روزنامه جمهوري اسلامي 05/02/1386 صفحه عقيدتي
*****
راه تقويت دنياي اسلام




  • سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني در بيستمين كنفرانس وحدت اسلامي
    اشاره
    بيستمين كنفرانس وحدت اسلامي در نيمه دوم فروردين 1386 در تهران برگزار شد. اين كنفرانس كه با حضور علما و صاحبنظران شيعه و سني از كشورهاي مختلف جهان در سالن اجلاس سران در تهران تشكيل شد با سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني افتتاح گرديد. متن كامل سخنان آيت الله هاشمي رفسنجاني كه در تشريح سيره و عمل پيامبر اكرم در زمينه وحدت ايراد شد بدين شرح است .
    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمدلله والسلام علي رسول الله و آله و اصحابه
    اعوذبالله من الشيطان الرجيم
    ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم
    ميلاد خجسته خاتم انبيا و فرزند گرانقدرشان امام صادق (ع ) را به امت اسلامي و به خصوص به حضار گرامي تبريك عرض مي كنيم . از حضور ميهمانان و توجهشان به مسئله وحدت دنياي اسلام به خصوص از مجمع جهاني تقريب مذاهب و شخص آيت الله تسخيري كه اين برنامه هاي خوب را در شرايط خاصي كه هستيم ترتيب داده اند ممنونيم .
    سعي مي كنم اهداف كنگره هاي وحدت را كه الان بيستمين آن را برگزار مي كنيم با سيره و عمل پيغمبر(ص ) بيان كنم . اميدوارم براي امت بزرگ اسلامي حرف موثري را در جمع شما بزرگان مطرح كنم . دعا مي كنيم در اين كنگره بزرگ موفق شويد راه جديدي را در برابر حركت مقدس جنبش اسلامي كه واقعا در شرايط حساسي است قرار دهيد.
    زمان مناسبي است . اگرچه اين كنگره را هر ساله داريم ولي امسال ويژگي زمان براي كنگره جاي تشكر دارد كه اين ويژگي را لحاظ كرديد و اين كنگره را با اين حجم و وسعت و با حضور كم سابقه مهمانان دانشمند برگزار مي نماييد.
    براي شما كاملا روشن است كه در شرايطي هستيم كه دشمن به خانه و منطقه ما آمده است و باهمه سواره و پياده اش در منطقه حضور پيدا كرده و خيلي صريح و گستاخ تهديد ارعاب و دخالت مي كند. در صحبت هايي كه خواهم داشت عوامل حضور اينها را هم توضيح خواهم داد.
    وقتي به تاريخ 1400 ساله اسلام نگاه مي كنيم واقعيتي براي ما روشن مي شود. ضربه هاي عمده اي كه مسلمانان در طول تاريخ از جبهه كفر ديده اند هميشه در زماني بود كه اختلاف تنازع و تفرق در امت اسلامي شديد بود. دشمنان اسلام كاملا مواظب هستند. وقتي ما كاملا منسجم باشيم آنها زمان را براي ضربه زدن مناسب نمي بينند. ولي وقتي كه متفرق و درحال نزاع باشيم شرايط را براي حضور تجاوزگرانه خود مساعد مي بينند.
    تاريخ طولاني اسلام را كه مرور كردم ديدم نقطه هاي حساس در چنين شرايطي است . مثلا جنگ صليبي موقعي اتفاق افتاد كه اروپايي ها احساس كردند درگيري هاي داخلي مسلمانان به خصوص در اطراف مديترانه مثل مصر سوريه تركيه و به طور كلي شامات شدت گرفت . آنها اين زمان را براي لشكركشي مناسب ديدند. اين نكته قابل توجه است .
