روزنامه جمهوري اسلامي 16/02/1386 صفحه عقيدتي

  • تغذيه فكري سالم و نقش و مسئوليت حياتي معلمان
  • رابطه علم آموزي و دانش اندوزي با ارجمندي هاي فردي و اجتماعي
  • *****
    تغذيه فكري سالم و نقش و مسئوليت حياتي معلمان




  • انسان از « جسم » و « روح » آفرينش يافته و پاي در عرصه وجود نهاده است و اين دو در كنار هم اركان اصلي ساختار شخصيت و موجوديت آدمي را تشكيل مي دهند. خلقت انسان و حيات دنيا به گونه اي است كه چنين آميزه اي را ضروري و حتمي مي سازد به طوري كه جسم آدمي مستقل از روح و روح او مستقل از جسم قادر به ادامه حيات نمي باشند و در غير اين حالت فنا و اضمحلال زندگي خاكي قطعي است .
    نوع آفرينش خاص انسان ايجاب مي كند كه او براي تحقق زندگي سالم و بالنده هم به مراقبت هاي لازم از جسم خويش بپردازد و هم در محافظت از روح خود تسامح و غفلت روامدارد تا به اين وسيله شخصيت او به طور كامل و در ابعاد خاكي و سمائي و جسمي و روحي به تمام مراحل رشد و كمال نائل آيد.
    با اين كه مراقبت از جسم و روح در كنار هم يك ضرورت حياتي و انكارناپذير مي باشد متاسفانه گروهي از انسان ها به طور يكجانبه عمل مي كنند و فقط به جسم و تن مي پردازند و از روح و روان به شدت غفلت مي ورزند و به اين وسيله با رشد يكسويه و ناقص خود از سعادت و پيشرفت در همه ابعاد محروم مي مانند و به خسران و زيان گرفتار مي شوند.
    حضرت امام حسن مجتبي (ع ) در رهنمودي بيداركننده و آگاهي بخش مي فرمايند :
    « تعجب مي كنم از كساني كه در چگونگي غذاي جسم خود فكر مي كنند ولي در امور معنوي و غذاي جان و روح خويش تعقل نمي نمايند. شكم را از طعام زيانمند حفظ مي كنند ولي بيم و باك ندارند كه افكار پليدي در روان آنها وارد شود. »
    جسم و تن انسان نياز طبيعي و ضروري به « تغذيه سالم » دارد. اين تغذيه بايد با استفاده و بهره وري از غذاهاي خوب و مناسب و داراي ويتامين هاي كافي براي رشد و تامين تندرستي و بهداشت جسماني باشد. همچنين اين تغذيه بايد در زمان هاي مشخص و شيوه هاي مطلوب همچون پرهيز از پرخوري و رعايت اعتدال صورت پذيرد.
    « تغذيه ناسالم » در نقطه مقابل تغذيه سالم قرار دارد و همان گونه كه استفاده بجا و شايسته از طعام مفيد و مناسب تامين كننده سلامت و تندرستي جسم مي باشد تغذيه ناسالم موجب به خطرافتادن بهداشت و سلامتي جسماني خواهد گشت و از همين جا انواع و اقسام امراض و بيماري ها رخ مي نمايانند و رشد آدمي را مختل مي سازند و آرامش و آسايش و نشاط را از او سلب مي نمايند.
    « جان و روح » نيز همچون جسم و تن داراي دو نوع تغذيه سالم و ناسالم مي باشد.
    تغذيه سالم روح و جان با اعتقادات پاك و صحيح و مبتني بر حقيقت صفات و خصال نيك فضايل بزرگ اخلاقي و رفتاري و اعمال صالح و مفيد تحقق مي يابد. چنانچه اين تغذيه به نحو مطلوب و شايسته انجام پذيرد شخصيت معنوي انسان در مراتب مختلف به رشد و شكوفايي مي رسد و رضوان و خشنودي خداوند متعال جلب مي گردد و آثار ارزشمند آن در دنيا و آخرت به ظهور و تجلي مي رسد. در دنيا جامعه انساني از وجود پاك و رفتار و سلوك و عملكردهاي سالم و الهي او بهره مند مي گردند و علاوه بر اين كه هيچ رنج و آزار و آسيبي را از جانب چنين موجود پرورش يافته اي متوجه خود نمي بينند در سايه سار ايمان و تقواي او لحظات زندگيشان را با طراوت و نشاط سپري مي سازند و از جلوه هاي مختلف ايثار و فداكاري تعهد و وفاداري صفا و يكرنگي و خيرخواهي و نصرت و ياري رساني اش بهره مند مي گردند.
