روزنامه جمهوري اسلامي 08/02/1386 صفحه امام
*****
امام خميني : كار جلوه حق تعالي است




  • (به مناسبت روز كارگر)
    علي معصومي (وزوايي )
    امام خميني در اولين پيام خود كه در 1358 2 11 هـ . ش به مناسبت روز جهاني كارگر بيان فرمودند بر اين موضوع تاكيد كردند كه « اختصاص يك روز به كارگران شايد به لحاظ تشريفات و تعظيم باشد و الا هر روز روز كار و كارگري است و عالم از كار وكارگر تشكيل شده است . اينكه ما يك روز را به كارگر اختصاص بدهيم مثل اين است كه يك روز را اختصاص بدهيم به نور يك روز اختصاص بدهيم به خورشيد. هر روز روز نور است و هر روز روز خورشيد است . اگر واقع بيني باشد در تمام عوالم ما قبل طبيعت و عالم طبيعت و عوالم ما بعدالطبيعه كار و كارگر است و تمام موجودات عالم چه موجودات قبل از طبيعت باشد و چه موجودات طبيعي باشد و چه موجودات بعد از طبيعت همه از كارگر پيدا شده است و كار نظير « وجود » است كه در همه شئون عالم دخالت دارد. عالم موجود شده است از فعاليت خدا اجزاي عالم موجود شده است از فعاليت هايي كه بعضي موجودات دارند. هيچ موجودي را شما نمي توانيد سراغ كنيد الا اينكه كارگر و كار در او موجود است و خود كار است كارگران هم كارند و هم از كار پيدا شده اند. خداي تبارك و تعالي مبدا كار است . حق تعالي مبدا كارگري است . كار مثل جلوه حق تعالي مي ماند كه در تمام موجودات سرايت كرده است . همه ذرات وجود كارگرند ... (صحيفه امام جلد 7 ص 171 تا 174 )
    گر چه ديدگاه جامع عميق و جالب امام خميني درباره كار و كارگر از همين بياناتي كه نقل شد روشن است ولي وي همواره به مناسبت هاي مختلف پيرامون ابعاد گوناگون كار و كارگري مطالبي بيان مي فرمود كه حكايت از اهميت اين موضوع در ذهنشان مي نمود.
    امام خميني نشاط و شادابي انسان و جامعه را برخاسته كار مي دانستند و معتقد بودند كه اگر درجامعه اي روح كارو كارگري زنده باشد قطعا يكي از مهم ترين عوامل شادابي و نشاط جامعه نيز به طور طبيعي پديد مي آيد و انسان ها هم در زندگي شخصي و هم در زندگي اجتماعي شاداب و با نشاط خواهند بود. از سوي ديگر امام خميني اعتقاد داشتند كه يكي از مهمترين علل خمودگي هرزگي و فساد جامعه نيز فرو افتادن افراد جامعه در آفت گريز از كار ضعف روح كارگري و عدم تامين كار براي عموم جويندگان كار و... مي باشد. از نظر امام خميني كار و داشتن روحيه كارگري ضامن سلامت جسم نيز مي باشد. و تندرستي به طور حيرت انگيزي با كار تناسب دارد. سخنان امام خميني پيرامون مواردي كه ذكر شد چنين است :
    من يك جهت نازل كارگري را ابتدائا عرضه مي كنم و آن اين است كه شما توجه كنيد به گروه كارگران اعم از شما كارگراني كه در كارخانه ها و در صنعتها هستيد و زحمت مي كشيد و آن گروههايي كه در مزارع زحمت مي كشند و بالاخره گروه فعال زحمتكش كه امروز روز شماست و البته روز همه است . شما يك توجهي به اين مطلب بكنيد كه اين گروههاي كارگر نشاط خودشان (را) و جهات همان ماديت را شما ملاحظه كنيد ببينيد كه اين گروه كارگر از سلامت بدن و از سلامت روح بيشتر برخوردارند يا آن گروههايي كه ـ اصطلاح ـ كارفرما هستند و آن سرمايه دارهايي كه كار نمي كنند و كنار نشسته اند و با بي كاري عمر خودشان را مي گذرانند شما به وجدان خودتان رجوع كنيد. اگر يك همچو مجلسي كه الان نمونه اي از كارگر است ـ كه بحمدالله امروز اينجا تشريف آوردند ـ اگر اين مجلس در كنارش