
در دنياي تفرعن و توحش و در شرايطي كه قدرت هاي استعماري از همه
سو هويت ديني و استقلال سرزمين ها و اتحاد و همبستگي مسلمانان را مورد
تهديد جدي قرار داده اندو با روش هاي نامرئي وپنهان و با اجيركردن عوامل
وابسته به خود در كشورهاي اسلامي وحتي در ميان برخي ازعالم نمايان و
مسلمانان قشري وگرفتار در حلقه هاي اسارت جهل و جمود
سعي درايجاد
تنش واختلاف بين مذاهب اسلامي و گسيختن شيرازه هاي اخوت و وحدت
بين عالمان مسئول و دردآشنا و مبارز ونستوه از هر دو مذهب ومقابل هم
قراردادن اهل تشيع و تسنن دارند
براي تدام راه پيامبراعظم (ص ) و
استحكام بخشيدن به اتحاد و همبستگي موجود و فزوني پيوندهاي مودت زا
و وحدت آفرين و تشكيل صفوف متحد و مقتدر براي مقابله با دشمنان
تشكيل مجدد امت واحد اسلامي
يك ضرورت بنيادين و محوري و حياتي
محسوب مي شود.
امت واحد و متحد اسلامي كه باتلاش هاي بي وقفه وخستگي ناپذير
علمي وعملي پيامبراكرم (ص ) به وجود آمد و پس از ارتحال آن پيشواي
محبوب الهي به مرور زمان و به دليل گرايش مسلمانان جهان به تفرقه و
تشتت و پراكندگي رو به افول رفت و زمينه هاي سيطره قدرت هاي استكباري
بر جوامع و سرزمين هاي اسلامي فراهم آمد
نشانه هاي روشن و آشكاري در
قرآن كريم دارد.
خداوند قادر متعال خطاب به مسلمانان كه در پرتو ايمان خالص و زلال
و تبعيت از قوانين اسلام وفرامين پيامبر اعظم (ص ) و با مجاهدات و
سخت كوشي هاي فراوان به وحدت و قدرت رسيدند و امتي واحد و توانا
تشكيل دادند
چنين مي فرمايد :
« شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم جهان پديدار گشته است
كه
امر به معروف و نهي از منكر مي كنيد و به خدا ايمان راستين داريد . » (1 )
بر اساس اين آيه شريفه
مهمترين مشخصه امت واحد اسلامي پس از
ايمان خالص به خداوند متعال
« امر به معروف و نهي از منكر » مي باشد كه
اصل و فريضه اي بزرگ و داراي ابعاد و جوانب وجلوه هاي اعتقادي
عبادي
اخلاقي
تربيتي
فرهنگي
اجتماعي
سياسي و حكومتي است
و هم جهاد با
دشمنان اسلام را شامل مي شود و هم فعاليت هاي مستمر براي تقابل با تفرقه
و تشتت وگسترش دامنه وحدت و اتحاد و همبستگي در جهان اسلام را دربر
مي گيرد.
خداوند متعال درآيه شريفه اي از قرآن كريم
به گونه اي ديگر به
شايستگي امت واحد و مقتدراسلامي تصريح مي فرمايد :
« و اين چنين شما را امت ميانه ومعتدل گردانيديم تا بر مردمان جهان
گواه باشيد
و پيامبر بر شما گواه باشد . » (2 )
مي بينيم كه فضايل و مكارم و شايستگي هاي امت واحد اسلامي بايد به
گونه اي باشد كه بر ساير مردمان گواه باشند.
طبيعي است كه چنين امتي در ميان خود در اوج پاكي و تقوا ومودت
ومحبت و وحدت و اخوت به سر مي برند و هرگز در بيراهه هاي ظلمت زا و
تحيرآفرين تفرقه وتشتت و تنازع و اختلاف گام نمي نهند و به تعارض با
يكديگر نمي پردازند
و چنين رحمت و محبت و وحدتي مي تواند براي ساير
ملل جهان گواه باشد و الگوي عملي
كه همواره به تبعيت از امت اسلامي
ازاختلاف و خصومت و جنگ و ستيزفاصله گيرند و در مسالمت و صميميت
و همبستگي زيست كنند.
