روزنامه جمهوري اسلامي 17/02/1386 صفحه كتاب و كتابخواني

  • تازه هاي نشر
  • اهداف روحانيت در جريان مبارزات انقلاب اسلامي
  • *****
    تازه هاي نشر


  • ماموريت در ساحل نيسان
    كتاب « ماموريت در ساحل نيسان » را كه خاطرات سرتيپ زرهي محمود فردوسي از فرماندهان دوران جنگ تحميلي است سعيد علاميان تدوين و تحرير كرده وانتشارات صرير آن رادر 180 صفحه منتشر نموه است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود.دنياي نظامي گري دوران انقلاب طبل جنگ در ايستگاه راه آهن به دنبال بولدوزر تغيير طرح نيروي زميني در آستانه حمله روز شيرين روز تلخ حسرت نيروي كمكي مردان مي مانند داغ راننده لودر يك ديدار و يك وداع عبور از كرخه پيروزي الله اكبر اسباب بازي هاي خاموش جدال در ساحل نيسان يك تانكوهم نداشت ديدار با شهيد فلاحي عمليات طريق القدس يك قدم تا اسارت عمليات بيت المقدس و....
    بسيج
    شماره 33 فصلنامه مطالعات « بسيج » با عناوين زير منتشر شده است . انسجام ملي و نقش بسيج در آن عوامل موثر بر شادكامي دانشجويان بسيجي كاركردهاي بسيج فرهنگيان در تحقق ارتش بيست ميليوني استقامت در سيره پيامبر اعظم بسيج اينترنتي و شيوه نوين جذب نيروهاي مردمي و...
    شاهد نوجوان
    شماره 387 ماهنامه فرهنگي و اجتماعي شاهد نوجوان با عناوين زير منتشر شده است : از چشمه سار جماران چاپارچي و...
    ميقات حج
    شماره 58 فصلنامه فرهنگي و اجتماعي و سياسي و تاريخي « ميقات حج » با عناوين زير منتشر شده است : حج و نقش آن در زندگي انسان ابعاد حج در قرآن بقيع در بستر تاريخ داستاني دروغين درباره پيامبر اعظم اسرار مناسك حج نقد و بررسي پاره اي از مسائل مناسك سفرنامه منظوم مكه فلورقارچي و نقش آن در بيماريهاي تنفسي زائران سفر مردم نوسانتارا (اندونزي ) به مكه و...
    ذيل عنوان اخير مجله از سيدحسين نصر كه زماني رئيس دفتر فرح پهلوي بود به عنوان دانشمند برجسته جهان اسلام نام برده شده است كه دور از واقعيت مي باشد.
    نامه جامعه
    شماره 31 و 32 نشريه « نامه جامعه » با عناوين زير منتشر شده است : اتحاد و انسجام رمز پيشرفت گفت وگو با همسر شهيد آيت الله صدر تصوير كوتاه مطلع عشق خطر انحراف منشور ماندگار فناوري اطلاعات در دو نظام مادي و متعالي سيره تبليغي رسول اعظم خزانه دار علم علي و...
    تراثنا
    شماره 85 و 86 فصلنامه « تراثنا » با عناوين زير به عربي منتشر شده است : عدالت صحابه الفوائد البديعه و...
    رسانه
    شماره 68 فصلنامه رسانه با عناوين زير منتشر شده است : تعريف سواد رسانه اي درآمدي به سواد رسانه اي و تفكر انتقادي رويكردهاي سواد رسانه اي و...
    سلام بچه ها
    شماره 205 ماهنامه « سلام بچه ها » با عناوين زير منتشر شده است : چشمه چشمه نور گزارش واژه ها حرف هاي فيروزه اي وقتي شيعه شدم آدم ناتمام در راه رسيدن به هدف تلاش كنيد و...
    روش
    شماره 107 مجله روش با عناوين زير منتشر شده است : رويكردهاي مديريت نوين در بنادر حمل ونقل در صنعت سيمان كشور توليد مناسب در صنعت خودرو و...
    باران
    شماره 143 مجله باران با عناوين زير منتشر شده است : تا پيروزي صبح باران پسر باران هنر هفتم ...