يك مجلس ديگري بود از سرمايه دارها و بي كارها و آنهايي كه نشسته اند خانه و مي خورند و مي خوابند اگر يك كسي از خارج بيايد و چهره هاي شما را ببيند و آهنگ صوتهاي شما را بشنود و بعد نظر بكند به آن مجلسي كه آن عده كارفرما و سرمايه دار و بي كار و هرزه گرد نشسته اند مي بيند كه اينها يك جوانهاي سالم سرنشاط (هستند) و آنها يا چرت مي زنند و يا خميازه مي كشند و يا از درد دل و پهلو و سر خودشان مي نالند. و اين براي اين است كه كساني كه كارگر نيستند ـ به آن معناي عامش ـ اينها اين طور نيست كه شما گمان كنيد يك روزگار خوشي دارند. شما توجه به اين معنا شايد بسياريتان نداشته باشند كه روزگار تلخي كه بر سرمايه دارها و كارفرماها و داراي كذا و كذاها خانها و فئودالها و امثال اينها مي گذرد آن روزهاي سخت چقدر براي آنها ناگواري دارد و يك روز شما به يك عمر آنها ارزش دارد. آنها براي خاطر بي كاري و پرخوري و خواب و هرزه روي پناه مي برند به ترياك افيون منقل و يا هروئين و يا مراكز فحشا براي اينكه نمي توانند تحمل آن چيزهايي (را) كه در نفسشان مي گذرد و آن ناراحتيهايي كه دارند نمي توانند (تحمل ) بكنند. و من آن قدري كه اطلاع دارم و در جواني ديدم اكثر اين خانها و فئودالها به وافور پناه برده بودند آنهايي كه تدينشان ديگر خيلي نيست آنهابه مشروبات و به هروئين و به امثال اين چيزها يا به مراكز فحشا و دنبال مراكز فحشا آن طور زحمتهايي كه دارد و آن طور مرضهايي كه هست و آن طور گرفتاريهايي كه هست شما كارگرها بحمدالله نديديد و اميد است كه نبينيد.
    شما قدر اين كارگري را بدانيد كه اين كارگري هم مزاج شما را سالم نگه مي دارد (و هم روح شما را) و اگر چنانچه انسان بي كار بيفتد آن فعاليتهايي كه در بدنش و در سلولهاي بدنش بايد بشود آنها هم از كار مي افتد و كساني كه فعاليت دارند به اندازه اي كه فعاليت دارند (سلولهاي ) آنها هم به كار مي افتد و جبران مي كنند نقيصه ها را. و شما مي بينيد كه در يك گروه زياد از كارگرها يكي دو نفر را شايد پيدا بكنيد كه اينها مريض باشند و افسرده باشند. و اينها همه الحمدلله سرحال اند و خيال مي كنند كه آن ها آسوده اند. اين خيالي است كه آنها مي كنند در صورتي كه آنها آن طبقه ـ به اصطلاح خودشان ـ بالا و به حسب واقع پائين آنها اين قدر افسردگيها و گرفتاريها را دارند كه به حساب نمي آيد.
    اين يك مسئله اي است كه بايد شما خودتان بعد فكرش را بكنيد و مطالعه كنيد در بين خودتان . جوانهاي خودتان را مقايسه كنيد با آنهايي كه بي كار مي گذرانند و به هرزه دري و به هرزه گري عمر خودشان را مي گذرانند و آن ارزشي كه شما داريد شما برادران داريد و آن ارزشي كه اسلام به شما داده است . از پيغمبر اكرم شنيده ايد كه نقل شده است كه كف دست يك كارگر را ـ يعني همان محلي كه كار درش تاثير كرده و پينه بسته ـ آنجا را بوسيد و اين يك نشان ارزش است براي كارگر در طول تاريخ پيغمبر اسلام كه اولين فرد انسانهاست و بزرگترين انسان كامل است نسبت به كارگر آن طور تواضع بكند و كف دست او را كه علامت كار است ببوسد! اين نكته دارد كه كف دست را بوسيده نه پشت دست را كف دست آثار كار درش هست مي خواهد ارزش كار را به عالميان اعلام كند به مسلمين اعلام كند كه ارزش كار اين است كه آنجايي كه كارگر كار كرده است در اثر كار يك نشانه اي پيدا كرده است من آنجا را مي بوسم كه ملتهاي اسلامي و بشر ارزش اين كارگر را بداند.
