
علي معصومي (وزوايي )
در فضاي فكري و فرهنگي امام خميني
« تحول » مفهومي
وسيع و عميق دارد و آن بزرگوار نه تنها هر سال به مناسبت
فرارسيدن سال نو و تغيير و تحولي كه با فرارسيدن سال نو در
طبيعت رخ مي دهد
به موضوع تحول اشاره مي كردند
بلكه در
مواقع ديگر نيز سخناني پيرامون اهميت و عظمت تحول متعالي
بيان مي فرمودند.
امام خميني معتقد بودند كه تجديد سال
بايد با تجديد روح
اشخاص همراه باشد و انسان ها بيش از هر چيز به تحول روح و
روان خود بينديشند تا به احسن الحال نزديك شوند. امام خميني
در اين باره مي فرمايد : بايد عرض كنم همان طور كه سال تجديد
مي شود
بايد يك تجديدي هم در اشخاص
يك تحولي هم در
ارواح اشخاص پيدا بشود(صحيفه امام
جلد 12
ص
197 )
واقعيت اين است كه تحول در روح و روان انسان ها
اساس
تحول هاي ديگر است و تا زماني كه چنين تحولي حاصل نشود
تحول هاي ديگر
اصالت و دوامي پيدا نمي كنند.
امام خميني معتقد است عامل اساسي كه زمينه را براي وقوع
انقلاب اسلامي و پيروزي مردم مهيا كرد
تحولي بود كه در روحيه
مردم ايجاد شد. امام خميني در اين باره سخنان فراواني دارد كه
نمونه هايي از آن چنين است :
همين تحولي كه ملت ما در ظرف مدت كمي پيدا كرد
يك نحو
تحول معجزه آسا كه يك روز از پاسبان حساب مي برد
بازارهاي
بزرگ ما از پاسبان حساب مي بردند
يك روزي هم از شخص اول
مملكت حساب نبردند
يك روز جرات نمي كردند كه توي
خانه شان اسم شاه را به ناگواري ببرند
يك روز هم در خيابان ها
ريختند و گفتند مرگ بر اين
همچو متحول شد
كي اين كار را كرد
اسلام
قوت ايمان و الا انسان كه نميتواند اين كار را بكند
كار من و
تو و اينها نيست كه
كار اسلام است . (صحيفه نور
جلد 5
ص
141 )
« ان الله لايغير مابقوم حتي يغيروا ما بانفسهم »
« ما » يك
واقعيتي است و دستور. واقعيت به اين معنا كه تغييراتي در يك
ملتي و در يك قومي حاصل بشود
اين منشا يك تغييرات
تكويني
تغييرات جهاني
تغييرات موسمي مي شود.
شما ملاحظه كرديد كه اين پيشرفتي كه ملت ايران كرد مرهون
آن تغييري بود
تحولي بود كه در نفوس پيدا شد. ما يك قوم بوديم
ملت ما يك قومي بودند كه به واسطه تغييرات سوئي كه در طول
تاريخ شده بود و به واسطه سلطه همه جانبه اجانب و دست
نشاندگان اجانب به يك صورت درآمده بود كه اين صورت
پذيرش
اين رژيم سابق را مي كرد
يعني يك تغيير حالاتي ـ كه به واسطه آن
تبليغات فاسد كه شده بودـ در ملت ما حاصل شده بود كه به واسطه
اين تغيير و تحول
پذيرش ظلم و رژيم ستمگر و طاغوت و بستگان
به طاغوت و ارباب هاي طاغوت را فراهم مي كرد. تغييري بود كه از
فطرت سالم انساني متحول شده بود به يك انسان غير سالم
مريض
افراد مريض شده بودند. قلم ها
قلم هائي بود كه بر ضد
مصالح ملت و بر وفق مصالح طاغوت به كار مي رفت و نطق ها و
قلم ها و قدم ها و گفتار و كردار
همه طوري بود كه از آن فطرت تغيير
كرده بود. وقتي از آن فطرت تغيير كرد
آنوقت يك تغييرات كلي هم
حاصل شد و آن سلطه اجانب بود.
