پيدايش امپراتوري هسته اي ايالات متحده
چكيده :
پس از پايان جنگ جهاني دوم و پيدايش جهان دو قطبي
ايالات
متحده تلاش نمود تا با سرمايه گذاري گسترده در بخش تسليحات هسته اي و
اتمي
از تهديدات احتمالي بلوك شرق جلوگيري نمايد. هواپيماهاي حامل
بمب هاي هسته اي
زيردريايي هاي حامل كلاهك هسته اي و در نهايت
موشك هاي بالستيك
سه عنصر اساسي كاربرد زرادخانه هاي كشتار جمعي
ارتش آمريكا به شمار مي رفتند. اما با پايان جنگ سرد و فروپاشي ابر قدرت
شوروي
سرمايه گذاري هاي هنگفت اين بخش
با كاهش روبه رو نگرديد
چرا كه كارشناسان معتقدند
آمريكا در تلاش است تا با افزايش اين
توانمندي ها
خود را به عنوان امپراتور هسته اي دنيا معرفي كند. البته
همواره اين سوال مطرح بوده كه آيا ساخت يك هزار كلاهك هسته اي
با
هدف مبارزه با گروه هاي پراكنده تروريستي صورت گرفته است به علاوه
متخصصان معتقدند كه سيستم تسليحات هسته اي ايالات متحده
اصولا
تهاجمي و نه تدافعي مي باشد.
دنياي امروز در آستانه نابودي
براي بيش از نيم قرن
قدرتمندترين كشورهاي هسته اي دنيا در وضعيتي
نام داشت . در MAD نظامي به سر مي بردند كه « نابودي متقابل تضمين شده
اوايل دهه شصت ميلادي
زرادخانه هسته اي دولت ايالات متحده و اتحاد
جماهير شوروي تا چنان حد زيادي گسترش يافته بود كه هيچ يك از دو
قدرت
توانايي نابودي طرف ديگر را حتي در صورت حمله اي غافلگيرانه
نداشت . در اين شرايط
آغاز نمودن يك جنگ هسته اي
به معناي خودكشي
تلقي مي گرديد.
در طول سال هاي جنگ سرد
بسياري از كارشناسان و تحيلگران سياسي
معتقد بودند كه بازدارندگي حاصل از سلاح هاي اتمي
منجر به ايجاد ثبات و
صلح در دنيا گرديده است . چرا كه اين تسليحات در عرصه سياست هاي بين
المللي
علاوه بر تعادل بخشي به مذاكرات كشورها باعث تعديل رفتار ابر
قدرت هاي دنيا نيز مي گردند. (هرچند بايد توجه نمود كه همزمان با بحران
موشكي كوبا در سال 1962 ميلادي
اين دوره پايان يافت . به دليل بن بست
هسته اي آن سال ها
كارشناسان خوشبين اعتقاد داشتند كه ديگر عصر
قدرت هاي بزرگ بين المللي به پايان رسيده است . اما منتقدان اين وضعيت
معتقد بودند كه اين بازدارندگي
علي رغم ناتواني در جلوگيري از جنگ
افروزي و تهديد قدرت هاي بزرگ
در نهايت تنها به فروپاشي امپراتوري
زياده خواه و استبدادي اتحاد جماهير شوروي در پايان دهه هشتاد ميلادي
خواهد انجاميد. بنابراين
بازدارندگي هسته اي تنها به نابودي يك امپراتوري
شيطاني منتهي گرديد.