  • *****
    اهداف روحانيت در جريان مبارزات انقلاب اسلامي


  • (گفتاري از متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري )
    قسمت سوم
    پديده استعمار
    البته نهضتهاي اسلامي در عين اين كه از نظر اصول كلي از يك كادر معين خارج نيستند از نظر اهداف كوچك و جزئي (متفاوت اند. مثلا امروز يكي از هدفهاي نهضتهاي اسلامي مبارزه بااستعمار است ) ولي در صدر اسلام ما پديده اي به نام استعمار به مفهومي كه امروز وجود دارد نداشته ايم . اين كه ملتي ملت ديگر را در خدمت خودش قرار بدهد بر مقدرات آن ملت حكومت كند به جاي آن ملت بر آن ملت سياست براند و حكومت كند به جاي آن ملت از منابع اقتصادي او استفاده كند فرهنگ خودش را با لطايف الحيل بر فكر و مغز آن مردم تحميل كند يك پديده جديد است مربوط به عصر جديد است و از عمرش سه چهار قرن بيشتر نمي گذرد كه ملتي در حالي كه خودش را آزاد مي پندارد به ظاهر هم خودش را آزاد و مستقل مي بيند و همه چيز دارد در باطن تحت قيمومت يك ملت ديگر است و آن ملت با دستهاي نامرئي خود دارد او را غارت مي كند. اين يك پديده جديد است . ولي مبارزه با اين پديده جديد در كادر كلي اصولي اسلامي وجود دارد. اسلام كه در صدر برنامه خودش مبارزه با ظلم و غارتگري را قرار داده است وقتي كه مبارزه با ظلم و غارتگري فرد را تحمل نمي كند به طريق اولي ظلم و غارتگري يك ملت را بر ملت ديگر تحمل نمي كند چون اسلام در تعليماتش نشان داده است كه براي حقوق جامعه حساسيت بيشتري از حقوق فرد قائل است .
    اميرالمومنين در جمله اي كه در يكي از نامه هايشان در نهج البلاغه است مي فرمايد : اعظم الخيانه خيانه الامه و افظع الغش غش الائمه . بزرگترين خيانتها خيانت به جامعه است خيانت به فرد هرگز در حد خيانت به جامعه نيست .
    بنابراين اسلام بااستعمار هم مبارزه دارد گو اين كه استعمار در آن زمان نبوده . در زمان اميرالمومنين مبارزه بر ضداستعمار آنچنان كه در اين زمانها وجود دارد وجود نداشته ولي در برنامه و طرحهاي اسلام چيزهايي كه شامل مبارزه بااستعمار هم بشود به نحو اكيد و شديد وجود دارد; اصول كلي هست كه اين اصول كلي در همه جا وجود دارد.
    جمله هايي است در نهج البلاغه و عين همين جمله ها در يكي از خطابه هاي حسين بن علي (ع ) هست كه آن خطابه در آن مجتمع معروف در دوره ديكتاتوري و اختناق عجيب معاويه ـ كه دو نفر اگر مي خواستند حديثي در فضيلت علي (ع ) نقل كنند در صندوقخانه هم به زحمت جرات مي كردند ـ ايراد شده است . حسين بن علي (ع ) از اجتماع حج در مني و عرفات استفاده فرمود كبار اصحاب را در آنجا جمع كرد و تصميم قيام اصلاح طلبانه خودش را اعلام كرد و همين جمله ها را كه از پدرش است به آنها فرمود. اين جمله ها كلياتي را براي همه هدفهاي را كه از پدرش است به آنها فرمود. اين جمله ها كلياتي را براي همه هدفهاي اسلامي به طور كلي گذشته از اين كه هر زماني خصوصياتي دارد كه زمان ديگر ندارد مشخص مي كند.
    آن جمله ها اين است : اللهم انك تعلم انه لم يكن الذي كان منا مناقسه في سلطان و الا التماس شي من فضول الحطام يعني خداوندا تو خودت مي داني كه حركتها جنبشها قيامها اعتراضها جنگيدنها و مبارزه هاي ما رقابت در كسب قدرت نبود براي تحصيل قدرت براي يك فرد نبود به عنوان جاه طلبي نبود براي جمع آوري مال و منال دنيا و براي زياده طلبي در مال و منال دنيا نبود و نيست . پس هدف چيست ولكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك فيامن المظلومون من عبادك و تقام المعطله من حدودك . اين چهار جمله يك كادر كلي را مشخص مي كند.
