
(نگاهي به ويژگي هاي ارتش شاهنشاهي و ارتش اسلامي از ديدگاه امام
خميني به مناسبت روز ارتش )
علي معصومي (وزوايي )
ارتش و نيروهاي مسلح هر كشوري
نماد زور بازوي آن كشور است و در
دنيايي كه زور باروي ملت ها و كشورها اثر بسيار تعيين كننده اي در سرنوشت
و مناسبات كشورها و ملت ها با يكديگر دارد
اگر كشوري و ملتي بخواهد از
حقوق خود و سرزمين خود دفاع كند
قطعا بايد از ارتش و نيروهاي مسلح
پرتوان برخوردار باشد; در غير اين صورت
هيچ بعيد نيست كه طمع
زياده خواهان و متجاوزان به غليان نيفتد و كشور و ملتي هدف تجاوز واقع
نشود.
يكي از مهم ترين عاملي كه سبب شد ميهن ما در طول دويست سال
گذشته ضربه هاي مهلكي ببيند و استقلال و حيثيت ملي ايرانيان خدشه دار
شود
اين بود كه ايران از ارتش پرتوان و مردمي برخوردار نبود. در دوره
قاجاريه
به دليل نبودن ارتش قوي و بي كفايتي زمامداران آن زمان .
بخش هاي بزرگي از سرزمين ايران با زور نظامي از ايران جدا شد. با اين
حال
زمامداران دوره قاجاريه به طور جدي درصدد تقويت نيروهاي دفاعي
ايران و نوسازي آن ها برنيامدند. حتي اگر افراد دلسوزي به پا مي خاستند تا
ارتش و نيروهاي دفاعي ايران را تقويت كنند
زمامداران قاجاريه و عوامل
خارجي كه در ميان دربار قاجاريه بودند
مانع مي شدند. به عنوان مثال
به
اميركبير اجازه داده نشد تا ارتش ايران را به حد لازم تقويت كند
همچنانكه
وقتي يكي از علما نيز به ناصرالدين شاه پيشنهاد عملي براي تقويت ارتش و
نيروهاي دفاعي ايران ارائه داد
ناصرالدين شاه در پاسخ به آن عالم گفت :
لزومي در تقويت ارتش نمي بينم
زيرا ما نمي خواهيم با هيچ دولت خارجي
بجنگيم و فقط با رعيت و مردم خودمان جنگ داريم
سربازان ما نيز در آن
حد هستند كه بتوانند رعيت و مردم خودمان را سركوب كنند!
در دوره پهلوي نيز گرچه هياهوهايي درباره نوسازي و تقويت ارتش
ايران به وجود آمد و بعضي مواقع نزديك به پنجاه درصد بودجه عمومي
كشور صرف اين كار شد
ولي به دليل ماهيت وابسته رژيم پهلوي و تقويت
ارتش براساس نيازهاي استعمارگران و همچنين به سبب غيرمردمي بودن
ارتش و...
ارتش قوي و موثري در ايران پديد نيامد.
امام خميني براي ارتش دوره پهلوي ويژگي هايي برمي شمارد كه برخي
از آن ويژگي ها چنين است :
1 ـ از نظر امام خميني
يكي از ويژگي هاي ارتش دوره پهلوي
عدم
پشتوانه مردمي بود. امام در اين باره مي فرمايد :
در رژيمهاي غيرتوحيدي و غيراسلامي
دولتها از ملت جدا هستند.
ارتش از ملت جداست و با جدا بودن ارتش از ملت و دولت از ملت و
رژيمها از ملت
رژيمها متزلزل اند; نمي توانند استقلال خودشان را حفظ
كنند; نمي توانند در مقابل اجانب پايدار باشند (صحيفه امام
جلد 9
ص
34 )
عمده شكستهايي كه كشورها مي خورند براي پوسيدگي است كه از باطن
خودشان پيدا مي شود. ارتششان از آنها جدا مي شود; ملت پشت به آنها
مي كند...
خرابيها مال اين است كه يك مملكتي قواي انتظامي اش را جدا كنند از
ملت ; ارتشش از ملت جدا باشد; به طوري كه ملت وقتي كه ارتش را ببيند از
آن فرار كند; ارتش هم در ذهنش اين باشد كه بايد سركوب كند ملت را
ژاندارمري اش هم همين طور. شهرباني اش هم همين طور. اداراتش هم همين
طور. وقتي بنا شد كه يك كشوري اينطور حالش شد كه ملت علي حده شدند
و دولت با همه بساطش هم علي حده
اين دولت پشتيبان ندارد. ملت بايد
پشتيبان دولتها باشد. دولتي كه پشتيبان ندارد شكست خواهد خورد.
