روزنامه جمهوري اسلامي 06/02/1386 صفحه عقيدتي

  • امام حسن عسكري (ع ) و مقابله با تحركات مخرب فكري و سياسي عليه اصل امامت و رهبري
  • درسي از مكتب امام حسن عسكري (ع )
    فرود مركب « بطالت » در سرزمين « ندامت »
  • *****
    امام حسن عسكري (ع ) و مقابله با تحركات مخرب فكري و سياسي عليه اصل امامت و رهبري




  • دوره امامت حضرت امام حسن عسكري (ع ) با تداوم تحركات و فعاليت هاي مخرب دستگاه خلافت بني عباس براي فرهنگ سازي هاي باطل و تبليغات مسموم عليه اصل بزرگ امامت و رهبري و ايجاد شبهه و ترديد در اذهان و افكار توده هاي مردم جامعه همراه گرديد. تلاش هاي پيدا و پنهان عوامل بني عباس همچون فعاليت هاي ضدانساني بني اميه به اين دليل عليه جايگاه والاي « امامت » و مقام و منزلت رفيع « امامان » صورت مي گرفت كه آنها به خوبي دريافته بودند چنانچه امامت و رهبري امت اسلامي كه حق مسلم و الهي ائمه اطهار(ع ) است تحقق يابد مردم سرزمين هاي اسلامي با كسب بينش و آگاهي هاي ديني و اجتماعي و سياسي و با حركت در مسير پاك پيشوايان معصوم (ع ) خلافت و زمامداري را كه يك منصب الهي است به جايگاه اصلي آن بازمي گردانند و از استمرار اين غصب بزرگ توسط دستگاه هاي خلافت جور جلوگيري به عمل مي آورند.
    حضرت امام حسن عسكري (ع ) از عمق فعاليت هاي تخريبي و اغواگرانه بني عباس براي منحرف كردن افكار عمومي از اصل امامت و به امتناع و خودداري رساندن مردم از حركت در مسير پاك امامان شيعه اطلاع كامل داشت و به همين منظور معرفت آفريني و ايجاد بينش هاي فكري و سياسي براي جامعه درباره جايگاه و نقش محوري و بنيادين امامت و رهبري را ضروري مي دانست .
    در مكتوبات حضرت امام حسن عسكري (ع ) كه در پاسخ گويي به شبهات و ترديدهايي كه دشمنان در اذهان مردم عليه امامت ايجاد كرده بودند نگاشته مي شد و در اختيار افراد قرار مي گرفت تا به اين وسيله هم خود به آگاهي و شناخت نائل آيند و هم زمينه ساز انتقال اين معرفت و بينش به ديگران گردند به وضوح به اوضاع ناگوار و شرايط تلخ اجتماعي و سياسي به وجود آمده توسط دستگاه خلافت جور درباره امامت و رهبري اشارت رفته است .
    در يكي از اين مكتوبات آمده است :
    « هيچ يك از اجداد و پدرانم آنگونه كه امروز من از سوي اين مردم مورد شك و ترديد قرار گرفته ام دچار اين مشكل نشدند . » (1 )
    در اين مكتوب امام حسن عسكري (ع ) شدت تاثيرپذيري مردم ازتبليغات مسموم دستگاه بني عباس عليه اصل امامت را نمايان مي سازد و به اين وسيله فضاسازي هاي باطل و فعاليت هاي مخرب عوامل مختلف خلفاي ستمگر در مبارزه با ولايت و زعامت الهي ائمه (ع ) را آشكار مي نمايد و از طرف ديگر رنج و سختي هاي طاقت فرساي خويش از آن شرايط ناگوار و اندوهبار را به تامل مي گذراد.