البته اين مباحث ممكن است امروزه مرور اتفاقات تاريخي سال گذشته
محسوب گردد
اما سايه آثار اين وقايع هنوز هم بر سر دنيا سنگيني مي كند;
هر چند ما به پايان اين دوره نزديك شده ايم . امروزه
براي اولين بار در 50
سال اخير
ايالات متحده به جايگاه « رهبري هسته اي دنيا » نزديك شده
است . به علاوه
احتمالا در آينده اي نه چندان دور
دولت اين كشور قادر
خواهد بود كه زرادخانه هاي هسته اي دوربرد روسيه و چين را با يك حمله
ناگهاني نابود نمايد. اين تغيير عمده در توازن قدرت جهان
ناشي از عواملي
به ويژه بهبود سيستم هسته اي ايالات متحده
فروپاشي سريع زرادخانه هاي
اتمي و هسته اي روسيه و در نهايت
پيشرفت سريع نيروهاي هسته اي چين
مي باشد.
در اين ميان
تغيير در سياست هاي واشنگتن و يا گام نهادن مسكو و پكن
در مسير افزايش تسليحات جنگي و آمادگي هاي نيروهاي نظامي
مي تواند
منجر به شكل گيري فردايي گردد كه در آن
روسيه و چين و ساير كشورهاي
دنيا
براي سال هاي متمادي در سايه امپراتوري هسته اي ايالات متحده قرار
گيرند.
در اين وضعيت نوين
ديدگاه تئوريك افراد
تعيين كننده چگونگي تبيين
اوضاع هسته اي جهان خواهد بود. آقاي هاوكس معتقد است كه ايالات
متحده به نيرويي منعطف در دنيا تبديل گرديده است كه از شكل گيري يك
عصر نوين هسته اي استقبال مي نمايد
زيرا آنان (روسيه و چين ) به سلطه
ايالات متحده در دو بخش سلاح هاي هسته اي و متداول اتكا داشته و اين امر
به بازداشتن حملات احتمالي ساير كشورها به خاك آمريكا كمك خواهد
نمود. به عنوان مثال
با توسعه امپراتوري هسته اي ايالات متحده
رهبران
چين ممكن است با دقت بيشتري در مورد مسائلي نظير تايوان تصميم گيري
نمايند; زيرا معتقدند
در صورت دخالت نظامي آمريكا در تايوان و عكس
العمل نيروهاي نظامي چين
ممكن است زرادخانه هاي هسته اي چين مورد
حمله ارتش آمريكا قرار گيرد. اما صلح جويان دنيا با كاربرد تهديدات
هسته اي عليه كشورهاي ديگر مخالفند و از شكل گيري آمريكايي جسور و بي
قيد و بند بيمناكند. به علاوه
شكل گيري اين امپراتوري هسته اي ممكن است
دولت آمريكا را به انجام رفتارهاي تهاجمي در ساير نقاط دنيا سوق دهد كه
به ويژه
اين وضعيت با توجه به سلطه آمريكا در بسياري از نقاط دنيا دور از
انتظار نخواهد بود و در نهايت اينكه
يك گروه سوم كه از امكان ايجاد يك
برخورد غيرعمدي هسته اي بيمناكند
معتقدند كه امپراتوري هسته اي ايالات
متحده ممكن است ساير قدرت هاي هسته اي دنيا را به اتخاذ تصميماتي
نسنجيده و خطرناك كه حتي ممكن است به آغاز حملات ناخواسته اتمي
عليه ساير دولت ها منجر شود
مجاب نمايد. اين افراد اين وضعيت جديد را
« ناپايداري بحراني » مي نامند.