    و من امروز عرض مي كنم كه كارگر امروز با كارگر آن وقت بسيار فرق دارد آن وقت در آن محيطي كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ زندگي مي فرمودند و ساير جاهايي كه مردم ديگر هم زندگي مي كردند خصوصا حجاز كه پيغمبر اكرم تشريف داشتند آنجا روابط با ساير كشورها يا هيچ نبود يا اگر بود بسيار كم و اگر چنانچه كمبودي براي يك شهر پيدا مي شد آن كمبود از شهرهاي ديگر بايد جبران بشود. احتياج به همان هم كشورهاي خودشان داشتند و رفع نقيصه را اگر يك وقتي نمي توانست درخود يك شهري بكند از يك شهر ديگري انجام اين كار را مي داد. اين وابستگيهايي كه امروز در دنيا هست و اين زندگي كه محيط دنيا را و وضع دنيا را با سابق جدا كرده است و اين طور روابط زيادي كه امروز وقتي كه شما اينجا يك صحبت بكنيد قبل از اينكه به ـ فرض كنيد كه ـ بيرون اينجا برسد امريكا هم از آن مطلع مي شود و وابستگيهايي كه دنيا به هم دارد و وابستگيهايي كه كشورها به كشورهاي بزرگ سرمايه داري يا كمونيستي دارد در زمان رسول خدا نبوده است . ارزش كار در آن وقت همين مقدار بوده است كه خودكار شريف است و خودكار براي انسان و روحيات انسان مفيد است . و كار اثرش هم علاوه بر آنكه براي خود انسان و مزاج انسان مفيد است و در روح انسان هم تاثير دارد براي يك شهري هم فايده دارد. اما ديگر مطرح نبود كه اگر كار نكنم وابسته به آمريكا مي شوم يا وابسته به شوروي اين مسئله آن وقت مطرح نبود (صحيفه امام جلد 16 ص 232 تا 235 )
    از نظر امام خميني اگر در گذشته كار اهميت و ارزش شخصي و اجتماعي داشت و براي سالم سازي و رشد انسان و جامعه مفيد بود در زمان ما ارزش سياسي و ملي بسيار بالايي نيز پيدا كرده است زيرا روحيه كارگريزي و باطل ماندن توان كاري يك جامعه سبب مي شود آن جامعه به جوامع ديگر وابستگي سياسي اقتصادي و صنعتي و... پيدا كند و درنهايت زير سلطه جوامع ديگر قرار بگيرد. همان طور كه در سخنان امام خوانديم اين بعد از كار در گذشته وجود نداشته است ولي امروز اهميت فوق العاده يافته است . امام خميني در ادامه سخنانش پيرامون اين موضوع مي فرمايد :
    امروز ارزش كار شما به همان اندازه است كه دنيا پيشرفت كرده همان معنايي كه در دنيا پيشرفتهايي كه در دنيا شده است و اگر كارگر به آن طوري كه بايد كار كند كار نكند وابستگيهايي كه در يك كشوري در يك محيطي مي شود غير از آن وابستگيهايي است كه در سنين سابق در قرون سابق بوده در زمان رسول الله بوده است . امروز شما با كار خودتان مي توانيد كه يك ارزشي ايجاد كنيد كه اصلش آن وقت مطرح نبوده است . با كار خودتان مي توانيد كه اين وابستگيهايي كه در طول تاريخ (بوده ) از آن وقتي كه شرق و غرب به اينجا راه پيدا كردند و در طول سلطنت منحوس پهلوي پيدا كرده اين كشور (از بين ببريد) كه مي دانيد همه چيزهايش وابسته شده است وهمه افرادش را اينها وابسته كرده بودند وهمه گروهها را وابسته كرده بودند. امروز اگر شما كار بكنيد و فعال در كار كردن باشيد ارزش (كار شما) اين است كه