و بحمدالله در اين نهضت تغيير و تحول
از آن طرف شد يعني
يك ملت تحت فشار كه در طول تاريخ با اين فشار خو گرفته بود و
پذيرفته بود اين ظلم را و پذيرفته بود اين چپاولگري را
در يك
مدت كوتاهي متحول شد به يك ملت كه پذيرش هيچ يك از اين
ظلم ها را ديگر نداشت يعني اين ملت همچون طغياني كرد بر خلاف
دستگاه ظلم كه از آن بچه هاي كوچكش تا آن خواهرهاي محترمه و
برادرها
جوان و پير
داراي هر شغلي كه بودند از همه چيز دست
برداشتند و ريختند در خيابان ها و در كوچه ها و فرياد زدند ما
نمي خواهيم اين رژيم را
و فرياد الله اكبر و اينكه اين رژيم را
نمي خواهيم . پس قوم ما يك تحولي پيدا كرد
تغييري پيدا كرد
تا
اين تغيير حاصل نشده بود
تغيير نفساني حاصل نشده بود
اين قوم
مورد تغيير واقعي كه رفتن يك رژيم طاغوتي و آمدن يك رژيم
اسلامي باشد
اين معنا حاصل نمي شد. پس خداي تبارك و تعالي
تغيير نمي دهد مگر اينكه ما خودمان تغيير بدهيم خودمان
را(صحيفه نور جلد 9
ص 206 تا 208 )
امام خميني در اولين پيام نوروزي خود كه بعد از پيروزي
انقلاب اسلامي
خطاب به ملت مسلمان ايران بيان كرد نيز ضمن
اشاره به تغيير و تحول سال
اين موضوع را هم بازگو نمودند كه
تغيير و تحول و مردم
از يك سو سبب پيروزي انقلاب و از سوي
ديگر سبب تحصيل ياري خداوند شد (صحيفه امام
جلد 12
ص
197 )
امام خميني در پيام نورزي سال 1361 نيز به عامل تحول
روحي مردم و تقليب قلوب آن ها به عنوان يكي از علل مهم پيروزي
اشاره كرد و چنين فرمود :
ان شاالله اين عيد سعيد و اين سال نو بر همه مسلمين و بر
ملت شريف ايران
بر خواهران
بر برادران مبارك و مسعود باشد.
مبارك باشد عيد بر تمام كساني كه در اين سال در راه ـ در سال جلوـ
تمام توان خودشان را صرف براي پيشرفت اسلام كردند. و
اميدوارم كه اين دعايي كه در اول سال و در حال تحويل خوانده
مي شود : يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول
الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال ) براي ملت ما در آن
سال تحقق پيدا كرده است و براي اين سال بالاتر از آن تحقق پيدا
كند. تمام قلوب و تمام ابصار و بصيرتها در دست خداي تبارك
تعالي و يد قدرت اوست . اوست كه تدبير مي كند جهان را
ليل و
نهار را
و اوست كه قلوب را متحول مي كند
و بصيرتها را روشن
مي كند
و اوست كه حالات انسان را متحول مي كند
و ما آن را در
ملت عزيز خودمان
در زن و مرد
در كوچك و بزرگ يافتيم . اين
تقليب قلوب كه قلبها از آمال دنيوي و از چيزهايي كه در طبيعت
است بريده بشود و به حق تعالي پيوسته بشود
وبصيرتها روشن
بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسيله بصيرت بفهمند
در
ملت ما بحمدالله تا حدود چشمگيري حاصل شده است . و من
اميدوارم كه در اين سال جديد به اعلا مرتبه خودش برسد. اين
قلبهايي كه قبل از انقلاب توجه به دنيا داشت
توج به آمال دنيوي
داشت و از غيب كمتر توجه به غيب
و از غيب كمتر جلوه اي در او
حاصل مي شد
ما امروز مي بينيم كه اين جلوه حاصل شده است
(صحيفه امام
جلد 16
ص 129 و 130 )
موضوع بسيار مهم ديگري كه در اين جا قابل بحث مي باشد
تفسير « احسن الحال » در دعاي معروف تحويل سال است . مي دانيم
كه دعاي مذكور از معروف ترين دعاهايي است به هنگام تحويل سال
و نو شدن سال زمزمه مي شود. در اين دعا
از خدا خواسته مي شود
كه حال ما را به احسن حال (بهترين حال ) دگرگون كند. اكنون سخن
اين است كه بهترين حال (احسن الحال ) چيست كه ما هر سال به
هنگام تحويل سال آن را از خداوند طلب مي كنيم .
