روزنامه جمهوري اسلامي 11/02/1386 صفحه سياسي
*****
خليج فارس در آينه تاريخ




  • قسمت اول
    در طول تاريخ خليج فارس نه تنها بخشي از خاك ايران محسوب مي شده و حاكميت آن در دست ايراني ها بوده است بلكه به اذعان تمام منابع تاريخي موجود اين پهنه آبي با عناويني نظير خليج فارس خليج عجم درياي فارس و يا بحر فارس شناخته شده است .
    نام خليج فارس از جمله نام هاي تاريخي است كه از گذشته بسيار دور تاكنون در اسناد قراردادها و مكاتبات مورد استفاده همه اقوام و ملت دور و نزديك آن از فارس و عرب ترك و هندي تا اروپاييان قرار داشته است . از اين رو خليج فارس به عنوان مهمترين گذرگاه نفتي جهان با موقعيت تمدني ايران پيوندي تنگاتنگ داشته و دارد.
    با اين حال در دهه هاي گذشته برخي از همسايگان در اقدامي كه با روح همزيستي مسالمت آميز ملل و فرهنگ هاي منطقه ناسازگار بوده است به جاي استفاده از نام معتبر « خليج فارس » نام خليج عربي يا خليج را به كار گرفته اند و اخيرا نيز علاوه بر كشورهاي عربي پاره اي از سازمان ها ارگان ها خبرگزاري ها يا مجلات و رسانه هاي بين المللي به اين نامگذاري مجعول روي آورده اند.
    با توجه به اينكه كوشش هاي ملي گرايان افراطي عرب براي تغيير نام « خليج فارس » به « خليج عربي » در سطح بين المللي از هيچ گونه پايه و اساس علمي برخوردار نيست كوشش آنها تنها وحدت واقعي جهان اسلام را به مخاطره مي اندازد. بعضي كشورهاي عربي كه در تقابل با ايران به سر مي برند در قبال نام خليج فارس به دنبال منافع خود هستند و در اين بين وحدت جهان اسلام را ناديده مي گيرند. اين عمل در شرايطي صورت مي پذيرد كه نيروهاي فرامنطقه اي حضور روز افزون خود را با استفاده از همين گونه تنش ها و اختلافات تثبيت مي كنند.
    در اين نوشتار ضمن تشريح موقعيت استراتژيكي خليج فارس به بررسي تبارشناسانه نام خليج فارس و چگونگي شكل گيري ادعاهاي واهي اعراب در استفاده از نام جعلي خليج يا خليج عربي خواهيم پرداخت .
    جغرافياي طبيعي و راهبردي خليج فارس
    خليج فارس شيار هلالي شكلي است كه بيش از يك چهارم ذخاير فسيلي جهان را در خودجاي داده و از طريق درياي عمان به اقيانوس هند و آب آزاد راه مي يابد . اين خليج طولي نزديك به 900 كيلومتر و پهنايي نزديك به 240 كيلومتر دارد و در كشاله و چين خوردگي هاي پست و فرو افتاده جنوب زاگرس پديد آمده است . خليج فارس به عنوان شعبه اي بزرگ از اقيانوس هند كه بر سر راه كليه خطوط دريائي در مشرق عدن واقع شده است مانند دالاني است كه بين 24 دقيقه 30 درجه عرض شمالي و 48 دقيقه 50 درجه طول شرقي واقع شده است . حدود آن از شمال و شمال خاوري به سواحل ايران از شرق به درياي عمان از جنوب و غرب به شبه جزيره عربستان محدود است . رودخانه دجله و فرات و كارون و كرخه كه از جبال ارمنستان و تركيه سرچشمه گرفته اند به انضمام رودخانه هاي جراح هنديان و رودهاي كوچك ديگر به اين دريا مي ريزند. آبهاي خليج فارس كم عمق و زير بستر آن داراي منابع نفت و گاز (هيدروكربن ) فراوان است . اين عمق در دهانه خليج 70 تا 90 متر است و هر قدر به طرف بالاي خليج مي رود كمتر مي شود و به مسافت 90 كيلومتري تا دهانه شط به 30 متر مي رسد . عمق خليج فارس در بيشتر موارد از 50 متر تجاوز نمي كند و حداكثر عمق آن به حدود صد متر مي رسد. اين امر به سادگي امكان حفاري و استخراج منابع آن را فراهم مي سازد. در صيدگاه هاي مرواريد عمق خليج فارس كمتر از 36 متر است . مساحت خليج فارس 97 هزار مايل مربع است و طول آن از سواحل عمان تا راس دريا در حدود 50 مايل و عرض آن در مناطق گوناگون ميان 29 تا 180 مايل است .