    « تغذيه ناسالم فكري و روحي » در نقطه مقابل تغذيه فكري پاك و سالم قرار دارد و از عمق و گستردگي خاصي برخوردار مي باشد و آفات و زيان هاي فراوان به وجود مي آورد.
    ابعاد و جلوه ها و آثار خطرناك تغذيه ناسالم فكري و روحي را در موارد ذيل خلاصه مي كنيم :
    1 ـ نضج و شكل گيري اعتقادات ناصحيح و مغشوش در افراد يكي از آفات و زيان هاي تغذيه فكري و روحي ناسالم مي باشد.
    اشخاصي كه به چشمه سار زلال فرهنگ و معارف اسلامي متصل نگردند و از جرعه هاي خالص و پاك تعاليم جامع دين مبين حق ننوشند در دام تخيلات و اوهام و برداشت هاي ناصحيح از اسلام فرومي غلتند و به اعتقادات مبهم و مغشوش دچار مي شوند. اين اغتشاش فكري و اعتقادي موجب مي گردد كه به خرافات گرايش يابند و در هر موضوع و مفهوم از موضوعات و مفاهيم ناب اسلامي به نظر و عمل متقابل و ناصحيح و خلاف واقع برسند و باورها و معتقداتشان كاملا ناخالص و با امور تخيلي و خرافي آميخته گردد.
    2 ـ تغذيه ناسالم روحي موجب مي شود خصال و صفات و رفتار مذموم و ناپسند همچون حسد تكبر خودشيفتگي دروغ بافي فرافكني نفاق ورزي فتنه انگيزي خودخواهي نيرنگ افكني و فريبكاري كه هر كدام به صورت امراض و بيماري هاي رواني و برخاسته از جان و روح هاي تزكيه نشده و پرورش نيافته باعث رنجش هاي گوناگون مي گردند به ظهور و بروز برسند و زندگي سالم و بهجت زا و نشاط آفرين را ناممكن نمايند.
    اين امراض و بيماري ها هم شخص مبتلا را مي آزارند و لحظات حيات را براي او ناگوار مي سازند و هم افراد معاشر و متعامل با او را رنجه مي دارند و آرامش و نشاط را از آنان سلب مي كنند و شيريني ها را به تلخي مبدل مي سازند.
    3 ـ جريان هاي اعتقادي ناسالم و منحط كه در هر عصر و زمان به شكل خاصي ظهور مي نمايند معلول تغذيه هاي ناسالم فكري و روحي مي باشند و ريشه هاي اصلي آنها به ضعف هاي ناشي از كسب معرفتها و شناخت هاي جامع و مستحكم بازمي گردد.
    جريان هاي اعتقادي ناسالم و زيانباري همچون خارجي گري اخباري گري اشعري گري كه در طول تاريخ اسلام رنخ نمودند و آثار تخريبي و گمراهي زا آفريدند نمونه هاي بارز جريان هاي اعتقادي ناصحيح مي باشند كه از تغذيه هاي ناسالم فكري سرچشمه يافتند و زمينه ساز هرج ومرج اعتقادي و زيان هاي ناشي از آن در جوامع و سرزمين هاي اسلامي شدند. و نيز جريان هاي اعتقادي و فكري ناسالم در دنياي معاصر معلول تغذيه هاي ناصحيح فكري و روحي مي باشند.
    4 ـ سقوط در دام فرقه ها و مذهب هاي ساخته و پرداخته قدرت هاي استعماري و به گمراهي و كفر و شرك آلوده شدن از ديگر آثار تغذيه هاي ناسالم اعتقادي و فكري محسوب مي شود. فرقه هاي « وهابيت » و « بهائيت » كه معلول تحقق حربه « مذهب سازي » استعمارگران روسي و انگليسي و آمريكايي مي باشند موجب جلب و جذب هواداران و پيرواني شدند كه به دليل تغذيه هاي ناسالم فكري و روحي زمينه هاي مساعدي براي گمراهي در خويش به وجود آوردند و سرانجام دنيا و آخرت خويش را از دست دادند. اين مذهب سازي هاي استعماري هم اينك نيز تداوم دارد و شكل ها و شگردهاي آن تغيير كرده است و بسيار زيبانبارتر از گذشته همچنان گمراهي و تخريب مي آفريند.
