آلودگي هوا. چون آلودگي هوا عادتمان شده است پس درباره آلودگي هواي غرفه ها و سالن هاي نمايشگاه بين المللي گزارش نمي نويسيم . آلوده ترين مناطق تهران غرفه ها و سالن هاي نمايشگاه بين المللي كتاب است . بويژه آنكه سنگفرش نمايشگاه ها از موكت تهيه شده است و موكت ها و فرش هاي ماشيني از جمله عمده ترين مراكز آلودگي هوا هستند.
    10
    به آلودگي صوتي عادت كرده ايم و نمي نويسيم كه اين بلندگوهاي نمايشگاه بين المللي كتاب جو نمايشگاه را تبديل به بازار مكاره و پارك و شهربازي كرده است . بلندگو در بلندگو بازديدكننده را كلافه مي كند. يك بلندگو اطلاعيه ها و اخطارهاي مسئولان نمايشگاه را پخش مي كند در همان زمان بلندگوي غرفه مخصوص شهدا سرودي ويژه پخش مي كند غرفه ديگري براي فروش كتابهاي درسي و كمك درسي نوار گذاشته و از بلندگوي غرفه پخش مي كند. هيچ مسئولي نيست كه جلوي آلودگي صوتي در نمايشگاه ها را بگيرد.


    11
    عادت كرده ايم به شلوغي . چرا بايد در شلوغي و در حاليكه مردم به يكديگر تنه مي زنند پاي يكديگر را لگد مي كنند هل مي دهند و ازدحام مي كنند كتاب بخريم و كتاب تماشا كنيم چرا خودمان با دست خودمان شلوغي را تاييد مي كنيم . و آيا يك عنصر فرهنگي مي تواند در اوج آلودگي هوا صدا و تراكم جمعيت تفكر فرهنگي كند كتاب تماشا كند تحقيق كند انتخاب كند. بررسي كند و...
    12
    بدترين بخش نمايشگاه بين المللي كتاب بخش هاي عرضه كتابهاي درسي و كمك درسي است . چه كسي گفته است كه در نمايشگاه بين المللي كتاب كتاب درسي و كمك درسي بفروشند. كتابهاي درسي و كمك درسي بايد از نمايشگاه بين المللي كتاب حذف شود (البته اگر قرار است نمايشگاه بين المللي كتاب ادامه داشته باشد) كتاب درسي و كمك درسي را بايد دانش آموز يا دانشجو از سر كوچه و سر خيابان محله خودش بخرد نه اينكه بيايد از نمايشگاه بين المللي ديكشنري و كمك آموزشي فيزيك و رياضي و شيمي و علوم تجربي بخرد. يعني چه
    13
    چون قرار است در نمايشگاه بين المللي كتاب كار تبليغاتي بكنيم و پز فرهنگي بودن بدهيم هيچ نظارتي بر عرضه كتاب در نمايشگاه بين المللي نداريم . نمايشگاه هاي بين المللي كتاب هميشه پر است از كتابهاي غيرفرهنگي و چون قرار است كه پز فرهنگي بدهيم و نگاه تبليغاتي به نمايشگاه بين المللي كتاب بكنيم و تهمت سانسور نخوريم اجازه مي دهيم هر چرندي را به عنوان كتاب در نمايشگاه ها به خورد مردم بدهند. هميشه نمايشگاه هاي كتاب پر است از كتابهاي شبه عرفاني . كتابهاي خلسه آور.
    كتابهاي توم آور موفقيت و ثروتمند شدن . كتابهايي كه به شما راه و چاه نشان مي دهند كه از آسفالت هاي خيابانها و كوچه ها دلار جمع كنيد. از سنگفرش خيابانها طلا جمع كنيد (نام يكي از كتابهاي منتشر شده همين است !) و كتابها و پوسترهايي كه ترويج خرافات مي كنند.
