
علي معصومي (وزوايي )
دوم ارديبهشت
سالروز انقلاب فرهنگي است . انقلاب فرهنگي
حركتي
است كه دوم ارديبهشت 1359 با افتادن دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي به
دست مردم و بيرون رانده شدن گروهك هاي مسلح از دانشگاه ها
آغاز
شد.اهدافي كه انقلاب فرهنگي در پي آن بود
موارد ذيل را شامل مي شد :
تصفيه دانشگاه ها از عناصر وابسته به بيگانگان
اصلاح نظام آموزشي
نجات
دادن مراكز آموزش عالي از چنگال گروهك هاي مسلحي كه اتاق هاي
دانشگاه ها را به اسلحه خانه تبديل كرده بودند تا عليه مردم و نظام اسلامي
اقدام نمايند
گنجاندن دروس ويژه در برنامه هاي آموزشي دانشگاهها
ايجاد
پيوند بين آموزش و پژوهش
پيوند دادن آموزش با تربيت و تزكيه
توسعه
آموزش عالي براساس نيازهاي واقعي كشور
سالم سازي محيط دانشگاه ها
و اهداف متعدد ديگر.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
دانشگاه ها وضعيت خاصي داشتند كه
امكان ادامه حيات دانشگاه ها را با خطر جدي مواجه كرده بود. در اين زمان
گرچه اكثريت دانشجويان وطيف وسيعي از كاركنان و اساتيد دانشگاه ها
همراه انقلاب بودند
ولي قالب و چهارچوب آموزشي و اهدافي كه براي
دانشگاه ها تعريف شده بود
در همان حال و هواي استعماري و رژيم شاهي
بود و اين موضوع
دانشجويان
اساتيد و مردم را نگران كرده بود و آن ها
مي خواستند دانشگاه ها نيز به طور اساسي متحول شوند تا فضاي براي
دانشجويان و اساتيد متعهد و براي همه كساني كه دلسوز دين و ميهن بودند
بازگردد. از سوي انگيزه بعد از انقلاب اسلامي
تقريبا همه دانشگاه ها و مراكز
آموزش عالي به كانون فعاليت ضدانقلاب و گروهك هايي تبديل شد كه حتي
با اسلحه سنگين و نيمه سنگين در دانشگاه ها حضور يافته بودند و بدون
توجه به نصايح و هشدارها
با مردم و نظام اسلامي ستيز مي كردند و عامل
اجراي سياست هاي دشمنان ميهن شده بودند.
اگر بخواهيم ريشه ها و زمينه هاي انقلاب فرهنگي را در انديشه و سخنان
امام خميني جست و جو كنيم
بايد به سال هاي اوليه قيام امام خميني (سال
1341 تا 1343 ) باز گرديم
زيرا در همان سال ها نيز امام خميني بارها با
نارسايي در دانشگاه ها
استعماري بودن دانشگاه ها
فساد در دانشگاهها و...
اشاره مي كردند و به طور مستقيم و غيرمستقيم
يكي از اهداف مهم قيام
خود را اصلاح دانشگاه ها و استقلال دانشگاه ها از سيطره سياسي و علمي و
فرهنگي غرب و... ذكر مي نمودند
امام خميني در طول دوره چهارده ساله
تبعيد و همچنين در طول دوره اي كه مبازرات ملت مسلمان ايران اوج گرفت
نيز همواره بر اصلاح دانشگاه ها و... بسيار تاكيد مي فرمودند. بعد از پيروزي
انقلاب اسلامي نيز امام خميني همچون گذشته بر اصلاح دانشگاه ها و ايجاد
دگرگوني عظيم در همه سطوح و زواياي آموزش عالي اصرار مي ورزيدند.
