
دوره امامت حضرت امام حسن عسكري (ع ) با تداوم تحركات و
فعاليت هاي مخرب دستگاه خلافت بني عباس براي فرهنگ سازي هاي باطل و
تبليغات مسموم عليه اصل بزرگ امامت و رهبري و ايجاد شبهه و ترديد در
اذهان و افكار توده هاي مردم جامعه همراه گرديد. تلاش هاي پيدا و پنهان
عوامل بني عباس همچون فعاليت هاي ضدانساني بني اميه
به اين دليل عليه
جايگاه والاي « امامت » و مقام و منزلت رفيع « امامان » صورت مي گرفت كه
آنها به خوبي دريافته بودند چنانچه امامت و رهبري امت اسلامي كه حق
مسلم و الهي ائمه اطهار(ع ) است تحقق يابد
مردم سرزمين هاي اسلامي با
كسب بينش و آگاهي هاي ديني و اجتماعي و سياسي و با حركت در مسير پاك
پيشوايان معصوم (ع )
خلافت و زمامداري را كه يك منصب الهي است به
جايگاه اصلي آن بازمي گردانند و از استمرار اين غصب بزرگ توسط
دستگاه هاي خلافت جور جلوگيري به عمل مي آورند.
حضرت امام حسن عسكري (ع ) از عمق فعاليت هاي تخريبي و اغواگرانه
بني عباس براي منحرف كردن افكار عمومي از اصل امامت و به امتناع و
خودداري رساندن مردم از حركت در مسير پاك امامان شيعه اطلاع كامل
داشت و به همين منظور معرفت آفريني و ايجاد بينش هاي فكري و سياسي
براي جامعه درباره جايگاه و نقش محوري و بنيادين امامت و رهبري را
ضروري مي دانست .
در مكتوبات حضرت امام حسن عسكري (ع ) كه در پاسخ گويي به
شبهات و ترديدهايي كه دشمنان در اذهان مردم عليه امامت ايجاد كرده
بودند نگاشته مي شد و در اختيار افراد قرار مي گرفت تا به اين وسيله هم خود
به آگاهي و شناخت نائل آيند و هم زمينه ساز انتقال اين معرفت و بينش به
ديگران گردند
به وضوح به اوضاع ناگوار و شرايط تلخ اجتماعي و سياسي
به وجود آمده توسط دستگاه خلافت جور درباره امامت و رهبري اشارت
رفته است .
در يكي از اين مكتوبات آمده است :
« هيچ يك از اجداد و پدرانم آنگونه كه امروز من از سوي اين مردم مورد
شك و ترديد قرار گرفته ام
دچار اين مشكل نشدند . » (1 )
در اين مكتوب
امام حسن عسكري (ع ) شدت تاثيرپذيري مردم
ازتبليغات مسموم دستگاه بني عباس عليه اصل امامت را نمايان مي سازد و به
اين وسيله فضاسازي هاي باطل و فعاليت هاي مخرب عوامل مختلف خلفاي
ستمگر در مبارزه با ولايت و زعامت الهي ائمه (ع ) را آشكار مي نمايد و از
طرف ديگر رنج و سختي هاي طاقت فرساي خويش از آن شرايط ناگوار و
اندوهبار را به تامل مي گذراد.
حضرت امام حسن عسكري (ع ) در يكي ديگر از مكتوبات خويش از
گروه ها واقشاري از مردم جامعه كه به تبعيت از توطئه ها و ترفندهاي تبليغي
و فرهنگي و سياسي عوامل وابسته به دستگاه بني عباس به گمراهي افتادند و
به طور عملي در برابر رهبري و انديشه و مصالح و عملكرد او قرار گرفتند
اينگونه اظهار دردمندي مي نمايد و از اين رنج و ناگواري به خداوند قادر
متعال التجا و پناه مي جويد و ياري مي طلبد :
« از قومي به خدا پناه مي برم كه محكمات قرآن را حذف كردند
خداوند
را كه پروردگار همه پروردگان است از ياد بردند
پيامبر و ساقي كوثر را در
جايگاه هاي حسابرسي
و دوزخ و قيامت فراگيرنده و نعمت آخرت را
فراموش كردند . » (2 )
حضرت امام حسن عسكري (ع ) در همين مكتوب پس ازنماياندن اين
مشكل در جامعه اسلامي
به جايگاه رفيع و منزلت منيع خود كه امام و
برگزيده خاص الهي است اينگونه تصريح مي فرمايد :
« مائيم آن قله اعظم . پيامبري و امامت و كرامت در خاندان ماست .