    حضرت امام حسن عسكري (ع ) در يكي ديگر از مكتوبات خويش از گروه ها واقشاري از مردم جامعه كه به تبعيت از توطئه ها و ترفندهاي تبليغي و فرهنگي و سياسي عوامل وابسته به دستگاه بني عباس به گمراهي افتادند و به طور عملي در برابر رهبري و انديشه و مصالح و عملكرد او قرار گرفتند اينگونه اظهار دردمندي مي نمايد و از اين رنج و ناگواري به خداوند قادر متعال التجا و پناه مي جويد و ياري مي طلبد :
    « از قومي به خدا پناه مي برم كه محكمات قرآن را حذف كردند خداوند را كه پروردگار همه پروردگان است از ياد بردند پيامبر و ساقي كوثر را در جايگاه هاي حسابرسي و دوزخ و قيامت فراگيرنده و نعمت آخرت را فراموش كردند . » (2 )
    حضرت امام حسن عسكري (ع ) در همين مكتوب پس ازنماياندن اين مشكل در جامعه اسلامي به جايگاه رفيع و منزلت منيع خود كه امام و برگزيده خاص الهي است اينگونه تصريح مي فرمايد :
    « مائيم آن قله اعظم . پيامبري و امامت و كرامت در خاندان ماست . مائيم فروغ هدايت و دستگيره مستحكم و استوار . » (3 )
    حضرت امام حسن عسكري (ع ) بنا به ضرورت ايجاد معرفت و شناخت در توده هاي مردم در يكي ديگر از مكتوبات خويش درباره مقام و منزلت اهل بيت (ع ) و شايستگي هاي امامان (ع ) براي رهبري و ولايت سياسي و اجتماعي بر جامعه و سرزمين هاي اسلامي و اوصاف و مشخصه جامع و برتري هاي آنان در علم و دانش مديريت و تدبير جهاد و مبارزه و نيز ضرورت خاص تداوم زمامداري و ولايت اجتماعي و سياسي توسط جانشينان ائمه اطهار(ع ) و همچنين پيرامون مختصات شيعيان خالص و مبارز و تداوم دهنده راه امامان (ع ) چنين مي نگارد :
    « ما با گام هاي نبوت و ولايت بر قله هاي حقايق بالا رفتيم ... مائيم شيران جنگ و نبرد و ابرهاي رحمت و باران زا. شمشير و قلم اكنون در دست ماست و پرچم ستايش و دانش در آينده در دست ما خواهد بود. نوادگان ما خلفاي دين و يقين و چراغ هاي امت ها و كليدهاي بزرگواري مي باشند... پيروان و شيعيان راستين و حقيقي ما گروه نجات يافته و فرقه پاك و منزه هستند كه براي ما پوشش و نگه دارنده اند و بر ضد ستمگران همدست و ياورند . » (4 )
    به اين ترتيب حضرت امام حسن عسكري (ع ) در كنارانجام تمام مسئوليت هاي امامت و رهبري بينش آفريني هاي فكري و سياسي را براي توده هاي مردمي كه تحت تاثير القائات مسموم جريان ها و احزاب وابسته به خلافت غاصبانه بني عباس از راه پرفروغ امامت و فرمانبرداري از امام معصوم (ع ) فاصله گرفته و در بيراهه هاي جهل و ناداني و غفلت به حركت درآمده بودند بسيار حياتي و لازم و ضروري مي دانست و علاوه بر بيانات و رهنمودهاي كلامي در مكتوبات خويش نيز به انجام اين مسئوليت توجه و تلاشي دقيق مبذول مي داشت .
    پاورقي :
    1 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسكري (ع ) ترجمه جواد محدثي نشر معروف ص 99
    2 ـ همان منبع ص 103
    3 ـ همان منبع
    4 ـ همان منبع ص 104 و105
    تلاش هاي پيدا و پنهان عوامل بني عباس همچون فعاليت هاي ضدانساني بني اميه به اين دليل عليه جايگاه والاي « امامت » صورت مي گرفت كه آنها به خوبي دريافته بودند چنانچه اين اصل تحقق يابد مردم سرزمين هاي اسلامي با كسب بينش و آگاهي هاي لازم خلافت و زمامداري را به مسير اصلي خود باز مي گردانند و از استمرار اين غصب بزرگ توسط دستگاه هاي خلافت جور جلوگيري به عمل مي آورند

  • *****
    درسي از مكتب امام حسن عسكري (ع )
    فرود مركب « بطالت » در سرزمين « ندامت »


  • اين يك اصل ثابت و تغييرناپذير است كه فرجام انسان هاي گرايش يافته به « باطل » با زيان و انحطاط و هلاكت پيوند مي خورد و انهزام و اضمحلال سرنوشت محتوم آنها خواهد بود كه ماهيت باطل با تباهي و نابودي سرشته است و گرايش كنندگان به خود را به مقصد فنا و نيستي مي رساند.