امام خميني معتقد بودند همان طور كه غربي ها و عامل آن ها (رژيم پهلوي و
وابستگان اين رژيم ) روي دانشگاه ها انگشت گذاشتند و مصايب بزرگي را
براي ملت و ميهن و دين پديد آوردند
نظام اسلامي نيز بايد از طريق اصلاح
دانشگاه ها
آثار مصايب و خسارت هاي سهمگين غرب را از چهره جامعه
پاك كند.امام خميني در نخستين سالگرد انقلاب فرهنگي
در جمع اعضاي
ستاد انقلاب فرهنگي
به اين موضوع اشاره كرد و فرمود :
ظرف اين پنجاه سالي كه اينها روي كار بودند
نگذاشتند يك دانشگاهي
كه مربوط به خود كشور باشد
يك دانشگاهي كه براي مصالح خود كشور
تحصيل كند و براي مصالح خود كشور آدم و دانشمند بيرون بدهد
(ايجاد
شود) نمي گويم به طوركلي موفق شدند
لكن آنها در صدد بودند كه بتدريج
به طور كلي موفق بشوند كه هرچه از دانشگاه بيرون بيايد قبله او شرق يا
غرب باشد. وقتي كه دانشگاه به اين صورت درآمد و روحاني هم از دانشگاه
منعزل شد و ارتباطش قطع شد
آنها مقدرات همه كشور را در دست خود
دارند.
همان طور كه آنها انگشت روي دانشگاه مي گذاشتند و با تمام قدرت
دنبال اين بودند كه دانشگاه را به دست خودشان بياورند و اشخاصي كه
جبهه و وجهه شان رو به شرق و بيشتر رو به غرب است (در) دانشگاه آن
طور به دست بياورند و تربيت دانشگاهيها را آن طور بكنند و قشر روحانيت
راهم كنار بگذارند
آنها را بي خاصيت كنند و اينها را خاصيت شرقي ياغربي
بدهند
همان طور هم ماها و اين انقلاب انگشت را روي همان نقطه حساس
گذاشت . در راس مسائل « انقلاب فرهنگي » و دانشگاهي برنامه بود
يعني
همان كه آنها در ظرف پنجاه سال مي خواستند عمل كنند. بعد از انقلاب هم
آنهايي كه به كشور خودشان علاقه داشتند و به اسلام علاقه داشتند
آنها هم
انگشت را روي همان نقطه حساس گذاشتند و انقلاب فرهنگي و انقلاب
دانشگاهي را خواستند. و شما ديديد كه از همان روز اول
آنهايي كه قبله
شان يا مسكو بود و يا آمريكا
شروع به مخالفت كردند
اين را يك عمل
ارتجاعي حساب كردند. آن وقت تهمتها هم زدند كه اينها مي خواهند اصلا
علمي توي كار نباشد و تخصصي توي كار نباشد ولابد اينها مي خواهند تيمم
و وضو را در دانشگاه ياد اينها بدهند! غافل از اينكه اين تبليغات اگر سابق
عمل خودش را زياد انجام داد
بعد از انقلاب و بيدار شدن قشرهاي ميليوني
ايران
اين حرفها ديگر در آنها اثر ندارد.آنها مي دانند كه شما وقتي مي گوييد
« مرتجع » مقصودتان اين است كه بگذاريد ما دستمان باز باشد تا اينكه
« مترقي » باشيم و مملكت خودمان را در آغوش غرب بكشيم كه مترقي است !