    « اصلاح » در اصطلاح اسلامي
    مقدمتا بايد عرض كنم كه امروز اصطلاحي رايج شده است كه اين اصطلاح نبايد ما را به اشتباه بيندازد. امروز وقتي مي گويند « اصلاح » يعني سامان دادن هاي آرام تدريجي غيربنيادي ولي وقتي مي خواهند بگويند تغييرات بنيادي مي گويند انقلاب . آيا در اصطلاح اسلامي هم وقتي مي گويند « اصلاح » مقصود همين است نه در اصطلاح اسلام وقتي گفته مي شود اصلاح نقطه مقابل افساد است اعم از آن كه تدريجي و ظاهري و به اصطلاح عرضي باشد يا بنيادي و جوهري .
    كليات هدفهاي اسلامي در بيان علي (ع ) :
    .1 بازگشت به اسلام راستين
    مي گويد هدف اول ما اين است : لنرد المعالم من دينك . سيدجمال مي گفت بازگشت به اسلام راستين كه در واقع ترجمه فارسي همين جمله است . سنتهاي اسلامي هر كدام نشانه هاي راه سعادت است معالم دين است علامتهاي راه رستگاري است كه با اين علامتها بايد راه سعادت و تكامل را پيمود. خدايا! ما مي خواهيم اين نشانه ها را كه به زمين افتاده و رهروان راه را پيدا نمي كنند اسلام فراموش شده را بازگردانيم .
    .2 اصلاح چشمگير در شهرها
    و نظهر الاصلاح في بلادك . خيلي جمله عجيبي است ! « نظهر » يعني آشكار كنيم . اصلاح نمايان و چشمگير اصلاحي كه روشن باشد در شهرهايت به عمل آوريم . آنقدر اين اصلاح اساسي باشد كه (تشخيص آن ) احتياج به فكر و مطالعه نداشته باشد علائمش از در و ديوار پيداست ; به عبارت ديگر سامان به زندگي مخلوقات تو دادن شكمها را سيركردن تن ها را پوشانيدن بيماريها را معالجه كردن جهلها را از ميان بردن اقدام براي بهبود زندگي مادي مردم زندگي مادي مردم را سامان دادن . علي (ع ) همچنين در نامه اي كه به مالك اشتر نوشته است وقتي كه هدفهاي او را براي حكومت ذكر مي كند كه تو چه وظيفه اي داري ازجمله مي گويد : و استصلاح اهلها و عماره بلادها1 انسانها را اصلاح كني و شهرها را عمران نمايي .
    .3 نجات مظلومان
    هدف سوم : فيامن المظلومون من عبادك . آنجا كه رابطه انسان با انسان رابطه ظالم و مظلوم است رابطه غارتگر و غارت شده است رابطه كسي است كه از ديگري امنيت و آزادي را سلب كرده است هدف ما اين است كه مظلومان از شر ظالمان نجات پيدا كنند. در آن فرماني كه به مالك اشتر نوشته است جمله اي دارد كه عين آن در اصول كافي هم هست به او مي فرمايد : مالك ! تو بايد به گونه اي حكومت كني كه مردم تو را به معني واقعي تامين كننده امنيتشان و نگهدار هستي و مالشان و دوست عزيز خودشان بدانند نه يك موجودي كه خودش را به صورت يك ابوالهول درآورده و هميشه مي خواهد مردم را از خودش بترساند با عامل ترس مي خواهد حكومت كند. بعد فرمود : من اين جمله را از پيغمبر « غير مره » (يعني نه يك بار بلكه مكرر) شنيدم كه : لن تقدس امه حتي يوخذ للضعيف حقه من القوي غير متعتع 2. پيغمبر فرمود : هرگز امتي 3 جامعه اي به مقام قداست (مقامي كه قابل تقديس و تمجيد باشد كه بشود گفت اين جامعه جامعه انساني است ) نمي رسد مگر آن وقت كه وضع به اين منوال باشد كه ضعيف حقش را از قوي بدون لكنت كلمه بگيرد; وقتي ضعيف در مقابل قوي مي ايستد لكنتي در بيانش وجود نداشته باشد.
    اين جمله شامل دو مطلب است : يكي اين كه مردم به طور كلي روحيه ضعف و زبوني را از خود دور كنند و در مقابل قوي (هر اندازه قوي باشد) شجاعانه بايستند لكنت به زبانشان نيفتد ترس نداشته باشند ـ كه ترس از جنود ابليس است ـ و ديگر اين كه اصلا نظامات اجتماعي بايد طوري باشد كه در مقابل قانون قوي و ضعيفي وجود نداشته باشد. پس علي (ع ) مي گويد در برنامه حكومت اسلامي ما « فيامن المظلومون من عبادك » خدايا بندگان ستمديده تو در امنيت قرار گيرند چنگال ستمگر را قطع كنيم .