مائيم فروغ هدايت
و دستگيره مستحكم و استوار . » (3 )
حضرت امام حسن عسكري (ع ) بنا به ضرورت ايجاد معرفت و شناخت
در توده هاي مردم
در يكي ديگر از مكتوبات خويش درباره مقام و منزلت
اهل بيت (ع ) و شايستگي هاي امامان (ع ) براي رهبري و ولايت سياسي و
اجتماعي بر جامعه و سرزمين هاي اسلامي و اوصاف و مشخصه جامع و
برتري هاي آنان در علم و دانش
مديريت و تدبير
جهاد و مبارزه
و نيز
ضرورت خاص تداوم زمامداري و ولايت اجتماعي و سياسي توسط
جانشينان ائمه اطهار(ع )
و همچنين پيرامون مختصات شيعيان خالص و
مبارز و تداوم دهنده راه امامان (ع )
چنين مي نگارد :
« ما با گام هاي نبوت و ولايت بر قله هاي حقايق بالا رفتيم ... مائيم شيران
جنگ و نبرد
و ابرهاي رحمت و باران زا. شمشير و قلم اكنون در دست
ماست
و پرچم ستايش و دانش در آينده در دست ما خواهد بود. نوادگان ما
خلفاي دين و يقين
و چراغ هاي امت ها
و كليدهاي بزرگواري مي باشند...
پيروان و شيعيان راستين و حقيقي ما گروه نجات يافته و فرقه پاك و منزه
هستند كه براي ما پوشش و نگه دارنده اند و بر ضد ستمگران همدست و
ياورند . » (4 )
به اين ترتيب حضرت امام حسن عسكري (ع ) در كنارانجام تمام
مسئوليت هاي امامت و رهبري
بينش آفريني هاي فكري و سياسي را براي
توده هاي مردمي كه تحت تاثير القائات مسموم جريان ها و احزاب وابسته به
خلافت غاصبانه بني عباس از راه پرفروغ امامت و فرمانبرداري از امام
معصوم (ع ) فاصله گرفته و در بيراهه هاي جهل و ناداني و غفلت به حركت
درآمده بودند
بسيار حياتي و لازم و ضروري مي دانست و علاوه بر بيانات و
رهنمودهاي كلامي
در مكتوبات خويش نيز به انجام اين مسئوليت توجه و
تلاشي دقيق مبذول مي داشت .
پاورقي :
1 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسكري (ع )
ترجمه جواد محدثي
نشر
معروف
ص 99
2 ـ همان منبع
ص 103
3 ـ همان منبع
4 ـ همان منبع
ص 104 و105
تلاش هاي پيدا و پنهان عوامل بني عباس همچون فعاليت هاي ضدانساني
بني اميه
به اين دليل عليه جايگاه والاي « امامت » صورت مي گرفت كه آنها به
خوبي دريافته بودند چنانچه اين اصل تحقق يابد
مردم سرزمين هاي
اسلامي با كسب بينش و آگاهي هاي لازم خلافت و زمامداري را به مسير
اصلي خود باز مي گردانند و از استمرار اين غصب بزرگ توسط دستگاه هاي
خلافت جور جلوگيري به عمل مي آورند

*****
درسي از مكتب امام حسن عسكري (ع )
فرود مركب « بطالت » در سرزمين « ندامت »
|
اين يك اصل ثابت و تغييرناپذير است كه فرجام انسان هاي گرايش يافته
به « باطل »
با زيان و انحطاط و هلاكت پيوند مي خورد و انهزام و اضمحلال
سرنوشت محتوم آنها خواهد بود
كه ماهيت باطل با تباهي و نابودي سرشته
است و گرايش كنندگان به خود را به مقصد فنا و نيستي مي رساند.