و يا در آغوش شرق و بلوك كمونيستي كه آنها هم مترقي هستند!مقصود از
« مرتجعين » مسلمانها و علاقه مندهاي به اسلام و علاقه مندهاي به كشور بود
و مقصود از « مترقي » آنها بودند كه مي خواستند و مي خواهند كشور را به
طرف شرق و غرب بكشند و راهي جز كشاندن دانشگاه به طرف شرق يا طرف
غرب نداشتند(صحيفه امام
جلد 14 ص 427 و 428 )
گرچه اهداف انقلاب فرهنگي از ديدگاه امام خميني ـ متعدد است ولي
استقلال علمي و فرهنگي موضوعي است كه امام خميني تاكيد فراواني برآن
داشتند.امام خميني معتقد بودند كه انقلاب فرهنگي بايد به سمتي حركت
كند كه استقلال فرهنگي و فكري ايران اسلامي را تامين نمايد و پيوند فكري
با غرب را كه براي شرق چيزي غير از مصيبت نداشته است بر هم بزند. امام
خميني در اين باره مي فرمود :
عمده اين است كه فرهنگ يك فرهنگ متحول بشود
يك فرهنگي كه از
آن غربزدگي بيرون بيايد
همه چيزمان بايد اينطور بشود. استقلال فكري
استقلال باطني
داشته باشد. علاوه بر اينكه استقلال بايد داشته باشد و
كسي در فرهنگ دخالت نبايد بكند
بايد استقلال فكري داشته باشد
خودش
مستقل و آزاد و روي پاي خودش باشد. اينطور نباشد كه توجهش به اين
باشد كه غرب چه مي كند
ما هم دنبال او
آنها چه مي گويند
ماهم دنبال او.
غربزدگي
مصيبت بزرگ ممالك شرق
اين مصيبت بزرگي كه بر ايران وممالك شرقي
مطلقا وارد شده است كه
گوششان به اين است كه غربيها چه مي گويند و چه عمل مي كنند
و خودشان
را از دست بكلي داده اند. استقلال فكري خودشان را
محتواي خودشان را
از دست داده اند.
اين ضرري است كه بالاتر از ضرر نفت ـ و نمي دانم امثال اين ـ است .
اين را بايد فرهنگ جبران بكند كه فرهنگ ما طوري باشد كه بعد از ان شاالله
چند سال ديگر افرادي كه از فرهنگ بيرون مي آيند يك افرادي متكي به نفس
كه خودشان را ببينند
نه تبع ببينند
نه دنباله ببينند
و گمان كنند كه هرچه
آنها كردند
ما بايد دنبال آنها باشيم . بايد مملكت خودشان را و خودشان را
مستقل ببينند
و خودشان اداره بكنند مملكتشان را خودشان با استقلال
فكري خودشان
دنبال مملكت و مصالح مملكت باشند(صحيفه امام
جلد
9
ص 75 و 76 )
ما بايد استقلال فكري داشته باشيم . ما بايد پيوند فكريمان را از غرب
جداكنيم اگر بخواهيم خودمان زندگي بكنيم
خودمان مستقل باشيم
پيوند
به آنها نداشته باشيم
بايد استقلال فكري پيدا بكنيم
استقلال فكري به اين
است كه هيچ چيزمان مربوط به آنها نباشد. همه چيزمان مستقل باشد.
افكارمان مستقل باشد. راديويمان مستقل باشد. تلويزيونمان مستقل باشد.