    مغول را كه براي دنياي اسلام از شرق تا غرب ممالك اسلامي يك ويرانگر به تمام معنا بود در نظر بگيريد. درست زماني حمله كرد كه حكومت هاي متفرق در ممالك اسلامي به جان هم افتاده بودند و جنگ داخلي داشتند. در شرق جهان اسلام كه براي جلوگيري از نفوذ مغول سنگر اصلي بود بين سلجوقيان و خوارزمشاهيان ايران جنگ بود. بدتر از آن مركز خلافت يعني آخرين خليفه عباسي مايل بود كه حكومت خوارزمشاهيان را در ايران بشكنند چون از مركز خلافت متابعت نمي كردند. ابن اثير در آثار خود نامه اي را نقل مي كند كه خليفه عباسي به هولاكوخان نوشته و از او خواسته كه شر خوارزمشاهيان را كم كند. خيال مي كردند اگر خوارزمشاهيان بشكنند راحت مي شوند. بالاخره مغول آمد و خوارزمشاهيان را شكست داد و آن منطقه را غارت كرد كه شايد نفس راحتي در مركز خلافت كشيده شد. اما چند صباحي نگذشت كه مغولها در راه بغداد اسماعيلي ها را هم در قلعه بسيار مستحكم الموت شكست دادند و از آنجا به بغداد رفتند و شد آنچه كه شد و مي دانيد. حتي بعد از بغداد تا هر جا كه مي خواستند رفتند.
    اين يورش هم درست در زماني اتفاق افتاد كه جريانهاي مختلف حكومت اسلامي مسلحانه به جان هم افتاده بودند. بقيه شرايط هم اينگونه بود و هميشه از اين ناحيه ضربه خورديم . آخرين دوره اي كه غربي ها به جهان اسلام تهاجم كردند موقعي بود كه اختلافات شديدي بين حكومت مركزي اسلام يعني عثماني ها و كشورهاي فعلي و اقمار آن روز خلافت عثماني افتاده بود و با هم درگير بودند و مي جنگيدند و دعوا داشتند. آنها خيلي راحت از پنجره هاي اختلاف وارد شدند و منطقه ما را تصرف كردند و هنوز داريم دود آن آتش را مي بينيم .
    تحرك جدي كه الاذن مي بينيم به خاطر اين است كه غرب پس از مدتي استراحت از حضور بسيار سنگين در ممالك اسلامي كه دنياي اسلام را براي منافع خود كم خطر كرد و نفس راحتي مي كشيد انقلاب اسلامي ايران در حساس ترين حلقه زنجيره دنياي اسلام با آن عظمت بروز كرد. انقلابي كه حقيقتا جلوه حضور مردم اسلام دين و آگاهي عمومي بود و شما همه اين مسايل را مي دانيد.
    انقلاب اسلامي زنگ خطري براي منافع غرب بود. چون جاي خود را به سرعت در سراسر دنياي اسلام باز كرد. غربي ها اسم آن را « انقلاب الله اكبر » گذاشتند. البته آنها باهدف ديگري اين اسم را گذاشتند اما اين اسم آنها را به هدفشان نه تنها نزديك نكرد بلكه دور كرد. واقعا انقلاب الله اكبر بود. يعني حربه ايراني هايي كه حكومت رژيم پهلوي را شكستند و آمريكا را از ايران بيرون كردند بانگ الله اكبر بود كه از پشت بامها و خيابانها به گوش رژيم و آمريكا مي رساندند. اين پيام به سرعت به دنياي اسلام رسيد و غرب و حتي شرق ـ احساس خطر كرد. يعني آن موقع سه بخش در مقابل اين حركت اسلامي و مردمي احساس خطر كردند كه بيشتر از همه غرب چنين احساسي كرد. چون ايران مركز منافع حياتي غرب بود. شرق هم كه پيام آور الحاد براي بشريت بود وقتي ديد مردم ايران با پيام آسماني قيام كردند و اميد آنها را كه مي گفتند پيام الحاد و جهان را مي گيرد در دنياي اسلام ضعيف كرد احساس خطر كردند و با غرب همراه شدند. ارتجاع منطقه هم با ادله اي كه در مقابل مردمش احساس نگراني داشت با غرب و شرق همنوا شد. نتيجه آن جنگ ديگري بود كه حزب بعث عراق عليه ايران آغاز كرد و اين زمينه اي براي حضور بيشتر غرب در منطقه شد.
    توانستيم جنگ عراق را به صورتي پايان دهيم و حق خود را در سازمان ملل اثبات كنيم ; اين كار هم واقعا دشوار بود. چون كسي در سازمان ملل از حقوق ما دفاع نمي كرد. حقانيت و قدرت مردم به ما كمك كرد. دوباره جنگ كويت پيش آمد كه ماجراي شروع و پايان آن را مي دانيد. جنگ هاي داخلي در افغانستان اتفاق افتاد كه متاسفانه زمينه خواسته هاي آمريكايي بود چون بخشي از عوامل درگير در جنگ مخلوق آنها بودند يعني القاعده و طالبان را آمريكا خلق كرده بود.