زرادخانه هاي نظامي يك دولت مردم سالار
براي حدود 50 سال
برنامه ريزان جنگي سازمان پنتاگون
مديريت
زرادخانه هاي هسته اي آمريكا را به گونه اي طراحي نموده بودند كه
مهاجمان احتمالي را از هر گونه اقدامي باز دارد و در صورت لزوم
در يك
جنگ هسته اي به وجود آمده
نيروهاي تهاجمي را نابود نمايند. براي
دستيابي به اين اهداف
دولت ايالات متحده بر يك مجموعه سه گانه
هسته اي شامل بمب افكن هاي استراتژيك
موشك هاي بالستيك بين قاره اي
و زيردريايي هاي داراي موشك هاي بالستيك اتكا دارد. بدين ترتيب
هيچ
مهاجمي نمي تواند در يك حمله ضربتي
همه نيروهاي هسته اي ارتش
ايالات متحده را نابود نمايد. به علاوه
در صورت وقوع احتمالي چنين
حمله اي
نيروهاي ارتش آمريكا قادر خواهند بود
به سرعت عكس العمل
نشان دهند. البته بايد دانست كه اين نيروهاي سه گانه قادر خواهند بود كه در
حملات پيش دستانه احتمالي ارتش ايالات متحده نيز مشاركت داشته
باشند. همچنين بمب افكن هاي رادار گريز « استيلث » و زيردريايي هاي شناور
در اطراف سواحل كشورهاي دشمن
قادر خواهند بود كه در كنار موشك ميان
قاره اي ارتش آمريكا
نقش مهمي در استراتژي هاي جنگي اين كشور ايفا
نمايند. بدين ترتيب
اين تجهيزات پيشرفته به شكل گيري « امپراتوري
هسته اي » ايالات متحده منجر شده است . توانمندي هاي هسته اي ايالات
متحده در سال هاي جنگ سرد
علاوه بر افزايش قدرت چانه زني سياسي
رهبران اين كشور
به برنامه ريزي آنان براي مقابله با گسترش نظام هاي
كمونيستي در اروپا نيز كمك مي نمود. اگر اتحاد جماهير شوروي در سال هاي
دهه پنجاه ميلادي
اروپاي غربي را اشغال مي نمود
حمله اتمي ارتش
آمريكا به خاك روسيه و كشورهاي اروپاي شرقي و چين مي توانست به
پيدايش جنگ جهاني سوم منتهي گردد; البته بايد بدانيم كه طرح اين برنامه
نه تنها در سطح مديران مياني اين كشور كه در بالاترين رده دولت آمريكا نيز
مورد پذيرش قرار گرفته بود.
امپراتوري هسته اي ايالت متحده در سال هاي دهه شصت ميلادي
با
پيشرفت هاي چشم گير نظامي ارتش سرخ رو به افول گذاشت . بدين ترتيب
دولت آمريكا استراتژي دفاع پيش گيرانه هسته اي خود را به راهبرد سلطه
جهاني هسته اي تغيير داد. بدين ترتيب
دولت آمريكا با گسترش زرادخانه
هسته اي خود
بهبود دقت هدف گيري و افزايش قدرت تخريب جنگ
افزارها
سرمايه گذاري در بخش دفاع ضدموشكي
گسيل زيردريايي اتمي به
سواحل بلوك شرق و ساخت موشك هاي قاره پيماي چند مرحله اي قابل
شليك از پايگاه هاي زميني و زير دريايي ها
در كنار توليد بمب افكن رادار
گريز و موشك هاي كروز هسته اي رادار گريز
به سوي تحقق اهداف خويش
گام نهاد. البته در همين حال
اتحاد جماهير شوروي نيز به گسترش جنگ
افزارهاي هسته اي خود همت گماشت . بدين ترتيب
اگرچه هر دو كشور از
مزيت هاي شكل گيري يك امپراتوري هسته اي آگاه بودند
اما هيچ يك نمي
توانستند ريسك ناشي از قرار گرفتن در جايگاه دوم جهاني را از نظر قدرت
هسته اي بپذيرند.
