روزنامه جمهوري اسلامي 28/01/1386 صفحه سرمقاله
*****
ديپلماسي پلوسي !


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    چند روزي است كه خانم « نانسي پلوسي » رئيس كنگره آمريكا براي تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي جاذبه پيدا كرده است . يكي از نمايندگان مجلس كشف كرده است كه خانم پلوسي با خانم رايس تفاوت اساسي دارد. وي گفته است : رايس داراي عقده هائي است كه در عملكردش تاثير مي گذارد و به همين دليل همه صحبت هايش بوي جنگ ميدهد اما پلوسي اينگونه نيست و اكنون نيز دموكرات ها سكان هدايت مجلس را به وي داده اند.
    دو سه نماينده ديگر مجلس شوراي اسلامي نيز با تكيه بر همين منطق ! خواستار مذاكره با نمايندگان كنگره و شخص نانسي پلوسي رئيس كنگره شدند. محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز از گفتگو با نمايندگان مجلس آمريكا حمايت كرد. البته نانسي پلوسي به پيشنهادهاي اين چند نماينده مجلس شوراي اسلامي اعتنا نكرد و حاضر به اجابت درخواست آنان نشد.
    اينكه خانم نانسي پلوسي با خانم رايس تفاوت هائي دارد مطلب درستي است . اين دو نفر علاوه بر آنكه از نظر نام و قيافه متفاوت هستند تفاوت ديگرشان اينست كه اولي از دموكرات هاست و دومي از جمهوريخواهان . علاوه بر اين رايس با هدف حمايت از بوش كه رئيس دولت متبوع اوست از ادامه اشغال عراق و تحت فشار قرار دادن دولت سوريه حمايت مي كند ولي نانسي پلوسي به دليل منافعي كه براي خود و حزب دموكرات در انتخابات در نظر دارد با تامين هزينه هاي مالي اعزام نظاميان آمريكائي براي ادامه اشغال عراق مخالفت مي كند و با سفر به بعضي كشورها از جمله عراق و سوريه تلاش مي نمايد چهره اي صلح طلب از خود و حزب متبوع خود ترسيم نمايد.
    قطعا تفاوت هاي ديگري از اين قبيل ميان اين دو بانوي حاضر در عرصه سياسي آمريكا وجود دارد ولي اين تفاوت ها بهيچوجه اين واقعيت را نفي نمي كنند كه هر دوي آنها و حزب هاي متبوع آنها سروته يك كرباسند و داراي ماهيت استكباري ويژه آمريكا هستند. هر دو حزب تحت نفوذ صهيونيسم قرار دارند هر دوي آنها با سياست هاي استكباري عمل مي كنند و هر دوي آنها دولت آمريكا را رهبر جهان ميدانند كه حق دارد براي همه ملت ها و دولت ها تصميم بگيرد و حرف اول و آخر را در همه زمينه ها بزند.
    با توجه به اين ويژگيها آن دسته از حضرات نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه به خانم نانسي پلوسي متوسل شده اند در پي چه چيزي هستند پيشنهاد مذاكره با خانم پلوسي و درخواست از وي براي سفر به ايران و يا يك كشور اروپائي يا عربي (سوئيس يا سوريه ) براي مذاكره با نمايندگان مجلس شوراي اسلامي جهت هموار ساختن راه از سرگيري رابطه ميان ايران و آمريكا را كه توسط اين حضرات صورت گرفته به حساب ناآشنائي آنها با ماهيت استكباري آمريكا بايد گذاشت يا يك اشتباه راهبردي و يا احتمال ديگري كه ما از آن بي خبريم
    علاوه بر اينها اصولا مجلس شوراي اسلامي جاي قانونگزاري است و موضوعاتي از قبيل مذاكره با دولت ها ارتباطي با وظايف نمايندگان مجلس ندارد. تصميم گيري در مورد مسائل كلان كه از سرگيري رابطه با آمريكا در شرايط ويژه كشور ما از مصاديق بارز آنست از اختيارات رهبري است . ورود نمايندگان مجلس به اين مسائل خروج آنها از وظايف تعريف شده آنهاست . البته در مواردي از نمايندگان مجلس انتظار ورود به مسائل مرتبط با سياست خارجي وجود دارد كه لابد در مواقع مقتضي چنين خواهند كرد. اگر دولتي برخلاف مصالح عمومي و منافع ملي درصدد اقدامي باشد قطعا نمايندگان مجلس بايد موضعگيري كنند و مانع چنان اقدامي شوند اما آنچه اكنون توسط اين چند نماينده مجلس رخ داده عكس قضيه است . در مقطعي كه دولت آمريكا سردمدار فشار بر جمهوري اسلامي ايران براي دست كشيدن از فعاليت هاي هسته ايست و آشكارا عليه ملت ايران و منافع ملي خصومت ورزي مي كند پيشنهاد مذاكره دادن به رئيس كنگره آمريكا به بهانه غيرمنطقي تفاوتي كه او با وزير خارجه آن كشور دارد از عجايب دنياي سياست و مايه سرافكندگي ملتي است كه با اقتدار در برابر دخالت هاي آمريكا ايستاد و نفوذ او را از كشور قطع و 28 سال همه توطئه هايش را خنثي كرد.
    انتظار اينست كه ساير نمايندگان مجلس در برابر اين انحراف بايستند و طرفداران « ديپلماسي پلوسي » را به تجديدنظر در اين ديپلماسي ناشيانه وادار نمايند.