    به هر حال زمينه را براي حضور جدي در منطقه ما فراهم كردند. مي دانيد كه پس از جنگ عراق و كويت آنها به صورت انبوه به منطقه آمدند. البته اواخر جنگ ايران و عراق به طور نسبي آمده بودند. حضورشان را ادامه دادند. وضع ما همين است كه مي بينيد منتهي آنها با اهداف بسيار بسيار خبيثانه اين وضع را ادامه مي دهند.
    مي خواهم عرض كنم كه اسناد و مدارك عقلي نقلي و تجربي داريم كه عظمت و پيشرفت دنياي اسلام هميشه در سايه اتحاد و شكست ها و عقب افتادگي هايش هميشه در سايه تفرقه و تنازع بود. البته اين تفرقه با اختلاف نظر فرق دارد. قرآن و پيامبر(ص ) اختلاف نظر را مي پذيرفتند. « لااكراه في الدين » اين سخن را تاييد مي كند و آيات و روايات فراواني نشان مي دهند كه جامعه در سايه نقادي ها اظهارنظرها بحث ها و اتباع احسن تكامل مي يابد. اسلام اين راه را باز گذاشت . بايد آن قدر سعه صدر داشته باشيم كه بحث هاي اجتماعي عقيدتي تاريخي فرهنگي و فلسفي را تحمل كنيم . نظرات گوناگون در محافل اهل علم مطرح شود. منتها نياز به داور است كه جايش خالي است و بايد فكري براي داوري بكنيم . اين خوب است عيب آن است كه دچار تفرق و تنازع مي شويم .
    آيه اي كه اول صحبتم خواندم در سوره انفال است . اتفاقا سوره جنگ است . مي فرمايد : « ولاتنازعوا و تفشلوا » با تنازع خود را فشل نكنيد و ابهت خود را از دست ندهيد كه دشمن احساس آرامش كند. در مسايلي كه نياز به صبر دارد با صبوري همديگر را تحمل و با هم كار كنيد. آيات فراواني داريم كه براي شما علما تحفه اي نيست كه عرض كنم .
    مسير تاريخ را عرض كردم و به سيره پيامبر(ص ) برمي گردم . به راهي كه پيامبر(ص ) رفتند عمل كنيم . همه ما هم قبول داريم . هم در كتابهاي اهل سنت هست و هم شيعيان نوشتند. وقتي كار پيامبر(ص ) در مكه با انسان سازي كامل شد و فضاي مكه براي پياده كردن پيام آسماني آماده نبود و بنا شد به مدينه بروند چه كردند


    دو بيعت قبل از هجرت پيامبر(ص ) را نگاه كنيد. پيامبر سعي كرد وقتي با مردم يثرب بيعت مي كند از همه قبايل حضور داشته باشند. سران دو قبيله اوس و خزرج و ديگر قبايل جمع شدند و با پيامبر(ص ) بيعت كردند تا زمينه وحدت در مدينه فراهم شود. به مدينه هم كه آمدند در همان سال اول و حتي قبل از جنگ بدر كار عجيبي كردند. اولا بين مسلمانان عقد اخوت بستند كه از نوع تشريفاتي نبود. از قبيله هاي متنازع كه سالها جنگ را در روابط خود داشتند افراد شاخص را انتخاب و آنها را برادر هم مي كردند. احكام موثري هم براي اين عقد اخوت بود كه كم كم آن احكام نسخ شد ولي در اوايل قوي بود. عهد برادري آثار زيادي داشت .
