بسم الله الرحمن الرحيم
تصميم مجلس نمايندگان آمريكا براي خروج نظاميان آمريكائي از عراق
طي يك جدول زماني 5 ماهه كه از 9 مهر 1386 بايد به اجرا درآيد
حكومت بوش را دچار مشكل كرده است . اگرچه اين تصميم در سنا هم
تائيد شده و حكم قانون را پيدا كرده
ولي بوش اعلام داشته كه آنرا « وتو »
خواهد كرد. البته مطابق قوانين آمريكا
رئيس جمهور حق دارد قانون را
« وتو » كند
ولي اين امر نشانگر روياروئي اركان قدرت در آمريكاست . اين
روزها چهره هاي كليدي دموكراتها و جمهوريخواهان با بكارگيري الفاظ تند
و گاهي ركيك عليه يكديگر به جنگ قدرت پرداخته اند و هر يك
ديگري را
متهم به سياسي كاري و حتي فريبكاري مي كند و ادعا اينست كه مصالح ملي
و حتي امنيت ملي آمريكا را در نظر نگرفته و بازيچه قرار داده اند.
« ديك چني » معاون رئيس جمهور آمريكا با مجادله جدي عليه « هري
ريد » رهبر دمكراتها در كنگره
كار را به درگيري لفظي و هتاكي هاي
غيرمرسوم كشانده كه رسانه هاي آمريكائي هم در انعكاس جزئيات آن دچار
مشكل شده اند. « چني » مدعي است كه « ريد » از ناكاميهاي آمريكا در عراق
« استفاده ابزاري » مي كند و با « مخالفت كوركورانه » با استراتژي بوش
سعي
دارد آمريكا را به شكست بكشاند تا بلكه كرسي هاي بيشتري در كنگره به
دست آورد و حزبش در انتخابات رياست جمهوري برنده شود. « ريد » براي
جنگ با وي
زحمت زيادي به خودش نداده و او را « سگ مهاجم بوش »
معرفي كرده كه حداكثر محبوبيتش 9 درصد است و اصلا رقمي نيست كه
ارزش پاسخگوئي و اعتنا داشته باشد.
صرفنظر از اينكه چه كسي درست مي گويد
نكته اينست كه اينها رهبران
امپراطوري آمريكا هستند كه بايستي بكمك يكديگر
اين ابرقدرت جهاني را
هدايت كنند و به بحران عراق خاتمه دهند. سئوال اينست كه اگر آنها در برابر
دوربين ها اينگونه حلقوم يكديگر را مي گيرند
در پشت صحنه چگونه با
يكديگر تعامل دارند البته « هري ريد » حتي عليه بوش كوچك هم جملات
گزنده اي به كار گرفته و مي گويد : اميدوارم رئيس جمهور از كج خلقي و تندي
بيش از حد دست بردارد. اين لايحه به نفع سربازان و كشور آمريكاست . در
واقع بحث بر سر تدوين پيش نويس بودجه 124 ميليارد دلاري براي عراق
است كه دمكراتها مايلند مقدمه اي براي خروج اكثر نظاميان آمريكا در عراق
از 9 مهر 1386 باشد . بوش كوچك هم وارد ماجرا شده و عقب نشيني
آمريكا از عراق را تهديدي براي امنيت آمريكا و باعث تقويت دشمنان
آمريكا مي داند و آنرا بهترين هديه به تروريست هاي فرصت طلب ارزيابي
مي كند. بوش خود را همراه با كساني دانست كه خواستار خروج سربازان
آمريكائي از عراق هستند ولي گفت هرگونه تصميم گيري عجولانه ! نتايج
جنگ را تغيير مي دهد.
كنكاش در معني و مفهوم تصميم اخير كنگره آمريكا و پيامدهاي
احتمالي آن
مي تواند به درك بهتر ما از روند تحولات
چه در عراق و چه در
آمريكا بيانجامد.
