روزنامه جمهوري اسلامي 20/02/1386 صفحه مقالات

  • گفتار مهدويت
  • خورشيد پنهان
  • *****
    گفتار مهدويت




  • پرسش : بر حسب مضمون روايات موجود غيبت حضرت صاحب الامر عليه السلام به دو صورت واقع شده است . در غيبت اولي ارتباط با آن حضرت به وسيله نواب و وكلا ايشان ممكن بوده است ولي با تمام شدن اين دوره و شروع غيبت دوم كه غيبت تامه است دوره ماموريت وكلا و نواب خاص هم پايان يافته است .
    سئوال اين است كه آيا تعبير از اين دو غيبت به صغري و كبري از اول رايج بوده است يا اين كار در عصرهاي بعدي مثل عصر صفويه رواج پيدا كرده است
    پاسخ : بحث در مثل اين مطالب نبايد بحث لفظي باشد خواه كسي غيبت نخستين را كه كوتاه تر و كم تر بوده غيبت صغري و كوچك تر يا غيبت قصري و كوتاه تر بخواند يا غيبت دوم را كه مدتش طولاني است غيبت كبري و بزرگ تر يا غيبت طولي و درازتر بگويد يا با هر لفظ ديگر از اين دو غيبت ياد كند اين كار واقع و حقيقت امر را تغيير نمي دهد در هر حال اين دو غيبت واقع شده است .
    مسئله اين است كه اصل دو شكل بودن غيبت حتي قبل از وقوع آن در اصول و كتاب هاي حديث مورد تصريح بوده است و نعماني و ديگران كه قبل از پايان غيبت صغري مي زيسته اند آن را نقل نموده اند و اين امر دليل بر مطرح بودن دو شكل از غيبت است . به علاوه با وجود چندين روايت معتبر در اين زمينه هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه تعبير غيبت صغري و كبري ساخته صفويان يا غير ايشان مي باشد.
    در دوره غيبت صغري اگرچه موقعيت شيعه حساس بوده است با اين حال هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه اين همه احاديث كه از ائمه عليهم السلام در كتاب هاي چون غيبت فضل بن شاذان يا نعماني و كمال الدين صدوق ; روايت شده است همه مجعول و بعد از وقوع غيبت ساخته شده اند.


    اين كه مي بينيم شيعيان شهرها و نقاط مختلف مراجعه به نواب مي نمودند اين ها بدون دليل اين كار را نمي كردند حتما علايم و دلايلي در دست بوده است كه نشان مي داده كه اين ها با امام ارتباط دارند. وگرنه محال است كه افرادي مانند علي بن بابويه با آن مقام علمي و عظمت فكري از طريق نواب در پي ارتباط با امام عليه السلام برآيد بي آن كه ارتباط آن ها برايش مثل روز روشن شده باشد; اين واقعه خود نشان مي دهد كه آن ها دليل روشني بر حقانيت نواب در دست داشته اند.
    و مساله ديگر اين است كه اگرچه ابو جعفر عمروي ـ عثمان بن سعيد ـ و ساير نواب وسيله اتحاد شيعه بودند و وكالت آن ها از امام در همه محافل و مناطق شيعه نشين به خصوص در مثل شهر قم مورد قبول كامل همه بوده است ولي اين اتحاد به خاطر اعتقاد به امامت امام دوازدهم بوده است اين مساله موجب نفوذ معنوي سفرا شده بود نه اين كه آن ها بدون در نظر گرفتن مساله امامت سبب اتحاد شيعه شده باشند.
    اتحاد و اتفاق شيعه در اعتقاد به امامت امام دوازدهم سبب اتحاد آن ها در پيروي از نواب امام عليه السلام بوده است .
    چنانكه امروزه هم اعتقاد به امامت آن حضرت سبب نفوذ معنوي علما و فقها به عنوان نايب عام آن حضرت در دل هاي مومنان مي باشد.
    در غيبت صغري تعيين نواب بطور مستقيم توسط شخص امام عليه السلام بوده است و اين كه مي بينيم بزرگاني در مقابل نواب سر تعظيم فرود مي آورند دليل آن اين است كه اين انتخاب توسط شخص امام عليه السلام بر اساس شايستگي نواب بوده است و اصل تسليم همه طبقات و شخصيت هاي علمي و سياسي دليل بر اين است كه رهبري اصلي در دوره غيبت صغري با شخص امام عليه السلام بوده است .
