روزنامه جمهوري اسلامي 21/01/1386 صفحه عقيدتي
*****
تلاش هاي علمي و عملي پيامبر اعظم (ص ) در مسير تحقق وحدت و قدرت مسلمين ـ 4
همبستگي و وحدت مسلمين دردها و رنج ها موانع و ناهمواري ها


  • يكي از دردهاي بزرگ و رنج هاي طاقت فرسا كه جهان اسلام را از وحدت و همبستگي و مهابت و قدرت بازداشته و به تفرقه و تشتت و جدايي رسانده و به ضعف و تزلزل و تنازع كشانده است فاصله از انديشه هاي ناب و زلال و عملكردهاي عميق و راهگشاي پيامبر اعظم (ص ) در مسير تحقق وحدت و همبستگي مسلمين مي باشد.
    رسول گرامي اسلام با تلاش هاي فكري و علمي و فعاليت هاي عيني و عملي خويش بنيان هاي اتحاد و اقتدار در ميان مسلمانان را متقن و استوار نمود و آنان را بر مدار تعاليم و آموزه هاي وحدت زاي دين مبين اسلام به حركت درآورد و با تشكيل امت اسلامي نيرومند و متحد زيباترين جلوه هاي مودت و محبت و همبستگي بين اهل ايمان را به تجلي درآورد و همه جهان را با تفكرات ژرف و وحدت آفرين و سرعت عمل خير كننده اش در مقابله و مبارزه با فرقه گرايي ها و تفرقه انگيزي و تنازعات و تعارضات قومي و نژادي و تاليف قلوب و به هم پيوستن صفوف و به اتحاد و اتفاق و صلابت و قدرت رساندن مسلمين به شگفتي و تحسين درآورد.
    پس از آن كه پيامبر اعظم (ص ) با كارنامه اي درخشان از عملكردهاي پاك و الهي در تمام ابعاد و جلوه ها و شئون حيات مادي و معنوي و از جمله آثار بسيار ارزشمندي كه در « انديشه » و « عمل » و در مسير تحقق اتحاد و اقتدار مسلمين از خود باقي نهاد و از سراي خاك به سوي افلاك كوچ نمود و در جوار رحمت حضرت پروردگار آرميد مسلمانان جهان آنگونه كه شايسته است از تلاش هاي وحدت بخش پيامبر خدا و آثار عظيم آن صيانت و پاسداري نكردند و به جاي حركت در مسير اتحاد و همبستگي و تشكيل جبهه متحد و مقتدر در بيراهه هاي تفرق و تشتت گام نهادند و قدرت و توانمندي و شكوه و عظمت خود را از دست دادند و در مقابل هم و در تضاد و تعارض با يكديگر قرار گرفتند و در چنين وضعيت بسيار اندوهبار و اسف انگيز با دست خويش زمينه ساز تهاجم و تعدي دشمنان به حريم دين و استقلال سرزمين هاي اسلامي شدند.
    پيامبر اعظم (ص ) چنين روز سياه و وضعيت دردناك و حسرت زا براي جهان اسلام را از قبل پيش بيني كرد و در سخني تكان دهنده خطاب به گروهي از مسلمانان چنين اعلام فرمود :
    « زود باشد كه ملت ها بر شما هجوم آورند همچون هجوم گرسنگان به سيني غذا »
    يكي از ميان آن جمع پرسيد :
    « آيا به علت آن كه در آن هنگام شمار و جمعيت ما اندك است »
    پيامبر اكرم (ص ) در پاسخ فرمود :
    « برعكس تعدادتان بسيار زياد و كثير است لكن مانند كف و خاشاك روي سيلاب هستيد . » (1 )
    اين پيش بيني پيامبر اعظم (ص ) به وقوع پيوست و امت بزرگي را كه آن پيشواي الهي بنيان نهاد به مرور به ضعف و تشتت و پراكندگي گرائيد و دشمنان كينه توز اسلام موفق شدند سرزمين هاي اسلامي را تكه تكه كنند و شيرازه هاي اتحاد و اقتدار آنان را از هم بگسلند و با سياست شوم و حربه و ترفند شيطاني « تفرقه بينداز و حكومت كن » سايه سياه و مرگبار خود را در ابعاد فرهنگي سياسي اقتصادي و نظامي بر ملل مسلمان بگسترانند و بر سرنوشت آنان حاكم و مسلط گردند.