(همان . ص 144 و 145 )
2 ـ يكي ديگر از ويژگي هاي ارتش در زمان پهلوي
بي محتوايي و عدم عرضه
نبرد بود. امام خميني در اين باره مي فرمايد : در آن وقت كه هجوم كردند اين
خارجيها به ايران قواي متفقين به ايران قبل از آمدن آنهالله در تبليغات اين
بود كه ديگر هيچ مملكتي در مقابل مملكت ما مثلا كذا! آن وقت ظرفا
مي گفتند كه « آن يكي كه دو نداشت »
آن عبارت از آن چيزي بود كه راجع به
جنگي كه اينها مي خواستند بكنند و حفظ بكنند سرحدات را
اعلاميه اول
بود
ديگر دومي نداشت ! آن سه ساعت طول كشيده بود! وقتي رضا شاه به
يكي از صاحب منصبها گفته بود چه
گفته بود كه يك ربع هم نبايد طول
بكشد! ما چيزي نداشتيم
آنها همه چيز داشتند. سربازها را خودم توي
خيابانهاي تهران ديدم كه راه افتاده اند همين طور
سربازخانه ها را رها
كرده اند و راه افتاده اند توي خيابانها براي اينكه سرباز نبود
ارتش نبود
(همان
جلد 4
ص 273 )
فرهنگ وارداتي در ارتش و در همه ارگانهاي دولتي و در قشر توده ها و
جمعيتهاي ما چه كرد. زمان رضاخان زماني بود كه ادعا مي كردند كه ارتش
قدرتمندترين زمان خودش را دارد و از همه زمانها به ادعاي آنها قدرتمندتر
است . من تاريخي براي شما بگويم كه گمان ندارم هيچ يك از شما در آنوقت
بوده باشيد و آن مسائل را از نزديك لمس كرده باشيد : وقتي كه ارتش
انگلستان و شوروي ـ روسيه آنوقت ـ جنگ داشتند با آلمان و طرفداري هاي
او
قبلا به دستور آنها در ايران راهها را ساختند و خط آهن كشيدند براي
اينكه تجهيزات آنها عبور كند از اينجا و بعد در يك ساعتي
از ارتش روسيه
و ارتش انگلستان هجوم كردند به ايران . به مجرد اينكه در سرحد ـ
سرحدهاي دور ـ اينها وارد شدند
وضع ارتش ايران به هم خورد. در
سرحدات ادعا اول شده بود كه سه ساعت مقاومت كردند و بعد كه رضاشاه
پرسيده بود ـ از قراري كه نقل كرده اند ـ چرا اينقدر كم مقاومت كرديد گفته
بودند : اينكه گفتند سه ساعت
يك دروغ بوده
ما همچوكه آمدند فرار كرديم .
و آن وقت معروف شد كه آن يكي كه دو نمي شود
اعلاميه ارتش ايران است ;
زيرا ارتش در آن هجوم
يك اعلاميه داد كه دوم نداشت (همان
جلد 17
ص 144 و 145 )
3 ـ وابستگي به بيگانگان و تسلط بيگانگان بر ارتش
از ديگر ويژگي هاي
ارتش دوره پهلوي است . امام خميني در اين باره مي فرمايد : وقتي كه به
ارتش نگاه مي كنيم
ارتشي است تحت فرمان مستشارهاي آمريكا; ما ارتش
داريم ! ارتشي كه استقلال ندارد
ارتشي كه خودش نمي تواند يك كاري را
انجام بدهد; مستقل نيست در كارش . شصت هزار مفت خور آمريكايي آمده
به اسم « مستشار » ! حالا ديگر چه مي كنند من نمي دانم ; اما ارتش ما تحت
نظر آنهاست ; پس ما ارتش هم نداريم . (همان
جلد 4
ص 208 )
ارتش ما مستقل است يعني تحت نفوذ نيست ! يا ارتش ما را الان به
قولي چهل و پنج هزار مستشار آمريكايي در ايران دارد اداره مي كند. الان ما
يك ارتشي داريم كه همه تحت فرمان حكومت ايران باشند ! ما حالا يك
ما فرض مي كنيم خود حكومت يك ]فرضا داريم [حكومت مستقلي
حكومتي است كه اداره اش مستقل است
مي خواهيم حالا ارتشش را حساب
بكنيم . ارتش ايران جوري است كه مال خود ايران است و براي خود ايران
است و براي اين ملت است و خدمتگزار اين ملت است ! ارتش مال ملت
است ; يك ارتشي است براي حفاظت مملكت و براي خدمت به ملت ;
چنانكه هر حكومتي در هر مملكتي باشد خدمتگزار ملت است و از ملت ;
خوب ما اين ارتش ايران را حساب مي كنيم ببينيم كه يك ارتش مستقلي
است و ارتش ملي است و براي ملت است و به نفع ملت است
يا يك ارتش
بسته به غير است و در خدمت غير است و بر خلاف مصلحت مملكت و ملت
است . (همان
جلد 5
ص 47 و 48 )
بعد از آنكه انقلاب اسلامي پيروز شد
در پي تحول اساسي و عمومي كه
در كل جامعه ايران انجام گرفت
ارتش ايران نيز به طور بنيادي متحول شد و
از يك ارتش وابسته و غيركارآمد به ارتشي ملي و اسلامي و بسيار پرتوان
تبديل گرديد.