    و در اثر وجود شواهد و دلايل قانع كننده بوده است كه رجال علمي شيعه و شخصيت هايي نظير « ابو سهل نوبختي » و « ابن متيل » و « حسن بن جنانصيبي » و ديگر بزرگان شيعه به حقانيت نواب معتقد بوده اند.
    چنانكه بعد از درگذشت نايب چهارم ـ علي بن محمد السمري ـ نيز اين مسئله كه دوره غيبت و نيابت خاص نواب به پايان رسيده است مورد پذيرش همه قرار گرفت و اگر كسي ادعا نيابت مي كرد براساس همين اصل او را تكذيب مي كردند و ضمنا مي توان گفت كه يكي از حكمت هاي مهم غيبت كوتاه آشنا كردن شيعه با مساله غيبت و زمينه سازي براي عصر غيبت طولاني بوده است تا شيعه بتواند در دوره اي طولاني بدون حضور ظاهري امام عليه السلام به حيات خود ادامه دهد و اين امتحان بزرگ الهي را با موفقيت پشت سر گذارد.

  • *****
    خورشيد پنهان




  • معرفت امام عصر(عج ) و بايسته ها در عصر غيبت
    رضا برنجكار
    بخش دوم و پاياني
    اشاره : بخش نخست مقاله « خورشيد پنهان » را روز پنج شنبه 86 2 13 در همين صفحه مطالعه فرموديد آنچه در پي مي آيد بخش دوم وپ اياني اين مقاله است كه از نظر شما مي گذرد.
    بايسته ها در عصر غيبت
    وظايف مسلمانان در عصر غيبت آموختن وعمل كردن به معارف و احكام ديني انتقال آن به ديگران و تلاش براي تحقق احكام الهي در جامعه است به ديگر سخن وظايف ما تعلم تبليغ و اجراي دين است و مقدمات اين امور همچون فراگيري علوم و فنون مختلف نيز از بايسته ها خواهد بود. در اين جا وظايف مسلمان ها در عصر غيبت را برمي شمريم :
    1 ـ درخواست معرفت امام عصر(عج ) از خدا : هنگامي كه امام صادق (ع ) درباره غيبت مهدي موعود(عج ) سخن مي گفت : زراره پرسيد : اگر من زمان غيبت را درك كنم چه وظيفه اي دارم حضرت فرمود : اين دعا را بخوان :
    اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك . اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك . اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني 15.
    خدايا خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به من معرفي نكني پيامبرت را نمي شناسم . خدايا! معرفت و شناخت پيامبرت را به من ببخش كه اگر پيامبر خود را به من معرفي نكني حجت تو را نمي شناسم . خدايا! حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجت خود را به من معرفي نكني از دين خود گمراه مي شوم .
    از اين دعا نكته هاي بسياري مي توان استنباط كرد :
    اول اين كه در عصر غيبت بايد معرفت خدا و رسول و امام رااز خدا خواست و نبايد به علوم و اطلاعات خود درباره خداشناسي و پيامبرشناسي و امام شناسي بسنده كرده خود را از عنايات خدا مستغني دانست بلكه در هر حال بايد به خدا توكل كرد و از خدا معرفت خواست .
    دوم اين كه لازمه شناخت خدا شناخت پيامبر و لازمه شناخت پيامبر شناخت امام و حجت است . بنابراين اگر امام عصر(عج ) شناخته نشود پيامبر و خدا نيز به درستي شناخته نشده انسان در گمراهي و ضلالت خواهد بود. اصولا شناخت خدا پيامبر و امام پايه و اصول دين است و تمام معارف و احكام ديگر براساس همين اصول شكل مي گيرند.
    2 ـ تسليم در برابر امام زمان (عج ) : امام باقر و صادق (ع ) مي فرمايند :
    لايكون العبد مومنا حتي يعرف الله و رسوله و الائمه كلهم و امام زمانه و يرد اليه و يسلم له 16
    بنده مومن نخواهد بود مگر آن كه خدا و رسول او و همه امامان و امام زمان خود را بشناسد (حكم كارهايش را) به امام زمان ارجاع دهد و تسليم ايشان باشد.