علاوه بر آن ارزشهاي معنوي و مادي كه براي شخص خود شما دارد علاوه بر اين يك كشور را شما نجات مي دهيد از وابستگي . ما تا كي بايد وابسته به امريكا وابسته به شوروي باشيم ! بالاخره بايد يك امد داشته باشد. ما بايد ادراك اين معنا را بكنيم كه ما كه در هر جا كار مي كنيم در امر كشاورزي كار مي كنيم در امر صنعت و در كارخانه ها كار مي كنيم بايد خودمان به خودمان تلقين كنيم كه ما مستقليم و ما بايد مستقل باشيم . و ما نبايد دستمان را به ديگري دراز كنيم براي اموري كه كشورمان محتاج است . ارزش كار شما امروز ارزش يك امري است كه نمي شود مقايسه اش كرد با زمانهاي سابق . رسول الله در آن محيط ممكن است ـ كه توجه لابد توجه به همه محيطها داشته است ـ در آن محيط دست كارگر را آن طور كه نقل مي كنند كف دست كارگر و محل كار را بوسيده تا ارزش كار را در تاريخ عرضه كنند. و ما مفتخريم و شما و همه مفتخرند به اينكه يك همچون نشاني پيغمبر اكرم به شما داده (صحيفه امام جلد 16 ص 235 و 236 )
    گذشته از آنكه امام خميني كاررا يك ارزش بزرگ انساني و كارگر را نيز عامل به ارزش هاي بزرگ انساني (همان ص 232 ) مي داند عرق كارگر را نيز با قطره هاي خون شهيد و با ارزش و كارايي دانش يك دانشمند و... قابل مقايسه مي داند علاوه بر اين امام خميني كار كردن را سيره بسيار ارزشمند اوليا انبيا و انسان كاملي همچون امام علي عليه السلام مي داند و نقل مي فرمايد كه كار از نظر امام علي عليه السلام به قدري اهميت داشت كه بعد از اخذ بيعت از مردم فورا بيل و كلنگ در دست گرفت و سراغ كار رفت . امام خميني در باره موارد مذكور مي فرمايد :
    اول شخص اسلام را من عرض كردم اول شخص اسلام مصدع اسلام بود وشارع اسلام از قبل خداي تبارك و تعالي . رفتار او با كارگر آن بود عرض كردم كه كف دست كارگر را با تواضع بوسيد و اين نشان كارگري را بوسيد و براي كارگران افتخار ايجاد كرد. ارزش انساني را توجه داشت كه كارگر (انسان است ) كارگر آن روز استقلال داشت و هر چه كار مي كرد براي خودش بود و استقلال داشت و ارزش داشت و آن ارزش را محل ارزش را بوسيد پيغمبر اكرم و اعلام كرد ارزش كارگر را و دوم شخص اسلام علي بن ابي طالب ـ سلام الله عليه ـ است . ايشان خودش يك كارگر بوده يعني قنات حفر مي كرده مي رفته است قنات مي كنده است آب بيرون مي آورده لكن براي خودش نه بعد از آنكه بيرون مي آمده وقف مي كرده براي مستمندان براي آنها. يك نفر كارگر بوده است كه براي اعاشه خودش هم كار مي كرده و در عين حالي كه آن طور قنات ها را ـ چندين قنات از ايشان هست ـ كنده با دست خودش . و همان روز ـ به حسب نقل ـ همان روزي كه بيعت به امامت كردند براي او و به خلافت وقتي بيعت تمام شد همان روز بيل و كلنگ خودش را برداشت دنبال كار... اين دو نفر شخص اول اسلام كه كارشان بايد سرمشق باشد براي همه ما شما مقايسه كنيد اين احترامي كه كارگر در اسلام به واسطه عمل اين دو بزرگمرد تحقق پيدا كرده و اين ارزشي كه به شما داده است كه خودش هم در عرض شما آمده است .
