مصاحبه با فرهاد رحمتي
هنرمند معاصر
سه شنبه 86
2
4 ساعت هشت و سي دقيقه بامداد بود كه در محل كار
هنرمند طراح موزه شهداي امامزاده علي اكبر چيذر حضور پيدا كرديم
در
يكي از كوچه پس كوچه هاي خيابان دربند در منطقه يك تهران . به واسطه
يكي از دوستان با وي آشنا شديم و نكته اي كه خيلي برايمان قابل توجه بود
علاقه ايشان در انجام دادن كارهاي مذهبي بود . 72 تابلويي كه درباره
عاشورا كشيده و حتي الامكان از انجام دادن كارهاي غيرمرتبط با دين اسلام
پرهيز مي كند. مصاحبه اي را با فرهاد رحمتي ترتيب داديم تا آشنايي بيشتري
ميانمان برقرار شود :
1 ـ با سلام
لطفا خودتان را معرفي كنيد
فرهاد رحمتي چهل و سه سال سن دارم . كارهاي هنري ام را به علت
علاقه اي كه در نوجواني به مجسمه سازي و نقاشي داشتم با ورود در سال
1362 به دانشكده هنرهاي زيبا شروع كردم . اولين دوره بعد از انقلاب
فرهنگي بود. رشته ام نقاشي بود اما بعدها آرام آرام خوشنويسي
گرافيك
موسيقي و انجام كارهاي جمعي را هم شروع كردم .
2 ـ از اساتيدتان بگوئيد .
اساتيد بيشماري بودند. در دانشگاه جناب دكتر حليمي
آقاي
آيت اللهي
آقاي محمدي
سركار خانم محصص و.... خيلي هاي ديگه
بودند. اما استاد روئين پاكباز در ميان اين اساتيد بيشترين تاثير را بر من و
عامي دانشجويان همكلاسيم داشت و خود را مديون وي مي دانم . در
دانشگاه دروس مباني هنر تجسمي
تاريخ عمومي نقاشي و... تدريس
مي كرد. مدتي هم رييس گروه شدند. در رشته خوشنويسي هم آقاي صداقت
جباري كه همكلاسي خودم (در رشته گرافيك ) بود استادي ام را قبول كردند.
3 ـ تعريف شما از هنر چيست و در آن دنبال چه مي گرديد
هنر يك تعريف جهاني دارد كه آنرا درك زيبايي ها و روابط انسان با
طبيعت و غيره مي دانند. در اين تعريف كثيف ترين چيزها مشمول اين هنر
مي شوند. اما هنر تعريفي واقعي نيز دارد. هنر نيازي براي انسان است تا با آن
حس زيبايي شناسي اش را كامل كند و باعث حركت واداشتن آدمي مي شود و
به نظر من تعريف واقعي را حضرت امام (ره ) ارائه دادند كه فرمودند هنر
دميدن روح تعهد در انسان است . هر كسي در هر جايگاه و هر كاري اگر به
تعهدات خودش عمل كند او هنرمند است . هنر يك خرق عادت است و از
آنجا كه آدمي آسوده و راحت طلب است آن آدمي كه متعهدانه به فعاليت و
حركت مي پردازد يقينا هنرمند است . اما اين انجام تعهد نبايد از سر توجه به
مسائل مادي و يا پست و مقام و... باشد بلكه اگر بدترين شدائد هم پيش آمد
هنرمند دست از انجام تعهدش نمي كشد و متواضعانه بدون هيچ فخري
حركت مي كند. اينجاست كه امام عسكري (ع ) مي فرمايد : فروتني تنها نعمتي
است كه كسي بر آن حسد نمي برد.