    اكنون مشخص مي گردد كه دقت و مراقبت براي تغذيه فكري و روحي بسيار حائز اهميت مي باشد و به هيچ وجه نبايد از آن غفلت ورزيد و با ساده انديشي و سطحي نگري از كنار آن عبور نمود.
    اين تغذيه فكري و روحي اگرچه وظايف و مسئوليت هاي عام براي والدين و رسانه ها و دستگاه هاي فرهنگي و تبليغي ايجاد مي نمايد لكن اين مسئوليت ها بيش از همه و عميق تر و دقيق تر از نهاد خانواده و مراكز فرهنگي و تبليغي و رسانه اي بردوش « معلمان » سنگيني مي كند كه آنان به طور مستقيم هم وظيفه « آموزش » ـ در ابعاد علمي و فني و معارف ديني ـ و هم وظيفه « پرورش » ـ در همه جنبه ها و جلوه هاي اخلاقي و تربيتي ـ را برعهده دارند و سرنوشت انسان و حيات پاك و سالم اعتقادي و فكري او با نحوه عملكرد آنان پيوندي ناگسستني دارد.
    نوع آفرينش خاص انسان ايجاب مي كند كه او براي تحقق زندگي سالم و بالنده هم به مراقبت هاي لازم از جسم خويش بپردازد و هم در محافظت از روح خود تسامح و غفلت روا مدارد تا به اين وسيله شخصيت او به طور كامل و در ابعاد خاكي و سمائي و جسمي و روحي به تمام مراحل رشد و كمال نائل آيد
    اشخاصي كه به چشمه سار زلال فرهنگ و معارف اسلامي متصل نگردند و از جرعه هاي خالص و پاك تعاليم دين مبين حق ننوشند در دام اوهام و خرافات و برداشت هاي ناصحيح از اسلام فرو مي غلتند و به اعتقادات مبهم و مغشوش دچار مي شوند
    تغذيه فكري و روحي اگرچه وظايف و مسئوليت هاي عام براي والدين و رسانه هاي فرهنگي ايجاد مي نمايد لكن اين مسئوليت ها بيش از همه بردوش « معلمان » سنگيني مي كند و سرنوشت انسان با نحوه عملكرد آنان پيوندي ناگسستني مي يابد


  • *****
    رابطه علم آموزي و دانش اندوزي با ارجمندي هاي فردي و اجتماعي




  • روزي حضرت امام حسن مجتبي (ع ) فرزندان خود و فرزندان برادر خويش را دعوت كرد تا گردهم آيند و در محفل او حاضر شوند.
    كودكان و نوجوانان در محضر حضرت امام حسن (ع ) جمع شدند در حالي كه كنجكاو شده بودند كه امام (ع ) به چه منظور آنها را فراخوانده است و چه مطلبي را قصد دارد مطرح نمايد. آنان از طرفي كنجكاو شده بودند و از سويي ديگر مشتاقانه انتظار مي كشيدند تا امام (ع ) به سخن آيد و از محضر پارك و پرفيض او بهره مند گردند.
    حضرت امام حسن مجتبي (ع ) سكوت مجلس را شكست و خطاب به فرزندان خود و برادرش چنين فرمود :
    « همه شما كودكان اجتماع امروز هستيد و اميد مي رود كه بزرگان اجتماع فردا باشيد. دانش بياموزيد و در تحصيل علم كوشش كنيد. هر كدام از شما كه حافظه قوي نداريد و نمي توانيد در مجلس درس مطالب معلم را در ذهن ضبط كنيد آنها را بنويسيد و نوشته ها را در منزل نگاهداري نمائيد تا در موقع لزوم به يادداشت ها و نوشته هايتان مراجعه كنيد. »
    درباره محتواي اين مواجهه و عمل نيكوي حضرت امام حسن مجتبي (ع ) نكات ذيل بايد مورد توجه و نظر و دقيق قرار گيرد :
    1 ـ امام (ع ) به صورت ناگهاني كودكان و نوجوانان را فرامي خواند و به حضور خويش دعوت مي نمايد.
    اين نوع فراخواني آن هم به صورت دعوت از جمعي تشكيل شده از فرزندان خود و فرزندان برادرخويش دليل و نشان از آن دارد كه موضوع و سخني كه مي خواهد مطرح شود حائز اهميت خاص مي باشد كه موجب گرديده است امام (ع ) اين فراخوان و دعوت را به عمل آورد.