    در چنين شرايط دردناك مي بينيم همان گونه كه پيامبر اعظم (ص ) پيش بيني نمود امروز جمعيت مسلمين كثير و انبوه است و در عين حال اين كثرت و انبوهي بالا هرگز نجاتگر آنان نيست زيرا از درون خالي شده اند و با ميان تهي گشتن و به صورت كف و خاشاك روي آب درآمدن فاقد هرگونه هويت اصيل و قدرت و توان و استحكام مي باشند.
    تشبيه مسلماناني كه در روزگار گذشته قدرت برتر جهان بودند و در اوج مهابت و صلابت و وحدت مي زيستند به كف و خاشاك روي سيلاب بسيار عميق و عبرت زا مي باشد و نشان از تحقق اين واقعيت دارد كه باورها و ايمان هايشان سست مي شود و پايبندي آنان به احكام و قوانين كامل و جامع اسلام كاهش مي يابد و بارها ساختن التزام عملي به ارزش هاي والاي الهي و اسلامي در تمام ابعاد حيات فردي و اجتماعي و سياسي و فرهنگي از محتوا خالي مي شوند و به شدت ضربه پذير مي گردند.
    پيامبر اعظم (ص ) در پيش بيني هاي خود درباره وضعيت اسف بار جهان اسلام علل و عوامل اصلي در ايجاد اين شرايط تلخ و ناگوار را برشمردند كه برخي از آنها را مورد مداقه قرار مي دهيم .
    پيامبر اكرم (ص ) اين عوامل و علل را اين گونه معرفي مي فرمايد :
    « بيشترين ترس و نگراني من از امتم در سه چيز است : لغزش هاي عالمان دنياخواهي حاكمان تفسير و تاويل هاي نادرست از قرآن كريم . (2 )
    اولين نگراني و هراس پيامبر اعظم (ص ) از آينده مسلمين لغزش گروهي از كساني است كه به عالم ديني اشتهار يافته اند و به طور طبيعي بايد در خدمت اسلام و مسلمين درآيند و از تفرقه و پراكندگي برهانند و به وحدت و همبستگي برسانند و متاسفانه با فروگذاشتن تعهد و مسئوليت هاي خويش از مردم جامعه كناره مي گيرند و به دربار سلاطين معاند با دين روي مي آورند و به جاي مقابله با ظالم و حمايت از مظلوم به ياري رساني ظالمان و سركوب مظلومان مي پردازند!
    اين گروه از عالمان كه در نقطه مقابل علماي آزادانديش و متعهد و مسئول و آگاه و مبارز قرار دارند يكي از عوامل مهم تشديد ضعف و تفرقه و پراكندگي در جهان اسلام مي باشند و دستگاه ظلمه در هر عصر و زمان به وسيله اين روحاني نمايان فاقد بصيرت و مسئوليت و متزلزل در برابر مقام و ثروت به اهداف ضد اسلامي خويش نائل آمده و در جوامع مسلمان روح تفرقه و تشتت و تنازع و فتنه دميده اند.
    در اين سخن بيدارگر از پيامبر اعظم (ص ) درباره مذمت آن گروه از عالمان ديني كه به سلاطين جور مي پيوندند و گوشه و كنار دربار و دستگاه هاي آنان به خدمت به دشمنان دين و خيانت به مسلمانان اهتمام مي ورزند تامل ورزيم :
    « هر كس كه شغل قضاوت در حكومت ظالم را بپذيرد يا به اين كار ياري رساند سپس فرشته مرگ بر او فرود آيد به او بانگ زند : بر تو باد لعنت خدا و آتش دوزخ و آن بد جايگاهي است . » (3 )
    در نگاه پيامبر اعظم (ص ) علاوه بر معرفي قضاوت در دستگاه هاي ظلمه به عنوان يكي از مهم ترين مصاديق لغزش عالمان دين شكستن بيعت حق برافراشتن پرچم گمراهي پنهان كردن علم تصرف اموال به ظلم و دستياري و قلمزني براي اهل ستم از جمله موارد ديگر لغزش عالمان به شمار مي رود كه موجب خروج آنان از اسلام مي شود . (4 )
    دومين ترس و نگراني پيامبر اعظم (ص ) از آينده امت « دنياخواهي حاكمان » است كه موجب رها كردن دين از جانب آنان و پرهيز از تقيد و پايبندي هاي عملي در برابر قوانين مقدس قرآن و اجتناب از تلاش و فعاليت هاي متعهدانه براي استقرار نظام سياسي و حكومتي اسلام به منظور متحد كردن صفوف مسلمانان و جلوگيري از تشتت و پراكندگي آنان مي باشد.