1 ـ تهاجم آمريكا به عراق با موافقت هر دو حزب دمكرات و
جمهوريخواه صورت گرفت . تقريبا هيچ مخالفت قابل ذكري در برابر اصل
ضرورت اشغال عراق توسط آمريكا
در كنگره صورت نگرفت . ولي امروزه
پس از گذشت 4 سال از آغاز حمله آمريكا به عراق
اوضاع به كلي دگرگون
شده است . دمكراتها در محاسبات و جمع بندي هاي خود
نكاتي را مدنظر
قرار داده اند كه حتي جمهوريخواهان هم به صحت و درستي آن اعتراف
دارند لكن با در نظر گرفتن ملاحظات حزبي
از كنار آن به سادگي مي گذرند.
مهمترين مورد از اين مقوله
دستكاري از گزارشات و جعل خبر و حتي
دروغ پردازي در متن گزارشات و اظهارات مقامات رسمي دولت بوش براي
توجيه تجاوز به عراق بوده است . « ژنرال كالين پاول » وزير خارجه سابق
آمريكا با حضور در كنگره
اطلاعاتي را منتشر كرد كه توان عملياتي صدام
براي دست زدن به حملات گسترده با استفاده از سلاحهاي كشتار جمعي را
تاييد مي كرد. دروغ بودن همين اطلاعات در زمان وزارت « پاول » محرز شد و
او از كنگره عذرخواهي كرد و اظهار شرمساري نمود. اين پديده نشان داد كه
حتي به وزيرخارجه آمريكا هم دروغ گفته شده است . به عبارت روشن تر
حتي اعضاي گروه عملياتي بوش هم به يكديگر دروغ مي گفته اند. اكنون
كميسيون ويژه اي در كنگره
انگشت اتهام را به سوي « ديك چني » معاون
رئيس جمهور و « كانداليزا رايس » مشاور امنيت ملي سابق و وزير خارجه
امروز بوش
نشانه رفته است . نتايج و دستاوردهاي چنان تحقيقي هرچه
باشد
در اين نكته از هم اكنون ترديدي نيست كه بوش و دستيارانش ديگر
اعتماد عمومي و حتي اعتماد كنگره را هم از دست داده اند.
اين رمز اصلي بي اعتمادي امروز كنگره به كاخ سفيد و دستياران بوش
است كه در شرايط بحراني عراق به هتاكي هاي غيرمتداول و برخوردهاي
سخيف شخصي كشانده شده است .
2 ـ اوضاع عراق اگرچه بحراني است و به مرحله غيرقابل بازگشتي
رسيده است ولي حساسيت اوضاع بخاطر وخامت اوضاع عراق نيست بلكه
بخاطر آنست كه انتخابات رياست جمهوري آمريكا در پيش است و طرفين
منازعه سعي دارند
هر يك بنحوي از اين موقعيت سواستفاده كنند.
دمكراتها با تمركز حساسيت ها برروي اشتباهات بوش و به تصوير كشيدن
آثار و تبعات دروغ پردازيهاي حزب حاكم جمهوريخواه
ضربه هاي حيثيتي
جدي تري را بر پيكر آنها وارد كنند. بررسي واكنش هاي حزب حاكم
نشان
مي دهد كه دمكراتها در بهره برداري تبليغاتي از وخامت اوضاع عراق موفق
بوده اند و توانسته اند ندانم كاري و حتي سونيت و سو مديريت جناح
حاكم جمهوريخواه را به خوبي مجسم كنند. هنر اصلي دمكراتها
مانور
موفق برروي « دروغ گوئي و سندسازي » جمهوريخواهان در ماجراي عراق
است . هيچ خطائي نزد افكار عمومي آمريكا نابخشودني تر از « دروغ و
حقه بازي » نيست .
3 ـ ارزيابي عمومي در جامعه آمريكا اينست كه جمهوريخواهان
شانس
بسيار كمي براي انتخابات رياست جمهوري دارند. اين را بررسي نتايج
انتخابات كنگره هم نشان مي دهد كه دمكراتها توانسته اند از همين فرصت ها
براي در اختيار گرفتن زمام مجلس نمايندگان و سنا
بهره برداري كنند.