    اسحاق پسر يعقوب در عصر غيبت صغري از طريق محمد پسر عثمان عمري نايب خاص امام عصر(عج ) نامه اي براي حضرت فرستاد و در آن مشكلات خود را مطرح كرد. امام (عج ) درپاسخ چنين نوشتند :
    و اما الحوادث الواقعه فار جعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم 17
    اما در حوادثي كه رخ مي دهد بايد به راويان حديث ما مراجعه كنيد زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنانم .
    امام خميني (ره ) در توضيح حديث « روات احاديث ... » را همان « فقها » دانسته اند :
    امروز فقهاي اسلام حجت بر مردم هستند همان طوري كه حضرت رسول (ص ) حجت بود ... 18.
    لازمه تسليم شدن در برابر امام عصر(عج ) استفاده از احاديث امامان و تفقه در آن براي كسب معارف اعتقادي و احكام عملي است و اگر اجتهاد در احكام عملي مقدور نبود بايد از فقها و مراجع تقليد كرد همچنين بايد از فقيه عادل و حاكم (ولي فقيه ) تبعيت نمود.
    3 ـ محبت به امام عصر(عج ) پيامبراكرم (ص ) در معرفي مهدي موعود(عج ) مي فرمايد :
    من احب ان يلقي الله و قدكمل ايمانه و حسن اسلامه فليتول الحجه صاحب الزمان المنتظر19
    هركس دوست دارد خدا را ملاقات كند در حالي كه ايمانش كامل و اسلامش نيكو باشد پس دوست دار حضرت حجت صاحب الزمان منتظر باشد.
    بنابراين ايمان با محبت و ولايت امام عصر(عج ) كامل مي شود و يكي از وظايف ما دوستي او و تقويت آن در قلبمان است .
    4 ـ ياد امام عصر(عج ) از آثار شناخت امام زمان و محبت به او ياد كردن ايشان است . اگر به كسي علاقه زيادي داشته باشيم هميشه به يادش خواهيم بود و مي كوشيم به هر مناسبتي از او ياد كنيم و سخنانش را نقل كنيم . روايت شده است كه وقتي امام موسي بن جعفر(ع ) از امام غايب نعمت باطني خدا ياد كردند فردي پرسيد : آيا از امامان كسي غايب مي شود امام فرمود :
    بله شخص او از ديدگان مردم غايب مي شود ولي ياد او از دل هاي اهل ايمان نهان نمي شود و او دوازدهمين نفر از ما است 20.
    5 ـ احساس حضور : امامان بر اعمال و احوال موجودات جهان به خصوص مومنان آگاهي و نظارت دارند. امام علي (ع ) مي فرمايد :
    هيچ مومني در شرق و غرب زمين از ما غايب نيست 21
    امام زمان (عج ) در توقيع مباركشان به شيخ مفيد(ره ) فرمود :
    ما به آنچه بر شما مي گذرد احاطه علمي داريم و اخبار هيچ يك از شما بر ما پوشيده نيست ... ما در رعايت حال شما اهمال نكرده شما را فراموش نمي كنيم و اگر اين گونه نبود سختي ها بر شما نازل مي شد و دشمنان شما را مستاصل مي كردند22.


    وقتي كه امام عصر(عج ) از وضعيت مومنان آگاه بوده آنها را مورد عنايت خاص خويش قرار مي دهد مومنان نيز بايد او را در ميان خود بدانند و حضور و توجه آن حضرت را احساس كنند. امام سجاد(ع ) فرمود :
    همانا اهل زمان غيبت حضرت امام مهدي (عج ) كه به امامتش معتقدند و در انتظار ظهورش هستند از مردم همه زمانها بهترند زيرا خداوند چنان عقل و فهم و معرفتي به آنان عنايت فرموده كه غيبت براي آنها به منزله ديدن حضور وي است . 23
    6 ـ انتظار : اگر كسي امام غايب را شناخت به او عشق ورزيد او را منجي بشر دانست و به ظهورش پس از غيبت آگاه شد حتما در انتظار فرج و ظهورش خواهد بود.
    در احاديث گوناگون انتظار فرج برترين عمل و عبادت امت اسلامي معرفي شده و فضيلت هاي زيادي براي آن بيان گرديده است 24.