در نقطه مقابل باطل
« حق » قرار دارد كه به صورت يك اصل و قانون و
سنت ثابت و جاودان
به صلاح و فلاح رهنمون مي شود و رشد و پويايي و
نجات و رهايي و حيات پاك و سعادت بخش
فرجام و سرنوشت نهايي
رهروان اين راه روشن خواهد بود.
در متون فرهنگ و معارف اسلامي
« باطل » با تعابير و تمثيل هاي
گوناگون نمايانده شده و آثار تبعيت و پيروي و حركت در بيراهه هاي
گمراهي زا و انحطاط آفرين آن معرفي گرديده است .
رهنمود ذيل از حضرت امام حسن عسكري (ع ) نمونه اي است از تشبيه
و تمثيل هاي درس آموز و عبرت بخش درباره گرايش به بطالت در همه
مصاديق و نمودها :
« هركس بر مركب باطل سوار شود
او را در سرزمين ندامت و پشيماني
فرود خواهد آورد. »
اين رهنمود و تمثيل بيداركننده
« باطل » را به يك « مركب » تشبيه مي كند
كه سوارشونده بر خود را سرانجام به سرزمين ندامت و پشيماني فرود
مي آورد و فرجام نهايي گرايشات و رفتار و عملكردهاي باطل او را به خسران
و زيان و تباهي و ذلت منتهي مي گرداند.
« باطل » داراي ابعاد و جلوه ها و جنبه هاي مختلفي مي باشد كه هر كدام از
آنها بيراهه اي مي گشايند و انحطاطي مي آفرينند و اهل بطالت را به آفات و
زيان هاي گوناگون گرفتار مي سازند.
« جريان سازي هاي فكري ناسالم » يكي از ابعاد و جلوه هاي باطل
مي باشد كه با گشودن بيراهه اي خطرناك و هلاكت زا
موجب نضج و
شكل گيري مباني اعتقادي تباه و باورهاي ناصحيح و تفكرات فاقد
پشتوانه هاي علمي و منطقي در ميان اقشار گوناگون جامعه به ويژه جوانان
ناآگاه و فريب خورده مي گردد و به مرور نوعي آنارشيسم فكري و هرج و مرج
اعتقادي را در جامعه انساني گسترش مي دهد.
« تخرب هاي سياسي بيگانه گرا » يكي ديگر از جلوه هاي باطل است كه با
موجوديت يافتن جمعيت ها و تشكل هاي گوناگون در عرصه هاي فعاليت هاي
اجتماعي و سياسي
جامعه را به سوي آشفتگي و اغتشاش پيش مي برد و به
تامين مطامع و منافع نامشروع و ضد انساني قدرت هاي استعماري منتهي
مي شود.
« فسادگستري » در ميان مردم از ديگر ابعاد و جلوه هاي باطل گرايي به
شمار مي رود كه به صورت تحرك گروه هاي ترويج كننده فحشا و بي بند و
باري رخ مي نماياند و با نشانه رفتن سلامت معنوي افراد جامعه از جمله
جوانان و دانشجويان
به انحراف هاي جنسي و سرگرم كردن آنان به زندگي
آلوده و لذت جويي هاي حرام ختم مي شود و از رشد بينش هاي سياسي در
آنها و شناخت توطئه هاي دشمنان و احساس وظيفه و مسئوليت در برابر دين
و ملت و آزادي و استقلال و تماميت ارضي كشور و مقابله با توطئه ها و
تهاجمات بيگانگان جلوگيري مي نمايد.