4 ـ درباره پروژه عاشورايي خودتان توضيح بدهيد
72 تابلوي دو متر و ده در صد و چهل سانتيمتر است كه از سال 1372
شروع به اين كار كردم . تا سال 74 عجولانه كار را تمام كردم اما هنگامي كه
كارها را مجددا بررسي كردم ايراداتي پيدا شد و باعث شروع مرحله دوم و
سوم و چهارم پروژه شد و الان هم هنوز در مرحله چهارم پروژه هفت
تابلوي ديگر بايد اصلاح شود. آثار در سبك سور رئال اكسپرسيو است و
كاملا سمبليك به واقعه عاشورا پرداخته و در آن از آدمها خبري نيست و
بيشتر به داستان هاي عاشورا اشاره كرده . من براي اين پروژه مجبور به
مطالعه 110 جلد كتاب شدم .
5 ـ ايده اين پروژه از كجا آمد

(مي خندد و جوابي نمي دهد) خدا خواست ديگه .
6 ـ از اينكه هيچ كار غير ديني يا مذهبي نمي كنيد چه انگيزه اي داريد
چند روز ديگه كه رفتيم از ما مي پرسن چه كارهايي نسبت به چيزي كه
به تو داديم انجام دادي اون وقته كه بايد چيزهايي داشته باشم تا بتونم به
آن افتخار كنم . نمي تونم بگم فلان اثر را انجام دادم بعد به من بگن خوب در
ازاي آن پول گرفتي
بايد چيزي باشد ماندگار.
ببينيد در غرب هر هنرمندي حداقل يك اثر درباره صليب كشيدن مسيح
داره . خوب اين طبيعي كه ما هم حداقل كاري را كه در توان داريم براي
پيامبر(ص ) و ائمه معصومين (ع ) انجام بدهيم . به اين ترتيب هدف من از
زندگي فقط خدمت به دين است . چرا كه الگوهايي چون اميرالمومنين (ع )
حسين بن علي (ع ) و يا عباس بن علي هم فقط به خدمت دين مي انديشيدند.
حالا به نظر شما چرا موقعي كه مي خواهم خط بنويسم از اشعار حافظ يا
سهراب استفاده كنم من از آن گنجينه ها مي نويسم تا چيزي گيرم بيايد كه
اون ور بتونم جوابگو باشم
از نظر من همه بايد قسمتي از توان خودشان را
در اين زمينه صرف كنند.
7 ـ در خلق آثارتان از چه چيزهايي كمك مي گيريد
بايد به دنبال آن بود تا ديد اثر قرار است چه تاثيري بگذارد يا براي چه
اين اثر خلق مي شود. اين نكته باعث مي شود تا از فرمول خاص و يا كلاسيك
استفاده نكنيم و به عكس خلاقيت اينجا شكل مي گيرد. تلاش مي كنم تا
متعهدانه آنچه را از من خواسته شده است انجام دهم . خوب سفارش دهنده
كار را بلد نيست . به راحتي مي توان از كار كم گذاشت . اما بعدها اين اثر من
است و به نام من مي ماند
بايد بتوان به آن باليد
به همين سبب سعي مي كنم
تا بهترين ايده را از درونم دريافت كنم و سپس به بهترين شكل اجرايش كنم .
8 ـ چگونه مي توان بهتر و بيشتر از درون
ايده و الهام گرفت
براي اين بايد در شب قدر تلاش كني و زحمت بكشي . در دعاهاي
مختلف مثل عرفه تامل و تفكر بيشتر انجام دادن
اين رمز پيروزي است . به
گفته يكي از دوستانم هنرمند بايد يك قديس باشد. چرا كه اثرهايي را
مي آفريند الهي . يعني هر هنرمندي هر اثري را كه خلق مي كند يقينا خدا در
خلق اثر است و به هنرمند الهام مي شود تا آنگونه بيافريند. حالا شما تصور
كنيد هنرمندي كه قديس نباشد اين الهام ها را درست دريافت نمي كند و آثار
سخيفي خلق مي شود.
