روزنامه جمهوري اسلامي 15/02/1386 صفحه سياسي
*****
آوارگان فلسطيني محور منازعه آينده




  • اشاره :
    آوارگان در تاريخ سياسي فلسطين از اهميت بسيار بالايي برخوردار بوده اند. به طوري كه همواره در مذاكرات سياسي يكي از عوامل چالش زا براي تداوم گفتگوها تلقي مي شود. همچنين براي حل اين مساله راه حلهاي مختلفي پيشنهاد مي شود كه بعضي از آنها معقول و منصفانه و بعضي نيز صرفا يك مصلحت انديشي سياسي تلقي مي شود.
    از جمله راه حلهايي كه براي اين منظور پيشنهاد مي گرديد بازگشت پناهندگان به سرزمين و موطن اصلي خود تشكيل دولت فلسطيني به عنوان مكاني كه بتواند به اين گروه سامان داده و تابعيت فلسطيني اعطا كند. پرداخت غرامت به پناهندگان در مقابل صرف نظر كردن از بازگشت و در نهايت تجديد اسكان پناهجويان در خارج . ليكن باعنايت به اينكه اين پناهندگان در كشورهايي كه هم اكنون زندگي مي كنند مورد پذيرش نيستند لذا اسكان آنها در آن كشورها عملي نيست و اين مساله در خصوص پرداخت غرامت نيز صدق مي كند.
    مطلب پيش روي بر آن است تا مساله آوارگان فلسطيني را در سه بخش پراكندگي آوارگان تاريخچه آوارگي و نقش آوارگان در شكل گيري انتفاضه ها مورد تجزيه و تحليل قرار دهد.
    ث تاريخچه آوارگي
    از اواخر قرن نوزدهم كه صهيونيسم شكل گرفت موج مهاجرت يهوديان به فلسطين آغاز و با صدور اعلاميه بالفور در سال 1917 (1296 ) اين روند تسريع گرديد و در دوران قيموميت انگليس بر فلسطين يعني از 1922 تا 1948 (1301 تا 1327 ) سياست هاي بين المللي همسو با صهيونيسم بين الملل و فعاليت گروه هاي تروريستي هاگانا پالماخ و اشترن در تثبيت اين مهم موثر بودند.
    همچنين كشتار ديرياسين كه در آوريل 1948 (فروردين 1327 ) روي داد . زمينه هاي فرار بيشتر فلسطيني ها را فراهم كرد. از جمله اقدامات گروههاي ترور بود كه هدف از D براي پاكسازي فلسطيني ها اجراي طرحي موسوم به طرح اجراي آن تخريب روستاهاي اعراب اخراج اعراب و اسكان يهوديان به جاي آنها بود . به نحوي كه در سال 1948 (1327 ) مجموعه اين اقدامات فرار چند صد هزار فلسطيني راموجب شد.
    بطور قطع بسياري از ترس جان فرار كردند بويژه بعد از قتل عام 254 روستايي عرب در « ديرياسين » توسط سازمان ايرگون مداركي وجود دارد كه اسراييل با پخش شايعات چنين عكس العملهايي را هم تشويق مي كرد. آنچه مسلم است فلسطيني ها در سال 49 ـ1948 (28 ـ1327 ) بر اثر زور وفشار اسراييل مجبور به فرار و ترك خانه ها و كاشانه خود شدند آنها بر اين اعتقاد بودند كه خروج آنها موقتي و گذرا است و هرگز باور نداشتند كه اين آوارگي بيش از نيم قرن به طول خواهد انجاميد.
    ث پراكندگي آوارگان
    امروزه بيش از شش ميليون آواره فلسطيني در سراسر جهان وجود دارند كه بيشتر آنها در مناطق اشغالي و كشورهاي همجوار در اردوگاههاي آنروا (موسسه سازمان ملل براي رسيدگي به اوضاع آوارگان ) به زندگي مشقت بار خود ادامه مي دهند. به همين جهت لازم است تا توضيحات مختصري در باره اوضاع و احوال آوارگاني كه در كرانه باختري نوار غزه اردن سوريه و لبنان زندگي مي كنند ارائه شود تا با وضعيت اين آوارگان بيشتر آشنا شويم .
