بسم الله الرحمن الرحيم
دولتمردان كنوني آمريكا
به اين اصل معتقدند كه جهان بايد در انحصار
و اختيار آمريكا باشد. اين
يعني شديدترين نوع انحصارطلبي .
اين تفكر اگر برمبناي عدالت و حاكميت اخلاق و اصول انساني بود
ميتوانست قابل مطرح كردن باشد هر چند ملت ها بجاي آنكه حاضر شوند
سرنوشت خود را در اختيار دولتمردان آمريكا قرار دهند
خود به همان
نسخه عدالت و حاكميت اخلاق و اصول انساني عمل مي كردند و زمام امور
خود را به ديگران نمي سپردند. اما نكته اينست كه حاكمان امروز آمريكا
درست در نقطه مقابل عدالت و اخلاق و اصول انساني قرار دارند و در عين
حال
مدعي رهبري جهان هستند!
خوشبختانه اوضاع جهاني در شرايط كنوني برخلاف ميل و اراده
دولتمردان آمريكا به پيش مي رود و آنها هرقدر بيشتر به كوره انحصارطلبي
خود هيزم مي ريزند آتش خشم ملت ها عليه آنها شعله ورتر مي شود و شيب
سقوط امپراطوري آمريكا كه خود را ابرقدرت بلامنازع دوران معرفي مي كند
تندتر مي شود. اين واقعيت را به روشني ميتوان در تازه ترين رويدادهاي
نقاط مختلف جهان كه آمريكا به آنها دست اندازي كرده است ملاحظه كرد.
در فلسطين اشغالي
كه رژيم صهيونيستي در همه جناياتش مورد
حمايت آمريكاست
مردم عليرغم همه تنگناها و مصيبت هائي كه
صهيونيست ها بر آنها تحميل مي كنند از هميشه مقاوم تر در برابر اشغالگران و
حاميان آنها ايستاده اند و محور اصلي مبارزاتشان را مقابله با آمريكا تشكيل
ميدهد. شعار مرگ بر آمريكا
در فلسطين نيز رواج يافته و گروه هاي مخالف
آمريكا راي مردم را در اختيار دارند و نفرت از آمريكا عموميت پيدا كرده
است . تلاش هاي كنوني آمريكا براي وادار كردن سران كشورهاي عربي به
سازش با رژيم صهيونيستي نيز بي نتيجه است و همانطور كه صهيونيست ها
اين روزها ميگويند دولتمردان عرب از ترس ملت هايشان جرات نزديك
شدن به رژيم صهيونيستي را ندارند.
در لبنان
همه چيز به زيان آمريكاست . بعد از پيروزي حزب الله در
جنگ 33 روزه اي كه رژيم صهيونيستي بر لبنان تحميل كرد
علاوه بر آنكه
هيبت اسرائيل شكست آمريكا نيز نفوذ خود را از دست داد و نه تنها مردم
لبنان بلكه همه ملت هاي عرب متوجه اين واقعيت شدند كه آمريكا فقط يك
ببر كاغذي است و اگر اراده اي در كار باشد به راحتي ميتوان باد اين هيولاي
ساختگي را خالي كرد . طرح آمريكائي خاورميانه بزرگ كه تاجنگ 33 روزه
لبنان حرف اول آمريكا بود
بعد از شكست خوار كننده اسرائيل و آمريكا در
اين جنگ
كاملا رنگ باخته و ديگر مطرح نيست . اين
ننگ بزرگي براي
آمريكاست كه ادعاي ابرقدرتي دارد و ميخواهد هر طور شده رهبري جهان را
دردست داشته باشد
اما در برابر اراده يك گروه چريكي در يك كشور
كوچك به زانو درآمده و اكنون در صحنه سياسي نيز ناچار است شكست
بزرگي را در برابر همان گروه چريكي بپذيرد.
در آمريكاي لاتين
دولت آمريكا تيره ترين روزهاي سياسي خود را
پشت سر ميگذارد. هر روز در اين منطقه يك حزب ضد آمريكائي به پيروزي
مي رسد و سرزميني كه دولتمردان واشنگتن تا يك دهه قبل آنرا حيات
خلوت خود مي دانستند
امروز به مركز قوي ترين مبارزات ضد آمريكائي
تبديل شده است .
عراق و افغانستان
كه بوش كوچك فكر مي كرد بعد از اشغال برگهاي
برنده اي براي او و كشورش خواهند بود
اكنون به باتلاق هاي بشدت دست و
پاگيري براي آمريكا تبديل شده اند. اشغال اين دو كشور و ناكامي هاي
همه جانبه بعد از آن
ضربه هاي محكمي به آمريكا وارد ساخت كه قطعا
نميتواند آنها را جبران نمايد.
ايران
كه هدف نهائي آمريكا از تهاجم به منطقه خاورميانه بود
اكنون
قدرت برتر منطقه است و تهديدي براي منافع نامشروع آمريكا بشمار
مي رود. مقاومت دولت و ملت ايران در مساله انرژي هسته اي كه اهرم اصلي
آمريكا بود
بوش كوچك و دستيارانش را به استيصال كشانده است . در اين
نبرد
قطعا ما پيروز خواهيم بود و آمريكا يكبار ديگر با خفت به زانو
درخواهد آمد. در سالگرد شكست آمريكا در طبس
تاكيد بر اينكه آمريكا باز
هم شكست خواهد خورد
مفهوم روشني دارد.
ترسيم صحنه هاي واقعي جهان و منطقه در مقابله با سياست هاي
جنگ افروزانه و سلطه طلبانه آمريكا
به روشني نشان ميدهد كه همه چيز به
زيان واشنگتن به پيش مي رود و اين سراشيبي كه هر روز تندتر مي شود
سرانجام به سقوط شيطان بزرگ خواهد انجاميد.

|