اهداف پيامبر اعظم (ص ) در ايجاد وحدت و رحمت
به مسلمانان و
امت اسلامي محدود نمي گرديد و او همچنان كه قرآن كريم تصريح دارد براي
همه جهانيان رحمت عام و گسترده محسوب مي شد . (3 )
به اين سخن حضرت امام خميني توجه كافي نمائيم كه فرمود : « پيغمبر
اسلام مي خواست در تمام دنيا وحدت كلمه ايجاد كند. مي خواست تمام
ممالك دنيا را در تحت يك كلمه توحيد... قرار بدهد. منتهي اغراض
سلاطين آن وقت از يك طرف
اغراض علماي نصارا و يهود و امثال ذلك از
طرف ديگر
سد شد
مانع شد از اين كه ايشان بتوانند آن كار را انجام
بدهند . » (4 )
با در نظرگرفتن شرايط و وضعيت ناگوار امروز جهان اسلام
اينك اين
پرسش مطرح مي گردد كه وقتي ملل و دولت هاي اسلامي در ميان خود متفق
و متحد و همبسته نيستند
چگونه قادرند براي ساير مردم جهان گواه و الگو
باشند و آنان را به وحدت و رحمت دعوت كنند
آيا مي توان از كساني كه خود در تشتت و تنازع به سر مي برند
انتظار
داشت كه به رفع تفرقه و چند دستگي در ميان ساير ملل توفيق حاصل
نمايند !
واقعيت اين است كه ملل و دولت هاي كنوني جهان اسلام نه تنها در
الگوي عملي شدن براي رساندن ملل دنيا به « توحيد » كه محور اصلي همه
وحدت ها و همبستگي هاست قادر و توانا نمي باشند
كه به دليل فاصله گرفتن
از اسلام و قوانين جامع و تدابير و فرامين پيامبر اعظم (ص )
به اطاعت و
فرمان پذيري قدرت هاي استكباري درآمده اندو استقلال خويش را در
معرض تهاجم و سيطره جويي هاي دشمنان قرار داده اند
و اين از آثار طبيعي
خروج از فرمان پذيري اسلام است كه به فرمان پذيري از بيگانگان
مي انجامد!
هر كه بر خود نيست فرمانش روان
مي شود فرمان پذير ديگران (5 )
در چنين شرايطي است كه بيگانگان به نقش آفريني در سرزمين هاي
اسلامي مي پردازند و سران دولت ها با پذيرش وابستگي و طفيلي گري در
برابر قدرت هاي استعماري
« كيمياي استقلال » رااز دست مي دهند و « خاك
ذلت » بر سر كشور و ملت خويش مي ريزند.
بردل خود نقش غيرانداختي
خاك بردي
كيميا در باختي (6 )
ترديدي وجود ندارد كه امروز يگانه راه نجات و رهايي ملل و دولت هاي
اسلامي
حركت و تلاش براي تشكيل « امت واحد اسلامي » مي باشد
همان
امتي كه پيامبر اعظم (ص ) درصدر اسلام به استقرار آن همت گماشت و بر
اساس آيات شريفه قرآن كريم امت برگزيده و گواه و الگو براي همه مردم
جهان گرديد.
تشكيل امت اسلامي
نه تنها همه مسلمانان جهان از اقوام و نژاد و زبان
و مليت هاي گوناگون را بر محور « توحيد » به حركت در مي آورد و از تفرقه و
تنش و اختلاف و چند دستگي مي رهاند و به اتحاد و اقتدار مي رساند
كه
تمام راه هاي رشد و پويايي و بالندگي و پيشرفت در همه شئون حيات مادي
و معنوي را صاف و هموار و روشن مي سازد.
براي نيل به تشكيل امت واحد اسلامي
حركت دقيق و صحيح در
مسيرهاي پنجگانه ذيل الزامي است :
1 ـ اولين مسير
« بيداري » است . مسلمين جهان از همه اقشار و اقوام و
ملت ها و دولت ها بايد از خواب سنگين غفلت بيدار شوند و به خودآگاهي
برسند و شرايط حاد جهان و جايگاه خويش و ركود و سكون و ضعف و
تزلزل هاي خود را دريابند.
بيداري مسلمانان جهان آنان را به « خودآگاهي » مي رساند و از
زندگي و حياط طفيلي مي رهاند و به تبعيت از پيامبر اعظم (ص ) از
بردگي و ظلم و ذلت پذيري در برابر بيگانگان باز مي دارد و به
مسدود كردن راه هاي سيطره اغيار بر دين و ملت و سرزمين هاي
اسلامي توفيق مي دهد.
تا كجا طوف چراغ محفلي
ز آتش خودسوز اگر داري دلي
در جهان مثل حجاب اي هوشمند
راه خلوت خانه بر اغيار بند
از پيام مصطفي « آگاه » شو
فارغ از ارباب دون الله شو(7 )
2 ـ دومين مسير
« خودباوري » است . ملل مسلمان جهان تا
خويشتن خويش و استعدادهاي بالقوه و توانمنديهاي سرشار خود
را « باور » نكنند قادر به تشكيل امت واحد اسلامي نخواهند بود و
نمي توانند به سيادت و عظمت گذشته باز گردند.
