روزنامه جمهوري اسلامي 04/02/1386 صفحه سرمقاله
*****
پيشداوري غرب و سرنوشت مذاكرات هسته اي


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    دور جديد مذاكرات هسته اي ايران و اتحاديه اروپا قرار است روز 4 شنبه پنجم ارديبهشت ماه جاري بين دكتر لاريجاني مذاكره كننده ارشد ايراني و « خاوير سولانا » هماهنگ كننده سياست خارجي اتحاديه اروپا برگزار شود. در اين زمينه ملاحظات و نكاتي وجود دارد كه حساسيت و اهميت اين ديدار و همچنين پيچيدگيها و ظرافتهاي اين دور از مذاكرات را بازگو مي كند.
    1 ـ غرب در يك دوره طولاني و البته نافرجام اصرار داشت كه با قطع مذاكرات خود با ايران تهران را براي عقب نشيني از مواضع خود تحت فشار قرار دهد. در چارچوب تلاش براي افزايش فشارها و همچنين برهم زدن تعادل سياسي ـ اجتماعي در ايران مسئولان غربي اعم از آمريكا و اروپا اصرار داشتند كه شرط از سرگيري مذاكرات هسته اي آنست كه ايران غني سازي اورانيوم را به حال تعليق درآورد. چانه زني هاي بعدي اروپا براي تحقق همين خواسته و تحميل آن حتي به اين نكته نيز منجر شد كه ايران دستكم يك « تعليق موقت » را بپذيرد. صرفنظر از اينكه يك تعليق كوتاه مدت و موقت چه نفعي براي غرب مي توانست و هنوز هم مي تواند بهمراه داشته باشد از اين اصرارها مي توان به اين نتيجه رسيد كه غرب انتظار داشت از آثار و تبعات سياسي ـ تبليغاتي تعليق هرچند موقت و كوتاه مدت سواستفاده تبليغاتي كند و چنين وانمود سازد كه گويا ايران از مواضعش عقب نشيني كرده و اين هنوز گام اول است !
    غرب در اين زمينه از تقريبا تمامي اهرم فشارهاي موجود نيز بهره گيري كرد و ضمن تصويب چندين قطعنامه عليه ايران در شوراي امنيت سازمان ملل تلاش كرد تا نوعي اجماع سياسي ـ تبليغاتي عليه ايران را در شوراي امنيت فراهم سازد. كاملا آشكار است كه چنين اجماعي با بده بستانهاي فراوان در پشت پرده به دست آمده و هدف آنست كه ايران را از انرژي و پيشرفت در قلمرو علوم و فناوريهاي جديد باز دارد و محروم كند. ايران اسلامي اگرچه همواره از پيشنهاد مذاكرات استقبال كرده است لكن وجود هرگونه پيش شرطي در اين زمينه را يك مانع بزرگ و غيرقابل قبول ارزيابي مي كند . در روند مذاكرات ايران با 3 كشور اروپائي طرف ايراني با حوصله فراوان انعطاف نشان مي داد ولي طرف اروپائي نه تنها به هيچ يك از تعهداتش عمل نكرد بلكه حتي انعطاف ايران را هم به حساب ضعف گذاشت . طبعا دليلي نداشت كه تعليق طولاني مدت و يكطرفه اي كه ايران پذيرفته بود ادامه يابد و امروز هم دليلي ندارد كه ما يكبار ديگر آزموده هاي گذشته را مجددا بيازمائيم .
    2 ـ دور جديد مذاكرات ايران و اتحاديه اروپا در شرايطي از سرگرفته مي شود كه ايران توانسته با تكيه بر دانش و فناوري بومي خود ورود به فاز غني سازي صنعتي اورانيوم را تجربه كند. اكنون مسئله اينست كه ايران از مرحله غني سازي اورانيوم عبور كرده و اين عقبه را با اتكال به خدا و باتكيه بر توانمنديهاي بومي دانشمندان خود پشت سر گذاشته است .