    .4 بپاداشتن قوانين الهي تعطيل شده
    چهارم : و تقام المعطله من حدودك . در اصطلاح امروز وقتي مي گويند « حدود » اصطلاح فقه است . گاهي اصطلاح خاص فقه با اصطلاح حديث متفاوت است و خود فقه هم به اين مطلب توجه دارد. امروز وقتي مي گوييم « حدود » يعني قوانين جزائي اسلام ولي در اصطلاح خود قرآن يا در اصطلاح پيغمبر اگر گفته مي شود « حدود » (تلك حدود الله فلاتعتدوها) 1 يعني مطلق مقررات اسلامي اعم از قوانين جزائي يا قوانين غيرجزائي . در يك جامعه فاسد گاهي حدود الهي قوانين الهي (جزائي يا غيرجزائي ) به حالت تعطيل درمي آيد. وقتي به حالت تعطيل درآمد چون بي حساب وضع نشده است نظام اجتماعي در همان قسمت مربوط به آن قانون به حالت نيمه تعطيل درمي آيد اعم از آن كه آن قانون الهي به طوركلي تعطيل شده باشد يا به صورت تبعيض درآمده باشد يعني در مورد بعضي اجرا مي شود در مورد بعضي ديگر اجرا نمي شود; قانون قدرتش براي به تله انداختن قوي ضعيف است و براي گرفتاركردن ضعيف قوي است . اين يك مورد از موارد تعطيل حدود الهي است .
    مي بينيد علي (ع ) چقدر حساسيت نشان مي دهد كه قانون خدا تعطيل بردار نيست ولو در مورد فرزند خودم . مي شنود كه عبدالله بن عباس پسرعموي عزيز و مورد احترامش ـ كه واقعا هم از جهاتي مرد بزرگي بوده ولي بديهي است كه معصوم نبوده ـ مرتكب خطايي شده . به علي خبر دادند كه ابن عباس پسر عموي بزرگ تو دانشمند و عالم تو سياستمدار و مورد اعتماد تو در بيت المال تصرفي كرده است از آن تصرفاتي كه امروز اصلا كسي آنها را به حساب نمي آورد. علي (ع ) نامه اي به او نوشته كه اين نامه در نهج البلاغه هست : پسر عباس ! من از تو انتظار نداشتم ; به خدا قسم اگر چنين و چنان بشود و اگر چنين بكني با آن شمشيري كه به هر كس زدم يكسره به جهنم رفت و حساب و كتابي ندارد تو را آدم خواهم كرد. بعد مي گويد : پسر عباس ! به خداي عالم قسم اگر حسن و حسين هم چنين كاري بكنند با همين شمشير مي زنمشان و مي زد. اين مقدار حساسيت در مقابل اجراي قانون الهي !
    حساسيت حكومت اسلامي در اجراي قانون
    حكومت اسلامي يعني حكومتي كه براي اجراي قانون تا اين اندازه حساسيت داشته باشد. بنازم حكومتهايي را كه يك چوپان بهايي سنگسري آن در ظرف ده سال (به آن ثروت مي رسد و) با كمال افتخار در روزنامه مصاحبه مي كند دو تا دستش را پيش مي آورد عكسبرداري مي كنند و مي گويد : به كوري چشم اين مردم هريك از اين انگشترهاي من چهل ميليون تومان ارزش دارد!
    علي (ع ) مي گويد : وقتي كه در جامعه چنين چيزهايي وجود داشته باشد (او چيزهاي كوچكتري را مثال مي زند) و لوان امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا ماكان به ملوما بل كان به عندي جديرا2 به خدا قسم اگر مرد مسلمان وقتي اين جور چيزها را مي شنود از غصه بميرد از نظر من مورد ملامت نيست بلكه شايسته است . در باره چه بود آيا درباره قضيه اي نظير كارهاي چوپان سنگسري بود نه درباره اين بود كه چرا از دست يا پاي زن غير مسلمان كه در ذمه اسلام است و به زور دستبند يا خلخالش 3 را بيرون كردند. وقتي كه امنيت اين قدر نباشد كه يك زن غير مسلمان كه در ذمه اسلام است ايمني داشته باشد و بيايند زينتش را از تنش به زور بكشند و ببرند و آب از آب تكان نخورد در چنين شرايطي اگر انسان مسلمان بميرد مورد ملامت نيست و بلكه شايسته است .
