مرحوم آيت الله محمدهادي معرفت
حتمي بودن ظهور
و نريدان نمن علي الذين استضعفوا في الارض ونجعلهم ائمه و
نجعلهم الوارثين . (1 )
ما مي خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي
زمين قرار دهيم .
در اين آيه
به مومنان نويد داده شده كه وارثان زمين و حاكمان پهناي گيتي
خواهند گرديد و اين
وعده الهي و اراده ازلي حق تعالي است . اين اراده
گاهي به
صورت جزئي نيز تجلي كرده كه از جمله آن
قصه نجات بني اسرائيل و هلاكت
فرعون به دست موسي (ع ) است (2 )
آيه ياد شده
با عنوان (و نريد) حكايت از اراده حق تعالي مي كند كه همواره
جريان داشته و عاقبت
به طور گسترده و كامل به انجام خواهد رسيد. اين آيه به
دليل حتمي بودن مفاد آن ـ در روايات نيز به ظهور حضرت حجت و حكومت
جهاني ايشان تعبير شده است . (3 )
ظاهر آيه
هر چند در باره بني اسرائيل مي باشد
قرآن به لحاظ باطن
داراي
مفاهيم گسترده اي بوده و مفاهيم گوناگون از دل آيه بيرون مي آيد و عميق و قابل
توجه است .
ظهور وعده الهي
ابوهاشم داوود
فرزند قاسم جعفري مي گويد :
كنا عند ابي جعفر محمدبن علي الرضا(ع ) فجري ذكرالسفياني و ماجا في الروايه
من ان امره من المحتوم فقلت لابي جعفر(ع ) هل يبدولله في المحتوم قال
عليه السلام : نعم قلنا له فنخاف ان يبدو لله في القائم فقال ان القائم من الميعاد(
ان الله لايخلف الميعاد)(4 )(5 )
نزد حضرت جواد عليه السلام بوديم كه از سفياني و اين كه امر او حتمي
است سخن گفته شد عرض كرديم
آيا ممكن است در امر حتمي
براي خداوند
بدا حاصل شود حضرت فرمود : بلي گفتيم اگر اين گونه است . پس هراس داريم
كه در خود قائم (ع ) هم براي خداوند بدا حاصل شود فرمود همانا قائم وعده
خداوند است و... خدا در وعده خود خلاف نمي كند.
از نظر عقل
كسي را كه به دليل تهديد
خلف وعده نمود
مي توان بخشيد و
از گناهش چشم پوشي كرد
اما از حكيم
وعده خلاف صادر نمي شود
لذا طبق
اين روايت
ظهور حضرت حجت كه به معناي « وعد » و نويد به جامعه انساني و
بشري به ويژه بندگان صالح است هرگز تخلف پذير نيست .
مرحوم مجلسي (ره ) در توضيح اين حديث مي فرمايد : در اين جاوعده
خداوند به صراحت بيان شده است . (6 )
(وعدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض
كمااستخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم وليبدلنهم
من بعد خوفهم امنا يعبدونني لايشركون بي شيئالله)
خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته اي انجام داده اند
وعده مي دهد كه قطعا آنان مرا حكمران روي زمين خواهد كرد
همان گونه كه به
پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد و دين و آييني را كه براي آنان
پسنديده
پابرجا و ريشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنيت و آرامش
مبدل مي كند
(آن چنان ) كه تنها مرا مي پرستند و چيزي را شريك من نخواهند
ساخت .
بر اساس آيه شريفه
اين وعده است و تخلف در وعده هرگز امكان ندارد. اين
نويد
در جاي جاي قرآن به بندگان صالح خدا داده شده كه سرانجام
حكومت
عدل الهي و امامت جهاني به آنها باز مي گردد و براي هميشه ادامه دارد و چنين
بشارتي ـ طبق بيان صريح قرآن ـ در كتاب هاي گذشتگان نيز آمده است .
(ولقد كتبنا في الزبور من بعدالذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون ) (8 )
در زبور بعد از ذكر(تورات ) نوشتيم : بندگان شايسته ام وارث (حكومت )
زمين خواهند شد.
غايب ناظر
در اين كه فيض حضرت ولي عصر(عج ) در زمان غيبت ـ از چه راهي به
اجتماع مي رسد
حضرت ولي عصر(عج ) خود فرموده اند : فيض من مانند خورشيد در پس
ابرها است (9 ) و اين نور لازم براي ادامه زندگي اجتماع هرگز به تاريكي
نمي گرايد.
امام و ولي زمان در هر دوره دوسمت دارد : يكي
مرجعيت ديني
يعني در مسائلي
كه مرجعيت دارند
بايد همه اين پرسش ها را پاسخ بدهند و دوم زعامت سياسي
به اين معنا كه رهبري جامعه تشيع و البته رهبري جامعه اسلامي با ايشان است و
هم پاسخ گويي به مسائل شرعي وهم تصدي مسئله زعامت و جنبه سياسي جامعه
وامت را عهده دار هستند.
