روزنامه جمهوري اسلامي 18/02/1386 صفحه سرمقاله
*****
كشتي « بلر » هم به گل نشست !


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    حزب حاكم « كارگر » انگليس در انتخابات شوراها و مجالس محلي شكست سختي خورد و اغلب كرسي ها را به رقباي خود واگذار كرد. اين شكست سنگين حزب حاكم نه تنها موقعيت لرزان توني بلر در انگليس را شكننده تر ساخت بلكه حتي بر آينده حزب در صحنه سياسي انگليس هم اثرات جدي و ماندگاري را برجاي گذاشت . بي اعتباري دولت بلر و حزب كارگر نزد مردم انگليس به حدي بود كه حتي در اسكاتلند كه براي مدت نيم قرن همواره حزب كارگر طرف پيروز انتخابات بوده اين بار مبارزه را به رقيب اصلي خود يعني « حزب ملي اسكاتلند » واگذار كرده است .
    اين انتخابات در واقع ديدگاه مردم انگليس درباره دولت بلر حزب كارگر و آينده اين كشور را بعنوان يك نظرسنجي رسمي به نمايش گذاشت . اگرچه طيف وسيعي از علل و عوامل در راه شكل دادن به اين شكست سنگين « بلر » و حزب كارگر موثر بوده اند ولي بررسيها نشان مي دهد كه جنگ عراق و ناكاميهاي دولت بلر در صحنه داخلي انگليس عمده ترين علل به گل نشستن كشتي حاكميت بلر بوده است . اين نخستين بار طي چند دوره انتخابات گذشته است كه حزب كارگر شاهد چنين شكستي بوده است . با اينهمه ناكامي بلر و حزبش چندان هم غيرمنتظره نبود چرا كه توني بلر براي كناره گيري مدتها تحت فشار هم حزبي هايش بود لكن با سماجت سعي داشت زمان بيشتري در قدرت باقي بماند. اكنون با محرز شدن بداقبالي بلر هر لحظه انتظار مي رود وي براي هميشه قدرت را ترك بگويد و استعفاي خود از نخست وزيري را اعلام كند. ضعف و ناتواني دولت بلر با اثرات جبران ناپذيري در ساختار قدرت در انگليس همراه بود و اكنون حزب ملي اسكاتلند باكسب قدرت سعي دارد زمينه ها براي برگزاري همه پرسي و اعلام استقلال اسكاتلند را تا 3 سال ديگر فراهم كند .
    بدين ترتيب دولت لندن براي سلطه بر خاورميانه تلاش مي كرد ولي بر اثر ناكامي حتي درحال از دست دادن سلطه بر اسكاتلند نيز هست . در واقع بلر در شرايطي از قدرت كناره گيري مي كند كه چسبندگي سرزمين هاي اسكاتلند و چه بسا « ولز » و ساير موارد به پيكره سرزمين انگليس به حداقل ممكن رسيده است . در اينصورت ممكن است ساير سرزمين ها از جمله كانادا استراليا و... نيز براي اعلام استقلال از نظام پوسيده پادشاهي انگليس وسوسه شوند. البته اين زمزمه ها در گذشته هم وجود داشته ولي انگليسي ها عموما با ترفندهاي نه چندان قابل دفاعي از تحقق چنان اهدافي جلوگيري كرده اند و دستكم آنرا به تعويق انداخته اند.
    اين در واقع « راي عدم اعتماد » مردم انگليس به دولت بلر و حزب كارگر است كه در سطح ملي صادر شده و نشانگر عدم كفايت سياسي بلر تلقي مي شود كه در سطح داخلي و بين المللي در اوج ضعف قرار دارد. بلر اگرچه قدرت را ترك مي گويد ولي گوردون براون وزير دارائي فعلي در شرايطي جانشين وي مي شود كه حزب كارگر و دولت حاكم با « بحران مشروعيت » مواجه است و از بي اعتمادي مطلق جامعه رنج مي برد. كاملا بعيد به نظر مي رسد كه براون بتواند معجزه كند و كابوس سياسي ناشي از شكست بلر و حزبش را پايان دهد و يا حتي آنرا مهار نمايد. اين موارد اين روزها حتي در مطبوعات انگليس هم با صراحت بيان مي شوند.
