
پيامبر اعظم (ص ) با انديشه ها وتفكرات و تدابير و روش هاي
مديريت كارآمد و توانمند خويش توانست اقوام و قبيله هاي متشتت و
پراكنده را به گردهم آورد و بر محور دين مبين اسلام به وحدت و اتحاد
برساند. اين گروه ها و قبايل كه پيش از بعثت نبي اكرم (ص ) دراوج
تعارض وتضاد بودند وهمواره به جنگ و ستيز و قتل و خونريزي با هم
اشتغال داشتند
با رهبري هاي شگفتي زا و موفق پيامبر خدا(ص ) به
اخوت و وحدت رسيدند و از تفرقه و تنش و تنازع مكرر
رهيدند.
امروز همه مورخين و پژوهندگان آشنا و بيگانه اذعان و اعتراف
دارند كه يكي از عظيم ترين و تحسين برانگيزترين عملكردهاي پيامبر
اسلام (ص )از بين بردن همه فاصله ها و كينه ها و دشمني هاي اقوام و
قبايل و قطع تمام جنگ و ستيزهاي ديرينه و رنجزا و خانمان سوز و
ايجاد مودت و محبت در قلوب و استحكام مباني وحدت و به هم
پيوستگي در ميان آنان است .
پيامبر اعظم (ص ) توانست از اقوام متفرق و پراكنده و متضاد و
متعارض
امت واحد و متحدي پديد آورد كه دردل همه قدرت هاي
بزرگ و معاند با حق رعب و هراس ايجاد كند و براي تمام ملل محروم و
اسير در رنجيرهاي ثقيل اسارت استعمارگران و استثمارجويان جهان
اميد و توان و تحرك و رهايي به ارمغان آورد.
يك نگرش سريع به برخي از فعاليت هاي سياسي و اجتماعي
پيامبراكرم (ص ) به وضوح نشان مي دهد كه آن حضرت چگونه در اين
ماموريت بزرگ الهي به موفقيت و پيروزي هاي خيره كننده و شگفت آور
نائل گرديد.
در عصر و روزگاري كه پيامبراعظم (ص ) به رسالت برانگيخته شد
« وادي القري »
دره اي طولاني بود كه راه بازرگاني يمن به شام محسوب
مي شد و كاروان هاي تجاري پس از عبور از كنار مكه وارد اين دره
مي شدند.
درامتداد اين دره طولاني
مناطق سرسبزي قرار داشت كه شهر
قديمي « يثرب » كه به « مدينه الرسول » مشهور گرديد
يكي از آنها بود. در
يثرب يا مدينه
دو قبيله معروف كه از مهاجران عرب يمن محسوب
مي شدند به نام هاي « اوس » و « خزرج » زندگي مي كردند. در كنار اين دو
قبيله
سه طايفه از يهود به نام هاي « بني قريظه »
« بني النضير » و « بني
قينقاع » كه از مهاجران شمال شبه جزيره به شمار مي رفتند
سكونت
داشتند.
دو قبيله اوس و خزرج همواره درحال جنگ ونزاع بودند و اختلاف
و كينه و دشمني در ميان آنها سيطره اي ديرينه داشت .
همه ساله گروهي از افراد مدينه از دو طايفه اوس و خزرج در مكه
براي انجام مراسم خاص حاضر مي شدند . (1 )
پيامبر اكرم (ص ) از فرصت حضور افراد اين دو طايفه در مكه
حداكثر بهره برداري هاي الهي را در تبليغ اسلام و دعوت آنان به اين دين
مبين به عمل مي آورد.
يهوديان كه در تورات بشارت هاي بعثت پيامبر اكرم (ص ) را خوانده
بودند با مجاورتي كه با مردم يثرب داشتند به آنها اعلام مي كردند كه
بزودي پيامبري مبعوث مي شود كه ما به كمك او با شما نبرد مي كنيم .