با پايان جنگ سرد
ارتش ايالات متحده تصميم گرفت كه زرادخانه
هسته اي و اتمي خود را بازسازي نمايد. لذا اين كشور موشك هاي بالستيك
موجود در زيردريايي هاي خود را با موشك ها بسيار دقيق تر و سه مرحله اي
كه بسياري از آنها كلاهك هايي جديدتر و بزرگ تر حمل مي نمودند
D -ه
تعويض كرد. نيروي دريايي ايالات متحده نيز بخش قابل توجهي از
موشك هسته اي قابل شليك از زيردريايي هاي خود را به موشك « پاسينيك »
تبديل نمود كه دامنه برد آنها مناطق ساحلي چين و روسيه را نيز در برمي
با B -گرفت . در بخش نيروي هوايي هم
بمب افكن هاي استراتژيك 2 ه
موشك هاي كروز هسته اي مسلح گرديد كه گفته مي شود
اين موشك قابليت
گريز از رادارهاي دفاع هوايي كشورهاي چين و روسيه را دارا مي باشند. به
علاوه
نيروي هوايي با بهبود سيستم هاي اويونيك (الكترونيك هواپيما)
قابليت پرواز در ارتفاع پايين و فرار از ديد B -بمب افكن هاي رادارگريز 2
قدرتمندترين رادارهاي كشورهاي متخاصم را به اين نوع هواپيماها افزوده
است .
عدم توازن
علي رغم اينكه نيروهاي هسته اي ايالات متحده در مقايسه با سال پاياني
جنگ سرد
قدرتمندتر شده اند
از سوي ديگر
قدرت نظامي روسيه در
بخش هاي هواپيماهاي دورپرواز
موشك هاي بالستيك بين قاره اي و
زيردريايي هاي حامل موشك بالستيك
به ترتيب با 39
58
80 % كاهش
روبه رو شده است . مثلا اينكه بمب افكن هاي استراتژيك ارتش روسيه
تنها
در دو پايگاه هوايي اين كشور مستقرند كه در صورت وقوع يك حمله
ناگهاني
به شدت آسيب پذيرند. به علاوه
با كاهش شديد تعداد
رزمايش هاي اين نيروها
آمادگي رزمي آنان در هاله اي از ترديد قرار دارد. از
سوي ديگر گفته مي شود كه 80 % موشك هاي بالستيك بين قاره اي ارتش
روسيه
به پايان عمر مفيد عملياتي خويش رسيده اند و فعاليت هاي مربوط
به جايگزيني اين موشك ها با نمونه هاي جديدتر
به دليل ضعف هاي موجود
و توليد اندك محصولات
به كندي صورت مي گيرد.
بدين ترتيب براي تعيين حجم تغييرات در توازن هسته اي دنيا از دوره
جنگ سرد
ما از يك مدل رايانه اي بر مبناي حمله احتمالي ايالات متحده
به زرادخانه هاي هسته اي روسيه بهره گرفتيم . مهم ترين نتيجه قابل پيش
بيني
آسيب پذيري شديد ارتش روسيه
وجود نقاط كور فراوان راداري و
تاخير در اعلام هشدار حمله هسته اي از سوي دولت روسيه در صورت وقوع
حمله اي احتمالي بود.
به هر حال
با افول نيروهاي هسته اي روسيه
آسيب پذيري اين كشور در
برابر حملات احتمالي ارتش آمريكا افزايش يافته است . بررسي هاي ما نشان
داد كه برنامه ريزي هاي دفاعي روسيه در مقايسه با استراتژي هاي مدرن
هسته اي
اثربخشي كمتري داشته اند.
از سوي ديگر
نيروهاي هسته اي چين نيز از آسيب پذيري زيادي در
صورت حملات ناگهاني و يا از پيش اخطار داده شده برخوردارند. البته آنان
در مقايسه با روسيه
زرادخانه كوچك تري را در بخش سلاح هاي اتمي و
هسته اي دارا هستند. به علاوه
آنان فاقد بمب افكن هاي دوربرد استراتژيك و
زيردريايي هاي حامل موشك هاي هسته اي بالستيك مي باشند.