9 ـ هنرمنداني كه به وسيله هنرشان مردم را به راهي غير صراط مستقيم
مي كشانند يا به فكر سواستفاده هستند چه
آنها به تعريف دنيايي هنرمندند والا در تعريف آخرتي اينها را در جرگه
هنرمندان جايي نيست . بايد عميق تر نگاه كرد. همين است كه من مي گويم از
يك زاويه استعمال هنر متعهد درست نيست و دوست ندارم از اين واژه
استفاده كنم . چون با اين كار اقرار مي كنيم هنر غيرمتعهد هم وجود دارد.
ببينيد مگر پليس وظيفه شناس يا وظيفه نشناسي هم داريم خوب اگر كسي
پليس شد حتما وظيفه شناس است . در غير اينصورت مي رفت و دزد مي شد!
بايد دقت كرد هر كسي از ابزارهاي هنري استفاده كرد را هنرمند نمي نامند.
درست مثل پسر بچه اي كه لباس پليس به تن مي كند و كلي درجه
اما كسي
وي را پليس نمي داند. بايد بيشتر دقت كرد. هر كس از راه رسيد و چند تا كار
كرد كه از لحاظ كارشناسي هم مورد قبول نباشد آيا هنرمند ناميده مي شود
جمله امام را يادآوري مي كنم كه هنر دميدن روح تعهد در انسان است .
10 ـ بعضي ها مي گويند هنر مساوي با دروغ است يعني واقعيت ها را
نشان نمي دهد بلكه به دروغ ما را به جهاني آرماني مي برد

آره منم شنيدم . اما مخالفم
اين حرف بيراهي است
دقت كنيد به پيامبر
اهانت مي كردند اما او محبت مي كرد يعني عكس العمل وجود دارد. اما اين
عكس العمل آيا نبايد رو به تعالي باشد يادتان نرود كه هنرمند يك قديس
است . مي خواهد آنچه را خدا خلق كرده نشان بدهد
نه آنچه كه بنده ها پديد
مي آورند. به اين سبب در طراحي منظره طبيعي زباله ها را نمي كشد. وي
يادآوري مي كند كه اينجا به اين شكل بوده . آيا دروغگوست هدف از اين
حذف كردن چيست آقاي آيت الهي مي گفت كسي اگر عين طبيعت كار كند
خيلي زشت است . يعني مي گفت طبيعت خيلي مي تواند زشت باشد. شما
يك قطره آب را كه مي كشي زير ميكروسكوپ بگذار و بكش چي مي بيني
مي تواند نفرت انگيز باشد اما حس زيبايي شناسي چه مي شود هنرمند در
چگونه ديدن به مردم كمك مي كند.
11 ـ تعهد مي تواند در قالب هنري باشد و يا در مضمون
شايد هم هر دو
نظرتان چيست
براي من كه ابزار و قالب هم نيست . همه آنچه مطرح است مضمون
است . خوب كارشناسي به چه معني است كارشناس بايد بتواند تعيين
وضعيت و موقعيت بكند. نگاه مي كنم چه چيزي لازم است تا اثرگذاري كار
كامل انجام شود. آن هنگام قالب تعيين شده است يعني برايم هدف مطرح
است و قالب هنري كارم را از هدف كارم مي گيرم .
12 ـ پس اعتقاد داريد هنرمند براي جامعه اش كار مي كند نه فقط براي
خودش
بله در خلق آثار دنبال تاثير اثر بر روي خود كه نيستم . چون اين منم كه
تشخيص مي دهم اساسا چه تاثيري در كارم وجود داشته باشد. البته آنقدر
كارها براي خودم انجام مي دهم كه در آنها هيچ اثري براي جامعه متصور
نيست
بلكه فقط براي آن است كه وقتي مي خواهم اثري را براي جامعه خلق
كنم كارم قوي باشد. منظورم كارهايي است كه براي تمرين انجام مي دهم .
13 ـ شما هنرمند آرمانگرا را مي پسنديد يا متعقل
يك هنرمند بايد متعقل باشد
بايد بفهمد در كي و كجا كار مي كند
درك
زمان و مكان براي هنرمند بسيار مهم است والا كارهايش داراي مقبوليت
نمي شود و حرفهايش نگفته مي ماند. تاثيرگذاري فقط در صورت درك زمان
و مكان است كه شكل مي گيرد. هنرمند بايد فكور و روانشناس باشد.