    حاشيه خليج فارس شامل كشورهاي ايران عراق كويت بحرين عربستان قطر امارات و عمان مي شود و در اين بين بيشترين ساحل خليج فارس كه قابليت كشتيراني نيز دارد تحت حاكميت ايران مي باشد.
    خليج فارس به مثابه يك راه آبي و دريايي از آغاز تاريخ موقعيت برجسته سياسي داشته است و به نوعي خاستگاه تمدن هاي بزرگ خاور باستان با پيشينه اي چند هزار ساله است . از قرن ها پيش عيلامي ها از بندر بوشهر و جزيره خارك براي سكنا و كشتيراني و حكمفرمايي بر سواحل خليج فارس و بازرگاني با هند غربي و دره نيل استفاده مي كردند.
    اكثر مورخان يوناني از جمله هرودوت معتقدند كه بابلي ها وسائل مورد نياز خود را كه از عربستان و هندوستان تهيه مي كردند از طريق خليج فارس حمل مي نمودند. به لحاظ موقعيت سوق الجيشي نيز بابل در حوالي خليج فارس در كنار دجله و فرات قرار گرفته بود و سه درياي فارس هند و اسود را به هم مرتبط مي ساخت . همچنين هرودوت و استرابون تاكيد مي كنند كه در اين نواحي مراكز مهم تجارتي وجود داشته است .
    هم اكنون نيز خليج فارس مهم ترين آبراه بين المللي جهان است كه بيش از 50 درصد انرژي جهان در آن نهفته است . خليج فارس و كشورهاي ريز و درشت پيرامون آن (ايران عراق كويت عربستان سعودي بحرين قطر امارات متحده عربي و عمان ) نزديك به 10 درصد ازگستره 44 ميليون كيلومتر مربع قاره آسيا را در بر مي گيرند.
    خليج فارس در مقام محل و معبر مبادله كالا و تجارت ميان شرق و غرب ; نه تنها از زمان هاي دور صحنه رقابت و كشمكش هاي ملل ذينفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است بلكه هميشه و بيش از هر درياي ديگري مورد توجه علماي معرفه الارض و باستان شناسان و مورخان و جغرافيا نويسان قرار داشته است .
    پيشينه تاريخي
    بنابر مدارك متقن خليج فارس از هزاران سال پيش نه توسط ايرانيان بلكه توسط ملت هايي كه با ايرانيان مراوده داشته اند از جمله يونانيان و روميان با عنوان « درياي پارسي » ناميده شده است . عرب ها نيز قرن ها آن را « خليج فارس » يا « بحر فارس » ناميده اند. خليج فارس با همين نام طي هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامي كشورها و اقوام مختلف از جمله اعراب از اين نام استفاده كرده اند.
    تمام متون قديمي جغرافي جهان از نقشه هاي هكاتايوس و بطلميوس تا آثار جغرافيدانان و جهانگردان مسيحي و مسلمانان شعبه اي بزرگ از اقيانوس هند را كه از جنوب ايران به موازات بحر احمر تا قلب دنياي قديم پيش رفته است خليج فارس يا درياي فارس ناميده اند.
    از سده هاي هفتم و هشتم پيش ميلاد تمام عالمان از جمله آناكسي ماندر هكاتوس هرودوت اراتوستن هيپارك پومپوني مله كراتس مالوس استرابون بطلميوس مايكروپيوس ايزيدورسويلي محمد بن موسي الخوارزمي ابوزيد بلخي ابن سرابيون ابن رسته ابن فقيه قدامه ابن فضلان ابن خردادبه مسعودي استخري ابن حوقل مقدسي ناصرخسرو ادريسي جيحاني فرازي بيروني ابن جبير ياقوت قزويني مستوفي ابن بطوطه حافظ شرف الدين علي يزدي ابوالغازي و ... درياي جنوبي ايران را تحت اسامي و عناويني نظير خليج فارس خليج پارس درياي فارس بحرالفارس بحر فارس سينوس پرسيكوس ماره پرسيكوس گلف پرسيك پرژن گلف (گالف ) پرزشير گلف پرسيس ياپرسيكوس ناميده اند.
    بررسي و بازنمود اوضاع و احوال اجتماعي سياسي و اقتصادي خليج فارس و جزاير آن پس از اسلام تا برهه تجاوز پرتغالي ها و تشريح وضعيت آن از عصر صفويه تا امروز مبحثي عظيم مي طلبد كه از حوصله اين نوشتار خارج است . در ادامه به بررسي سنديت نام خليج فارس از ميان منابع تاريخي جغرافيايي ايراني يوناني اسلامي غربي و اسناد حقوقي خواهيم پرداخت .
