روزنامه جمهوري اسلامي 18/02/1386 صفحه عقيدتي
*****
انگيزه قيام هاي ضد اموي علويان از ديدگاه مستشرقين




  • محمد باقر طالبي
    مقدمه
    مستشرقين درباره تاريخ اسلام آثار متعدد و متنوعي دارند كه در آن بخشي را هم به قيام هاي ضد اموي منجمله قيام علويان اختصاص داده اند.
    با مطالعه در اين قيام ها مي بينيم كه گروهي از خاورشناسان به طرفداري از امويان پرداخته و كوشيده اند اتهاماتي را كه در طول تاريخ به بني اميه نسبت داده اند كم رنگ جلوه دهند برخي هم مقتضيات سياسي و اجتماعي را ناديده گرفته و يا اينكه به تفسير علم گرايانه پرداخته به گونه اي كه عملكرد اين خاندان به تبرئه بينجامد.
    در عوض تعدادي از مستشرقين جانب انصاف را گرفته و تنها براي نفش علم و دانش وخدمت به فرهنگ تاريخي زحماتي كشيده و واقعيتهاي تاريخ را بيان نموده اند.
    اما اغلب آنها به منابع اهل سنت دسترسي داشته و به مآخذ مهم شيعه كمتر رجوع كرده اند. مثلا اشپولر معتقد است كه چون منابع ديگري نداريم لذا مي بايست از اين منابع استفاده نمائيم و آنها را قبول كنيم .
    البته برخي از خاورشناسان نظر مورخان اسلامي را كه در قرن سوم و چهارم هجري تاليف شده است آورده اند چون مورخان آن زمان تحت حاكميت و قدرت عباسيان بوده لذا آنها هم گرايش عباسي داشته و صادقانه واقعيات تاريخي را بيان نكرده اند و يا اينكه تحريفات وجعل احاديث عليه علويان را پذيرفته اند.
    از طرف ديگر مستشرقين بخاطر حمايت بني اميه از مسيحيان و بكارگيري آنها در كارهاي حكومتي نمي توانسته اند بي طرفانه قضاوت كنند.
    به هر حال خوانندگان و علاقه مندان به مطالعه كتب مستشرقين ـ كه تعدادشان هم كم نيست ـ بايد دقت بيشتري داشته باشند و ببينند آنها از چه منظري به وقايع تاريخي نگريسته اند آيا اسناد تاريخي را خوب تجزيه و تحليل نموده اند آيا با ديدگاه منتقدانه به روايات و منقولات پرداخته اند آيا تحريفات و جعليات را كنار گذاشته و واقعيات را تبيين نموده اند حال ضمن لحاظ اين موارد خود به قضاوت بپردازند ولي آنچه كه از اهميت فراواني برخوردار است بايد گفت كه تنها با ايجاد محبت اهل بيت (ع ) در دل و مطالعه و تحقيق از متون صحيح و آگاهي دقيق از فلسفه قيام و يا سكوت و... علويان مي توان واقع بينانه قضاوت صحيح داشته باشيم .
    در اينجا براي نمونه نوشته هاي تعدادي از خاورشناسان را به طور مختصر ذكر مي نمائيم :
    1 ) كارل بروكلمن خاورشناس آلماني (1956 م ) كه آثار ارزنده اي در خصوص تاليف و چاپ كتاب هاي اسلامي داشته 1 در كتاب تاريخ ملل ودول اسلامي انگيزه قيام حسين بن علي (عليه السلام ) را عدم پذيرش بيعت يزيد و تسليم نشدن و دعوت شديد كوفيان را ذكر مي نمايد. و شهادت حسين (عليه السلام ) را علاوه بر نتايج و اثرات سياسي موجب تحكيم و اشاعه مذهب شيعه مي داند.2
    او انگيزه قيام زيد بن علي را چنين بيان مي نمايد : « متابعت قرآن و سنت و بركناري عمال نادرست دولت اموي و حمايت ضعفا و احقاق حق كساني كه از طرف دولت هشام بن عبدالملك به آن ها اجحاف شده است و تقسيم عادلانه درآمد كشور و بيت المال و باز گرداندن سربازاني كه در نقاط دور مشغول جنگ بودند » 3
    2 ) گيپ هميلتون : گيپ اسكاتلندي انگيزه قيام علويان را باز گرداندن خاندان علي (عليه السلام ) به خلافت عنوان مي نمايد . 4
    3 ) پطروشفسكي : هم همان ديدگاه بروكلمن را دارد و اضافه مي كند امويان به علويان (فرزندان حسن و حسين ) بد گمان بودند و آنها را از مقامات دولتي به دور نگاه داشته و بعضي ها را كه خطرناك مي شمردند به هلاكت مي رساندند. و نيز اضافه مي كند قيام زيد به دعوت كوفيان انجام شد . 5
    4 ) اشپولر : برتولد اشپولر از جمله كساني است كه به اشتباه رهبران علوي را به فقدان بينش سياسي متهم مي كند. او هدف از قيام علويان را سرنگوني سلطه دنيوي و غيرديني امويان و برسركار آوردن خاندان پيغمبر (صلي الله عليه و آله ) به عنوان تنها خاندان بر حق خواستار به خلافت رساندن علويان ذكر مي كند . 6
    5 ) لمبتون و هولت : از ديدگاه اين مستشرق ناخرسندي از حكومت اموي رشك بردن به سوريه (شام ) به عنوان مركز امپراتوري از عوامل آشوبهاي عليه دستگاه اموي بوده و حضرت حسين (عليه السلام ) به دعوت كوفيان و عدم بيعت با يزيد دست به قيام زد. او قيام علويان را با انگيزه خواستار رساندن قدرت به يكي از خويشاوندان پيغمبر (صلي الله عليه و آله ) ذكر نموده است . 7 خطاها و غرض ورزي هاي اين مستشرق در عبارات رشك بردن به حكومت شام و معاويه نمايان مي باشد.