14 ـ اگر زمان و مكان از هنرمند چيزي غير از تعهداتش را خواست
باز هم هنرمند بايد كار كند چيزهايي كه دو طرف قبول دارند به آنها
بپردازد. مطمئن باشيد ريشه هاي تعهد در آثارش يافت مي شود حتي
ناخودآگاه . اين هنرمند همان هنرمند است . تفكرات عقايد چيزي در او فرق
نكرده است . حتي اگر سخيف ترين ها را كار كند مطمئنا بين كار او و ديگري
فرق است . اين اثر خودش را در طول زمان مي گذارد. شما پيامبر(ص ) را
ببينيد چه هنرمندانه با آدم هاي وحشي باديه نشين به آرامي كنار آمد و از
ميانشان ابوذرها و اويس قرني درآورد.
15 ـ آفت هايي كه بر سر راه تعهد هنرمند است را بررسي
كنيد
آفت هاي گوناگوني هست
براي هر كس بنا به شخصيت و موقعيتش فرق
مي كند. اما بيش از همه مشكلات مالي را مي توان نام برد و ملامت هايي كه
مي شنوي . كارهايي را براي آدم مي آورند و خيلي خوب پول هم مي دهند
اما
مي داني كه اشكال دار است . برخلاف تمامي عقايد و ارزشهاي تو است . اما
كلي بدهي و مشكل وجود دارد. و حالا بعد از كلي كشمكش دروني كار را كه
قبول نمي كني بايد سرزنش هاي اطرافيان را تحمل كني . از نزديكترين ها تا
خيلي غريبه ها. اين خيلي آدم را اذيت مي كند. اما آفت ها در اين راه خيلي
بيشتر از اين صحبت ها است كه در چند جمله بگنجد
حتي گاهي فضاي
فرهنگي جامعه آدمي را منحرف مي كند. يعني بنا به مقتضياتي هنرمند مجبور
است به مطالبي بپردازد كه خيلي حرف دل يا اصلي نيست اما جامعه آنرا
مي طلبد. بگذريم ....
16 ـ ممنون از وقتي كه به ما اختصاص داديد . به عنوان مطلب آخر اگر
حرف نگفته اي هست بفرمائيد
من مي گويم لازم نيست اين مطالب چاپ شود. امروزه درد جامعه ما
مطالب و حرفهاي ديگري است . من اگر خودم اين مصاحبه را جايي بخوانم
مي گم از سر سيري كسي حرفي زده است . مردم ما امروزه بسيار با فقر دست
و پنجه نرم مي كنند. يك گروه خيريه را مي شناسم رفته بودند جنوب تهران
پسر بچه اي را پيدا كرده بودند از كميته امداد خانواده شان ماهيانه پانزده
هزار تومان دريافت مي كرد. هنگامي كه خواستند پولي به وي پرداخت كنند
از دريافت سر باز مي زند
مي گويد من خودم كار مي كنم . بعد از پرسش از
كارش مي گويد با قيچي طرح مي زند و در ازاي هر طرح يك تومان مي گيرد كه
ماهيانه سي هزار تومان مي شود. اشك در چشمان اعضاي گروه حلقه
مي زند . حالا شما ببينيد براي ميلاد پيامبر(ص ) 110 ميليون صرف مي شود
تا بالگردي بيايد در فضاي جشن و بر روي ميهمانان گل بريزد. اينها درد
اصلي جامعه است . براي نيمه شعبان كل خيابان وليعصر(عج ) را چراغاني
مي كنند. حالا شما بگوييد چگونه بايد درباره آثار هنري امثال مني صحبت
كرد ابتدا بايد براي اين مسائل فكري كرد والسلام
متشكرم .
مصاحبه كنندگان : مرتضي اصغرنيا ـ سهيل حاجي سيد رضي