به تعابير زيباي حضرت امام خميني « يك ملت وقتي كه يك
مطلب را باور كرد كه مي تواند انجام بدهد
انجام خواهد داد . » (8 ) و
« ما بايد اين را بفهميم كه همه چيز هستيم و از هيچ كس كم نداريم
ما كه خودمان را گم كرده بوديم
بايد اين خود گم كرده را پيدا
كنيم » (9 )
خودباوري
مسيري است كه ملل مسلمان جهان را در ابعاد
مختلف به تحرك براي عينيت بخشيدن استعدادها و
توانمندي هايشان ترغيب مي نمايد و به اقتدار و شكوهمندي
مي رساند.
3 ـ سومين مسير
« همدردي و همياري » است . مسلمانان جهان
برمبناي ايمان و آثار ژرف و عميق آن كه بايد در تمامي لحظات
زندگي آنان جاري شود و در رفتار و عملكردهايشان سريان يابد
بايد به احساس همدردي نسبت به يكديگر برسند و به دنبال آن به
همياري و مساعدت يكديگر اهتمام ورزند.
همدردي و همياري اهل ايمان نسبت به يكديگر يكي از شرايط
اصلي محور قرار دادن تعاليم و قوانين جامع اسلام مي باشد و از
انگيزه هاي زلال الهي برمي خيزد.
در تمثيل زيباي پيامبر اعظم (ص ) تعمق روا داريم كه
مي فرمايد :
« بدانيد كه اگر مومنان به خاطر خداي بزرگ به هم مهر و محبت
ورزند
و براي خدا صادقانه دوستي كنند
همانند يك پيكر
ميشوند
كه هرگاه عضوي از آن به درد آيد
عضو ديگر احساس درد
و ناراحتي مي كند . » (10 )
براساس اين تمثيل عبرت زا
هرگاه يكي از ملل مسلمان دچار
رنج و مشكل و فشار و تنگنا گردد
به عضوي از يك پيكر مي ماند كه
به درد آمده است
و ملتهاي ديگر مسلمان كه اعضاي ديگر پيكر
واحد مي باشند
آن درد و رنج را احساس مي كنند و به همدردي و
همياري او اهتمام مي ورزند.
4 ـ چهارمين مسير
« شناخت توطئه هاي استعماري » است .
با يك نگرش سريع در اوراق تاريخ به وضوح اين واقعيت رخ
مي نماياند كه قدرتهاي استكباري و معاند با اسلام در هر عصر و
زمان با حيله ها و روش هاي گوناگون سعي كرده اند مسلمين جهان را
در مقابل هم قرار دهند و به اختلاف و منازعه در آورند و از تجمع
برمحور « حق » بازدارند تا به مطامع ضد انساني خويش دست يابند.
توطئه هاي دشمنان اسلام براي خارج كردن مسلمين از تجمع
بر محور « حق » در حالي صورت مي گيرد كه آنان در « باطل » خود به
وحدت و اتحاد رسيده اند و تمام انرژي و توانمندهاي خود را بر
حفاظت از اين قدرت و وحدت به كار مي گيرند. در چنين شرايطي
براي مسلمانان جهان بسيار اسف انگيز و حيرت زاست كه در حق
خود متفرق و پراكنده باشند و همواره در برابر توطئه هاي مكرر و
ترفندهاي پنهان اهل باطل در پراكندگي و ستيز به سر
برند!
رهنمود حضرت امام خميني
براي ملل مسلمان جهان سرمشق
و راهگشا مي باشد :
« بايد ما پايدار باشيم در حق خودمان . اين طور نباشد كه باطل
در باطل خودش مجتمع باشد و ما در حق خودمان متفرق . ما كه
مدعي اين هستيم كه اهل حق هستيم
مسلمان ها كه اهل حق
هستند
قرآن كتاب آنهاست
كعبه قبله آنهاست
كساني كه به اسلام
ايمان آورده اند و به حق ايمان آورده اند
بايد در اين حق خودشان
مجتمع باشند و نگذارند اين باطل ها
كه در باطل خودشان
مي خواهند مجتمع بشوند
آنها پيروز بشوند
ما تكليف همه مان اين
است كه در حق خودمان با هم تفاهم داشته باشيم
چه اهالي يك
كشور
و چه اهالي همه كشورهاي اسلامي . » (11 )
5 ـ پنجمين مسير
« احياي فرهنگ و تمدن اسلامي » است .
ملل مسلمان جهان بايد به عظمت و شكوهمندي و سيادت و
ارجمندي خود در گذشته باز گردند و ديگر بار فرهنگ ناب و غني و
جامع و تمدن بزرگ و عظيم اسلامي را احيا نمايند و در تمام ابعاد
و جنبه ها به رشد و پيشرفت و بالندگي برسند و دنيا را در حيرت و
شگفتي فرو برند.