در مسائل سياسي واجتماعي نيز بايد به زعيم و رئيس مراجعه كرد
چنان كه
در دوران اوليه اسلام نيز همين طور بوده است . (10 )
امامان (ع ) در همان دوران حضور
مرجعيت فتوايي را به اصحاب واگذاشته
بودند(11 ) و افرادي چون محمدبن مسلم
ابان
زراره
و زياد از جمله كساني
بودند كه امام باقر(ع ) به آنها حكم فتوا داده بود :
اجلس في مسجدالمدينه و افت الناس (12 )
در مسجد مدينه بنشين و به پرسش هاي مردم پاسخ بده .
در زمان حضور اين گونه بود كه مسئله مرجعيت فتوايي به بزرگان واگذار
شده بود
اما مرجعيت سياسي ـ انحصارا ـ در اختيار خود ائمه بود. توقيع (نامه )
شريف از جانب امام زمان كه در دست اسحاق پسر يعقوب بوده و اكنون به ما
رسيده است
به همين مطلب اشاره دارد . (13 )

واما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا
حجه الله عليهم (14 )
و اما در باره مسائل و حوادث جديدي كه براي شما پيدا مي شود
به كساني
كه احاديث ما را روايت مي كنند رجوع كنيد
چه اين دسته حجت من بر شمايند
و من حجت خدا بر آنها هستم .
اين توقيع از لحاظ سند
معتبر بوده
جاي هيچ گونه خدشه نيست .
تعريف واژه رواه (راويان ) حديث
« رواه حديثنا » يعني
ناقلان حديث
كساني كه بتوانند مغز حقيقت و
خواسته ما را براي شما بازگوكنند.
رواه حديث
يعني كساني كه در خدمت پيغمبراكرم نشسته و در دين تفقه
كرده اند. فقيه عميق تر از فهم است
پي بردن به عمق مطلب و علاج متعلقات و
تخصيص را بلد شدن است . (15 )
بنابر اين
كسي مي تواند
مرجعيت سياسي
اجتماعي حضرت را برعهده
بگيرد كه جامعيت و شايستگي داشته باشد.
سخن حضرت در ادامه كه فرمود : انهم حجتي عليكم (16 ) تبيين اين معنا
است
يعني اشخاصي كه با چنين صفات ياد شده
حجت من بر شما بوده
در
مقابل من و شما مسئول و پاسخ گو هستند. معناي حجت نيز همين است . اين
نوعي فرمان است . حضرت با همين بيان
مقام زعامت سياسي را
به اين گروه
واگذاري مي كند. فقيهان با اين فرمان
واجد حكم شده اند. البته به اين نكته دقيق
نيز بايد توجه داشت كه در مرجعيت فتوايي
ده تا فقيه مي توانند در عرض و
موازات هم پاسخ گو باشند. در عصر حضرت صادق (ع ) پنجاه فقيه
همه در
عرض هم منصوب بوده اند و هر كس در منطقه خودش مرجعيت فتوايي داشته
است . (17 ) اما اگر كسي زعيم سياسي باشد
مسئله فرق مي كند و اين حكم عام
شامل حالش نمي شود معناي احكامي كه مربوط به زعامت سياسي مي شود
شامل كساني است كه واجد اين صفات بوده
شايستگي اين مقام را داشته باشند.
البته اين روايت را نبايد اين گونه معنا كرد كه در بين مرجعيت و ولايت سياسي
تعارضي هست
چرا كه در برخي موارد فرض اين است كه فقيه هردو صفت را
دارا باشد
چنان كه اميرالمومنين علي (ع ) در باره ولي امر نيز به اين دو صفت
اشاره فرموده است :
ان احق الناس بهذا الامر اقواهم عليه . واعلمهم بامرالله فيه (18 )
سزاوارترين و شايسته ترين افراد براي رهبري كسي است كه از توان (مديريت )
بيشتري برخوردار باشد و بهتر از ديگران از دستورهاي الهي پيروي كند.
1 ـ قصص (28 ) آيه .5
2 ـ بقره (2 ) آيه 50 و اذفرقنا بكم البحر فانجيناكم و اغرقنا آل فرعون و انتم
تنظرون )و به خاطر بياوريد هنگامي را كه دريارا براي شما شكافتيم و شما را
نجات داديم و فرعونيان را غرق ساختيم . در حالي كه شما تماشا مي كرديد.