    روزنامه « گاردين » از ده سال حكومت بلر بعنوان حاكميت ناموفق و ناتوان ياد مي كند كه نتوانسته شعارهاي انتخاباتي خود را محقق سازد و كارنامه قابل قبولي از خود ارائه نمايد. عمده ترين موارد ناكامي بلر اينگونه فهرست شده است : جنگ عراق رسوائي تسليحاتي درباره عربستان شكست در محكوميت زندان گوانتانامو و حمايت از اسرائيل در جنگ اخير لبنان كه سرانجام به شكست مطلق اسرائيل منجر شد. به عبارت بهتر شكست اسرائيل به ناكامي حاميانش منجر شده و بلر تاوان سنگين حمايت از طرف بازنده در جنگ 33 روزه در لبنان را مي پردازد .
    با اينحال رمز اصلي شكست بلر و حزبش را بايستي در سرمايه گذاري بدفرجام در جنگ عراق جستجو كرد. « جف هون » وزير دفاع سابق انگليس اعتراف مي كند كه حضور نيروهاي خارجي در عراق اشتباه بود. نيروهاي خارجي بعد از ورود به عراق طرح و برنامه خاصي براي ادامه حضور در عراق نداشتند.
    جف هون كه درحال حاضر نماينده انگليس در اتحاديه اروپا است مي گويد : ابتدا تصور مي شد كه مردم عراق براي استقبال از نيروهاي خارجي به خيابانها بريزند ولي اين انتظار ما هرگز برآورده نشد. جنگ عراق به بهانه وجود سلاحهاي كشتار جمعي در عراق آغاز شد ولي متاسفانه آن اطلاعات به كلي نادرست بود. تاريخ درباره حضور نيروهاي چند مليتي در عراق و دخالت در تشديد درگيريها بين سني ها و شيعيان قضاوت خواهد كرد. فرماندهي نيروهاي آمريكائي و انگليسي در عراق با يكديگر اختلاف نظر بسياري داشتند. اشتباهات آمريكا پس از حمله به عراق به گونه اي بود كه عراق را به ورطه نابودي كشاند و ديگر اميدي به بازسازي اين كشور نيست .
    « جف هون » كه در زمان حمله به عراق وزير دفاع انگليس بود به « گاردين » اعتراف كرد : ما واقعا به عواقب واقعي اين جنگ نيانديشيديم .
    اگرچه « جف هون » سعي دارد لبه تيز حملات خود را متوجه آمريكا نمايد ولي واقعيت اينست كه خطاهاي عمدي انگليس در عراق هم كم نبوده است . همه بخاطر دارند كه يك روزنامه انگليسي عكس هائي از شكنجه و جنايات ارتش انگليس در عراق به چاپ رساند ولي با اعمال فشار دولت بلر وزارت دفاع و ارتش سلطنتي انگليس سردبير آن بركنار شد و آن روزنامه با انتشار متني ادعا كرد كه گويا عكس ها جعلي بوده و براي بدنام كردن ارتش تهيه شده بود. البته اين توجيهات مضحك ممكن است براي « مصرف داخلي » انگليس كارآئي داشته باشد ولي ابعاد جنايات ارتش انگليس بويژه در مناطق شيعه نشين بقدري شرم آور تحقير كننده و جنون آميز است كه دست كمي از جنايات ارتش آمريكا در عراق ندارد.
    بلر در جريان تجاوز نظامي به عراق آنچنان از بوش حرف شنوي داشته و دارد كه حتي سياستمداران و رسانه هاي انگليسي او را « سگ دست آموز بوش » مي نامند. او حتي پس از كناره گيري از قدرت هم قرار است بعنوان نماينده بوش در طرح صلح خاورميانه در خدمت كاخ سفيد باشد. اين تصميمي شرم آور است ولي براي كسي كه فقط به پول و قدرت مي انديشد اهميتي ندارد كه همچنان « حقوق بگير آمريكا » معرفي شود!
    البته بلر خود را آدم همه فن حريفي مي داند و حتي حاضر شده بعنوان « پدر روحاني » ! به هيئت هاي ميسيونري مسيحي جهت تبليغ مسيحيت ملحق شود. شغل هاي ديگري هم به او پيشنهاد شده است . اول فروش خاطراتش به چند ميليون پوند و كمك به تدوين خاطرات دوران نخست وزيري و حضور در خانه شماره 10 داونينگ استريت و ديگري ايجاد « بنياد بلر » و تلاش براي تامين اهدافي كه برخي موارد آن هنوز محرمانه معرفي شده است .
    توني بلر به هر كاري بپردازد و باقيمانده عمر پرننگ و نكبت خود را به هر شغلي بگذارند در يك نكته ترديدي نيست و آن اينكه كشتي او هم در باتلاق حوادث عراق به گل نشسته و تاريخ از اين انگليسي شرور با بدنامي و نفرت و انزجار ياد خواهد كرد.