نگراني اصلي دمكراتها اينست كه بوش و دستيارانش در همين فرصتهاي
محدود باقي مانده
سعي دارند به بحران عراق و هر مورد مشابه ديگري در
هر كجا دامن بزنند و دردسرهاي بي پاياني را براي دمكراتها و رئيس جمهور
آينده به ميراث بگذارند.
علت اصلي مخالفت جدي كنگره با طرح افزايش تعداد نظاميان
آمريكائي در عراق و اعزام 21
500 نفر ديگر به بغداد را بايستي در همين امر
جستجو كرد. آنها مي گويند بوش درصدد تعميق بحران عراق است وگرنه
درصورتيكه از 135 هزار نفر كاري برنيايد
از دست 21
500 نفر چه
معجزه اي ساخته است
جز گسترش ابعاد بحران
حتي اصرار امروز كنگره براي تعيين جدول زماني و محدود كردن زمان
خروج به 5 ماه نيز با همين انگيزه صورت مي گيرد . « هيلاري كلينتون » كه
بنظر ميرسد نامزد اصلي دمكراتها براي رياست جمهوري باشد
بارها
تصريح كرده كه بايستي بحران عراق در زمان بوش به پايان برسد و در غير
اينصورت « اولويت نخست » وي پس از ورود به كاخ سفيد خواهد بود.
دمكراتها از تخصيص بودجه هاي بيشتر ابائي ندارند ولي مي خواهند مطمئن
باشند كه ميراث خوار ندانم كاريهاي بوش و شيطنت عمدي دستيارانش
نخواهند بود . تا اينجاي قضيه
اشغال عراق حدود 400 ميليارد دلار براي
آمريكا تمام شده و كنگره 124 ميليارد دلار پيشنهادي بوش را هم پذيرفته
است
مشروط بر آنكه از 9 مهر 1386 بمدت 5 ماه اغلب نيروهاي آمريكائي
از عراق خارج شوند . اما چرا مهر 86 بايستي خروج آنها شروع شود با در
نظر گرفتن زمان انتخابات رياست جمهوري آمريكا كه قرار است آبانماه 86
باشد
مهر 86 آخرين فرصتي است كه قبل از شروع انتخابات
تكليف
جدول زماني خروج نظاميان آمريكائي قطعي شود. اين در واقع يك
ضرب الاجل است كه دمكراتها مايلند از آن بعنوان يك اهرم فشار در
تبليغات رياست جمهوري هم استفاده كنند. البته ممكن است با چانه زنيهاي
تخصصي
زمان شروع و مدت خروج نيروها تغيير كند ولي اصرار بر ختم
ماجرا و محدود كردن زمان اجراي آنست .
تيم دستياران بوش سعي كردند از وجود مقامات نظامي ارتش آمريكا
هم بيشترين بهره ممكن را ببرند ولي باز هم چيزي تغيير نكرد. با اصرار
« پنتاگون » و كاخ سفيد
ژنرال « ديويد پترائوس » فرمانده نيروهاي آمريكائي
در عراق
در ميان نمايندگان كنگره حضور پيدا كرد تا بلكه نمايندگان را
متقاعد سازد و از مخالفت با اعزام نيروهاي بيشتر دست بردارند و لايحه را
پس بگيرند و استدلال كاخ سفيد و پنتاگون را بپذيرند ولي حتي اصرار او هم
چيز زيادي را تغيير نداد و پاسخ وي به برخي سئوالات نمايندگان
حتي از
نگراني آنها براي برخي اثرات منفي احتمالي هم كاست !