    امام صادق (ع ) مي فرمايد :
    هركس از شما بميرد در حالي كه منتظر ظهور امام عصر(عج ) باشد مانند كسي است كه با حضرت قائم (عج ) در خيمه ايشان باشد.
    آن حضرت پس از لحظه اي درنگ فرمود :
    نه بلكه مانند كسي است كه همراه آن حضرت شمشير بزند.
    آن گاه ادامه داد :
    نه قسم به خدا مانند كسي است كه همراه پيامبر خدا(ص ) شهيد شده است . 25
    دعا براي تعجيل فرج : كسي كه در انتظار فرج مولايش به سر مي برد از خدا تعجيل فرج او را خواهد خواست به ويژه اگر بداند آن حضرت نيز خواهان ظهور و برپايي حكومت عدل است و از خدا مي خواهد تا اذن ظهورش را صادر فرمايد.
    روايت شده كه آن حضرت از خداوند چنين طلب مي كند :
    خدايا وعده اي را كه به من داده اي عملي ساز و امر مرا به اتمام برسان و گام هايم را استوار گردان و زمين را به وسيله من پر از عدل و داد كن 26.
    دعا براي تعجيل فرج امام زمان (عج ) سنتي بوده كه ديگر امامان نيز به آن عمل مي كردند27. امام عصر(عج ) نيز از ما خواسته تا براي تعجيل فرجش دعا كنيم .
    اكثروا الدعا بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم 28
    براي تعجيل فرج زياد دعا كنيد زيرا همين فرج و گشايش شما است .
    پاورقي :
    15 ـ شيخ كليني كافي ج 1 ص 337 ح 5
    16 ـ همان ص 180 ح 2
    17 ـ شيخ صدوق كمال الدين و تمام النعمه ج 2 ص 484 باب 45 ح 4
    18 ـ امام خميني (ره ) ولايت فقيه ص 92
    19 ـ علامه مجلسي بحارالانوار ج 36 ص 296 باب 41 ح 125
    20 ـ شيخ صدوق كمال الدين و تمام النعمه ج 2 ص 368 باب 34 ح 6 : قال الامام الكاظم (ع ) : نعم يغيب عن ابصار الناس شخصه و لايغيب عن قلوب المومنين ذكره و هو الثاني عشرمنا.
    21 ـ محمدبن حسن بن فروخ صفار بصائر الدرجات . ص 260 باب 16 ح 1 : قال الامام علي (ع ) : يا رميله ليس يغيب عنا مومن في شرق الارض ولا في غربها
    22 ـ شيخ طبرسي . احتجاج ج 2 ص 323
    23 ـ شيخ صدوق كمال الدين و تمام النعمه ج 1 ص 320 باب 32 ح 2 : ان اهل زمان غيبته القائلين بامامته و المنتظرين لظهوره افضل من اهل كل زمان لان الله تبارك و تعالي اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغيبه عندهم بمنزله المشاهده
    24 ـ ر . ك : علامه مجلسي بحارالانوار ج 52 ص 122 باب 22
    25 ـ احمدبن ابي عبدالله برقي المحاسن ج 1 ص 174 باب 38 ح 151 : الفيض بن مختار قال سمعت اباعبدالله (ع ) يقول : من مات منكم و هو منتظر لهذا الامر كمن هو مع القائم في فسطاطه قال ثم مكث هنيئه ثم قال (ع ) : لابل كمن قارع معه بسيفه ثم قال (ع ) : لا والله الا كمن استشهد مع رسول الله (ص ).
    26 ـ شيخ صدوق كمال الدين و تمام النعمه ج 2 ص 428 : فقال (المهدي عج ) اللهم انجزلي ما وعدتني و اتمم لي امري و ثبت وطاتي و املا الارض بي عدلا و قسطا
    27 ـ علامه مجلسي بحارالانوار ج 98 ص 158
    28 ـ شيخ صدوق كمال الدين و تمام النعمه ج 2 ص 483 باب 45 ح .4
    همانا اهل زمان غيبت حضرت امام مهدي (عج ) كه به امامتش معتقدند و در انتظار ظهورش هستند از مردم همه زمان ها بهترند
    در احاديث گوناگون انتظار فرج برترين عمل و عبادت امت اسلامي معرفي شده و فضيلت هاي زيادي براي آن بيان گرديده است