مردم يثرب بامشاهده حضرت محمد(ص ) با يكديگر زمزمه
مي كردند كه اين همان پيامبر موعود است كه در كتاب يهوديان به بعثت
و ظهور او بشارت داده شده است . (2 )
قرآن كريم به بشارت ظهور پيامبر اسلام (ص ) در تورات و عناد و
دشمني و انكار يهوديان باعلم و يقين به حقانيت حضرت محمد(ص )
تصريح مي كند و به شدت به يهود اعتراض مي نمايد :
« و چون كتاب آسماني قرآن از نزد خدا براي هدايت آنها آمد
با آن
كه كتاب تورات را تصديق مي كرد
و با آن كه خود آنان پيش از بعثت
رسول خدا انتظار فتح و غلبه به واسطه ظهور پيامبر خاتم بر كافران را
داشتند (و از خداوند به نام آن پيامبر طلب نصرت و پيروزي بر كافران
مي نمودند) با بعثت رسول حق و در حالي كه دريافتند محمد همان
پيغمبر موعود است
باز كافر شدند و از نعمت وجود او ناسپاسي كردند
كه خشم خدا بر گروه كافران باد . » (3 )
پيامبر اكرم (ص ) به دنبال انجام ماموريت بزرگ خويش در دعوت
قبايل عرب به اسلام و رهاسازي آنان از تفرقه و تنازع و خونريزي هاي
مكرر و ويرانگر
با افرادي از قبيله خزرج ديدار كرد و آنها را به سوي
خدا خواند و تعاليم اسلام را عرضه داشت و آياتي از قرآن كريم را براي
آنان تلاوت كرد.
اين افراد دعوت پيامبر اعظم (ص ) را پذيرفتند و با او اينگونه از
افتراق و دشمني و ستيز ميان قبايل اوس و خزرج اظهار خستگي و رنج
كردند و راه نجات و رهايي طلبيدند :
در ميان ما طوايف دشمني وكينه ديرينه برقرار است . اميد است
خداوند به وسيله تو اي پيامبر رحمت
نفاق و دشمني را در ميان ما
نابود سازد. ما به نزد طوايف خود مي رويم و به دين تو دعوتشان مي كنيم
و اسلام را به آنها عرضه مي داريم .اگر خداوند به وسيله تو ما را از
دشمني و اختلاف رهايي بخشد
نزد خود هيچ كس را عزيزتر از تو
نمي يابيم . (4 )
اين افراد به مدينه بازگشتند و به تبليغ و ترويج اسلام پرداختند و
گروه هايي از مردم را به دين اسلام معتقد ساختند. در نتيجه تلاش و
فعاليت هاي اين افراد
جمعي از مردم مدينه مركب از دوازده تن از شهر
خارج شدند و در « عقبه » (5 ) با رسول خدا(ص ) ملاقات نمودند و با او
پيماني بستند كه به « پيمان عقبه » مشهور مي باشد.
اين دوازده نفر پس از بازگشت به مدينه با شور و اشتياق از تفرقه و
دشمني با يكديگر فاصله گرفتند و به مرور تعاليم وحدت آفرين اسلام را
بين خود ترويج نمودند و نامه اي به پيامبر نگاشتند و از او تبليغ گر ديني
درخواست كردند. پيامبر اكرم « مصعب بن عمير » را به ميان آنان فرستاد.
مردم مدينه با تعليمات اين تبليغ گر اسلام به دور هم گرد مي آمدند
و با وحدت و صميميت به اقامه « نماز جماعت »
مي پرداختند . (6 )
انتظار مجدد گروه هايي از مردم مدينه براي ديدار پيامبر به سرآمد و
با فرا رسيدن موسم حج كارواني كه بالغ بر پانصد نفر بود و درميان آنان
هفتاد و سه تن مسلمان وجود داشت
در عقبه با رسول خدا(ص ) ديدار
كردند و دومين پيمان اسلامي در اين منطقه بين قبايل اوس و خزرج و
پيامبر اعظم (ص ) منعقد گرديد.