    1 ) كرانه باختري
    در سال 1949 (1328 ) تعداد جمعيت فلسطيني ها در كرانه باختري به 817 هزار نفر بالغ مي شد از اين تعداد 323 هزار نفر از پناهندگاني بودند كه توسط اسراييل از سرزمين خود بيرون رانده شدند. برغم اينكه ميانگين رشد جمعيت بين پناهندگان فلسطيني در كرانه باختري بسيار بالا بوده است اما تعداد آنها بر اساس آماري كه آنروا در سال 1970 (1359 ) منتشر كرد تنها 273 هزار نفر بود ذكر اين نكته ضروري است كه كرانه باختري در خلال سالهاي 1948 تا 1968 (1327 تا1347 ) تحت حاكميت اردن بود .
    آنروا تاژوئن 1967 (خرداد1346 ) عمليات سرشماري خود از 19 اردوگاه آوارگان ساكن در كرانه باختري را به عنوان بخشي لاينفك از ميدان عملياتي خود در اردن به حساب آورده است . تعداد پناهندگان فلسطيني در كرانه باختري از سال 1967 (1346 ) به بعد سير صعودي را طي كرده است بطوريكه تعداد آنها در سال 2000 به 583 هزار نفر رسيد كه اين رقم در حدود 40 در صد كل جمعيت كرانه باختري مي باشد و طبق آمار آنروا در 2003 (1382 ) اين تعداد در كرانه باختري به 654 971 نفر رسيد .
    2 ) نوار غزه
    در سال 1948 (1327 ) حدود 200 هزار آواره فلسطيني در نوار غزه وجود داشت و در سال 2000 تعداد آوارگان نوار غزه به 824 622 نفر رسيد . كه در اردوگاههاي ديرالبلا المغازي نصيرات بريج شاطي (ساحل ) جباليه رفح خان يونس و تعدادي خارج از اردوگاهها زندگي مي كنند. همچنين بر اساس برآورد آنروا در ژوئن 2003 (خرداد 1382 ) تعداد اين آواره ها در نوار غزه بالغ بر 907 211 نفر گرديد .
    اين گروه نيز در شرايط بسيار سخت از جمله محدوديت مسكن جمعيت زياد محيط زندگي غيربهداشتي زندگي مي كنند و روز به روز بر مشكلات روزافزون آنها افزوده مي شود. اردوگاهها از نظر جمعيت به حالت اشباع كامل درآمده است و همين مساله باعث كاهش چشمگير خدمات رفاهي توسط آنروا گرديده است .
    3 ) سوريه
    در سال 1968 (1347 ) حدود 90 هزار آواره فلسطيني وارد سوريه شدند بيشتر اين افراد در پايتخت اين كشور متمركز شده و تعدادي هم به استانهاي مختلف سوريه در شمال جنوب و مركز اين كشور عزيمت نمودند. به دليل رشد جمعيت بين اقشار مختلف آوارگان فلسطيني رقم اين عده در سال 2000 (1379 ) در سوريه به 376000 نفر و در 2003 (1382 ) نيز به 409 662 نفر بالغ گرديد.
    حدود 20 در صد از كل آوارگان فلسطيني موجود در سوريه در ده اردوگاهي كه رسما از سوي آنروا به رسميت شناخته شده زندگي مي كنند. اين ده اردوگاه به ترتيب عبارتند از : خان الشيخ ذوالنون سبينه جرمانا حمص حما درعا الاذقيه نيرب وعندراب در حلب .
    جامعه آوارگان فلسطيني در سوريه را مي توان جامعه اي بسيار جوان دانست زيرا تعداد جمعيت كودكان از بقيه سطوح آن بسيار بيشتر است به نحويكه 43 2 در صد از جمعيت آوارگان در سال 2000 را افراد زير 15 سال تشكيل مي دادند كه دليل آن بالابودن ميزان زاد و ولد در ميان آوارگان است .