    سئوال من اينجاست كجاي دنيا اجازه مي دهند كتابهايي كه جز بدآموزي جز توهم و ماليخولياگري و رسيدن به خودكشي و افسردگي و... ندارد. اجازه مي دهند در رسمي ترين نمايشگاه كشور عرضه كنند. كشوري كه حافظ و سعدي و مولوي دارد و امام خميني رهبر انقلابش به شهادت دوست و دشمن در عرفان عملي و نظري بالاترين مرتبه در ميان عارفان جهان را دارد چگونه اجازه مي دهند خزعبلات عرفاني توسط يك نويسنده دست صدم آمريكاي لاتين ترجمه شود و به اسم عرفانيات پائولويي به خورد جوانان و نوجوانان در بيايد ودست آخر هم متوجه شوند كه اين عرفانيات پائولويي كه از اساس اراجيف بوده در ايران چندين بار جعل شده است و خود نويسنده از كتابهايي كه به نام او در ايران چاپ مي شود مطلع نيست و برخي از نوشته هاي خود را در ايران تكذيب كرده است . نظير همان چيزي كه در مورد عزيزنسين نويسنده تركيه اي اتفاق افتاد و نظير كارهاي مرحوم ذبيح الله منصوري در وطن خودمان . از جمله آفت هاي نمايشگاه بين المللي كتاب همين است كه ذكر شد و هيچ كس هم نه مي نويسد نه جلوگيري مي كند نه برخورد مي كند و نه ... چرا چون قرار است پز بدهيم كه ما فرهنگي هستيم و هيچ اثري را سانسور نمي كنيم !
    14
    يكي از آفت هاي نمايشگاه بين المللي كتاب عرضه كتابهاي بنجل و به اصطلاح ناشران كتابهاي « ته انباري » است . اگر نمايشگاه بين المللي كتاب نباشد و ما هر روز و هميشه ايام سال نمايشگاه و كتابفروشي و بازارچه كتاب داشته باشيم قطعا هيچ مغازه داري جرات نمي كند كتابهاي بنجل و آشغل و ته انباري خود را به مردم بيندازد. چون مغازه ثابت است و خريدار فردا يا پس فردا مي آيد سر بخت فروشنده و حق خودش را مي گيرد اما در نمايشگاه بين المللي كتاب حق مشتري گرفتني نيست خوردني است . چون بعد از پايان نمايشگاه كسي به كسي نيست . فروشنده غيبش مي زند تا سال آينده و خريدار هم نه وقتش را دارد نه اعصابش را كه به خاطر يك كتاب برود و درگير شود.
    15
    نمايشگاه بين المللي كتاب سابق در بزرگراه چمران و نمايشگاه امسال و نمايشگاهي كه قرار است به شهر آفتاب منتقل شود چاره كار كتاب و كتابخواني نيستند . با هزينه هاي 10 روزه نمايشگاه و با سوبسيدهاي فرهنگي و غيرفرهنگي كه بابت اين 10 روز نمايشگاه مي دهيم مي توانيم سالي يك بازارچه و پاساژ كتاب در تهران و شهرستانها بزنيم .
    حتي با صرفه جويي در بنزين و استهلاك قطعات يدكي اتومبيلهاي گير كرده در ترافيك نمايشگاهي هم مي توانيم سالي يك بازارچه كتاب احداث كنيم .
    16
    اگر بخواهيم درباره مشكلات نمايشگاه بنويسيم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود. بويژه اينكه بخواهيم با ناشران و بازديدكنندگان هم مصاحبه بكنيم و نظرات آنان را بنويسيم . ساده ترين راه اين است كه نمايشگاه بين المللي كتاب را از 10 روز به 365 روز تبديل كنيم . ناشر خارجي و داخلي بيايد در خيابان ميرداماد و كريم خان و روبه روي دانشگاه تهران و ساير بازارچه ها و پاساژهاي تهران و شهرستانها فروشگاه افتتاح كنند و مردم هر روز شاهد نمايشگاه بين المللي كتاب در ايران باشند.