    بنگريم و بينديشيم كه حاكمان كشورهاي اسلامي در طول تاريخ چسان نه تنها از تعاليم و قوانين اسلام فاصله گرفتند كه در مقابل آن به جبهه گيري هاي منفي پرداختند و نه تنها مردم مسلمان جامعه و كشور خود را به فرهنگ و معارف اسلامي دعوت و ترغيب ننمودند كه هر گرايش ناب و اصيل به قرآن كريم و دين مبين را سركوب كردند و نه تنها دين و ملت را در مواجهه با سياست هاي استعماري قدرت هاي سيطره جوي جهاني مساعدت ننمودند كه حركت هاي ضداستعماري و رهايي بخش و استقلال طلبانه را در نطفه خفه كردند!
    اين اسلام گريزي ها و استقلال ستيزي ها توسط اكثريت سران و روساي كشورهاي اسلامي در ديروز و امروز موجب گرديد كه قواي مسلمانان روبه تحليل رود و شيرازه هاي اتحاد و اقتدار آنان از هم بگسلد و به مرور به اختلاف و پراكندگي و درگيري و تنش برسند و همه زمينه ها براي سيطره جهان كفر و شرك و نفاق بر جهان اسلام آماده و مهيا گردد.
    سومين ترس و نگراني پيامبراعظم (ص ) از آينده امت « تفسير و تاويل هاي ناصحيح از قرآن » است كه يكي از بزرگترين مشكلات در همه اعصار براي جوامع اسلامي محسوب مي شود و همواره جهان اسلام را از رشد و بالندگي و پيشرفت در تمام ابعادها و جلوه هاي حيات اجتماعي و سياسي بازداشته است و مانع رفع تفرقه ها و پراكندگي ها و تنازع و تعارض ها و گشوده شدن بسترهاي مناسب براي وحدت و قدرت مسلمين شده است .
    پيامبراعظم (ص ) به دليل خطرات و فتنه هاي ناشي از تفسير و تاويل هاي ناصحيح از قرآن همواره اين عمل ناصحيح و برانگيزاننده فتنه و تباهي و تشتت در ميان امت را نكوهش مي فرمود و از اين كه تعاليم اين كتاب آسماني را در غير جاي خود قرار دهند و بدون دانش و بينش لازم و آموختن علم تاويل صحيح به تبيين و تفسير آن بپردازند به شدت نهي مي نمود و اين عمل را مساوي با فقدان ايمان زلال به نبوت و سقوط در دوزخ معرفي مي كرد . (5 )
    اين دردها و رنج هاي سه گانه كه به دنبال خود موانع و ناهمواري هاي فراوان ايجاد مي كنند در طول تاريخ موجب به ضعف و تزلزل گرائيدن جهان اسلام و از دست دادن وحدت و قدرت خيره كننده اي شد كه پيامبراعظم (ص ) در ميان مسلمانان بنيان نهاد.
    اين دردها و رنجهاي مهلك و موانع و ناهمواري هاي زيان آور مسلمين جهان را از شكوهمندي و عظمت بازداشت و حركت تمدن عظيم اسلامي را به ركود و سكون كشاند و از هم گسيختگي و افتراق و جدايي پديد آورد.
    جهان اسلام كه با فرهنگ غني و جامع و تمدن شكوهمند خويش و پيشرفت هاي علمي همه جانبه دانشمندان اسلامي بنيانگذار رهايي و رشد علمي و فرهنگي دنياي شرق و غرب گرديد به علت رها كردن فرهنگ خويش و خروج از دايره وحدت و گرايش به تشتت در عين حال كه موجب آزادي ديگران شد خود به نخجير و صيد و شكار و اسارت آنان درآمد و در همان شرايط كه با خشت دين و علم و خرد سرمايه تعمير خرابي هاي ديگران گشت به تخريب و ويراني خويش پرداخت .
