روزنامه جمهوري اسلامي 02/02/1386 صفحه مقالات

  • نگاهي به جواني اميرالمومنين علي (ع )
  • مستدركات و معاجم نهج البلاغه
  • *****
    نگاهي به جواني اميرالمومنين علي (ع )




  • مي گويند بايد از حضرت علي (ع ) الگو بگيريم ! اما چگونه !... من يك جوان هستم ! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني ! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح به شور و احساسات نياز دارد و به الگويي كه مرا به شور آورد!
    با تمام اين حرفها باز هم بهترين الگو براي تو و براي همه مولاي متقيان است : و بخصوص جواني شان !
    جواني حضرت علي (ع ) ! الگو گرفتن يك الگو ـ بله ! خود اميرالمومنين هم در جواني شان الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است . علي (ع ) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر الگو مي گرفته اند!
    اما چگونه
    پيامبر اكرم (ص ) و علي (ع ) همواره با هم بودند از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع ) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب و در آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند. آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع ) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر(ص ) پاك مي كرد و ايشان نيز صميمانه از او تشكر مي نمود.
    علي (ع ) خود در اين باره مي فرمايند : پيامبر(ص ) مرا در دامن خود پروريد.
    من كودك بودم پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت كه من دروغي بگويم و در كردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه كه پيوسته به دنبال مادرش هست به دنبال او مي رفتم . او هر روز نكته تازه اي از اخلاق را براي من آشكار مي ساخت . و مرا فرمان ميداد كه در خط او حركت كنم . آن حضرت مدتي از سال در كوه حرا به سر مي برد و كسي جز من او را نمي ديد... من نور وحي و رسالت را ميديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس كردم ... موقعيتي كه من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ كس نبود! »
    بسيار خوب ! تمام اين حرفها درست ! اما حضرت علي پيامبر را مي ديده اند وجودشان را لمس مي كرده و به ايشان اقتدا مي كرده اند اما من چه ! من كه حضرت علي را نمي بينم چگونه مي توانم از ايشان الگو بگيريم !
    تاريخ كه روح افعال و رفتار اميرالمومنين را ديده و نقل كرده است .
    از او استفاده كن ! از ديدگان تاريخ !
    آري ! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي كه تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يك جوان را به شور بياورد ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي كسي است كه به او علاقمند است . حال چه كس ديگري را سراغ داري كه به اندازه اميرالمومنين حماسه آفريده باشد.
    در همان كودكي كه مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر كودكاني كه به تحريك مشركان پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي كرد. چه كسي شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد كرده است مگر رشادتهاي اميرالمومنين را در جنگ بدر نشنيده اي ! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از كشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع ) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زمانيكه علي (ع ) 26 سال داشت آنجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار لشكر دشمن را به خاك انداخت و بعد هم هنگامي كه پيامبر در خطر محاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مباركشان محافظت مي كرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند.
    ((لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار))
    « علي از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر »
    اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع ) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يكي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود كه پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع ) در اين مقابله بي نظير فرمود.
    ((ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين ))
    به راستي كه چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده ! در آن زمان اميرالمومنين 28 سال بيشتر نداشت .
    در جنگ خيبر نيز هنگاميكه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام شكست خورده بازگشتند علي (ع ) به ميدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.
    به راستي كه هيچ جوان ديگري چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است .


    همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع ) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده توانسته اند كارهاي بزرگي را به انجام رسانند تفريح و شادي علي (ع )
    مي داني اي دوست عزيز : من هم حرفهاي تو را مي پذيرم . اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است . جيزهاي ديگري هم هستند كه آدمي بايد به آنها هم توجه كند. الگوي كامل بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد. اينطور نيست
    حتما همينطور است و من به تو مي گويم كه اميرالمومنين در آن موارد هم الگويي قابل قبول و كامل ارايه مي دهد. آخر تو درباره زندگي اميرالمومنين چه فكر كرده اي
    فكر مي كني تمام زندگي حضرت علي (ع ) در جنگ و عبادت خلاصه شده
    يعني اينطور نبوده است
    نه كه نبوده است ! حضرت علي (ع ) مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند كه دل مومنان را شاد مي كرده است . ايشان تفريح هم مي كرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع ) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود!.
    پس تفريح علي (ع ) چگونه بود
    علي (ع ) كار را تفريح مي دانست .
    تفريح او را مسافرت كمك به ديگران تحصيل و تدريس سرودن نوشتن حفظ و قرائت قرآن مباحثه نگريستن به طبيعت و ورزش تشكيل مي داد. پرداختن به ورزشهاي شمشيربازي پرتاب نيزه اسب سواري كشتي وزنه برداري و شركت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است .
    چقدر جالب بوده است ! احتمالا به دليل همين ديدگاه اميرالمومنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است كه اگر سرتاسر زندگي شان را مرور كنيم لحظه اي توقف و سكون در آن نمي يابيم . گويي حتي يك لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است و درست به دليل همين ديدگاه بود كه شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان شكل ديگري داشت .
    مگر شوخي و خنده علي (ع ) چگونه بود
    اميرالمومنين اهل شوخي و مزاح بود اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه ! بلكه مزاح هاي معنادار و آموزنده !
    هرگاه كه يكي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد با شوخي او را خوشحال مي كرد تا اندكي از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اينكه شادي علي (ع ) هنگامي بود كه يك كافر مسلمان مي شد.
    جنگي به پيروزي ختم مي شد غذايي به فقير مي رساند دل غمديده اي را شاد مي كرد مشكلي را از كسي مرتفع مي كرد و كودك يتيمي را ذوق زده مي نمود. نكته ديگر هم اين بود كه مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد دل مومني را نشكند يا با زن و دختر نامحرمي شوخي ننمايد.
    علي و ارتباط با زنان و دختران .
    به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه يكي از معضلات امروز ما جوانها است . بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است . تازه تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن .
    اگر به سيره اميرالمومنين دقت كني مي بيني كه حضرت علي (ع ) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه ! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند.
    چون زماني كه علي (ع ) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود پيامبر اكرم (ص ) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود علي (ع ) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود. از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند.
    حضرت علي (ع ) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند.
    به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع ) در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست .

  • *****
    مستدركات و معاجم نهج البلاغه




  • اصطلاح مستدرك نويسي در ميان نويسندگان اصطلاحي آشناست و به اين معناست كه اموري در راستاي هدف مولف بوده است ولي مولف به آن دست يابي نداشته است تا بتواند همه را در تاليف خويش ذكر نمايد در كتاب ديگري جمع آوري شود. نكته قابل توجه هدف و انگيزه مولف است كه در مستدرك نويسي بايد مورد لحاظ قرار گيرد. مثلا در كتاب شريف نهج البلاغه سيد رضي به قصد جمع آوري سخناني فصيح و بليغ دست به تاليف زده است و علاوه بر اين مي خواسته فضايل جامع حضرت و محاسن او را بيان كند. با توجه به مطالب فوق مستدرك نويس هاي نهج البلاغه غالبا نتوانسته اند به هر دو هدف دست يابند گرچه در جلب هدف دوم موفق بوده اند. در مجموع مستدركاتي براي نهج البلاغه وجود داشته كه برخي ها در دسترس نيست و فقط نامي از آنها به يادگار مانده و برخي از آنها موجود است .
    از برخي از نسخه هاي نهج البلاغه برمي آيد كه سيد رضي خود در فكر تكمله اي بوده تا همه سخنان حضرت را به منظور تامين هدف خويش در آن ارائه نمايد. ولي چيزي از آن به دست ما نرسيده است . نمان كتاب هايي همچون « تاريخ الشهور و الدهور » كه عبدالجليل رازي در كتاب النقض (1 )از آن ياد كرده است و كتاب « تذليل نهج البلاغه » (2 )و ملحق نهج البلاغه النهج القديم في كلام اميرالمومين (ع )(3 ) و كتاب النهج القديم في كلام اميرالمومنين (ع )(4 )و نهج الفصاحه في مستدرك نهج البلاغه قابل ذكر است اينها كتبي است كه فقط نام آنها در كتابهاي مرجع ذكر شده است . مستدركات افزون بر اين كتابهاي ديگري به عنوان مستدرك نهج البلاغه نوشته شده كه اينك در دست است از جمله : .1 مستدرك نهج البلاغه : تاليف شيخ هادي كاشف الغطا(1289 يا 1287 1361 هـ . ق ) اسناد بخشهايي از نهج البلاغه و دفع شبهاتي از آن نيز در آخر همين كتاب آمده است . اين كتاب توسط مطبعه الداعي در نجف اشرف چاپ شده است .
    .2 مصباح البلاغه في مشكوه الصياغه : تاليف سيد حسن مير جهاني طباطبايي اصفهاني . تا كنون چهار جز آن چاپ شده است . در اين كتاب از مآخذ فرقين استفاده شده است .
    .3 نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه : اثر شيخ محمد باقر محمودي كه در سيزده جلد تنظيم شده است . وي از كتابهاي تمام فرقه هاي اسلامي بهره برده است . شيوه وي تلفيقي از شيوه شبيه موضوعي و تاريخي است . ترتيب موضوعات به صورت : كلمات خطبه ها نامه ها دعاها وصايا و اشعار است كه به ملاحظه تاريخ صدور احاديث هر موضوع ذكر شده است .
    .4 تمام نهج البلاغه : تاليف سيد صادق موسوي با شناخت تقطيعات سيد رضي جايگاه سخنان حضرت را روشن كرده است . او ترتيبي ديگر براي نهج البلاغه اتخاذ كرده است كه به نظر جالب نيست و دليل خاصي براي آن اقامه نشده است . اين كتاب توسط موسسه امام صاحب الزمان (مشهد) در دو مجلد رحلي در سال 1418 هـ . ق چاپ شده است .
    .5 نهج البلاغه الثاني : تاليف شيخ جعفر حائري است در اين كتاب 139 خطبه 71 نامه و 236 حكمت به ترتيب نهج البلاغه گردآوري شده است . منابع اين كتاب متنوع است و از كتب فريقين بهره برده است اين كتاب در سال 1410 هـ . ق از سوي موسسه دارالحجره با قطع وزيري به چاپ رسيده است . معاجم
    .1 المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه محمد كاظم محمدي و محمد دشتي موسسه النشر الاسلامي 1364 هـ . ش .
    .2 تصنيف نهج البلاغه لبيب بيضون . در 425 عنوان ; مركز النشر مكتب الاعلام الاسلامي ط 2 1408 هـ . ق . .3 جلوه هاي حكمت گزيده موضوع كلمات اميرالمومنين (ع ) تاليف سيد اصغر ناظم زاده در 225 عنوان دفتر تبليغات اسلامي چاپ دوم 1375 هـ . ش .
    .4 الهادي الي موضوعات نهج البلاغه تصنيف آيه الله مشكيني كه چاپ اول آن در سال 1363 هـ . ش توسط انتشارات چاپخانه وزارت اسلامي چاپ شده است .
    .5 نهج الصباغه في شرح نهج البلاغه محمد تقي
    تستري انتشارات رستمخاني چاپ دوم 1368 هـ . ش 1409 هـ . ق با 67 عنوان كلي در چهارده جلد .


    .6 الكاشف دكتر مصطفوي مطالب كتاب بر اساس 28 حرف عربي تنظيم شده است .
    .7 الدليل الي موضوعات نهج البلاغه علي انصاريان شامل 100 عنوان .
    .8 فرهنگ آفتاب عبدالمجيد معاديخواه با عناويني جداگانه در 10 جلد.
    .9 فرهنگ معارف نهج البلاغه محمد دشتي در دو جلد .
    .10 نهج البلاغه موضوعي عباس عزيزي .
    .11 مفردات نهج البلاغه سيد علي اكبر قريشي در دو جلد .
    محمد تقي يوسفي
    پانوشت ها :
    (1 )مثال النواصب في نقض بعض فضائح الروافض نوشته عبدالجليل رازي از دانشمندان سده ششم هجري .
    (2 ) . تاليف ابو الفتح عبدالله بين اسماعيل بن احمد بن اسماعيل جلي مشهور به ابن جلي به نقل از ابن ابي الحديد. ر.ك : دانشنامه امام علي . ج 12 ص .155
    (3 ) . كتاب « ملحق نهج البلاغه » تاليف احمد بن يحيي بن احمد بن ناقه است كه چند خطبه مهم مانند : خطبه موسوم به الدره اليتيمه . خطبه اقاليم و خطبه خالي از الف موسوم به خطبه مونقه را در آخر نهج البلاغه با نام ملحقات نهج البلاغه آورده است . نسخه اي از آن در كتابخانه آستان قدس رضوي به شماره 1860 موجود است .
    (4 ) . . ر . ك : همان اين كتاب تاليف سيد خلف موسوي هريزي مشعشعي است . نوشته سيد محمد كاظم كفايي (متولد 1345 قمري ) است