    درك اين نكته و پذيرش آن از اين بابت اهميت دارد كه حتي امروز هم كساني سعي دارند با القاي شبهه چنين ذهنيتي را ايجاد كنند كه هدف اصلي مذاكرات روزهاي آينده آنست كه ايران را از ادامه راهي كه رفته منصرف سازند و بازگشت به شرايط قبلي را مدنظر قرار دهند كه البته غيرقابل قبول است و به كلي مسموع نيست .
    3 ـ موضوع مهم ديگر به مسائل و موضوعات قابل بحث و غيرقابل مذاكره باز مي گردد. ايران اسلامي هرگز حاضر نيست درباره حقوق خود بحثي را باز كند و سخني درباره حقوقش بشنود. حقوق مصرحه هر كشور در قلمرو « ان پي تي » به رسميت شناخته شده و اصولا قابل بحث و مذاكره نيست . اگر قرار باشد غربي ها حقوق و حدود ما را تعيين كنند و پذيرش يا مخالفت آنها « فصل الخطاب » قضايا باشد آنها بارها و بارها حتي در اصل حق استفاده صلح آميز ايران از انرژي هسته اي هم تشكيك مي كردند و مقامات واشنگتن و حتي برخي كشورهاي اروپائي در حق استفاده ايران از هر نوع انرژي هسته اي ولو به صورت صلح آميز هم مخالفت مي كردند و بالاتر از همه آنكه حتي فراگيري علوم هسته اي را براي دانشمندان و دانشجويان ما « قلمرو ممنوعه » اعلام كردند.
    از لطايف روزگار آنكه مقامات واشنگتن بارها اعلام داشتند كه ايران عليرغم در اختيار داشتن آنهمه ذخاير و منابع نفت و گاز ديگر چه احتياجي به تكنولژي اتمي دارد ولي بمحض انعقاد يك قرارداد جديد نفتي يا گازي با ساير كشورها دستهاي ناپاك آمريكا براي برهم زدن همان قراردادهاي نفت و گاز هم به كار مي افتد. از جمله امروزه صنايع نفت و گاز و پتروشيمي ايران در فهرست تحريمات آمريكا قرار دارد و حتي ساير كشورها و شركتهاي خارجي هم توسط آمريكا از اين بابت منع شده اند. البته آمريكا در اين خصوص عربده مي كشد و همه را تهديد مي كند ولي دنياي تشنه انرژي براي دستيابي به منابع مطمئن انرژي دست نياز به سوي ايران دراز كرده و مي كند و مرتبا شاهد امضاي قراردادهاي جديد چند ده ميليارد دلاري با ايران در قلمرو انرژي هستيم . تاكيد بر اين مسئله از آن جهت اهميت دارد كه خاطرنشان گردد حقوق و منافع ايران قابل بحث و مذاكره نيست و اگر قرار بر تامين خواست بيگانگان بود آمريكا نه تنها نفت و گاز و پتروشيمي ايران را هم در تحريم دارد كه حتي با اصل نظام و با رفاه ملت نيز مشكل دارد.
    اين نكته را وزير انرژي اسبق انگليس هم دقيقا مورد اعتراف قرار داد كه علت اصلي مخالفت آمريكا و انگليس با ايران خروج مطلق ايران از قلمرو نفوذ غرب و پايان سلطه آنها بر ايران است .
    براي غرب دردآور و حتي شرم آور است كه دنياي معاصر به چشم خود مي بيند ايران ديروز تحت سلطه غرب يك مصرف كننده مطلق بود ولي امروزه ايران به يك قدرت مطرح در قلمرو علمي فناوري و صنعتي مبدل شده و حرفهاي تازه اي براي گفتن دارد. دنياي معاصر و بويژه ملتهاي نواستقلال كه سعي دارند هويت جديد و افتخارآميزي براي خودشان فراهم سازند طبعا به حركتهاي غرورآفرين ايران به ديده تحسين و ستايش مي نگرند و آرزو دارند كه روزي در همين مسير و در همين جايگاه قرار بگيرند و دستاوردهاي علمي ـ تخصصي فرزندان خود را به چشم ببينند و به آن افتخار كنند.