    پيامبر به اين هم اكتفا نكردند. همه قبايل يهود را كه آن زمان از لحاظ مالي سلاح استحكامات ارتباطات و دانش در جزيره العرب نيرومند بودند جمع كردند. قدرت علمي يهود به خاطر اين بود كه وارث كتاب آسماني تورات بودند و با آن دانش در عصر جاهليت جزيره العرب با انحرافاتي كه داشتند سرآمد تفكرات الهي بودند. هم نفوذ فرهنگي و اقتصادي و هم قدرت تهاجم داشتند. پيامبر(ص ) آنها را با بقيه قبايل و گروههايي كه مسلمان شده بودند جمع كردند و يك پيمان جامع را به امضاي آنها رساندند. حيف كه فرصت نيست متن پيمان را براي شما بخوانم . البته خودتان اهل مطالعه هستيد ويا مراجعه و مطالعه مي كنيد. اين پيمان واقعا پيام جالبي دارد. در بندهاي پيمان بين مسلمانان و يهوديان نكات مهمي وجود دارد. همه دردهايي كه ممكن بود در يثرب به وجود بيايد پيش بيني و راه حل ارائه شده بود. تعهدات هم آمد و بالاتر از همه پيامبر(ص ) به عنوان داور انتخاب شده بودند. چون هر پيماني مي تواند در آينده در تفسير موجب اختلاف شود. اين طبيعي است و همه جا هست . بنا شد هر كجا اختلافي در مفهوم پيمان پيدا شد پيامبر اكرم (ص ) داوري كنند.
    يثرب و اطراف آن را با آن پيمان كاملا متحد كردند. البته يهوديان بعدها تخلف كردند و مجازات شدند. تا اين اتحاد برقرار بود كسي به آنها و سرزمين آنها چشم طمع نداشت . دشمن مشتركشان بت پرستان و مشركان مكه بودند و براي مقابله بااين دشمن روي مشتركات اهل كتاب تكيه شد.
    با اينكه اين پيمان مربوط به 1400 سال پيش آنهم نسبت به امروز مربوط به مدينه كوچك است بندهايي دارد كه بسيار مهم است . بايد اين بندها را متناسب با روز كنيم و بس جهان اسلام و ساير اهل كتاب كه در خيلي از مسايل با مسلمانان مشترك هستند مطرح كنيم . اگر يك پيمان رسمي نمي شود مي تواند يك تعهد نانوشته از سوي علماي فرق و اديان باشد. درست است كساني كه امروز تهاجم مي كنند مسيحي هستند ولي آنها براي گسترش پيام حضرت مسيح تهاجم نمي كنند. آنها براي مسايلي تهاجم مي كنند كه حضرت مسيح از آنها بيزار است و رسالت حضرت مسيح ضد آنها بود. ولي بالاخره اسم آنها مسيحي است و در كليسا حاضر مي شوند در مسايل تعبد و شايد عقايد خاصي داشته باشند كه بحث ديگري است .
    مي خواهم عرض كنم كه اگر روي مشتركات تكيه و تاكيد كنيم با همين قرآن و با سنت و سيره پيامبر(ص ) و ائتلافي كه آن حضرت درست كردند و درسي كه اين ائتلاف به همه ما مي دهد مي توانيم تعامل سازنده اي با همه اديان ديگر داشته باشيم . آن موقع از طرف مكه تهديد مي شدند كه با آن پيمان جلوي تهديد را گرفتند. پس راه تقويت دنياي اسلام الاذن روشن است .
    شرايط ما هم واقعا ويژه است . اكثر شما خيلي خوب مي توانيد شرايط امروز را تحليل كنيد كه درگيري هاي فرقه اي بين پيروان اسلام بزرگترين گناه كبيره است . گناهي از اين بزرگتر نداريم . نمي توانيد گناهان شخصي را با اين گناه مقايسه كنيد. ممكن است انسانهايي فاسق و فاجر و آلوده باشند اما آثارشان در محدوده خودشان است . اين فسق كه فرق اسلامي را در مقابل هم قرار دهيم تا جائي كه همديگر را قربه الي الله بكشند خيلي بد است . لحظه اي فكر كنيد اين افرادي كه در بغداد كابل و جاهاي ديگر خودشان را منفجر مي كنند تا يك مسلمان را بكشند و يا يك مسجد را تخريب كنند چه كساني هستند چه تفكري دارند چه ارتباطي بين اينها و اسلام و قرآن است از كجا اينها اين قدر به انحراف افتادند
    بالاخره اهل علم علما و همه ما وظيفه داريم اين مسايل را با صراحت بگوييم . فرقي نمي كند كه اين افراد شيعه سني عراقي ايراني و... باشند. مسئله ما اين است كه چگونه مي توانيم براي يك مسلمان اجازه صادر كنيم كه اين گونه با برادر مسلمان خود برخورد كند آن هم موقعي كه دشمنان ما در خانه ما هستند.