امام خميني براي يك ارتش ملي و اسلامي
ويژگي هايي برمي شمارد كه
به طور كامل با ويژگي هاي ارتش دوره پهلوي (ارتش شاهنشاهي و استعماري
و ضدمردمي ) تفاوت اساسي دارد. از نظر امام خميني
مردمي بودن و
همراهي با ملت و برخورداري از حمايت مردم
يكي از مهم ترين ويژگي هاي
يك ارتش ملي و اسلامي است . امام درباره ويژگي مذكور مي فرمايد :
در صدر اسلام ارتش يك پناهگاهي براي ملتها بوده است . محيط ارتش
از محيط مردم جدا نبوده است ; محيط رعب نبوده است ; محيط وحشت
نبوده است ...
در صدر اسلام اين معاني نبوده است ارتش اسلام از مردم جدا نبوده
است . محيط هيچ وقت محيط ارعابي نبوده است . حكومتي كه در راس
جامعه بوده است با مردم ديگر فرقي نداشته است ; بلكه زندگي اش پايينتر
بوده است . حكومتها نمي خواستند كه به مردم حكومت كنند; مي خواستند
خدمت كنند. اسلام حكومتها را موظف به خدمت كرده است . ارتش در
خدمت ملت بايد باشد. حكومتها در خدمت مردم بايد باشند. اگر يك همچو
برنامه اي تحقق پيدا بكند
محيط رعب ازبين مي رود; محيط دوستي پيش
مي آيد
مبدل به محيط برادري مي شود.
يك همچو محيطي كه برادري باشد
ملت پشتيبان دولت است . و اگر
ملت پشتيبان دولتي شد
دولت سقوط نمي كند (همان
جلد8
ص 86 و87 )
من براي شما عرض بكنم . ارتشهاي صدر اسلام وضعش اين بود
رئيس
ارتش امام جماعت بود. يعني انتخاب كه مي شد اين رئيس ارتش كه برود
كجا
امام جمعه هم همان انتخاب مي شد. مالك اشتر را وقتي
مي فرستادندش كجا
همان مالك اشتر رئيس ارتش بوده
و استاندار فلان جا
هم بوده و امام جماعت و امام جمعه هم بود. براي اينكه وضع ارتش در
اسلام با وضع ارتش در ساير رژيمها فرق داشته است . شما ببينيد آلان كه ما
اينجا با هم نشستيم و يك محيط محبت است
اين بهتر است يا يك محيط
رعب كه وقتي يكي از شما وارد مي شود ما بترسيم در روح خود شما اين
محيطي كه محيط دوستي و محبت است در روح شما آرامش بيشتر ايجاد
مي كند
يا اينكه وقتي وارد بشويد و مردم از شما فرار كنند (همان
ص 125 )
ارتشي كه متكي بر ملت باشد
مي تواند استقلال خودش را حفظ كند;
مي تواند در مقابل اجانب قيام كند. چنانچه ديديد و ديديم كه ملت بزرگ ما
با همراهي ارتش كه به دامن ملت برگشت بر قواي شيطاني غلبه كرد; و
نتوانستند قواي شيطاني
حفظ آن رژيم سابق را بكنند; و نخواهند توانست
كه امثال آن رژيمها را برگردانند.
امروز ملت ما و دولت و ارتش يكي هستند. همه با هم براي مصالح
اسلام و براي مصالح كشور اسلامي و بايد اين رژيم اين ملت
اين ارتش
اين ژاندارمري
اين شهرباني
اين دولت و دستگاههاي دولتي
نمونه باشد
از براي تمام كشورها
بدانند كشورها كه با وحدت كلمه بين دولت و ملت
ارتش و ملت
ژاندارمري و ملت
چه فوايدي عايد خودشان و عايد ملتشان
مي شود . (199 ) (همان
جلد 9
ص 34 )
توجه به معنويات
شهادت طلبي
متكي بودن به سلاح علم
آراسته
بودن به تعهد
استقلال ظاهري و باطني از بيگانگان و... ازويژگي هاي ديگري
است كه امام خميني براي يك ارتش ملي و اسلامي برمي شمارد و درباره
استقلال ارتش اسلامي از بيگانگان مي فرمايد :
يكي از تحفه هاي بسيار باارزشي كه اين انقلاب به ما داده است
هديه اي
كه از جانب خداي تبارك و تعالي به ما عنايت (شده ) است
همين است كه
دست قدرتهاي بزرگ از ارتش بريده شده و مستشارهاي اينها بيرون رانده
شده اند; و شما آلان خودتان هستيد و فرماندهان خودتان . فرماندهان وقتي
از خودتان است
خودتان هستيد
ديگر اين طور نيست كه شما اين ناراحتي
را در قلبتان احساس كنيد كه ما تحت فرمان دشمنهاي خودمان هستيم .