    1 ـ منابع ايراني :
    خليج فارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم پيش از ميلاد مورد استفاده تجاري و نظامي ملل دنياي قديم قرار گرفته است . در سنگ نبشته داريوش هخامنشي در مصر متعلق به سال 518 تا 505 پيش از ميلاد كه هنگام حفر كانال سوئز به دست آمده است در عبارت « درايه تپه هچا پارسا آيي تي هني » به معناي دريايي كه از پارس مي رود يا سر مي گيرد نام درياي پارس آمده است .
    ايرانيان در روزگار هخامنشي اين دريا را « پارسا درايا » يا درياي پارس خواندند. در كتيبه هايي كه از داريوش در تنگه هرمز نيز يافت شده عبارتي پيرامون دريايي كه از « پارس رود » سرچشمه مي گرفته است به چشم مي خورد.
    در كتاب حدود العالم به عنوان قديمي ترين كتاب جغرافيا به زبان فارسي كه حدود هزار سال قبل تاليف شده است آمده است : « خليج پارس از حد پارس برگيرد با پهناي اندك تا به حدود سند. مي توان گفت از هنگامي كه بشر تاريخ نويسي را آغاز كرد درياي جدا كننده فلات ايران از شبه جزيره عربستان را « درياي فارس » يا « خليج فارس » ناميده است و در هيچ يك از اين ادوار تاريخي نام ديگري به آن نهاده نشده است .
    منابع يوناني
    طبق نوشته مورخان و جغرافي نگاران يوناني كه پيش از ميلاد مسيح زيسته اند چون هرودت (484 ـ 425 ق . م ) كتزياس (445 ـ 380 ق . م ) گزنفون (430 ـ 352 ق . م ) استرابن (63 ق . م ـ 24 م ) يونانيان نخستين ملتي هستند كه به اين دريا نام پرس و به سرزمين ايران پارسه پرساي پرس پوليس يعني شهر يا مملكت پارسيان داده اند.
    نئارخوس سردار مقدوني نيز موجب اشتهار درياي مكران و پارس شده است . وي در سال 326 ق . م به دستور اسكندر مقدوني از رود سند گذشت و درياي مكران و خليج فارس را با كشتي طي كرد و تا دهانه آن پيش رفت .
    « هكاتيوس هلطي » از علماي قديم يونان و ملقب به پدر جغرافيا در سال 475 قبل از ميلاد از نام درياي پارس استفاده كرده است . در نقشه باستاني از قول هرودوت و گزنفون به اين دريا درياي پارس 10 اطلاق شده است .
    كلوديوس پتوله مااوس (بطلميوس ) جغرافي نگار نقشه نگار و رياضي دان مشهور قرن دوم ميلادي در كتاب جغرافياي عالم كه به زبان لاتين نگاشته شده و هم چنين در نقشه اي كه كشيده از خليج فارس با نام پرسيكوس سينوس ياد كرده است .
    « كوين توس كوروسيوس روفوس » مورخ رومي كه در قرن اول ميلادي زيسته اين دريا را درياي پارس يا آبگير فارس خوانده است .
    همچنين در كتاب هاي جغرافيايي لاتين آب هاي جنوب ايران (درياي مكران و خليج فارس ) را ماره پرسيكوم يعني درياي پارس نوشته اند.
    بنابراين مورخان و جغرافي نگاران يوناني پيش از ميلاد در شرح وقايع تا سده 7 ق . م يعني سقوط حكومت عيلام و تشكيل حكومت ماد و روي كار آمدن هخامنشيان درياي مكران و خليج فارس را درياي پارس مي خواندند.
    2 ـ منابع اسلامي
    پس از فتح ايران توسط اعراب در سده هفتم پس از ميلاد تلاشي براي تغيير نام « درياي پارسي » صورت نگرفت . اعراب مسلمان عموما اين خليج را « بحرالفارسي » (درياي پارسي ) مي ناميدند و اين نام از سوي امپراتوري هاي ايراني ترك و عربي هم كه در 1200 سال بعد منطقه را تحت سلطه خود داشتند مورد احترام قرار گرفت
    محققان اسلامي نظير استخري مسعودي بيروني ابن حقول مقدسي مستوفي ناصرخسرو الطاهرين مطهر المقدسي (بشاري ) ابوالقاسم بن محمدبن حوقل و ... كه مطالعه در اطراف اين درياي ايراني را تا قرن 15 ادامه دادند در اثار و نوشته هاي خود از آب هاي جنوب ايران به نام هاي بحر فارس البحر الفارسي بحر مكران الخليج الفارسي و خليج فارس ياد كرده اند. حتي از اين جغرافي دانان نقشه هايي موجود مي باشد كه اقيانوس هند را البحر الفارسي نام گذارده اند.