    4 ) اردن
    در سال 1948 (1327 ) حدود 500 هزار آواره فلسطيني وارد اردن شدند . به دليل رشد جمعيت آوارگان فلسطيني در سال 2000 اين تعداد به حدود 1 5 ميليون نفر رسيد كه حدود 41 درصد كل پناهندگان به ثبت رسيده در آنروا را تشكيل مي داد . در همان زمان حدود 296 هزار آواره فلسطيني در 13 اردوگاه روزگار مي گذراندند و در ژوئن 2003 (خرداد 1382 ) بر اساس سرشماري آنروا نيز تعداد كل آوارگان به 1 718 768 نفر رسيده است .
    وضعيت آوارگان در اردن به مراتب بهتر از ساير كشورهاي ميزبان مي باشد چرا كه فلسطيني ها در اردن به عنوان تبعه آن كشور از حقوق كامل اجتماعي و سياسي به عنوان اتباع اردن برخوردارند زيرا اغلب فلسطينيان ساكن اردن به تابعيت اين كشور درآمده اند. عليرغم اين آوارگان فلسطيني ساكن اردن نيز همانند ساير آوارگان فلسطيني ساكن كشورهاي ديگر به ويژه در منطقه خاورميانه خواهان بازگشت به موطن خود مي باشند.
    5 ) لبنان
    در سال 1948 (1327 )حدود 120 هزار آواره فلسطيني وارد لبنان شدند . در فاصله زماني 1948 تا 2000 اين تعداد به 376 472 نفر افزايش يافته است ودر سال 2003 (1382 ) مجموعه آواره ها به 391 679 نفر بالغ گرديد . بيشتر فلسطينيان در لبنان از جمله آوارگاني هستند كه از شمال فلسطين به اين مناطق گريخته اند.
    وضعيت آوارگان فلسطيني موجود در لبنان بسيار اسفناك است . چرا كه آنها از زمان حضورشان در اين كشور مورد فشارهاي عديده اي از قبيل : سركوب بي احترامي ظلم وستم قرار گرفته اند
    ث اردوگاه ها محور مبارزات
    موضوع آوارگان فلسطيني نمايي از پاسداري از آرمان و هويت ملي و قيام فلسطيني ها است . از اين اردوگاهها واز ميان ساكنانش در نوار غزه اولين عمليات هاي مسلحانه و مقاومت بر ضد اشغالگران آغاز شد. مقاومت فلسطين طرح اسكان آوارگان در سينا را به شكست كشاند. مجاهدان فلسطيني در سال بعد از آن به رهبري افسر مصري « مصطفي حافظ » قيام خود را آغاز نمود. در سال 1964 ميلادي (1343 ) قيام سازمان آزادي بخش فلسطين و در سال 1965 (1344 ) قيام مسلحانه آغاز شد .
    اردوگاهها و آوارگان شاهدان اصلي آلام ملت فلسطين در طول تاريخ معاصرند. آلامي كه از آن مقاومت قيام و اقدام برخاست . رزمندگان فلسطيني از كوچه هاي تنگ و باريك اردوگاهها بديع ترين استراتژي هاي نظامي فرهنگي اجتماعي فرهنگي و مبارزاتي را آفريدند. اين اردوگاهها نتيجه فاجعه سال 1948 ميلادي هستند كه مشكل آن تاكنون حل نشده باقي مانده است .
    در سالها مبارزه و جهاد عليه رژيم صهيونيستي اردوگاهها مظهر پايداري و ايستادگي و شراره انقلاب و انتفاضه بودند و با خون جوانان فلسطيني درخت فلسطين به بار نشست و ثمر داد.
    نقش اردوگاهها در خارج همانند نقش اردوگاهها در نوار غزه و كرانه باختري است و هر دو سهم بسزايي در مقاومت داشته و دارند.
    اوج اين مبارزه در انتفاضه اول ملت فلسطين در سال 1987 ميلادي (1366 ) و انتفاضه مسجدالاقصي در سال 2000 ميلادي (1379 ) عينيت يافت .
    در هر دو انتفاضه بازگشت به موطن اصلي به عنوان آرزوي فلسطيني مطرح شد.