    در نقطه مقابل باطل « حق » قرار دارد كه به صورت يك اصل و قانون و سنت ثابت و جاودان به صلاح و فلاح رهنمون مي شود و رشد و پويايي و نجات و رهايي و حيات پاك و سعادت بخش فرجام و سرنوشت نهايي رهروان اين راه روشن خواهد بود.
    در متون فرهنگ و معارف اسلامي « باطل » با تعابير و تمثيل هاي گوناگون نمايانده شده و آثار تبعيت و پيروي و حركت در بيراهه هاي گمراهي زا و انحطاط آفرين آن معرفي گرديده است .
    رهنمود ذيل از حضرت امام حسن عسكري (ع ) نمونه اي است از تشبيه و تمثيل هاي درس آموز و عبرت بخش درباره گرايش به بطالت در همه مصاديق و نمودها :
    « هركس بر مركب باطل سوار شود او را در سرزمين ندامت و پشيماني فرود خواهد آورد. »
    اين رهنمود و تمثيل بيداركننده « باطل » را به يك « مركب » تشبيه مي كند كه سوارشونده بر خود را سرانجام به سرزمين ندامت و پشيماني فرود مي آورد و فرجام نهايي گرايشات و رفتار و عملكردهاي باطل او را به خسران و زيان و تباهي و ذلت منتهي مي گرداند.
    « باطل » داراي ابعاد و جلوه ها و جنبه هاي مختلفي مي باشد كه هر كدام از آنها بيراهه اي مي گشايند و انحطاطي مي آفرينند و اهل بطالت را به آفات و زيان هاي گوناگون گرفتار مي سازند.
    « جريان سازي هاي فكري ناسالم » يكي از ابعاد و جلوه هاي باطل مي باشد كه با گشودن بيراهه اي خطرناك و هلاكت زا موجب نضج و شكل گيري مباني اعتقادي تباه و باورهاي ناصحيح و تفكرات فاقد پشتوانه هاي علمي و منطقي در ميان اقشار گوناگون جامعه به ويژه جوانان ناآگاه و فريب خورده مي گردد و به مرور نوعي آنارشيسم فكري و هرج و مرج اعتقادي را در جامعه انساني گسترش مي دهد.
    « تخرب هاي سياسي بيگانه گرا » يكي ديگر از جلوه هاي باطل است كه با موجوديت يافتن جمعيت ها و تشكل هاي گوناگون در عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي و سياسي جامعه را به سوي آشفتگي و اغتشاش پيش مي برد و به تامين مطامع و منافع نامشروع و ضد انساني قدرت هاي استعماري منتهي مي شود.
    « فسادگستري » در ميان مردم از ديگر ابعاد و جلوه هاي باطل گرايي به شمار مي رود كه به صورت تحرك گروه هاي ترويج كننده فحشا و بي بند و باري رخ مي نماياند و با نشانه رفتن سلامت معنوي افراد جامعه از جمله جوانان و دانشجويان به انحراف هاي جنسي و سرگرم كردن آنان به زندگي آلوده و لذت جويي هاي حرام ختم مي شود و از رشد بينش هاي سياسي در آنها و شناخت توطئه هاي دشمنان و احساس وظيفه و مسئوليت در برابر دين و ملت و آزادي و استقلال و تماميت ارضي كشور و مقابله با توطئه ها و تهاجمات بيگانگان جلوگيري مي نمايد.