پس از بيعت شورانگيز افراد اين كاروان با رسول اكرم (ص )
آرام
آرام تمام رسوبات فكري باطل و تعصبات كور قومي و نژادي قبايل اوس
و خزرج از بين رفت و كينه ها و دشمني ها به دوستي و مودت تبديل
گرديد و ابرهاي فتنه و تفرقه و اختلاف از آسمان دلها زدوده شد و
آفتاب گرمي بخش وحدت واتحاد و به هم پيوستگي نمايان گرديد
ونشاط و خرمي و مهر و اميد چهره ظاهر ساخت .
به درخواست پيامبر اعظم (ص ) دوازده نفر از ميان قبايل اوس و
خزرج به عنوان « نماينده » انتخاب گرديدند تا در رفع مشكلات و موانع
نظر آنان معتبر باشد.
رسول خدا(ص ) توانست اختلافات و فرقه گرايي و تشتت و جنگ
و ستيز بين قوميت هاي گوناگون را در مدينه و ساير شهرها و سرزمين ها
به مودت و وحدت و همدلي و همبستگي تبديل سازد و به مرور
باتشكيل قوايي نيرومند از مومنان به نشر اسلام و مبارزه با كافران
بپردازد و امتي مقتدر و توانا و متحد به وجود آورد.
خداوند متعال در قرآن كريم به اين حقيقت بزرگ كه همه اين
موفقيت ها و پيروزي هاي شيرين و چشمگير از جلوه هاي رحمت الهي
است كه به اين وسيله مسلمانان را به اوج قدرت و صلابت رساند و
دلهايشان را نسبت به خود و رسول گرامي اسلام انس و الفت و مودت
بخشيد تصريح مي فرمايد :
« و اگر دشمنان در انديشه فريب دادن تو باشند
البته مطمئن باش كه
خدا تو را كفايت خواهد كرد. اوست كه به نصرت خود و ياري اهل
ايمان تو را منصور گردانيد. و تو اگر مي خواستي با تمام ثروت روي
زمين دلهاي مومنان را به هم الفت و همبستگي دهي نمي توانستي
لكن
خدا قلوب آنها را مالوف و همبسته ساخت
كه او در انجام هر كار مقتدر
و توانا مي باشد و به اسرار و مصالح امور داناست . اي رسول ما
آگاه
باش كه همانا خداوند تو را كفايت مي كند و مومناني كه همواره در
تبعيت و پيروي از تو قراردارند . » (7 )
و اينگونه است كه بين « امدادهاو توجهات و نصرت هاي الهي » و
« اطاعت و فرمانبرداري كامل مسلمانان از تعاليم اسلام و تدابير و
روش هاي پيامبر اعظم (ص ) » پيوند و ارتباط برقرار مي شود و تا زماني
كه اهل ايمان در هر عصر و نسل از دين مبين حق و احكام و قوانين
جامع عبادي
اخلاقي
تربيتي
اجتماعي
سياسي
نظامي
حقوقي و
اقتصادي آن پيروي كنند و در مسير نوراني رسول اكرم (ص ) حركت
نمايند
به طور قطع و يقين و براساس « سنت ثابت و تغييرناپذير الهي »
يعني نزول نصرت خدا در برابر نصرت دين الهي توسط مسلمين
از
تمام جلوه ها و ابعاد مختلف امدادها و ياري رساني هاي خداوند قادر
متعال براي صيانت از اسلام و سرزمين هاي اسلامي و نيل به وحدت و
همبستگي و اقتدار و اتحاد و عزت برخوردار مي گردند.
امروز جهان اسلام براي بازگشت به اتحاد و اتفاق و اقتدار و
وحدتي كه پيامبر اعظم (ص ) براي بنيان نهادن آن زحمات طاقت فرسا و
فعاليت هاي وقفه ناپذير مبذول داشت
راهي جز حركت بر محور
« اسلام » ندارد.
دين مبين اسلام
شاهراهي است كه همه اقوام و ملل مسلمان از
چهار گوشه جهان با زبان ها
رنگ ها
نژادها و مليت هاي گوناگون عربي
ايراني
هندي
چيني
تركي و ساير قوميت ها را از موانع و بيراهه هاي
ظلمت زا و وحشت آفرين عبور مي دهد و به مقصد نوراني و روشن عزت
و توانمندي و محبت و وحدت و قدرت مي رساند.