    در زمان حاضر 6 ميليون آواره فلسطيني در نقاط مختلف جهان زندگي مي كنند كه به سبب درخواست « ايهود اولمرت » نخست وزير اسراييل براي صرف نظر كردن از حق بازگشت اميدي به برگشت به وطن خود ندارند. اين در حالي است كه بر اساس قطعنامه هاي سازمان ملل و شوراي امنيت و توافقنامه چهارم ژنو بايد زمينه قانوني و سياسي لازم براي بازگشت اين عده و حل مشكل آنها فراهم شود. اين در حالي است كه اسراييل سالانه هزاران نفر يهودي را از سراسر جهان به فلسطين اشغالي آورده و بدون هيچ سند قانوني به آنها مسكن و تابعيت مي دهد اما هرگز حق ساكنان اصلي اين سرزمين را قبول نمي كند زيرا مدعي است كه بازگشت فلسطيني ها كيان اسراييل را نابود خواهد ساخت و موجوديت جمعيتي يهوديان ساكن اسراييل را مورد تهديد قرار خواهد داد.
    نكته جالب آنكه رژيم صهيونيستي حضور تشكيلات خودگردان فلسطين را در كنار خود پذيرفته است اما همچنان نسبت به مشكل آوارگان فلسطيني بي توجه بوده و حاضر به حل آن نمي باشد. اما جامعه جهاني با موضوع آوارگان به گونه اي برخورد نمود كه گويي آنها فقط نيازمندكمك براي ادامه بقا هستند و آن مشكل خاورميانه محسوب نمي شود. با اين حال در قطعنامه هاي سازمان ملل بر حق ملت فلسطين براي تعيين سرنوشت تاكيد شده است . در قطعنامه 194 سازمان ملل متحد صادره در سال 1327 چنين آمده است : آوارگاني كه مايلند به سلامت به سرزمين خود بازگردند بايد به آنها اجازه اين امر در نزديك ترين زمان ممكن اعطا شود. همچنين به آنهايي كه نمي خواهند بازگردند بايد غرامت املاك پرداخت شود.
    در قطعنامه همچنين بر تشكيل كميته وفاق فلسطين كه ماموريت آن فراهم نمودن زمينه بازگشت آوارگان فلسطيني و ايجاد نظام حاكميت بين المللي بر قدس تاكيد شده است اما اين كميته به سبب مخالفت ها و كارشكني هاي رژيم اشغالگر قدس در زمينه بازگرداندن فلسطيني ها شكست خورد. اين كميته سه مورد را از رژيم صهيونيستي درخواست نمود كه عبارتند از : موافقت با قطعنامه 181 درباره تقسيم قبول حق بازگشت آوارگان فلسطيني (194 ) و قراردادن قدس و مناطق اطراف آن به عنوان منطقه بين المللي .
    اسراييل در ابتدا با اجراي دو قطعنامه 181 و 194 موافقت و پروتوكل لوزان در زمينه بازگشت آوارگان و احترام به حقوق آنها و حفاظت از مايملك و اراضي شان را امضا كرد اما پس از مدتي با صدور مجوز بازگشت فلسطيني ها و اجراي قطعنامه 194 مخالفت ورزيد . بدين سبب شوراي امنيت مجبور شد با صدور قطعنامه اي در 1951 ميلادي (1330 ) از اسراييل بخواهد آوارگان طرد شده از مناطقي را كه بر اساس طرح تقسيم مسئوليت اداره آنها به يك كشور عربي واگذار مي شود باز گرداند. اما اسراييل طبق معمول اهميتي به خواست جامعه جهاني نداد . پس از جنگ سال 1967 ميلادي (1346 ) شوراي امنيت قطعنامه 237 را صادر و در آن از دولت اسراييل خواست آوارگاني را كه از مناطق جنگي رفته اند بازگرداند اما سرنوشت اين قطعنامه بهتر از ساير قطعنامه هاي مشابه نبود . بدين سبب شوراي امنيت در خلال سالهاي 1967 و 1973 ميلادي (1346 و1352 ) دو قطعنامه 242 و 338 را براي حل عادلانه مشكل آوارگان تصويب نمود.
    در سال 1975 ميلادي (1354 ) كميته اي به منظور تلاش براي فراهم نمودن زمينه بازگشت آوارگان فلسطيني زير نظر سازمان ملل متحد تشكيل شد اما نتوانست كار مثبتي در اين زمينه انجام دهد.