    « قتل » كه به صورت از بين بردن فرصت هاي زندگي لذت بخش و سعادت آميز و قطع تداوم حيات و عمر ديگران ظاهر مي شود از جلوه هاي ديگر « باطل » محسوب مي شود و امنيت جاني انسان ها را مختل مي نمايد و تباهي هاي فراوان مي آفريند.
    دزدي تجاوز به نواميس ديگران خيانت در امانت فتنه انگيزي و اختلاف در ميان مردم نفاق ورزي دروغ گويي تهمت زني و سخن چيني و ساير اعمال زشت و تباه و زيانبار از ديگر جلوه هاي بطالت به شمار مي روند.
    هر فرد از افراد جامعه كه به « باطل » در ابعاد و جلوه هاي گوناگون آن گرايش فكري و اعتقادي و سياسي و اجتماعي و اخلاقي و رفتاري و عملي پيدا كند و با عملكردهاي زيان آفرين خود لحظات زندگي انسان ها را با تلخي و رنج و سختي بياميزد و دين و جان و مال و ناموس و حيثيت و آبروي آنان را در معرض هتك و خطر تباهي و نابودي قرار دهد سرانجام حاصل و ثمره خطاها و عملكردهاي ناپسند خود را خواهد ديد و از همه سو در محاصره آثار زيانمند آنها قرار خواهد گرفت .
    چنين كسي راكبي جاهل و فاسد و تباهكار است كه بر مركب بطالت سوار شده است و اين مركب در نهايت او را به سرزمين ندامت و پشيماني فرود خواهد آورد.
    آنكس كه در سرزمين ندامت فرود آيد چه بخواهد و چه نخواهد بايد به مجازات هاي سنگين و رنجزايي كه در انتظار اوست تن در دهد و به مشاهده واكنش هايي كه نتيجه طبيعي و اجتناب ناپذير كنش هاي ناپسند و زشت خود اوست بنشيند.
    اين مجازات ها از دو سو انسان باطل گرا را در مشقت و عذاب مي افكند هم در دنيا و از سوي قوانين جزايي حكومت و دولت و هم در عقبا و آخرت و از سوي دادگاه عدل الهي كه ذره اي از اعمال و رفتار اهل فسق و فجور و فتنه و نفاق و فساد و تباهي و خيانت و جنايت را از محاسبه دقيق و همه جانبه دور نمي دارد و همگان را به آنچه كرده اند مي رساند.
    و اينگونه است كه احكام جزايي دين مبين اسلام كه بايد توسط نظام سياسي و حكومتي مبتني بر قوانين جامع اين آئين بزرگ الهي به مرحله عمل درآيند متناسب با هر گرايش و رفتار ناپسند و ناصواب تشريع شده اند و تمام آنها نتيجه نهايي رفتار اهل بطالت محسوب مي گردد و چيزي خارج از اعمال ناپسند و فاسد و خلاف سائران بيراهه هاي گوناگون باطل به آنان نمي رسد و همه مجازات و عذاب ها ثمره و حاصل عملكردهاي تباه خود آنها محسوب مي شود.
    « جريان سازي هاي فكري ناسالم » يكي از ابعاد جلوه هاي « باطل » است كه با گشودن بيراهه هاي هلاكت زا موجب نضج و شكل گيري مباني اعتقادي ناصحيح و تفكرات فاقد پشتوانه هاي علمي و منطقي در ميان اقشار گوناگون جامعه به ويژه جوانان ناآگاه مي گردد و به مرور نوعي آنارشيسم فكري و هرج و مرج اعتقادي را در جامعه انساني گسترش مي دهد
    احكام جزايي دين مبين اسلام كه بايد توسط نظام سياسي و حكومتي مبتني بر قوانين جامع اين آئين الهي به مرحله عمل در آيند متناسب با هر گرايش و عملكرد ناپسند تشريع شده است و نتيجه نهايي رفتار اهل بطالت محسوب مي گردد و چيزي خارج از اعمال زشت سائران وادي تحيرزاي باطل به آنان نمي رسد