« قتل » كه به صورت از بين بردن فرصت هاي زندگي لذت بخش و
سعادت آميز و قطع تداوم حيات و عمر ديگران ظاهر مي شود
از جلوه هاي
ديگر « باطل » محسوب مي شود و امنيت جاني انسان ها را مختل مي نمايد و
تباهي هاي فراوان مي آفريند.
دزدي
تجاوز به نواميس ديگران
خيانت در امانت
فتنه انگيزي و
اختلاف در ميان مردم
نفاق ورزي
دروغ گويي
تهمت زني
و سخن چيني و
ساير اعمال زشت و تباه و زيانبار
از ديگر جلوه هاي بطالت به شمار
مي روند.
هر فرد از افراد جامعه كه به « باطل » در ابعاد و جلوه هاي گوناگون آن
گرايش فكري و اعتقادي و سياسي و اجتماعي و اخلاقي و رفتاري و عملي
پيدا كند و با عملكردهاي زيان آفرين خود لحظات زندگي انسان ها را با تلخي
و رنج و سختي بياميزد و دين و جان و مال و ناموس و حيثيت و آبروي آنان
را در معرض هتك و خطر تباهي و نابودي قرار دهد
سرانجام حاصل و ثمره
خطاها و عملكردهاي ناپسند خود را خواهد ديد و از همه سو در محاصره
آثار زيانمند آنها قرار خواهد گرفت .
چنين كسي
راكبي جاهل و فاسد و تباهكار است كه بر مركب بطالت
سوار شده است و اين مركب در نهايت او را به سرزمين ندامت و پشيماني
فرود خواهد آورد.
آنكس كه در سرزمين ندامت فرود آيد
چه بخواهد و چه نخواهد
بايد
به مجازات هاي سنگين و رنجزايي كه در انتظار اوست تن در دهد و به
مشاهده واكنش هايي كه نتيجه طبيعي و اجتناب ناپذير كنش هاي ناپسند و
زشت خود اوست
بنشيند.
اين مجازات ها از دو سو انسان باطل گرا را در مشقت و عذاب مي افكند
هم در دنيا و از سوي قوانين جزايي حكومت و دولت
و هم در عقبا و آخرت
و از سوي دادگاه عدل الهي كه ذره اي از اعمال و رفتار اهل فسق و فجور و
فتنه و نفاق و فساد و تباهي و خيانت و جنايت را از محاسبه دقيق و همه
جانبه دور نمي دارد و همگان را به آنچه كرده اند مي رساند.
و اينگونه است كه احكام جزايي دين مبين اسلام كه بايد توسط نظام
سياسي و حكومتي مبتني بر قوانين جامع اين آئين بزرگ الهي به مرحله عمل
درآيند
متناسب با هر گرايش و رفتار ناپسند و ناصواب تشريع شده اند و
تمام آنها نتيجه نهايي رفتار اهل بطالت محسوب مي گردد و چيزي خارج از
اعمال ناپسند و فاسد و خلاف سائران بيراهه هاي گوناگون باطل به آنان
نمي رسد و همه مجازات و عذاب ها ثمره و حاصل عملكردهاي تباه خود آنها
محسوب مي شود.
« جريان سازي هاي فكري ناسالم » يكي از ابعاد جلوه هاي « باطل » است كه
با گشودن بيراهه هاي هلاكت زا
موجب نضج و شكل گيري مباني اعتقادي
ناصحيح و تفكرات فاقد پشتوانه هاي علمي و منطقي در ميان اقشار گوناگون
جامعه به ويژه جوانان ناآگاه مي گردد و به مرور نوعي آنارشيسم فكري و هرج
و مرج اعتقادي را در جامعه انساني گسترش مي دهد
احكام جزايي دين مبين اسلام كه بايد توسط نظام سياسي و حكومتي
مبتني بر قوانين جامع اين آئين الهي به مرحله عمل در آيند
متناسب با هر
گرايش و عملكرد ناپسند تشريع شده است و نتيجه نهايي رفتار اهل بطالت
محسوب مي گردد و چيزي خارج از اعمال زشت سائران وادي تحيرزاي
باطل به آنان نمي رسد

| |