4 ـ بوش و دستيارانش در تبليغات رسانه اي خود
مخالفان جنگ و حتي
رهبران كنگره را به سواستفاده از ناكاميهاي نسبي آمريكا در عراق متهم
مي كنند و مدعي هستند كه آنها منافع ملي و امنيت آمريكا و حتي جان
نظاميان آمريكائي را بازيچه قرار داده اند و اين جناح جمهوريخواه است كه
با اصرار بر ادامه حضور در عراق به مصلحت عمل مي كند. ملاحظاتي وجود
دارند كه دقيقا عكس اين نكته را ثابت مي كنند و در واقع نوعي عدم صداقت
و فرصت طلبي را براي بوش و دستيارانش
نشان مي دهند. نخستين مورد از
اين دست
استفاده بوش از لفظ « جنگ » درباره معرفي مقطع كنوني بحران
عراق است . بوش در پايان ماه اول اشغال عراق ادعا كرد كه جنگ در عراق
پايان يافته و از اين پس ارتش آمريكا سرگرم « مهار بحران » است . امروز پس
از 4 سال از آن تاريخ
بوش مجددا از واژه « جنگ » استفاده مي كند . اين بدان
معني است كه يا بوش در آن زمان دروغ گفته و يا امروز دروغ مي گويد و يا
مهمتر آنكه اساسا فاقد اطلاعات و مهارت و آگاهي لازم براي جمع بندي از
موضع « فرمانده كل قوا » است كه در هر صورت
فاقد صلاحيت هاي مورد
انتظار است . موضوع مهم ديگر استفاده بوش از واژه « خروج شتابزده »
است . اگر پس از 4 سال اشغال عراق
تنظيم يك جدول زماني و پيش بيني
خروج نظاميان آمريكا
« خروج شتابزده » تلقي شود
منطقا چگونه و در چه
زماني بايستي در اين باره سخن گفت كه شتابزده تلقي نگردد اين همان
نگراني بزرگي است كه ناشي از بي اعتمادي مطلق دمكراتها به دارودسته بوش
است و هر حركت بوش هم بر اين بي اعتمادي ها دامن مي زند. دمكراتها
احساس مي كنند كه بوش مي خواهد انتقام شكست خود را از آنها بگيرد و
اين نگراني عمده اي است كه مرتبا دامن زده مي شود. با در نظر گرفتن
ارتباطات ارگانيك جمهوريخواهان به كارتهاي اسلحه سازي و كمپاني هاي
عظيم جنگ افزارسازي و رفتار 4 ساله بوش و دستيارانش براي تنظيم
قراردادهاي دهها ميليارد دلاري با هر يك از اين « تاجران مرگ »
ديگر ادعاي
بوش براي حفظ منافع ملي و تامين امنيت شهروندان آمريكائي
چندان
مسموع نيست . برخي از دستياران نزديك بوش
از جمله « ديك چني »
مستقيما جزو سهامداران اصلي و گردانندگان كليدي همين صنايع نظامي و
مجموعه هاي وابسته هستند. « اسرار هاليبرتون » در عراق اگر روزي افشا
شود
شايد ديك چني و حتي بوش
به پشت ميله هاي زندان منتقل شوند. در
واقع اصرار جمهوريخواهان براي بودجه هاي بيشتر جنگي در عراق
به
نوعي تضمين تعهدات مالي ـ خدماتي به شركتهاي اسلحه سازي محسوب
مي شود كه دقيقا مغاير ادعاهاي مضحك بوش و دستيارانش محسوب
مي گردد. زورآزمائي امروز در واشنگتن
پديده اي پيچيده و با ابعاد و
انگيزه هاي متفاوتي است كه درك تمامي ابعاد آن
شايد در مقطع كنوني
امكان پذير نباشد. حتي اعتراض و مخالفت امروز دمكراتها هم دليلي براي
اثبات تعهدات آنها براي حفظ جان نظاميان و حفظ منافع ملي و توجه به
امنيت ملي آمريكا نيست . آنها هم براي دستيابي به قدرت مطلق در كاخ سفيد
تلاش مي كنند و در ميدان عمل ثابت كرده اند كه در موضع حاكميت
تفاوت
چنداني با رقباي جمهوريخواه خود ندارند. بلكه در واقع
اين نظام جهنمي
سلطه در آمريكا است كه جنگ و جنايت و كشتار را تجويز مي كند. همين
بحران عظيم عراق
ابتدا با محور مستقيم هر دو جناح آمريكا يعني دمكراتها
و جمهوريخواهان آغاز شد و در واقع آنها هم شركاي جرم بوش كوچك در
اين فجايع ضدانساني در عراق و هر گوشه از جهان محسوب مي شوند.

|