    موضوع اصلي اين فراخوان علم آموزي است و اين كه يكباره و به صورت دعوت و گردآوردن كودكان و نوجوانان انجام گرفته است شدت توجه امام (ع ) به جايگاه و نقش محوري و ارزشمند علم آموزي و دانش اندوزي را نمايان مي سازد.
    وقتي امام (ع ) پس از حاضر شدن فرزندان اولين سخني كه با آنها درميان مي گذارد اين است كه « علم و دانش بياموزيد و در تحصيل علم كوشش كنيد » آيا به صراحت و روشني نقش ارزنده علم آموزي و دانش ورزي را آشكار نمي نمايد
    2 ـ دومين موضوعي كه حضرت امام حسن مجتبي (ع ) مطرح مي نمايند اين است كه آموخته هاي علمي بايد ضبط و نگهداري شود و چنانچه كسي قادر نيست اين مطالب را در مخزن ذهن خويش به محافظت درآورد بايد در جلسات درس معلم و استاد به يادداشت برداري بپردازد و از آنها محافظ كند تا در موقع لزوم قادر به بهره برداري از يافته هاي علمي خويش باشد.
    تاكيد و توصيه حضرت امام حسن مجتبي (ع ) به ثبت و ضبط و نگهداري آموخته هاي علمي نشان از نگرش خاص اين پيشواي الهي به يك اصل قطعي براي بهره وري هاي مفيد از يافته هاي مختلف علمي دارد.
    اگر ثبت و نگهداري علوم و دانش ها به نحو مطلوب و جامع انجام گيرد نسل هاي بشر در ادوار و اعصار آينده به خوبي مي توانند از اين ذخاير ارزشمند بهره برداري نمايند حال آن كه در نقطه مقابل چنانچه اين وظيفه مهم به نحو شايسته به مرحله عمل درنيايد آيندگان از آثار بزرگ علمي گذشتگان محروم خواهند شد و اين خود زيان و خسراني است كه قابل جبران نمي باشد.
    آيا نمي خوانيم و نمي يابيم اين واقعيت تلخ را در اوراق كه قصور و كوتاهي و غفلت هاي برخي از افراد و گروه ها از مراتب خاصي از پيشرفت هاي فكري و علمي و فرهنگي مسلمين جلوگيري نموده و باعث شد تا آثار علمي و ارزشمند انديشمندان بزرگ اسلامي مورد دستبرد و نابودي قرار گيرند و طعمه شراره هاي آتش جهل و كينه و عناد دشمنان واقع شوند و نسل هاي آينده در حسرت بهره وري از آنها باقي بمانند !
    3 ـ سومين موضوعي كه موردنظر و توجه حضرت امام حسن مجتبي (ع ) قرار مي گيرد اين است كه خطاب به حاضران در مجلس مي فرمايد : « شما كودكان اجتماع امروز هستيد و اميد مي رود كه بزرگان اجتماع فردا باشيد. »
    راستي چگونه « كودكان امروز » « بزرگان فردا » مي شوند
    اين « بزرگي » چيست كه بايد آن را يافت و به آن رسيد
    در نگاه ژرف حضرت امام حسن مجتبي (ع ) اين بزرگي و شرافت « علم و دانش » است كه داراي جايگاه رفيع و منزلت خاص مي باشد.
    همچنين از ديدگاه امام (ع ) « كودكان » هر جامعه و كشور با طي مراحل و مراتب مختلف علم آموزي و دانش اندوزي در رشته ها و تخصص هاي گوناگون شرافت مي يابند و زمينه ساز رشد و بالندگي و پيشرفت جامعه و سرزمين خويش مي شوند و به دليل خدمات مفيد و آثار ارزشمندي كه توليد مي كنند مورد اكرام توده هاي مردم قرار مي گيرند و ارجمند و معتبر مي شوند.
    اين واقعيت تلخ را در اوراق تاريخ مي يابيم كه قصور و كوتاهي و غفلت هاي برخي از افراد و گروه ها از مراتب خاصي از پيشرفت هاي فكري و علمي و فرهنگي مسلمين جلوگيري نمود و باعث شد تا آثار علمي و ارزشمند انديشمندان بزرگ اسلامي مورد دستبرد و نابودي قرار گيرند و طعمه شراره هاي آتش جهل و كينه و عناد دشمنان واقع شوند و نسل هاي آينده در حسرت بهره وري از آنها باقي بمانند