    ما باالهام از آن جمله هايي كه علي (ع ) در ابتداي سخنش گفت مي گوييم : خدايا نيت پاك (عطا فرما) ما براي شكم قيام نكرديم براي سير شدن قيام نكرديم براي سير كردن قيام كرديم . يك نهضت اسلامي نهضت انسانگرا به معني واقعي كلمه است چون نهضتي است كه از فطرت انسان ناشي مي شود نه از شكمش يك نهضت انسانگرا به تمام معني خالص و پاك و من اميدوارم همان طوري كه احساس مي كنم در رهبري نهضت خلوص هست در مردم ما و در جامعه ما نيز صفا و خلوص باشد كه هست .
    به عنوان يك برادر به همه شما برادران و خواهران مسلمان توصيه مي كنم حالا كه در اين نهضت عظيم و بزرگ شركت كرده ايد (و من همبستگي 1 را اين طور تعبير مي كنم كه همه حس كرده ايم كه يك نهضت ماهيتا اسلامي با هدفهاي اسلامي دارد به وسيله روحانيت و بالاخص شخص بزرگ عزيز عزيزان و جان و روح ملت ايران و قهرمان قهرمانان حضرت آيت الله العظمي آقاي خميني رهبري مي شود. همبستگي يعني همه با هم پشت سر اين رهبر بزرگ همه با هم در پي اهداف اسلامي همه با هم براي اصلاح خود خود را اصلاح كنيم خودمان را بسازيم ) رابطه تان را با خداي خودتان محكم كنيد به ياد خدا باشيد نام خدا را زياد بر زبان بياوريد به خدا اعتماد داشته باشيد كه هر كس در راه خدا حركت و قيام كند خدا او را تاييد مي كند از نمازتان غفلت نكنيد از روزه تان غفلت نكنيد از تقوا غفلت نكنيد از عفاف غفلت نكنيد از اخلاص غفلت نكنيد.
    وقتي كه ملتي خالص و مخلص به دنبال رهبري خالص و مخلص حركت كند تمام قدرتهاي دنيا (استعمار سياهش و استعمار سرخش چپش و راستش غربي اش و شرقي اش ) هم قيام كنند محال و ممتنع است كه از عهده او برآيند.
    ما سابقا در روايات اسلامي مي ديديم كه خورشيد پيش از عدل كلي الهي و به اصطلاح معروف در آخرالزمان از مغرب طلوع مي كند. با خودمان فكر مي كرديم يعني چه مي فهميديم مقصود از خورشيد جز خورشيد اسلام چيز ديگري نيست . اينچنين تعبير مي كرديم كه لابد از اين جهت است كه ملتهاي غرب از نظر علم و فرهنگ پيشرفته ترند و آنها زودتر از ما به حقايق اسلام آگاه خواهند شد اگر ما اسلام را زير پا بگذاريم اسلام از غرب به وسيله خود ملتهاي غرب طلوع ميكند. يك ماهي است به فكر فرو رفته ايم كه خدايا مثل اين كه خورشيد از شرق به غرب رفت 2 كه از غرب طلوع كند و ما سپيده دم و فجر و فلقش را داريم مي بينيم .
    خدايا به ما شايستگي شركت فعال در اين نهضت عظيم اسلامي عنايت بفرما.
    اسلام در صدر برنامه هاي خودش مبارزه با ظلم و غارت گري را قرار داده است وقتي اسلام ظلم و غارتگري فردي را تحمل نمي كند به طريق اولي ظلم و غارت گري يك ملت بر ملت ديگري و استعمار ملت هاي ديگري را تحمل نمي كند چون در تعليماتش نشان داده است كه براي حقوق جامعه حساسيت بيشتري از حقوق فرد قائل است . امام علي عليه السلام مي فرمايد : بزرگ ترين خيانت ها خيانت به جامعه است
    ما براي شكم و سير شدن قيام نكرديم بلكه براي سير كردن قيام كرديم بنابراين نهضت اسلامي به معني واقعي كلمه يك نهضت انسان گرا است
    هر كس در راه خدا قيام كند خدا او را تاييد مي كند. وقتي ملتي خالص و ملخص به دنبال رهبري خالص و مخلص حركت كند و تمام قدرت هاي دنيا هم قيام كنند محال است كه از عهده آن ملت برآيند