
(به مناسبت سالروز لغو رسمي كاپيتولاسيون توسط شوراي انقلاب
اسلامي )
علي معصومي (وزوايي )
« كاپيتولاسيون » يكي از مهم ترين نشانه هاي سلطه عمومي
دولت هاي استعماري بر كشورهاي شرقي و اسلامي در قرن حاضر و
قرن هاي قبل محسوب مي شود. كاپيتولاسيون از زماني در كشورهاي
شرقي و اسلامي برقرار گرديد كه جوامع و دولت هاي اسلامي رو به
ضعف و انحطاط نهادند و قدرت خود را در برابر كشورهاي استعماري
تا حدود زيادي از دست دادند. در قرن هاي پيشين
هنگامي كه
دولت هاي استعماري احساس ضعف در كشورها و جوامع شرقي و
مسلمان نمودند
علاوه بر اينكه سرزمين هاي اسلامي را هدف هجوم
قرار دادند
در آن سرزمين ها و مجموعه هاي سياسي و اسلامي كه به
دلايلي نمي توانستند سلطه مستقيم يابند و آن سرزمين ها و واحدهاي
سياسي و اسلامي را تصرف كنند
به شيوه هاي ديگر دست زدند تا حق
حاكميت ملت ها و دولت هاي اسلامي را در سرزمين خود آن ها از بين
ببرند. به قدرت رساندن عوامل وابسته به استعمار
يكي از همين شيوه ها
بود كه داستان غم انگيزي در تاريخ معاصر جوامع اسلامي دارد. شيوه
ديگر
تلاش براي اخذ حق قضاوت كنسولي يا كاپيتولاسيون بود.
كاپيتولاسيون به اين شكل بود كه حق داوري
قضا و مجازات درباره
جنايت ها و تخلفات اتباع بيگانه از كشورهاي ميزبان سلب مي گردد و
محاكم قضايي و حقوقي و جنايي به هيچ وجه حق نداشتند به تخلفات
و جرايم و جنايت هايي كه اتباع بيگانگان در كشورهاي اسلامي مرتكب
مي شدند
رسيدگي نمايند. اين موضوع به اين معنا بود كه دولت هاي
اسلامي
بخش بزرگي از حق حاكميت خود را به استعمارگران واگذار
مي كردند و مجازات مجرمان اتباع بيگانه به خود آن ها واگذار مي گرديد.
كاپيتولاسيون از زماني كه ايران در جنگ با روسيه شكست خورد.
در جامعه ما برقرار گرديد و يكي از بندهاي قراردادي كه بعد از
جنگ هاي ايران و روسيه بين دو كشور منعقد شد
اين بود كه ايران
هيچ گونه حقي در مجازات مجرمان روسيه نداشته باشد و اگر روس هاي
مقيم ايران در كشور ما جرم و جنايتي مرتكب شدند
فقط سفارت و
كنسول گري روسيه حق داوري و تصميم گيري درباره جرم و جنايت
روس ها داشته باشد. حق قضاوت كنسولي و يا كاپيتولاسيون را بعدا
ساير كشورها نيز اخذ كردند و نتيجه
حق حاكميت ايران تكه تكه شد.
اخذ حق قضاوت كنسولي به تدريج چنان افزايش يافت كه علاوه بر
روسيه
فرانسه
آمريكا
اسپانيا
انگليس
آلمان
ايتاليا و دولت
عثماني
چند كشور ديگر نيز از اين حق نامشروع و ضد ملي برخوردار
شدند. در دهه پاياني قرن سيزدهم هـ.ش (بعد از مشروطيت ) و پيش از
قدرت يافتن رضاخان
دولت ايران قراردادهاي مربوط به كاپيتولاسيون
را لغو كرد ولي كشورهاي غربي همچنان اين حق نامشروع را براي خود
حفظ كردند.