    شرق و غرب آزاد و ما نخجير غير
    خشت ما سرمايه ي تعمير غير(6 )
    آيا زمان آن نرسيده است كه به تعاليم پيامبراعظم (ص ) باز گرديم و به جوهره خويش بينديشيم كه « واحد » است و سرشت همه اقوام و نژادهاي مسلمان از آن بسته شده است
    آيا راه نجات ما رسيدن به مرزوبوم اصلي و يگانه خويش يعني « اسلام » نيست كه ما را بر محور « توحيد » به اتحاد و اقتدار درمي آورد و از همه ناسازگاري ها و ناهماهنگي ها و تضاد و تعارض هاي موهوم به يكرنگي و وحدت مي رساند
    جوهر ما با مقامي بسته نيست
    باده ي تندش به جامي بسته نيست
    هندي و چيني سفال جام ماست
    رومي و شامي گل اندام ماست
    قلب ما از هند و روم و شام نيست
    مرز و بوم ما به جز اسلام نيست (7 )
    آنگاه كه مسلمانان جهان از « اسلام » كه براي همه ملل و اقوام و نژادهاي معتقد به دين همچون « جان » است جدا شدند در « خاكدان » افتادند و در بند زبان و قوم و اقليم درآمدند و به درد و رنج و موانع و ناهمواري هاي تفرقه انگيز مبتلا شدند و امروز بايد همچون پيامبراعظم (ص ) تمام حصارهاي تشتت آفرين قوميت گرايي را در هم كوبند و از « خاكدان » به سوي « جان » هجرت آغازند و از تمام « جهات » آزاد و رها گردند تا همچون فلك در « شش جهت » آباد شوند.
    زان كه ما از سينه جان گم كرده ايم
    خويش را در خاكدان گم كرده ايم
    مسلم استي دل به اقليمي مبند
    گم مشو اندر جهان چون و چند
    مي نگنجد مسلم اندر مرزوبوم
    در دل او ياوه گردد شام و روم
    دل به دست آور كه در پهناي دل
    مي شود گم اين سراي آب و گل
    عقده ي قوميت مسلم گشود
    از وطن آقاي ما هجرت نمود
    تا زبخشش هاي آن سلطان دين
    مسجد ما شد همه روي زمين
    هر كه از قيد جهات آزاد شد
    چون فلك در شش جهت آباد شد(8 )
    ــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ ميزان الحكمه ج 1 ص 199 روايت 759
    2 ـ همان منبع ص 203 روايت 775
    3 ـ الحياه ج 2 ص 501
    4 ـ همان مدرك ص 501 و 502
    5 ـ همان مدرك ص 265
    6 ـ كليات اقبال لاهوري به كوشش قادر فاضلي انتشارات فضيلت علم ص 92
    7 ـ همان مدرك ص 94
    8 ـ همان مدرك ص 95
    حاكمان كشورهاي اسلامي در طول تاريخ نه تنها از تعاليم و قوانين اسلامي فاصله گرفتند كه در مقابل آن به جبهه گيري هاي منفي پرداختند و نه تنها مردم مسلمان جامعه و كشور خود را به فرهنگ و معارف اسلامي دعوت و ترغيب ننمودند كه هر گرايش ناب و اصيل به قرآن كريم و دين مبين را سركوب كردند و نه تنها ملت ها را در مواجهه با استعمار خارجي مساعدت ننمودند كه حركت هاي رهايي بخش و استقلال طلبانه آنان را در نطفه خفه كردند!
    جهان اسلام كه با فرهنگ غني و جامع و تمدن شكوهمند خويش و پيشرفت هاي علمي دانشمندان اسلامي بنيان گذار رهايي و رشد علمي و فرهنگي دنياي شرق و غرب گرديد به علت رها كردن فرهنگ خويش و خروج از دايره وحدت و گرايش به تشتت در عين حال كه موجب آزادي ديگران شد خود به صيد و اسارت آنان درآمد و در همان شرايط كه با خشت دين و علم و خرد سرمايه تعمير خرابي هاي ديگران گشت به تخريب و ويراني خويش پرداخت !
    متاسفانه مسلمانان جهان آنگونه كه شايسته است از تلاش هاي وحدت بخش پيامبر خدا و آثار عظيم آن صيانت و پاسداري نكردند و به جاي حركت در مسير اتحاد و همبستگي و تشكيل جبهه متحد و مقتدر در بيراهه هاي تفرقه و اختلاف گام نهادند و با دست خود زمينه ساز تهاجم و تعدي دشمنان به حريم دين و استقلال سرزمين هاي اسلامي شدند