خداوند رحيم و رئوف با ختم شريعت اسلام و رسالت پيامبر
اعظم (ص ) و برگزيدن دين مبين و جاودانه خويش براي هدايت و
سعادت و رشد و پيشرفت و رستگاري بشر
همه دعاوي مبتني بر
فرقه گرايي و تفاخر و تعصب ورزي هاي فاقد اساس و بنيان هاي مشروع و
معقول را درهم شكست و يگانه راه نجات و رهايي انسان در همه اعصار
و زمان ها را عمل دقيق و همه جانبه به تعاليم ارزشمند و قوانين جامع و
ارزش هاي والاي دين اسلام قرار داد كه تضمين كننده اصلي همبستگي و
يكپارچگي و همدلي و اتحاد در ميان ملل مسلمان با پشت سرگذاشتن
همه تفكرات و گرايشات و تمايلات تفرقه انگيز مي باشد.
پس خدا بر ما شريعت ختم كرد
بر رسول ما رسالت ختم كرد
رونق از ما محفل ايام را
اورسل را ختم و ما اقوام را
خدمت ساقي گري با ما گذاشت
داد ما را آخرين جامي كه داشت
قوم را سرمايه قوت از او
حفظ سر وحدت ملت از او
حق تعالي نقش هر دعوي شكست
تا ابد اسلام را شيرازه بست
ــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ فروغ ابديت
جعفر سبحاني
انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه
علميه قم
ج 1
ص 403
2 ـ تاريخ سياسي اسلام
دكتر حسن ابراهيم حسن
ترجمه ابوالقاسم
پاينده
انتشارات جاويدان
ص 92
3 ـ قرآن كريم
سوره بقره
آيه 89
4 ـ تاريخ سياسي اسلام
دكتر حسن ابراهيم حسن
ص 93
5 ـ « عقبه » گردنه اي است در نزديك « منا » .
6 ـ فروغ ابديت
ج 1
ص 406 و 407
7 ـ سوره انفال
آيات 62 تا 64
8 ـ كليات اقبال لاهوري
به كوشش قادر فاضلي
انتشارات فضيلت علم
ص 93
پيامبر اعظم (ص ) توانست به وسيله تعاليم و قوانين وحدت آفرين
اسلام از اقوام متفرق و پراكنده و متضاد و متعارض
امت واحد و
متحدي پديد آورد كه دردل همه قدرت هاي بزرگ و معاند با حق رعب و
هراس ايجاد كند و براي تمام ملل محروم و اسير در زنجيرهاي ثقيل
اسارت استعمارگران و استثمارجويان جهان
اميد و توان و تحرك و
رهايي به ارمغان آورد. امروز جهان اسلام براي بازگشت به اتحاد و
اقتداري كه پيامبر اكرم (ص ) براي بنيان نهادن آن زحمات طاقت فرسا
مبذول داشت
راهي جز حركت بر محور اسلام ندارد
بين « امدادها و نصرت هاي الهي » و « فرمانبرداري كامل مسلمانان از
تعاليم اسلام و تدابير و روش هاي پيامبر اعظم (ص ) » پيوند و ارتباط
برقرار مي شود و تا زماني كه اهل ايمان در هر عصر و نسل از دين مبين
حق و احكام و قوانين جامع آن پيروي كنند و در مسير نوراني رسول
اكرم (ص ) حركت نمايند
به طور قطع و يقين و براساس « سنت ثابت و
تغييرناپذير الهي » يعني نزول نصرت خدا در برابر نصرت دين الهي
توسط مسلمين
از تمام جلوه ها و ابعاد مختلف ياري رساني هاي
خداوند متعال براي صيانت از اسلام و سرزمين هاي اسلامي و نيل به
وحدت و همبستگي و عزت برخوردار مي گردند

|