بعد از آنكه رضاخان در ايران به قدرت رسيد و سلطنت خود را با
كمك بيگانگان و استعمارگران تثبيت كرد
در ظاهر براي فريب مردم و با
تبليغات زياد
لغو كاپيتولاسيون را اعلام نمود تا مردم به مزدور بودن و
وابسته بودن او پي نبرند. با اين حال
در باطن
كاپيتولاسيون همچنان
باقي ماند. البته در اين زمان
ديگر نيازي هم به حق كاپيتولاسيون نبود
زيرا خود رضاخان و عوامل او وابسته به قدرت هاي استعماري (به ويژه
انگليس ) بودند و استعمارگران از همين طريق
اعمال حاكميت مي كردند
و ديگر نيازي به برانگيختن حساسيت هاي عمومي نبود.
هنگامي كه دوره محمدرضاخان فرارسيد; به ويژه پس از كودتاي
28 مرداد 1332
استعمارگران و عوامل آن ها كه سرمست از قدرت
شده بودند
احساس مي كردند كه ديگري نيازي به پنهان كاري ندارند و
جامعه ايران را كاملا به جوامع غربي منضم كرده اند و جامعه ايران نيز
پذيرفته است كه زائده اي از جوامع غربي باشد و غربي ها بر آن ها
حكومت نمايند . به همين دليل بود كه در مهر سال 1343
حق قضاوت
كنسولي براي آمريكا
در مجلسين رژيم شاه به تصويب رسيد. در اين
زمان كه استعمارگران و عوامل آن ها بعد از سركوب قيام 15 خرداد
انتظار قيام مجدد را نداشتند و گمان مي كردند مردم و رهبري (امام
خميني ) ترسيده اند
بار ديگر امام خميني بدون اعتنا به استعمارگران و
عوامل آن ها
قيام كردند و از مردم خواستند رنگ ننگ نپذيرند و اجازه
ندهند بار ديگر كاپيتولاسيون در ايران برقرار شود.
امام خميني در تاريخ چهارم آبان 1343 در بخشي از سخنراني
تاريخي و بسيار پر شور خود فرمودند :
من تاثرات قلبي خودم را نمي توانم اظهار كنم . قلب من در فشار است .
از روزيكه مسائل اخير ايران را شنيدم
خوابم كم شده (گريه حضار)
ناراحت هستم
قلبم در فشار است
من با تاثرات قلبي روزشماري
ميكنم : چه وقت مرگ پيش بيايد (گريه شديد حضار)
ايران ديگر عيد ندارد
عيد ايران را عزا كردند (ادامه گريه حضار)
عزا كردند و چراغاني كردند
عزا كردند و دسته جمعي رقصيدند. ما را
فروختند
استقلال ما را فروختند
باز هم چراغاني كردند
پايكوبي
كردند.
اگر من بجاي اينها بودم
اين چراغانيها را منع ميكردم
ميگفتم
بيرق سياه بالاي سر بازارها بزنند
بالاي سرخانه ها بزنند چادر سياه بالا
ببرند!
عزت ما پايكوب شد
عظمت ايران از بين رفت (گريه حضار)
عظمت ارتش ايران را پايكوب كردند.
قانوني بمجلس بردند كه در آن
اولا ما را ملحق كردند به « پيمان
وين » و ثانيا الحاق كردند به آن : كه تمام مستشاران نظامي آمريكا
با
خانواده هايشان با كارمندان فنيشان
با كارمندان اداريشان
با خدمه شان
و با هر كس كه به آنها بستگي دارد از هر جنايتي كه در ايران بكنند
مصون هستند.
اگر يك خادم آمريكائي
يا يك آشپز آمريكائي مرجع تقليد شما را
در وسط بازار ترور كند
زير پاي خود منكوب كند
پليس ايران حق
ندارد جلو او را بگيرد! دادگاههاي ايران حق محاكمه ندارد! بايد پرونده
به آمريكا برود! و در آنجا اربابها! تكليف را معين كنند!
... آقايان ! من اعلام خطر مي كنم .
اي ارتش ايران ! من اعلام خطر ميكنم .
اي سياسيون ايران ! من اعلام خطر ميكنم .
اي بازرگانان ايران ! من اعلام خطر ميكنم .