طراحي هوشمند
آيا به راستي ايالات متحده به دنبال امپراتوري مطلق هسته اي است و آيا
اين تبليغات
به دليل تلاش جهت جذب بودجه بيشتر از سوي پنتاگون
همراه با بزرگ نمايي خطر حملات تروريستي دولت هاي محور شرارت
صورت نمي گيرد البته به سهولت نمي توان در اين مورد اظهارنظر نمود
اما
شواهد بسياري حاكي از آن است كه اين كشور به دنبال دستيابي به يك
امپراتوري هسته اي در دنياي امروز مي باشد. از سوي ديگر
سرمايه گذاري هاي هنگفت ايالات متحده در مسير تقويت توان هسته اي
خود
اين فرضيه را تا حدود زيادي تقويت مي نمايد.
كه قابل پرتاب از w -به عنوان مثال
بهينه سازي كلاهك هاي هسته اي 76
زيردريايي هاي اين كشورند
با هدف تقويت قابليت تهاجمي اين تسليحات
انجام گرديده است .
همچنين در سال هاي اخير
تحقيقات زيادي در مورد بهبود دقت جنگ
افزارها و موشك هاي هسته اي و همچنين قدرت تخريب اهداف زيرزميني
كشور هدف انجام گرديده كه علي رغم وجود نارسايي ها و مشكلات متعدد
فني
به دستاوردهاي زيادي نيز براي ارتش ايالات متحده منجر شده است .
البته در اين ميان سوال جديد به وجود مي آيد
اگر دولت آمريكا همواره از
خطر دولت هاي محور شرارت و يا گروه هاي تروريستي ابراز نگراني مي
نمايد
چرا تاكنون بيش از يك هزار كلاهك هسته اي ساخته است و آيا
واقعا ابراز نگراني هاي آنان در مورد خطرات خارجي تهديدكننده اين كشور
واقعي مي باشد لذا در مجموع
اين شرايط حاكي از آن است كه تقويت و
شكل گيري امپراتوري هسته اي ايالات متحده
اهداف مهم تري نظير خلع
سلاح داوطلبانه روسيه و چين را نيز در بر مي گيرد. هر چند منتقدان معتقدند
كه علي رغم سرمايه گذاري هاي گسترده ارتش ايالات متحده در بخش هاي
دفاع زميني
هوايي
دريايي و فضايي
هنوز هم اين كشور در صورت وقوع
يك حمله ناگهاني
آسيب پذيري زيادي خواهد داشت .
از سوي ديگر
اين منتقدان خاطرنشان مي نمايند كه ساختار نظامي
ارتش آمريكا
اصولا به صورت تهاجمي و نه تدافعي شكل گرفته است .
آيا بايد تهديدات نظامي را متوقف نمود
در طول سال هاي جنگ سرد
سرمايه گذاري در جهت شكل گيري يك
امپراتوري هسته اي
تا حدود زيادي غيرعقلايي به شمار مي رفت ; اما با
فروپاشي اتحاد جماهير شوروي
روياي يك امپراتوري هسته اي در اذهان
دولتمردان آمريكايي شكل گرفت . به علاوه آنان تلاش نمودند تا آمادگي لازم
را جهت رويارويي با چند كشور متخاصم به ويژه چين
كره شمالي و ايران
را به دست آورند.
البته در اين ميان
تعدادي از كارشناسان سياسي دنيا
نگراني خود را از
پيدايش آمريكايي كه بدون واهمه از هيچ قدرت و كشوري
به تهديد و يا
حتي استفاده از اين سلا ح ها عليه ساير كشورهاي جهان در جهت دستيابي
به اهداف سياست خارجي خويش مي پردازند
ابراز نموده اند « .