احياي فرهنگ و تمدن اسلامي
ملل مسلمان جهان را در تمام
شئون حيات مادي و معنوي به اعتلا و سرافرازي و عزت
مي رساند و در فرهنگ و سياست و اقتصاد و علم و صنعت بر
بلنداي قله هاي رفيع « استقلال » مي نشاند.
بديهي است براي نيل به هدف والاي احياي فرهنگ و تمدن
عظيم اسلامي
تنها راه موجود بازگشت به خويشتن اسلامي و
حركت بر محور دين و آيين مقدس « اسلام » مي باشد. زيرا
درون مايه اصلي فرهنگ و تمدن كه مسلمانان جهان را در برهه اي از
زمان به قدرت و عظمت و شكوهمندي رساند
انديشه و تفكر و
آموزه ها و تعاليم و معارف جامع اسلام است . بنابراين همه هويت و
هستي و موجوديت مسلمانان در دين و آيين آنان خلاصه مي شود و
تا اسلام از غربت به در نيايد و به محيط اذهان و افكار و آشيان
قلب ها وارد نشود و در رفتار و حركات و عملكردها تسري نيابد
احياي فرهنگ و تمدن اسلامي امكان پذير نمي باشد.
ملتي را رفت چون آيين زدست
مثل خاك اجزاي او از هم شكست
هستي مسلم ز آيين است و بس
باطن دين نبي اين است و بس
برگ
گل شد چون ز آئين بسته شد
گل از آيين بسته شد
گلدسته شد
نغمه ز ضبط صدا پيداستي
ضبط چون رفت از صدا غوغاستي
درگلوي ما نفس موج هواست
چون هوا پابند ني گردد نواست
تو همي داني كه آيين تو چيست
زير گردون سر تمكين تو چيست
آن كتاب زنده قرآن كريم
حكمت او لايزال است و قديم (12 )
ملت هاي مسلمان جهان با حركت در مسيرهاي پنجگانه اي كه
برشمرديم
به تشكيل « امت واحد اسلامي » توفيق حاصل مي كنند و
به اين وسيله به اوج عزت و سرافرازي و پيشرفت و تعالي و وحدت
و همبستگي جهاني نائل مي آيند و نه تنها خود به حيات سالم و
زيست برتر و سعادتمند و متعالي دست مي يابند
كه براي ساير ملل
دنيا نيز « گواه » و « الگو » مي گردند و بشارت ها و وعده هاي قرآن كريم
را به زيباترين وجه به تجلي و ظهور در مي آورند.
پاورقي :
1 ـ قرآن كريم
سوره آل عمران
آيه 110
2 ـ سوره بقره
آيه 143
3 ـ سوره انبيا آيه 107
4 ـ سيماي معصومين (ع ) در انديشه امام خميني
از انتشارات
موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني
ص 164
5 ـ كليات اقبال لاهوري
به كوشش قادر فاضلي
انتشارات فضيلت
علم
ص 91
6 ـ همان منبع
7 ـ همان منبع
8 ـ آيين انقلاب اسلامي
گزيده انديشه هاي امام خميني
از
انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني
ص
178
9 ـ همان منبع
ص 467
10 ـ ميزان الحكمه
ج 1
ص 67
روايت 166
11 ـ صحيفه امام
ج 13
ص 164
12 ـ كليات اقبال لاهوري
ص 62
براساس تمثيل عبرت زايي از پيامبر اعظم (ص ) ملل مسلمان
چنانچه در راه خدا به محبت و وحدت برسند
هرگاه يكي از آنها
دچار رنج و مشكل و فشار و تنگنا گردد
به عضوي از يك پيكر
مي ماند كه به درد آمده است
و ملتهاي ديگر مسلمان كه اعضاي
ديگر پيكر واحد مي باشند
آن درد و رنج را احساس مي كنند و به
همدردي و همياري او اهتمام مي ورزند
ملت هاي مسلمان جهان بايد به عظمت و شكوهمندي و سيادت
و ارجمندي خود در گذشته باز گردند و ديگر بار فرهنگ ناب و غني
و تمدن بزرگ و عظيم اسلامي را احيا نمايند و در تمام ابعاد و
جنبه هاي اجتماعي
سياسي
اقتصادي
علمي و صنعتي به رشد و
پيشرفت و بالندگي برسند و دنيا را در حيرت و شگفتي فرو برند
بيداري و خودآگاهي
خودباوري و خويشتن يابي
همدردي و
همياري
و شناخت توطئه هاي دشمنان جهاني اسلام براي خارج
كردن مسلمين از تجمع بر محور « حق »
از جمله راه هايي است كه
تشكيل امت واحد اسلامي را سرعت مي بخشد. مسلمانان جهان
بايد دريابند كه وقتي قدرت هاي استكباري و عوامل آنان در « باطل »
خويش به تجمع و وحدت رسيده اند
نبايد در « حق » خود متفرق و
پراكنده باشند!

|