3 ـ مكارم شيرازي و همكاران
تفسير نمونه
ج 16
ص .18
4 ـ آل عمران (3 ) آيه .9
5 ـ مجمدبن ابراهيم نعماني . الغيبه ص 303
6 ـ علامه مجلسي
بحارالانوار
ج 52
ص 250
ح .138
7 ـ نور (24 ) آيه .55
8 ـ انبيا(21 ) آيه 105
9 ـ ر . ك شيخ صدوق
كمال الدين و تمام النعمه . ج 2 ص 283
10 ـ محدث نوري
مستدرك الوسائل
ج 17
ص .267
11 و 12 ـ همان
ج 14
ص 311
ح .21452
12 ـ اين توقيع را ابوجعفرابن بابويه صدوق در كتاب كمال الدين و تمام النعمه
به
سند صحيح از ابوجعفر پسر يعقوب كليني و او از برادرش اسحاق پسر يعقوب
نقل كرده است : از محمد پسرعثمان عمري
نايب خاص دوران غيبت صغري
درخواست كردم تا نامه اي به خدمت حضرت رسانده
پاسخ دريافت كند البته
مسائلي رديف كرده كه خود مسائل در نامه نيست ولي پاسخ آن با خط شريف
حضرت نوشته شده است .
14 ـ شيخ صدوق
كمال الدين و تمام النعمه
ج .2 ص .483
15 ـ ر . ك
علامه مجلسي
بحارالانوار
ج 2
ص 222
ج 67
ص .374
16 ـ همان
17 ـ محدث نوري
مستدرك الوسائل
ج 17
ص 315
ح 21454
16
ج 17
ص 313
ح 21447 ـ 9
18 ـ نهج البلاغه
خطبه .173

*****
نگاهي به انتظار از دو جنبه
|

معصومه چابك
يكي از مسائل مهمي كه درباره حضرت مهدي (عج ) مطرح مي شود
مساله انتظار فرج و ظهور آن حضرت است . انتظار
در واقع داراي دو جنبه
مي باشد
يك جنبه منفي و ديگري جنبه مثبت
جنبه منفي انتظار فرج دست
روي دست گذاشتن و بيگانه بودن با وضع موجود است و جنبه مثبت آن
حركت در جهت بهترشدن وضع موجود و ايجاد جامعه اي سالم براساس
قسط و عدل و ارزشهاي انساني است .
هر يك از اين دو جنبه
منشا آثار و اعمال خاصي است . جنبه مثبت
انتظار سبب مي شود كه انسان با عوامل فساد و طغيان و بي عدالتي هماهنگي
نداشته باشد
بلكه با آنها از سرستيز و مبارزه درآيد و خود را از نظر روحي
و جسمي آن چنان آماده كند كه بتواند در محيط پر از عدل و قسطي كه
حضرت مهدي (عج ) ايجاد خواهد كرد به زندگي خود ادامه دهد. جنبه منفي
انتظار سبب مي شود كه انسان از تحرك و فعاليت در جهت ساختن خود و
جامعه و تلاش براي پيدايش حكومت اسلامي باز ماند و به عنصري
بي تفاوت تبديل شود. روايات زيادي در رابطه با انتظار و آثار آن وارد شده
است كه مي توان معناي حقيقي انتظار را از آنها به دست آورد.
از امام جعفر صادق (ع ) درباره كسي كه از ولايت امامان معصوم (ع )
بهره مند است و انتظار حكومت حق را مي كشد
سئوال شد. آن حضرت
فرمود : او همانند كسي است كه در خيمه حضرت قائم (عج ) باشد. سپس
مدتي سكوت كرد و بعد فرمود :
همانند كسي كه در « مبارزه » همراه پيامبر اسلام (ص ) باشد.
حضرت علي (ع ) فرمود : كسي كه در انتظار حكومت ما باشد
همانند
كسي است كه در راه خدا به خون خويش بغلتد.
بنابراين
كسي كه خود
آلوده و ناپاك است و نسبت به انجام دستورات
الهي سستي مي كند
نمي تواند منتظر تحول و انقلابي باشد كه او را هم مانند
ساير بدكاران
مورد مواخذه و مجازات قرار مي دهد. همچنين كسي كه خود
فاسد است
چگونه مي تواند منتظر نظامي باشد كه در آن جايي براي ناپاكان
و فاسدان وجود ندارد.
منتظران واقعي نه تنها بايد صالح و پاك باشند و نقطه ضعفهاي خود را
جبران كنند
بلكه بايد در راه اصلاح ديگران نيز با جديت
تلاش كنند. چنين
افرادي معتقدند كه هرچه بر تعداد افراد صالح در جامعه افزوده شود و فاسد
كمتر گردد
زمينه ظهور حكومت حق آماده تر مي شود. بنابراين
عده اي
كج انديش كه تصور مي كنند
بايد دست روي دست گذاشت و براي اصلاح
امور تلاش نكرد تا فساد بيشتر شود و حضرت ولي عصر(عج ) زودتر ظهور
كند
نزد منتظران واقعي مطرودند.