دكتر اوول در اين باره مي گويد : « تلاش و سرمايه گذاري گسترده
دولتمردان كاخ سفيد و پنتاگون در جهت ايجاد يك امپراتوري هسته اي
مي
تواند باعث به وجود آمدن عكس العمل هاي ناخواسته از سوي ساير كشورها
عليه منافع دولت ايالات متحده گردد. چرا كه در اين شرايط
چين و روسيه
با ساخت تعداد بيشتري موشك و زيردريايي و بمب افكن
عملا به بحراني
تر نمودن وضعيت سياسي و نظامي دنيا دست مي زنند. لذا در اين حالت
امكان وقوع يك جنگ هسته اي تصادفي و ناخواسته و يا حتي تعمدي
افزايش يافته است . و در نهايت بايد دانست كه عقلانيت فراسوي تشكيل
يك امپراتوري هسته اي را بايد در قالب اهداف سياست خارجي ايالات
متحده ارزيابي نمود. ايالات متحده در چند دهه اخير تلاش مي كند كه در هر
شرايطي
سلطه جهاني خود را گسترش دهد. از سوي ديگر
دولت بوش
استراتژي سياسي خود را بر مبناي تضعيف دولت هاي مخالف با
سياست هاي خود كه مي توانند منافع اين كشور را به چالش بكشند
به ويژه
در مناطقي نظير خليج فارس
قرار داده است .
امروزه دولت ايالات متحده در شرايطي دم از گسترش دموكراسي مي
زند كه با توسعه روزافزون تسليحات كشتار جمعي هسته اي و اتمي خود
عملا در جهت مخالف سياست هاي اعلام شده تبليغاتي خود گام برمي
دارد;و البته به خاطر داشته باشيد كه گسترش و شكل گيري يك امپراتوري
هسته اي در دنيا
با مخاطرات و چالش هاي فراواني روبه رو خواهد بود كه
دولت آمريكا را نيز از آن گريزي نيست .
پي نوشت :
نويسنده كتاب « مهندسان و جنگ : برتري سياست بر Keir Lirber 1 ـ
تكنولوژي » و استاد علوم سياسي دانشگاه « نوتردام » هلند
نويسنده كتاب « سنجش اعتبار : چگونه رهبران كشورها
Daryl Press 2 ـ
تهديدهاي نظامي را ارزيابي مي نمايند » و استاد علوم سياسي دانشگاه
پنسيلوانيا
منبع : ماهنامه ساحت غرب
شماره 43
در اوايل دهه شصت ميلادي
زرادخانه هسته اي دولت ايالات متحده و
اتحاد جماهير شوروي تا چنان حد زيادي گسترش يافته بود كه هيچ يك از
دو قدرت
توانايي نابودي طرف ديگر را حتي در صورت حمله اي
غافلگيرانه نداشت . در اين شرايط
آغاز نمودن يك جنگ هسته اي
به معناي
خودكشي تلقي مي گرديد
با افول نيروهاي هسته اي روسيه
آسيب پذيري اين كشور در برابر حملات
احتمالي ارتش آمريكا افزايش يافته است . بررسي هاي ما نشان داد كه برنامه
ريزي هاي دفاعي روسيه در مقايسه با استراتژي هاي مدرن هسته اي
اثربخشي كمتري داشته اند.
سرمايه گذاري هاي هنگفت ايالات متحده در مسير تقويت توان هسته اي
خود
اين فرضيه را تا حدود زيادي تقويت مي نمايد.
كه قابل پرتاب از w -به عنوان مثال
بهينه سازي كلاهك هاي هسته اي 76
زيردريايي هاي اين كشورند
با هدف تقويت قابليت تهاجمي اين تسليحات
انجام گرديده است .
چرا تاكنون بيش از يك هزار كلاهك هسته اي ساخته است و آيا واقعا
ابراز نگراني هاي آنان در مورد خطرات خارجي تهديدكننده اين كشور
واقعي مي باشد لذا در مجموع
اين شرايط حاكي از آن است كه تقويت و
شكل گيري امپراتوري هسته اي ايالات متحده
اهداف مهم تري نظير خلع
سلاح داوطلبانه روسيه و چين را نيز در بر مي گيرد
با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي
روياي يك امپراتوري هسته اي در
اذهان دولتمردان آمريكايي شكل گرفت . به علاوه آنان تلاش نمودند تا
آمادگي لازم را جهت رويارويي با چند كشور متخاصم به ويژه چين
كره
شمالي و ايران را به دست آورند.

|