اي علماي ايران ! اي مراجع اسلام
من اعلام خطر ميكنم .
اي فضلا! اي طلاب ! اي حوزه هاي علميه ! اي نجف ! اي قم ! اي
مشهد! اي طهران ! اي شيراز! من اعلام خطر ميكنم .
خطر دارد. معلوم ميشود زير پرده چيزهايي است كه ما نميدانيم
در
مجلس گفتند : نگداريد پرده ها بالا برود. معلوم ميشود براي ما خوابهائي
ديده اند... از اين بدتر چه خواهند كرد از اسارت بدتر چيست از ذلت
بدتر چه ميباشد چه ميخواهند بكنند اينها چه خيالي دارند اين
قرضه ي دلار چه بسر اين ملت آورد آيا بايد اين ملت فقير در ظرف ده
سال صد ميليون دلار ـ هشتصد ميليون تومان ـ نفع پول به آمريكا
بدهد در عين حال براي چنين قرضه اي ما را بفروشيد
نظامي هاي آمريكا و مستشاران نظامي آمريكا
براي شما چه نفعي
دارند ! اگر اين ملت اشغال آمريكاست پس چرا اينقدر عربده ميكشي
چرا اينقدر دم از ترقي ميزني !اگر اين مستشاران
نوكر شما هستند. پس
چرا از اربابها بالاترشان ميبريد اگر نوكرند با آنان مثل ساير نوكرها
عمل كنيد اگر كارمند شما هستند شما هم مثل ساير ملل كه با
كارمندانشان عمل ميكنند با اينان رفتار نمائيد اگر مملكت ما اشغال
آمريكاست اعلام كنيد
پس ما را از اين مملكت بيرون بريزيد.
چه ميخواهند بكنند اين دولت به ما چه ميگويد اين مجلس با ما
چه كرد اين مجلس غير قانوني
اين مجلس محرم
اين مجلسي كه به
فتوا و بحكم مراجع تقليد تحريم شده است
اين مجلسي كه به ادعا دم
از استقلال و انقلاب ميزند و ميگويد : ما از انقلاب سفيد
آمده ايم !
اينقدر نوكر نشويد. البته دلار نوكري هم دارد! دلارها را شما بگيريد
استفاده كنيد
نوكري را ما بكنيم اگر ما زير اتومبيل يك آمريكائي
رفتيم كسي حق ندارد به آمريكائيها بگويد بالاي چشم شما ابروست !
« آن آقايانيكه مي گويند بايد خفه شد و دم درنياورد آيا در اين مورد
هم مي گويند بايد خفه شد ! در اينجا هم ساكت باشيم و دم درنياوريم !
ما را بفروشند و ما ساكت باشيم ! استقلال ما را بفروشند و ما ساكت
باشيم !
والله گناهكار است كسي كه داد نزند
و الله مرتكب كبيره است
كسي كه فرياد نزند (احساسات شديد حضار)
اي سران اسلام ! بداد اسلام برسيد.
اي علماي نجف ! بداد اسلام برسيد.
اي علماي قم ! بداد اسلام برسيد
رفت اسلام (گريه شديد حضار)
اي ملل اسلام ! اي سران ملل اسلام ! اي روساي جمهور ملل
اسلامي ! اي سلاطين ملل اسلامي ! بداد ما برسيد
اي شاه ايران ! بداد
خودت برس !
اينها در كتاب تاريخ
سند دست دادند كه : رفاه حال اين ملت در
قطع نفوذ روحانيت است
يعني رفاه حال اين ملت در قطع يد رسول
الله مي باشد!. روحانيين كه از خودشان چيزي ندارند
هر چه دارند از
رسول الله دارند
بايد قطع يد رسول الله از اين ملت بشود! اينها اين را
مي خواهند تا اسرائيل با خيال راحت هر كاري را انجام دهد
تا آمريكا با
دل راحت هر چه مي خواهد بكند.