سينمايمان مستقل . جدا بشود از آن مسائل غربي
خودمان علي حده براي
خودمان يك زندگي داشته باشيم .نترسيد از اينكه به شما بگويند « كهنه
پرست » نترسيد از اينكه يك روزنامه نويسي يا يك مقاله نويسي ـ كه
نمي دانم چه حالي در او هست
چه فكري مي كندـ انتقاد بكند. از انتقاد
نترسيد . اينها انتقاد مي كنند(همان
ص 158 و 159 )
امام خميني نياز علمي و فرهنگي به غرب را خلاف اصل استقلال كشور
مي دانستند و به همين دليل
همواره به دست اندركاران فرهنگي و علمي
سفارش مي كردند مبناي سياست فرهنگي و علمي كشور را بر اساس استقلال
علمي و فرهنگي پي ريزي نمايند. امام خميني در اين باره
مي فرمود :
امروز فضلا و مدرسين علوم اسلامي طريقه سلف صالح را حفظ
وافكار
خود را براي هرچه پربارتر كردن فقه و تفسير و فلسفه و ساير علوم اسلامي به
كار برند
و شاگردان خود را براي همين مقصد الهي هدايت كنند و اساتيد و
دانشمندان دانشگاها هم خود را در مسائل علمي مختلفي كه يك امت بدانها
احتياج دارد صرف نموده و استقلال علمي و فرهنگي را پي ريزي نمايند. تا
پس از مدتي به خواست خداوند تعالي در سياه كوشش و به كار انداختن
افكار عاليه خود و اعتماد به نفس
احتياج علمي دانشجويان عزيز را آن گونه
برآورند كه از رفتن به خارج مستغني شوند. و اين امري است شدني . و اگر
تبليغات خارجي و داخلي عمال غرب و دلباختگان به غربي ها نبود
تاكنون
تحقق يافته بود. لكن روشنفكران غربزده
اين سرسپرده گان به انگلستان و
فرانسه در سابق و پس از آن به آمريكا
نگذاشتند ما به خود آييم و جوانان ما
را مايوس نمودند
و به سر دانشگاههاآن آوردند كه ديديم .فساد مجلس و
دولت و همه جاي كشور را فراگرفت .
اكنون وقت آن است كه به خود آييم و توطئه هاي استعماري را خنثي
كنيم . و جوانان عزير ما
كه سرمايه هاي ميهن هستند
بايد بدانند كه رفتن به
غرب و شرق براي آموختن علوم مختلف آنان را از رسيدن به مقصود
كه
استقلال و آزادي است
باز مي دارد و وابسته ترشان خواهد نمود. دشمنان
ما
كه به كشور مان چشم طمع دوخته اند هرگز نخواهند گذاشت ما استقلال
پيدا كنيم و از وابستگي رها شويم
بايد به خود تلقين كنيم كه در غرب هيچ
خبري جز عقب نگه داشتن ما از قافله تمدن و تعالي نيست و بايد همه
بدانيم كه دشمنان غارتگر ما چشم طمع به دانشگاهها دوخته اند كه ولو در
آينده اي دور به دانشگاهها رخنه كنند و جوانان پاكدل را با افسانه ها و
دروغپردازيها منحرف نمايند
و راه را براي خود و چپاولگريها و استثمارها
باز نمايند. اساتيد متعهد به مصالح كشور و جوانان پرشور وطنخواه ناظر
باشند كه مبادا در صفوف آنها از غربزدگان فرصت طلب رخنه كنند
و مقاصد
شوم جهانخواران را بتدريج تحميل نمايند. اگر كوچكترين انحراف را در
اقوال و اعمال شخصي ديديد
آن را كوچك نشماريد
و بلافاصله در نطفه
خفه كند (همان
جلد 18
ص 338 و 339 )
استقلال علمي و فرهنگي و فكري كه امام خميني آن را به عنوان يكي از
مهم ترين و محوري ترين اهداف انقلاب فرهنگي مطرح كردند
موضوعي
نيست كه انديشيدن پيرامون آن
و برنامه ريزي و سياستگذاري و اقدام در
باره آن
متعلق به مقطعي خاص باشد
بلكه بايد همواره در اين باره انديشيد
وهمواره نيز برنامه ريزي و اقدام كرد. استقلال فكري و فرهنگي و علمي
همچون استقلال ملي است و همان طور كه براي حفظ استقلال ملي وحفظ
مرزهاي جغرافيايي كشور
همواره به توان و تجهيزات نظامي و ارتش و
نيروهاي دفاعي متعهد
توانمند
مجرب
شجاع
فداكار
مومن
ميهن
دوست و... نيازمنديم
براي حفظ استقلال علمي و فرهنگي و فكري نيز
همواره به برنامه ريزي و سازمان هاي كارآمد (دانشگاه ها و...) وافراد مومن و
متعهد و مجربي نيازمنديم كه ضمن مجهز كردن خود به آخرين دستاوردهاي
علمي و فرهنگي و فكري
شجاعت و خودباوري لازم را براي پيمودن
قله هاي علمي و فرهنگي داشته باشند و بدانند كه باتلاش و برنامه ريزي
مي توانند در تمام زمينه هاي علمي و فرهنگي و فكري مستقل باشند و هويت
مستقلي در جهان پديد آورند
اميد است اين بعد از انقلاب فرهنگي همچنان
دوام يابد و در اين باره به نصايح امام خميني همواره عمل گردد.