    جنگي كه بين فرق شيعه و سني در عراق ديده مي شود با هيچ دليلي نمي توان آنرا به اسلام مربوط كرد. اگر ما طلبه ها هم دنبال اين نزاعهاي جانانه افراد تندرو افراطي و جاهل كشيده شويم و از اين و آن حمايت كنيم جاي تاسف بسيار دارد شكي نيست كه آمريكايي ها به اين اختلافات و دركيري هاي شيعه و سني و درگيري هاي قومي و مذهبي اهل كتاب و مسلمانان دل بستند. آنها هميشه به اين حربه چسبيده بودند و امروز هم به آن چسبيده اند. شرايط هم به گونه اي است كه مسايل روشن روشن است . چرا اين بحث ها در خليج فارس و اطراف آن اين همه داغ است چرا اينگوه است دليلش روشن است . خداوند منابعي را در اين منطقه در سرزمين وحي و اطراف سرزمين وحي قرار داد كه امروز منابع حياتي است . هيچ كشوري بدون انرژي نمي تواند ادامه حيات بدهد. مقدار كشف شده منابع انرژي در منطقه ما دنيا را به خود وابسته كرده است . اين غارتگران و اين قدرتهاي طماع به فكر اين هستند كه كليد اين گنجها را در اختيار داشته باشند.
    دنياي اسلام حرفي ندارد كه آنها مثل كالاهاي ديگر از اين منابع استفاده كنند. آنها به ما كه كالا مي دهند و ما هم به آنها نفت مي دهيم . اين تعامل تجاري و همكاري هاي فني كاملا قابل قبول و درك است . كسي نمي خواهد نفت خود را زيرزمين مدفون كند و استفاده نكند. ولي آنها مي خواهند صاحب باشند و با اين اهرم ديگر رقيبانشان را از ميدان بيرون كنند. واقعا اين منازعه از طرف آنها ظالمانه و از طرف ما مظلومانه است . به حكم خدا قرآن سنت پيامبر(ع ) و به عقل و تجربه مان از وظايف ماست كه سعي كنيم اين فضاي همكاري را در دنياي اسلام تقويت كنيم .
    شما مي دانيد كه يك ميليارد و نيم مسلمان يك چهارم جمعيت دنيا را شامل مي شود و به همين مقدار بازار دنيا مربوط به مسلمانان است . به قول غربي ها كه معمولا آمار را پايين مي گيرند 18 درصد توليد داخلي دنيا در مناطق اسلامي است . بهترين مراكز سوق الجيشي دنيا دردست مسلمانان است . تنگه هاي حساس دنيا در اقيانوسها و درياها مربوط به كشورهاي اسلامي است . در سازمان ملل 58 راي داريم ولي هر وقت دشمنان اسلام بخواهند عليه كشورهاي اسلامي راي بگيرند با اعمال نفوذ حتي از اين آرا استفاده مي كنند.
    اين عظمت و سرمايه هايي كه خداوند به ما داد و لطفي كه به بشريت دارد كه اين مكتب الهي قرآن و اين هدايت را از طريق امت اسلامي در اختيار انسانها گذاشته است خيلي عظمت دارند. اين سرمايه ها را داشته باشيم و ذليل قدرتهاي متجاوز مستكبر و سلطه طلب باشيم بدون شك مبغوض خداوند است . با توجه به اينكه قرآن با صراحت از ما خواسته زير بار زور نرويم اين وظيفه براي ما قطعي است .