    انرژي اتمي از اين ديدگاه براي ملت ايران بعنوان يك افتخار در دوران جديد ارزيابي مي شود و آحاد ملت ايران آنها هم در دل و با زبان و بيان خود مراتب قدرشناسي و حمايت خود از دستاورد غرورآفرين دانشمندان اتمي ما اعلام مي كنند. معني اين عبارت اينست كه انرژي اتمي براي ملت ايران مسير برگشت ناپذيري را ترسيم كرده كه بايستي براي تداوم و پويائي آن از تمامي فرصتها و ابزارهاي لازم بهره گيري شود.
    4 ـ « نليسيا فلمينگ » سخنگوي « سولانا » در توجيه علت برگزاري مذاكرات سولانا ـ لاريجاني بدون تعليق غني سازي گفته است كه اين مذاكرات براي وادار كردن ايران به تعليق صورت مي گيرد و سولانا مطمئن است كه مي تواند كاري صورت دهد. بطور همزمان برخي كشورها خواستار عقب نشيني ايران از مواضع خود و تجديدنظر در روند غني سازي و پذيرش تعليق شده اند. بدين ترتيب به نظر مي رسد كه رسانه ها و برخي دولتهاي خارجي سعي دارند ذهنيتي را بر روند مذاكرات آينده تحميل كنند و با پيشداوريهاي خود چنين وانمود كنند كه گويا مذاكرات 4 شنبه درصورتي موفق خواهد بود كه به تعليق غني سازي در ايران منجر شود. « فلمينگ » حتي پا را فراتر نهاده و ادعا كرده است كه اگر اميد و انتظاري براي موفقيت سولانا وجود نداشت اين مذاكرات را نمي پذيرفتيم ! اين شيوه نامطلوب و خودپسندانه غرب حتي اگر در مورد ساير كشورها اثري داشته در مورد ايران كارساز نيست و يقينا زمينه هاي مطلوب براي استنتاج صحيح از روند مذاكرات را پيشاپيش « عقيم » خواهد كرد و با پيشداوريهاي غلط مانع تحقق نتايج مناسب خواهد شد و ناكامي تازه اي را براي غرب رقم خواهد زد.
    « هنري كيسينجر » وزير خارجه اسبق آمريكا هشدار مي دهد كه آمريكا و اروپا بايد براي خروج از بن بست كنوني فرصت مذاكره با ايران را غنيمت بشمارند و به ايران ثابت كنند كه درصدد تحقير و جلوگيري از پيشرفت ايران نيستيم و در چارچوب يك همكاري متقابل خواستار رابطه دوجانبه هستيم . از اين بابت اين دور از مذاكرات با ايران از لحاظ موقعيت زماني بسيار مهم است و اروپا و آمريكا بايد براي خارج شدن از ديپلماسي ناكارآمد با ايران در اين فرصت به توافق و تفاهم برسند.
    بامروري بر تجربه هاي 4 ساله اخير بهتر مي توان دريافت كه اروپا فاقد ابزارها و اراده لازم در جهت كسب موفقيت و دستيابي به يك تفاهم موثر و كارآمد است . ما اروپا را بارها آزموده ايم و در ميدان عمل دريافته ايم كه آنها فاقد استقلال راي و استقلال عمل لازم در جهت تحقق وعده هائي هستند كه متعهد به انجام آنند ولي در عمل براي تامين امتيازات متقابلي كه از ما گرفته اند بي تابي مي كنند و حال آنكه تعهداتشان فاقد كمترين ارزش و اعتبار عملي است و قادر به تحقق آن نيستند يا اراده لازم براي تحقق آنرا ندارند كه البته نتيجه يكسان است .
    بدين ترتيب اگر مذاكرات چهارشنبه ايران و اتحاديه اروپا با پيشداوري و براي تامين اهداف واشنگتن برپا شود موفقيتي براي آن متصور نيست لكن اگر قصد گشايش و بهبود اوضاع باشد مي توان انتظارات معقولي از آن داشت .