امام خميني نياز علمي و فرهنگي به غرب را خلاف اصل استقلال كشور
مي دانستند و به همين دليل
همواره به دست اندركاران فرهنگي و علمي
سفارش مي كردند مبناي سياست فرهنگي و علمي كشور را بر اساس استقلال
علمي و فرهنگي پي ريزي نمايند. امام خميني در اين باره مي فرمود : اكنون
وقت آن است كه به خود آييم و توطئه هاي استعماري را خنثي كنيم و
جوانان عزيز ما
كه سرمايه هاي ميهن هستند
بايد بدانند كه رفتن به غرب و
شرق براي آموختن علوم مختلف آنان را از رسيدن به مقصود
كه استقلال و
آزادي است
باز مي دارد
و وابسته ترشان خواهد نمود. دشمنان ما
كه به
كشورمان چشم طمع دوخته اند
هرگز نخواهند گذاشت ما استقلال پيدا كنيم
و از وابستگي رها شويم بايد به خود تلقين كنيم كه در غرب هيچ خبري جز
عقب نگه داشتن ما از قافله تمدن و تعالي نيست
استقلال علمي و فرهنگي و فكري كه امام خميني كه آن را به عنوان يكي از
مهم ترين و محوري ترين اهداف انقلاب فرهنگي مطرح كردند
موضوعي
نيست كه انديشيدن پيرامون آن
و برنامه ريزي و سياستگذاري و اقدام در
باره آن
متعلق به مقطعي خاص باشد
بلكه بايد همواره در اين باره انديشيد
و همواره نيز برنامه ريزي و اقدام كرد. استقلال فكري و فرهنگي و علمي
همچون استقلال ملي است و همان طور كه براي حفظ استقلال ملي و حفظ
مرزهاي جغرافيايي كشور
همواره به توان و تجهيزات نظامي و ارتش و
نيروهاي دفاعي متعهد
توانمند
مجرب
شجاع
فداكار
مومن
ميهن
دوست و... نيازمنديم
براي حفظ استقلال عملي وفرهنگي و فكري نيز
همواره به برنامه ريزي و سازمان هاي كارآمد و افراد مومن و متعهد ومجربي
نياز داريم
گرچه اهداف انقلاب فرهنگي ازديدگاه امام خميني متعدد است ولي
استقلال علمي و فرهنگي موضوعي است كه امام خميني تاكيد فراواني برآن
داشتند.امام خميني معتقد بودند كه انقلاب فرهنگي بايد به سمتي حركت
كند كه استقلال فرهنگي و فكري ايران اسلامي را تامين نمايد و پيوند فكري
با غرب را كه براي شرق چيزي غير از مصيبت نداشته است برهم بزند.امام
خميني در اين باره مي فرمود : ما بايد استقلال فكري داشته باشيم . ما بايد
پيوند فكريمان را از غرب جداكنيم .اگر بخواهيم خودمان زندگي بكنيم
خودمان مستقل باشيم
پيوند به آنجا نداشته باشيم بايد استقلال فكري پيدا
بكنيم
استقلال فكري به اين است كه هيچ چيزمان مربوط به آنها نباشد. همه
چيزمان مستقل باشد. افكارمان مستقل باشد. راديويمان مستقل باشد.
تلويزيونمان مستقل باشد. سينمايمان مستقل
جدا بشود از آن مسائل غربي
خودمان علي حده براي خودمان يك زندگي داشته باشيم

|