    قائل است و ارزش قائل است و احترام قائل است يعني همان طوري كه يك شخص عالم يك شخص مجاهد را توصيف مي كند مي گويد همه شان ]توصيف مي كند [شخص كارگر زارع هر كارگري را مثل هم اند مثل شانه اي كه اين رده هايي كه دارد همه همقد هستند مثل هم هستندـ آن شانه هاي آن وقت اين طور بودن ـ اينها همين طور همه برابر هستند. در قرآن كريم هم تصريح مي كند كه امتيازها به اين مسائلي كه سرمايه داشتن قدرت داشتن ـ نمي دانم ـ و امثال اينها نيست . ارزشها و بزرگيها به تقواست . به ارزش انساني است . (همان ص 237 تا 239 )
    در اين زمان كه ميهن ما در وضعيت خاص به سر مي برد اهميت كار برهركس روشن است و گره بسياري از مشكلات ما را كار مي تواند حل كند. اميد است همه اقشار مردم و همه مسئولان و دست اندركاران به سخنان امام خميني پيرامون كار گوش فرا دهند و با كار مداوم و خستگي ناپذير اسباب سربلندي و پيشرفت و رفاه را بيش از گذشته فراهم آورند و توليد كار را نيز همواره درنظر بگيرند زيرا همه چيز از كار توليد مي شود و در نتيجه توليد كار براي مردم و جوانان كشور اساس توليد ترقي و توليد همه چيز است .
    امام خميني : كار نظير « وجود » است كه در همه شئون عالم دخالت دارد عالم موجود شده است از فعاليت خدا. خداي تبارك و تعالي مبدا كار و كارگري است . كار مثل جلوه حق تعالي مي باشد كه در همه موجودات سرايت كرده است
    از نظر امام خميني اگر در گذشته كار اهميت و ارزش شخصي و اجتماعي داشت و براي سالم سازي و رشد انسان و جامعه مفيد بود در زمان ما ارزش سياسي و ملي بسيار بالايي نيز پيدا كرده است زيرا روحيه كارگريزي و باطل ماندن توان كاري يك جامعه سبب مي شود كه آن جامعه به جوامع ديگر وابستگي سياسي اقتصادي و صنعتي و... پيدا كند و در نهايت زير سلطه جوامع ديگر قرار بگيرد
    امام خميني نشاط و شادابي انسان و جامعه را برخاسته كار مي دانستند و معتقد بودند كه اگر در جامعه اي روح كار و كارگري زنده باشد قطعا يكي از مهم ترين عوامل شادابي و نشاط جامعه نيز به طور طبيعي پديد مي آيد و انسان ها هم در زندگي شخصي و هم در زندگي اجتماعي شاداب و با نشاط خواهند بود. از سوي ديگر امام خميني اعتقاد داشتند كه يكي از مهم ترين علل خمودگي هرزگي و فساد جامعه نيز فروافتادن افراد جامعه در آفت گريز از كار ضعف روح كارگري و عدم تامين كار براي عموم جويندگان كار و... مي باشد. از نظر امام خميني كار و داشتن روحيه كارگري ضامن سلامت جسم نيز مي باشد و تندرستي به طور حيرت انگيزي با كار تناسب دارد
    گذشته از آنكه امام خميني كار را يك ارزش بزرگ انساني و كارگري را نيز عامل به ارزش هاي بزرگ انساني (همان ص 232 ) مي داند عرق كارگر را نيز با قطره هاي خون شهيد و با ارزش و كارايي دانش يك دانشمند و... قابل مقايسه مي داند. علاوه بر اين امام خميني كار كردن را سيره بسيار ارزشمند اوليا و انبيا و انسان كاملي همچون امام علي عليه السلام مي داند و نقل مي فرمايد كه كار از نظر امام علي عليه السلام به قدري اهميت داشت كه بعد از اخذ بيعت از مردم . فورا بيل و كلنگ در دست گرفت و سراغ كار رفت