(همان
جلد 14
ص 435 )
روز 29 فروردين 1358 هـ . ش
تاريخ بسيار حساسي در تاريخ ارتش
ايران است . به عبارت ديگر
روز 29 فروردين 1358 نقطه عطفي است كه
فصل نويني در ارتش ايران گشود و آن را با تمام دوره هاي پيشين متمايز كرد.
26 فروردين 1358 هـ . ش امام خميني روز 29 فروردين را روز ارتش اعلام
كرد تا نقطه آغاز و تولد دوباره اي براي ارتش باشد. از همين روز كه به دستور
امام خميني ارتش با ساز وبرگ نظامي به خيابان ها آمد تا با مردم و ميهن و
اسلام پيوند ماندگار برقرار كند
تحول اساسي در ارتش آغاز شد و ماهيت
آن به طور كلي دگرگون گرديد . در روز 29 فروردين 1358
ارتش كنوني
ايران كه ارتشي پرتوان
شجاع
ارزشمدار
معنويت گرا و متعهد به حراست
از ميهن و مردم مي باشد
بنيان نهاده شد. بنابراين
ارتش جمهوري اسلامي
ايران كه به تعبير امام خميني
ارتشي قوي
مستقل
مردمي
ضامن استقلال
ميهن
پشتوانه ملت و از اركان مهم كشور است
يادگار شكوهمند ديگري از
امام خميني و دوره نوراني آن بزرگوار مي باشد.
يكي از مهم ترين عاملي كه سبب شد ميهن ما در طول دويست سال گذشته
ضربه هاي مهلكي را تحمل كند و استقلال ملي و حيثيت ايرانيان خدشه دار
شود
اين بود كه ايران از ارتش پرتوان و مردمي برخوردار نبود. قاجارها
اساسا توجهي به تقويت و نوسازي ارتش نداشتند و اگر شخص دلسوزي
مي خواست در اين زمينه اقدام كند
مانع مي شدند. به عنوان مثال
هنگامي
كه يكي از علما براي تقويت ارتش پيشنهاد عملي به ناصرالدين شاه ارائه
داد
او در پاسخ آن عالم گفت : لزومي به تقويت ارتش نيست
زيرا ما فقط با
رعيت و مردم خودمان جنگ داريم نه با بيگانگان
البته براي جنگ با رعيت
نيز همين ارتش كفايت مي كند!
در دوره پهلوي با همه غوغاهايي كه درباره نوسازي و تقويت ارتش مي شد
و بعضي مواقع حدود نصف بودجه مملكت صرف اين كار مي گرديد
ولي به
دليل ماهيت وابسته رژيم پهلوي و به سبب غيرمردمي و غيراسلامي بودن
ارتش
نيروي مسلح قوي و موثري در ايران به وجود نيامد
از نظر امام خميني
ويژگي هاي ارتش دوره پهلوي
در وابستگي
بي محتوايي
ناكارآمدي و ضدمردمي بودن آن خلاصه مي شد و اين ارتش
پيش از آنكه دردي از مردم و ميهن دوا كند
ابزار دست سلطه گران بين المللي
بود
ارتش كنوني كه به تعبير امام خميني
ارتشي قوي
مومن
مستقل
مردمي
ضامن استقلال ميهن
پشتوانه ملت و از اركان مهم كشور است
يادگار
شكوهمندي از امام خميني و دوره نوراني آن بزرگوار مي باشد
امام خميني : يكي از تحفه هاي بسيار باارزشي كه اين انقلاب به ما داده
است
هديه اي كه از جانب خداي تبارك و تعالي به ما عنايت شده است
همين است كه دست قدرتهاي بزرگ از ارتش بريده شده و مستشارهاي اينها
بيرون رانده شده اند; و شما آلان خودتان هستيد و فرماندهان خودتان .
فرماندهان وقتي از خودتان است
خودتان هستيد
ديگر اين طور نيست كه
شما اين ناراحتي را در قلبتان احساس كنيد كه ما تحت فرمان دشمنهاي
خودمان هستيم

|