ابوبصير مي گويد : امام جعفر صادق (ع ) روزي به تعدادي از ما يارانش
فرمود :
آيا شما را به چيزي خبر ندهم كه خداوند اعمال بندگانش را جز با آن
قبول نمي كند. من عرض كردم
بفرماييد.
آن حضرت فرمود :
شهادت به يگانگي خداوند و نبوت حضرت محمد(ص )
اعتراف به
دستورات خدا
دوستي ما و دوري جستن از دشمنان ما
تسليم در برابر ائمه
هدي
پرهيزكاري ... و در انتظار حضرت قائم بودن .
سپس فرمود :
براي ما دولتي است كه هر زمان خدا بخواهد
ايجاد خواهد شد. هر كس
دوست دارد كه از ياران و اصحاب قائم ما باشد
بايد در انتظار فرج باشد.
از علامتهايي كه در روايات متواتر ذكر شده
اينكه پيش از ظهور
حضرت مهدي (عج ) ظلم و فساد در جهان فراگير مي شود
بي عدالتي تمام
ابعاد و صحنه هاي زندگي را در برمي گيرد
گناه و انحرافات و كج انديشي به
اوج خود مي رسد
انسانهاي مومن بسيار كمياب مي شوند
شقاوت افراد
شقي به آخرين درجه خود مي رسد
راههاي خير تا حدودي مسدود شده و
راههاي شر طرفدار پيدا مي كند و كمالات معنوي از ميان مردم رخت
برمي بندد و...
البته همان طور كه اشاره شد
نبايد از فراگيرشدن فساد خوشحال شويم
و با آن مبارزه نكنيم
زيرا هر اندازه كه فساد بيشتر شود
مسئوليت منتظرين
ظهور حضرت مهدي (عج ) بيشتر مي شود; آنها بايد ضمن مبارزه با فساد از
هيچ كوششي در راه ساختن خود و ديگران به منظور ياري آن حضرت دريغ
نكنند.
روايات در اين زمينه بسيار زياد است . در اين روايات با تعبيرهاي
مختلفي نظير « كما مائت ظلما و جورا » فراگيرشدن ظلم و فساد
استفاده شده
است و در ادامه آمده است كه (منتظران واقعي كساني هستند كه پرهيزكاري
را برگزيند
به اخلاق نيك آراسته شود و در همان حال در انتظار قائم ما
باشد. اگر چنين بود و مرگش پيش از ظهور حضرت قائم (ع ) را درك
مي كنند) نايل مي شود. اي شيعيان ! جديت و كوشش كنيد و منتظر ظهور آن
حضرت باشيد. اي گروهي كه مورد توجه و رحمت خدا واقع شده ايد
پيروزي گوارايتان باد!

*****
شعر انتظار
|
مرهم وصال
اي آنكه برده روي تو از حسن مه رواج !
آيا شود كه بر شب تارم شوي سراج
ديري است تيغ عشق تو دل ريش كرده است
با مرهم وصال مرا كي كني علاج
چشم انتظار گرمي و نورت نشسته ام
در زمهريز خانه ي دهر و سواد داج
يك دم به چشم لطف نظر كن بر اين گدا
اي پادشاه ملك و خداوند تخت و تاج !
كامم اگر به زهر هلاهل روا كني
با شهد ناب و شربت غيرم چه احتياج
هرگز به عمر روي رهايي نديد هيچ
هر كس كه اوفتاده در آن بند زلف خاج
« بهروز » راز درگهت اي شهريار دل
هرگز مران كه مي شكند دل چنان زجاج
بهروز مرادي آراني
دل محزون
بيا حبيب كه روزم هميشه طي شده در تب
چه ناله ها كه ز هجرت كنم سراسر هر شب
بيا كه ياد تو كردم ز خورد و خواب فرامش
چقدر ناله زنم از فراق روي تو كوكب
بيا كه واعظ زاهد اگر چه موعظه كردم
مزور است و از اين ره ببرد رونق مذهب
براي چند نگاهي گرم رخت بنمايي
ز مهر روي تو سوزد حسود مسجد و مكتب
گر آن متاع لبت بر بهاي خون بفروشي
شوند مشتري آن فرشتگان مقرب
به يك نگاه دلم شد اسير طره ي زلفت
چگونه دل برهانم ز دام زلف مرتب
چه كرد نرگس مستت به حال عاشق بيدل
كه گشت شهره ي شهر و به بي قرار ملقب
چو خواستم بنويسم ز حال اين دل محزون
سرشك چشم عجين شد به خون و گشت مركب
بهروز مرادي آراني

| |