    6 ) كورت فريشلر : فريشلر آلماني انگيزه قيام حسين بن علي (عليه السلام ) را نجات اسلام و مقابله با ظلم و فساد و عدم بيعت با يزيد بن معاويه كه اهل فسق و فجور و ظلم بود بيان مي كند و دعوت كوفيان بخاطر ظلم و ستم يزيد ناتواني در پاسخگويي به سوالات شرعي و عدم دسترسي به امامشان ذكر كرده است .8 و مسلم بن عقيل نماينده و سفير امام حسين (ع ) در رجز خود علت كشته شدنش را « راه حقيقت » عنوان مي كند9.
    و عباس بن علي (حضرت ابوالفضل عليه السلام ) در جواب امان نامه شمر بن ذي الجوشن دفاع از برادرش را قيد مي نمايد . 10
    7 ) يوليوس ولهوزن : قيام حسين بن علي (عليه السلام ) را دعوت كوفي ها كه با كناره گيري حسن بن علي (عليه السلام ) آرزوي ياران پدرش بر باد رفته بود و شيعيان علي (ع ) به حسين بن علي (عليه السلام ) روي آوردند بيان مي كند.
    از طرفي عبيدالله بن زياد به عمر بن سعد نوشته بود كه بر حسين واجب است كه با يزيد بيعت كند و خود را تسليم حكومت يزيد نمايد در غير اينصورت با شدت و زور رفتار خواهد شد. و ياران او هم حسين را تنها نگذاشتند.11
    8 ) آرنولد توين بي : « حضرت علي (عليه السلام ) نتوانست با رياكاري هاي سياسي معاويه مقابله كند لذا او و پسرش حسين (عليه السلام ) نوه پيامبر (صلي الله عليه و آله ) مظلومانه به شهادت رسيدند و بيشترين هواداران انقلاب ضد اموي از سرسپردگان علي (عليه السلام ) و جانشينان وي بودند و با ناكامي روبرو شدند. چنانكه خود حضرت علي (عليه السلام ) با ناكامي هاي چندي مواجه گرديد . 12
    9 ) گلدزيهر : شهادت امام حسين بن علي (عليه السلام ) اسلام را تضمين نمود و تشيع را كه بااسلام ولادت يافت به عنوان مشخصه اساسي اسلام در تاريخ ممتاز ساخت (13 )
    10 ) كليفوردادموند بوسورث (باسورث ) : ضمن اينكه بني اميه را خلفاي ناپاك و دنيا دوست مي داند ميگويد كه آل علي (عليه السلام ) حقانيت بيشتري براي خلافت داشته و اين حقانيت را براساس نص حضرت محمد (صلي الله عليه وآله ) كه علي را به جانشيني خود برگزيده بود مي دانستند و امام حسن به تزوير معاويه از حقوق خود بر خلافت چشم پوشيد و اعقاب علي (عليه السلام ) بر رهبري جامعه وامت مسلمان طرفداري مي كردند و شيعيانشان هم آنها را سزاوارتر و محق تر از ديگران به خلافت و امامت مي دانستند(14 )
    11 ) رن فراري : قيام زيدبن علي بر بني اميه در سال 122 هـ . ق را بخاطر ستمگري اضطراب و خفقان يوسف بن عمر ثقفي عمال امويان در عراق بيان مي نمايد و در سال 125 هـ . ق يحيي بن زيد در خراسان قيام كرد. هر چند مرگ اين دو پدر و پسر نشان پيروزي امويان بود اما در حقيقت تااندازه اي به پيشبرد مقصود عباسيان كمك كرد . (15 )
    12 ) ايرام لاپيدوس : شيعيان آرزوي دستيابي به خلافت را در سر مي پروراندند. حسين بن علي تلاش كرد كه از مدينه به كوفه برود تا رهبري طرفداران خود را در آن جا بدست گيرد ولي از ميان برداشته شد. قتل حسين (عليه السلام ) توسط بني اميه باعث تفرقه بين مسلمانان گرديد. علي (عليه السلام ) بنيانگذار مذهب تشيع و حسين (عليه السلام ) شهيد راه آن شد(16 ) و شيعيان ادعا مي كردند خلافت حق اعضاي خانواده علي (عليه السلام ) مي باشد و آرزوي برآورده نشده حكومت فرزندان علي (عليه السلام )را در سر مي پروراندند(17 )
    13 ـ سرپرستي سايكس : خاورشناس انگليسي قرن بيستم كه خود يك ژنرال نظامي است و در بين مستشرقين ياد شده نسبت به علويان ديدگاه منفي دارد.