    جغرافي دانان عرب و اسلامي اين نام را از دو تمدن باستاني گرفتند و همزمان مورد استفاده قرار دادند. بدين ترتيب كه « پارسا دراياي » ايراني را « بحر فارس » و « سينوس پرسيكوس » يوناني را « خليج فارس » ناميدند و حتي منظور از دو دريا در سوره الرحمن قرآن مجيد را نيز همان درياي فارس و درياي متوسط مي دانستند.
    ابوعلي احمد بن عمر معروف به ابن رسته در كتاب الاعلاق النفسيه كه در سال 290 هجري به رشته تاليف درآورده تصريح مي كند : « فاما البحر الهندي يخرج منه خليج الي ناحيه فارس يسمي الخليج الفارسي » . « اما از درياي هند خليجي بيرون مي آيد به سمت سرزمين فارس كه آن را « خليج فارس » مي نامند.
    به گفته جرجي زيدان تاريخ دان عرب « بحر فارس » محدود به آب هايي شود كه دنياي عرب را دور مي زند. جرجي زيدان مي گويد : « بحرفارس ويراد به عندهم كل البحور المحيطيه ببلاد العرب من مصب ما دجله في العراق الي ايله فيدخل فيه مانعبر عنه اليوم بخليج فارس و بحرالعرب و خليج عدن و البحر الاحمر و خليج العقبه ... » . « درياي فارس نزد آنان مقدم بر همه درياهايي كه سرزمين هاي عرب از مصب آب دجله گرفته تا ايله را احاطه مي كند به عنوان درياي فارس تعبير مي شده و از آن جمله است آنچه را كه ما امروز از آن به « خليج فارس » و درياي عرب و خليج عدن و درياي سرخ و خليج عقبه تعبير مي شده و از آن جمله است آنچه را كه ما امروز از آن به « خليج فارس » و درياي عرب و خليج عدن و درياي سرخ و خليج عقبه تعبير مي كنيم » .
    محمد عبدالكريم صبحي نيز در كتاب « علم الخرائط » در نقشه هايي كه با ترجمه عربي نقل كرده است درياي جنوب ايران را « الخليج الفارسي » و « بحر فارس » ناميده است .
    نقشه هاي فراواني كه از اين قرون در دست است علاوه بر تاكيد و تاييد نام خليج فارس دگرگوني ياد شده در تغيير نام بحر فارسي و دگرگوني در دايره شمول اين نامها را ترسيم مي كنند.
    با توجه به اينكه كوشش هاي ملي گرايان افراطي عرب براي تغيير نام « خليج فارس » به « خليج عربي » در سطح بين المللي از هيچ گونه پايه و اساس علمي برخوردار نيست كوشش آنها تنها وحدت واقعي جهان اسلام را به مخاطره مي اندازد. بعضي كشورهاي عربي كه در تقابل با ايران به سر مي برند در قبال نام خليج فارس به دنبال منافع خود هستند و در اين بين وحدت جهان اسلام را ناديده مي گيرند. اين عمل در شرايطي صورت مي پذيرد كه نيروهاي فرامنطقه اي حضور روز افزون خود را با استفاده از همين گونه تنش ها و اختلافات تثبيت مي كنند
    بنابر مدارك متقن خليج فارس از هزاران سال پيش نه توسط ايرانيان بلكه توسط ملت هايي كه با ايرانيان مراوده داشته اند از جمله يونانيان و روميان با عنوان « درياي پارسي » ناميده شده است . عرب ها نيز قرن ها آن را « خليج فارس » يا « بحر فارس » ناميده اند. خليج فارس با همين نام طي هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامي كشورها و اقوام مختلف از جمله اعراب از اين نام استفاده كرده اند
    از هنگامي كه بشر تاريخ نويسي را آغاز كرد درياي جدا كننده فلات ايران از شبه جزيره عربستان را « درياي فارس » يا « خليج فارس » ناميده است و در هيچ يك از اين ادوار تاريخي نام ديگري به آن نهاده نشده است
    ابوعلي احمد بن عمر معروف به ابن رسته در كتاب الاعلاق النفسيه كه در سال 290 هجري به رشته تاليف درآورده تصريح مي كند : « فاما البحر الهندي يخرج منه خليج الي ناحيه فارس يسمي الخليج الفارسي » . « اما از درياي هند خليجي بيرون مي آيد به سمت سرزمين فارس كه آن را « خليج فارس » مي نامند