    به هر حال بايد از موقعيت كنگره وحدت بيشتر استفاده كنيم و انشاالله علماي بلاد اسلامي با سوغاتي بيداري ملت ما از مركز انقلابي جهان اسلام به اوطان خود برگردند. ما اهل درگيري و تهاجم نيستيم . هدف ما احياي اسلام است . در گذشته هاي نه چندان دوري يعني در دو قرن پيش سيدجمال الدين اسدآبادي علامه عبده بحث اتحاد جهان اسلام را مطرح كردند. البته فريادشان ضعيف بود چون تريبون درستي نداشتند ولي آرزوها خيلي كارساز بود. قدري كه جلو رفتند متفكران ديدند ايجاد اتحاد سخت است ولي مي توانند تقريب را فراگير كنند كه دارالتقريب تاسيس كردند. ما طلبه جواني بوديم كه مي ديديم آيت الله بروجردي در قم و علامه شلتوت در مصر باهم ارتباط برقرار كرده بودند و شخصيت هايي از دو طرف كار مي كردند تا فرق اسلامي به هم نزديك شوند. رساله الاسلام مصر نقش بسيار خوبي در بسط تفكر تقريب مذاهب ايفا مي كرد. متاسفانه اين اهداف كم كم كمرنگ شد. ولي الحمدلله امروز در ايران مجمع جهاني تقريب مذاهب داريم و آيت الله تسخيري هم بشارت دادند كه دارالتقريب مصر هم دوباره احيا شد. خاضعانه از شما علما خواهش و تقاضا مي كنم كه سعي كنيد اين مسايل را در بلاد ديگر هم توسعه بدهيد و اين همكاري را جدي بگيريد.
    ما مخالف بحث هاي طلبگي بين خودمان نيستيم . ولي اين بحث ها نبايد مردم عصباني و احساسي را در مقابل هم قرار دهد. بايد كاري كنيم كه نتايج بحث هاي ما كم كردن نكات بسيار محدود اختلافات و افزايش نكات بسيار فراوان اشتراكات باشد.
    يك بحث هائي هست كه مال امروز نيست مال زمان هاي ديگري است كه زمان آن گذشته . حالا بحث كنيم كه خليفه اول چه كسي بود هر كه بود حالا كه ديگر اثري ندارد. حالا تمام شده آنچه براي ما مهم است اينست كه ببينيم حجت كجاست . مرجع پيدا كردن حكم كجاست . سراين كه اهل سنت و شيعه اختلاف ندارند آنها هم به مكتب اهل بيت احترام ميگذارند ما هم به نظرات ائمه اهل سنت احترام ميگذاريم . اين منابع در همه كتابهاي ما هست و ما به همه استناد مي كنيم و اين مشكلي نيست . يك بحث هاي تاريخي را آدم هاي نادان مايه تفرقه جنگ و آدم كشي قرار بدهند انصافا انحراف جدي است . خداوند ما را از انحرافات مصون بدارد و توفيق بدهد آن وحدت مورد دعوت قرآن را كه در اين زمان بسيار ضروري است انشاالله احيا كنيم . من بيشتر وقتتان را نمي گيرم تا شما متفكران وقت بيشتري براي مباحثه داشته باشيد.
    والسلام عليكم و رحمه الله
    تجربه تاريخي نشان ميدهد غربي ها هر وقت مسلمانان را درحال نزاع ببينند درست در همان زمان موقعيت را براي حضور تجازوگرانه مساعد تشخيص داده و ضربه خود را وارد مي كنند
    انقلاب اسلامي كه غربي ها آنرا « انقلاب الله اكبر » ناميدند زنگ خطري بود براي منافع غرب ولذا تلاش كردند با ايجاد درگيري ها زمينه را براي حضور خود در منطقه فراهم كنند
    اسناد و مدارك عقلي نقلي و تجربي نشان ميدهند كه عظمت و پيشرفت دنياي اسلام هميشه در سايه اتحاد و شكست ها و عقب افتادگي هايش هميشه در سايه تفرقه و تنازع بود
    درگيري هاي فرقه اي بين پيروان اسلام بزرگترين گناه كبيره است
    اينكه پيروان فرقه هاي اسلامي در مقابل همديگر قرار گيرند و همديگر را بكشند فسق است
    جنگي كه ميان شيعه و سني در عراق ديده مي شود با هيچ دليلي به اسلام مربوط نمي شود
    چگونه ميتوان براي يك مسلمان اجازه صادر كرد برادر مسلمان خودش را منفجر كند آنهم در زماني كه دشمن در خانه ما مسلمانان است !
    ما مخالف بحث هاي طلبگي بين خودمان نيستيم ولي اين بحث ها نبايد مردم عصباني و احساسي را در مقابل همديگر قرار دهد. بايد نتايج بحث هاي ما كم كردن نقاط بسيار محدود اختلاف و افزايش نقاط بسيار فراوان اشتراكات باشد
    اينكه بحث هاي تاريخي را آدم هاي نادان مايه تفرقه جنگ و آدم كشي قرار بدهند انصافا جدي است