    او در كتاب تاريخ ايران جلد اول در خصوص امام حسين (عليه السلام ) كه به دوت كوفيان به سمت كوفه حركت كرد چنين به خطا مي نويسد : « حسين بن علي كه آن وقت رئيس خاندان بود با مطالعات زيادش در اين موضوع به اشتباه افتاد و بيانات عذرآميز (بي وفايي و فريب كارانه ) مردم كوفه را حمل به حقيقت نمود ليكن اگر اطراف اين مسئله را به خوبي مطالعه كنيم هيچ وقت آن حضرت را در مطالبه حقوق خانداني خود ملامت نخواهيم كرد. »
    بي اطلاعي يا غرض ورزي ديگر اين خاورشناس اين است كه انگيزه ديگر امام حسين (عليه السلام ) را بخاطر داشتن عائله سنگين و جمعيت زياد رياست خاندانش و نيز زوجات و اولاد بر جاي مانده از برادرش امام حسن را عنوان مي نمايد . (18 )
    همچنين سايكس برخلافت واقعيات و مستندات تاريخي اينگونه بيان مي كند وقتي امام حسين خبر شهادت مسلم بن عقيل
    (عليه السلام ) را شنيد او را اضطراب و وحشت فرا گرفت و خواست برگردد از اين رو به دليل مسافتي كه طي كرده بود از بازگشتن منصرف شد از طرفي اقارب و ارحامش هم در مقابل مطالبه خون مسلم برآمدند . (19 )
    سايكس در مورد زيد بن علي هم چنين مي نويسد : « به هر حال اهل عراق روي عادت ديرينه خود عهد و پيماني كه با زيدبن علي هم در سال 122 هـ . ق بسته بودند به پايان نرسانيده و وي را پس از خروج تنها گذاشتند.
    و اين حادثه در تقويت عباسيان و انهدام بني اميه كمك نمود . (20 )
    نتيجه :
    « نتيجه بحث اينكه علاقمندان به آثار خاورشناسان بايد جانب احتياط و دقت را داشته باشند و ببينند كدام مستشرق با چه هدف و ديدگاه و گرايشي تاليف تاريخي كرده است و آنان از علويان تا چه حد آگاهي داشته اند سپس خود به قضاوت بنشينند.
    با توجه به آثار ذكر شده اكثريت آنها در خصوص انگيزه قيام هاي ضد اموي علويان همان برگرداندن خلافت به خاندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) و دعوت شيعيان براي دادخواهي و مبارزه با ظلم و ستم امويان بوده هر چند كه اكثريت دعوت كنندگان آنها را رها كرده و توسط بني اميه به شهادت رسيدند در صورتي كه به اصل هدف و فلسفه واقعي قيام علويان اشاره چنداني نشده است و جنبه الهي و معنوي عملكردشان مغفول مانده است .
    علاوه بر اين افرادي مانند سايكس سرپرسي هم پيدا مي شوند كه يا با ديدگاه مغرضانه و يا عدم آگاهي كامل از قيام هاي علويان و شخصيت و نقش آنها در دوره اموي اظهار نظر كرده و به خطا رفته اند.