    پس از امضاي توافقنامه اسلو(غزه ـ اريحا) موضوع حق بازگشت آوارگان به حاشيه رانده شد و مذاكرات مرحله نهايي كه قرار بود از 1999 ميلادي (1378 ) آغاز شود به تاخير افتاد. اين حق آنگونه كه برخي به تصوير مي كشند موضوعي اقتصادي براي ملت فلسطين نيست بلكه متعلق به حقشان در سرزمين هويت ملي كشور و يكپارچگي اجتماعي آنها مي باشد. مشكل آوارگان فلسطيني آن است كه از يك ملت به مردماني آواره تبديل شده اند اصطلاحي كه فقر عدم احساس امنيت و نقض مدني اجتماعي و سياسي رابراي آنها به دنبال دارد.
    بايد در نظر داشت كه سخن از عقب نشيني اسراييل از نوار غزه يا بخش هاي وسيعي از كرانه باختري در ازاي عدول از حق بازگشت قدس در برابر آوارگان پرداخت غرامت يا اسكان نمي تواند جايگزيني براي حق بازگشت باشد زيرا اين راهكارها از سوي اسراييل مطرح شده تا بتواند از طريق آن حق بازگشت را اجرا نكند حقي كه نه فقط خواست ملت فلسطين بلكه خواست كشورهاي عربي و غيرعربي است بدين سبب روند صلح بدون اين حق هرگز موفق نخواهد بود و تنها محور اصلي تحقق صلح در منطقه بازگشت ملت فلسطين به وطنش است .
    نبايد ترديد كرد كه سازش ميان فلسطيني ها و اسراييل بدون حل مشكل آوارگان باعث ثبات در منطقه نخواهد شد زيرا بنا بر آخرين آمارها 90 8 در صد از آوارگان فلسطيني در كرانه باختري و نوار غزه با صرف نظر كردن از حق بازگشت در مقابل تشكيل كشور فلسطين مخالفند. موضوع آوارگان فلسطيني و حق بازگشت آنها به وطن يكي از مهمترين مسائل ملت فلسطين است كه هرگز نمي تواند از آن عدول نمايد و به رغم بي توجهي دولت هايي كه يكي پس از ديگري در تل آويو روي كار مي آيند جوهر آرمان فلسطين و محور اصلي صلح خاورميانه است چه اينكه بدون بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمين آبا و اجدادي شان مشكل فلسطين حل نخواهد شد و به شكل بمبي ساعتي باقي خواهند ماند كه هر لحظه ممكن است در برابر اسراييل و جهان منفجر شود. بدين سبب مي توان گفت آوارگان فلسطيني به عنوان محور جنگ آينده خواهند ماند.
    امروزه بيش از شش ميليون آواره فلسطيني در سراسر جهان وجود دارند كه بيشتر آنها در مناطق اشغالي و كشورهاي همجوار در اردوگاههاي آنروا (موسسه سازمان ملل براي رسيدگي به اوضاع آوارگان ) به زندگي مشقت بار خود ادامه مي دهند
    در سالها مبارزه و جهاد عليه رژيم صهيونيستي اردوگاهها مظهر پايداري و ايستادگي و شراره انقلاب و انتفاضه بودند و با خون جوانان فلسطيني درخت فلسطين به بار نشست و ثمر داد
    در سال 1975 ميلادي (1354 ) كميته اي به منظور تلاش براي فراهم نمودن زمينه بازگشت آوارگان فلسطيني زير نظر سازمان ملل متحد تشكيل شد اما نتوانست كار مثبتي در اين زمينه انجام دهد
    مشكل آوارگان فلسطيني آن است كه از يك ملت به مردماني آواره تبديل شده اند اصطلاحي كه فقر عدم احساس امنيت و نقض مدني اجتماعي و سياسي رابراي آنها به دنبال دارد
    جوهر آرمان فلسطين و محور اصلي صلح خاورميانه است چه اينكه بدون بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمين آبا و اجدادي شان مشكل فلسطين حل نخواهد شد و به شكل بمبي ساعتي باقي خواهند ماند