امروز تمام گرفتاري ما از آمريكاست
تمام گرفتاري ما از اسرائيل
است
اسرائيل هم از آمريكاست
اين وكلا هم از آمريكا هستند
اين
وزرا هم از آمريكا هستند
همه دست نشانده آمريكا هستند
اگر نيستند
چرا در مقابل آن نمي ايستند داد بزنند !
امام خميني علاوه بر سخنراني
اعلاميه اي نيز منتشر كردند و از
خيانت هاي ننگين رژيم شاه در برقراري كاپيتولاسيون سخن گفتند. امام
خميني در اين اعلاميه
تصويب لايحه كاپيتولاسيون را تصويب سند
بردگي ملت ايران و اقرار به مستعمره بودن كشور ايران اعلام كردند و به
دولت آمريكا نيز هشدار دادند كه اگر بخواهد با استناد به تصويب لايحه
كاپيتولاسيون
سو استفاده كند
با ملت ايران طرف خواهد شد.
قيام امام خميني عليه كاپيتولاسيون
سبب شد كه آمريكا و رژيم
اقدام به تبعيد ايشان نمايند.
بعد از انكه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد
شوراي انقلاب
اسلامي در تاريخ 23 ارديبهشت 1358 هـ . ش رسما حق كاپيتولاسيون
و ملحقات آن را لغو كرد و بر روي سند بردگي ملت ايران كه رژيم شاه آن
را امضا كرده بود
خط بطلان كشيد.
امام خميني در ماجراي كاپيتولاسيون فرمود : ايران ديگر عيد ندارد
عيد ايران را عزا كردند
عزا كردند و چراغاني كردند
عزا كردند و دسته
جمعي رقصيدند. ما را فروختند
استقلال ما را فروختند
باز هم
چراغاني كردند
پايكوبي كردند. اگر من بجاي اينها بودم
اين چراغانيها
را منع ميكردم
ميگفتم بيرق سياه بالاي سر بازارها بزنند
بالاي
سرخانه ها بزنند چادر سياه بالا ببرند! عزت ما پايكوب شد
عظمت
ايران از بين رفت عظمت ارتش ايران را پايكوب كردند
امام خميني در ماجراي تصويب كاپيتولاسيون
علاوه بر سخنراني
اعلاميه اي نيز منتشر كردند و از خيانت هاي ننگين رژيم شاه در برقراري
كاپيتولاسيون سخن گفتند. امام خميني در اين اعلاميه
تصويب لايحه
كاپيتولاسيون را تصويب سند بردگي ملت ايران و اقرار به مستعمره بودن
كشور ايران اعلام كردند و به دولت آمريكا نيز هشدار دادند كه اگر
بخواهد با استناد به تصويب لايحه كاپيتولاسيون
سو استفاده كند
با
ملت ايران طرف خواهد شد
« كاپيتولاسيون » يكي از مهم ترين نشانه هاي سلطه عمومي دولت هاي
استعماري بر كشورهاي شرقي و اسلامي در قرن حاضر و قرن هاي قبل
محسوب مي شود. كاپيتولاسيون از زماني در كشورهاي شرقي و اسلامي
برقرار گرديد كه جوامع و دولت هاي اسلامي رو به ضعف و انحطاط
نهادند و قدرت خود را در برابر كشورهاي استعماري تا حدود زيادي از
دست دادند
بعد از آنكه رضاخان در ايران به قدرت رسيدو سلطنت خود را با
كمك بيگانگان و استعمارگران تثبيت كرد
در ظاهر براي فريب مردم و با
تبليغات زياد
لغو كاپيتولاسيون را اعلام نمود تا مردم به مزدور بودن و
وابسته بودن او پي نبرند. با اين حال
در باطن
كاپيتولاسيون همچنان
باقي ماند. البته در اين زمان
ديگر نيازي هم به حق كاپيتولاسيون نبود
زيرا خود رضاخان و عوامل او وابسته به قدرت هاي استعماري (به ويژه
انگليس ) بودند و استعمارگران از همين طريق
اعمال حاكميت مي كردند
و ديگر نيازي به برانگيختن حساسيت هاي عمومي نبود

|