    منابع مورد استفاده :
    1 ـ اشپولر برتولد تاريخ ايران در قرن نخستين ترجمه جواد فلاطوري تهران : انتشارات علمي و فرهنگي 1377 ش چاپ پنجم
    2 ـ باسورث ادموند سلسله هاي اسلامي جديد ترجمه فريدون بدره اي تهران : مركز بازشناسي اسلام و ايران 1381 ش
    3 ـ بروكلمان كارل تاريخ ملل و دول اسلامي ترجمه هادي جزايري تهران : انتشارات علمي و فرهنگي 1383 ش چاپ دوم
    4 ـ پطرو شفسكي اي . پ اسلام در ايران ترجمه كريم كشاورز تهران : انتشارات پيام 1354 ش چاپ چهارم
    5 ـ تو ين بي آرنولد تاريخ تمدن ترجمه يعقوب آژند تهران : انتشارات مولي 1362 ش
    6 ـ سايكس سرپرسي تاريخ ايران ترجمه سيد محمد فخر داعي تهران : دنيا كتاب 1377 ش چاپ ششم
    7 ـ فراري رن تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه ترجمه حسن انوشه تهران : انتشارات امير كبير 1363 ش
    8 ـ فريشلر كورت امام حسين و ايران ترجمه ذبيح اله منصوري تهران انتشارات جاويد 1369 ش چاپ ششم
    9 ـ گلدزيهر ورناث اسلام در ايران ترجمه محمود رضا افتخار زاده تهران : 1371 ش
    10 ـ گيپ هميلتون اسلام بررسي تاريخي ترجمه منوچهر اميري تهران : انتشارات علمي و فرهنگي 1367 ش
    11 ـ لاپيدوس ايرام تاريخ جوامع اسلامي ترجمه علي بختياري زاده تهران : اطلاعات 1381 ش
    12 ـ لمبتون و هولت تاريخ اسلام ترجمه احمد آرام تهران : امير كبير 1381 ش چاپ چهارم
    13 ـ ولهوزن يوليوس تاريخ سياسي صدر اسلام ترجمه محمود رضا افتخار زاده قم : نشر معارف اسلامي 1375 ش
    پاورقي :
    1 ـ حسيني طباطبايي نقد آثار خاورشناسان ص 31
    2 ـ بروكلمان تاريخ ملل و دول اسلامي ص 80
    3 ـ همان ص 100
    4 ـ گيپ اسلام بررسي تاريخي ص 139
    5 ـ پطروشفسكي اسلام و ايران ص 55
    6 ـ اشپولر تاريخ ايران 59 1
    7 ـ هولت و لمبتون تاريخ اسلام صص 130 و 131
    8 ـ كورت فريشلر امام حسين و ايران صص 12 و 14
    9 ـ همان ص 113
    10 ـ همان ص 197
    11 ـ ولهوزن تاريخ سياسي صدر اسلام ص 151
    12 ـ توين بي تاريخ تمدن ص 451
    13 ـ گلدزيهر و رناث اسلام در ايران ص 97
    14 ـ نك : ادموند باثورث سلسله هاي اسلامي از ص 26 تا 45
    15 ـ رن فراري تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه 38 4
    16 ـ ايرام لاپيدوس تاريخ جوامع اسلامي ص 106
    17 ـ همان ص 113
    18 ـ از اشتباهات ديگر سايكس اين است كه او در صفحه 750 مي نويسد كه : مردم كوفه به خيال اينكه حضرت را زنده دستگير كنند از ابتدا متعرض شخص وي نشده و او را باقي گذاشتند. وقتي كه معلوم شد كه تا آخرين قطره خون خود ايستاده به او حمله كردند. در حاليكه اكثر مورخين نوشته اند كه جايزه ابن زياد بريدن سرشان بود و قبايل به تعداد سرهاي بريده جايزه مي گرفتند و با هم رقابت مي كردند. بعضي ها هم نوشته اند كه آنها نمي خواستند خون نوه پيامبر(صلي الله عليه وآله ) بر گردنشان باشد و يا اينكه گروهي به قتل برسانند كه خونش به گردن يك نفر نباشد.
    29 ـ همان ص 750
    20 ـ سايكس سرپرسي تاريخ ايران ص 771
    گروهي از مستشرقين به طرفداري از امويان پرداخته و كوشيده اند اتهاماتي را كه در طول تاريخ به بني اميه نسبت داده اند كم رنگ جلوه دهند. برخي هم مقتضيات سياسي و اجتماعي را ناديده گرفته و يا اينكه به تفسير علم گرايانه پرداخته اند تا به گونه اي ديگر بني اميه را از عملكرد بد تبرئه كنند
    برخي از مستشرقين جانب انصاف را گرفته و تنها براي نقش علم و دانش و خدمت به فرهنگ تاريخي زحماتي كشيده و واقعيت هاي تاريخ را درباره علويان بيان نموده اند
    در مطالعه آثار خاورشناسان بايد جانب احتياط و دقت رعايت شود و درباره هدف و ديدگاه و گرايش آنان از تاليف كتب تاريخي آگاهي هاي لازم كسب گردد