از نظر امام خميني
احسن الحال اين است كه انسان در خدمت
بندگان خدا باشد. امام در اين باره مي فرمايد :
اين يك معنايي است كه شما همه اسلام را ميدانيد كه براي همه
است
و اسلام يك رژيمي است يك حكومتي است عادلانه
الهي
از اين جهت براي خدا كار مي كنيد. اين كارها كارهايي است كه
براي خداست و اين تحول هم تحولي است كه به دست خدا انجام
گرفته هيچ كسي نمي تواند قلوب را برگرداند از حالي به حالي .
« مقلب القلوب » خداي تبارك و تعالي است
« محول الاحوال »
خداي تبارك و تعالي است . و بحمدالله اين « مقلب القلوب » و اين
« محول الاحوال » حال شما را به « احسن حال » متحول كرد. « احسن
حال » اين است كه براي او و براي بندگان او خدمت كنيد و براي
احكام او خدمت كنيد و شما همه بحمدالله براي او خدمت مي كنيد
و براي بندگان او و براي مخلوق او. اين حال بهترين حالهايي است
كه براي ما هست و براي شما. و بحمدالله موفق هستيد. و خداوند
توفيق شما را هر چه بيشتر كند.
(صحيفه امام
جلد 8
ص 147 و 148 )
اميد است عموم مردم و همه نهادها و سازمان هايي كه باري از
امور اجرايي
فرهنگي
سياسي
قضايي و... را بردوش دارند
در
اين سال جديد
بيش از گذشته كمر خدمت براي مردم و همنوعان
خود ببندند تا به احسن الحال كه حال خدمت به بندگان خدا
مي باشد
نزديك شوند.
امام خميني : اين يك معنايي است كه شما همه اسلام را مي دانيد
كه براي همه است
و اسلام يك رژيمي است يك حكومتي است
عادلانه
الهي
از اين جهت براي خداكار مي كنيد. اين كارها
كارهايي است كه براي خداست . و اين تحول هم تحولي است كه به
دست خدا انجام گرفته . هيچ كس نمي تواند قلوب را برگرداند از
حالي به حالي . « مقلب القلوب » خداي تبارك و تعالي است
« محول الاحوال » خداي تبارك و تعالي است . و بحمدالله اين
« مقلب القلوب » و اين « محول الاحوال » حال شما را به « احسن
حال » متحول كرد. « احسن حال » اين است كه براي او و براي
بندگان او خدمت كنيد و براي احكام او خدمت كنيد و شما همه
بحمدالله براي او خدمت مي كنيد و براي بندگان او و براي مخلوق
او اين حال بهترين حالهايي است كه براي ما هست
امام خميني : همين تحولي كه ملت ما در ظرف مدت كمي پيدا
كرد
يك نحو تحول معجزه آسا كه يك روز از پاسبان حساب
مي برد
بازارهاي بزرگ ما از پاسبان حساب مي بردند
يك روزي
هم از شخص اول مملكت حساب نبردند
يك روز جرات
نمي كردند كه توي خانه شان اسم شاه را به ناگواري ببرند
يك روز
هم در خيابان ها ريختند و گفتند مرگ بر اين
همچو متحول شد
كي
اين كار را كرد اسلام
قوت ايمان و الا انسان كه نمي تواند اين كار
را بكند
كار من و تو و اينها نيست كه
كار اسلام است
امام خميني : بحمدالله در اين نهضت تغيير و تحول
از آن طرف
شد يعني يك ملت تحت فشار كه در طول تاريخ با اين فشار خو
گرفته بود و پذيرفته بود اين ظلم را و پذيرفته بود اين چپاولگري را
در يك مدت كوتاهي متحول شد به يك ملت كه پذيرش هيچ يك از
اين ظلم ها را ديگر نداشت يعني اين ملت همچون طغياني كرد بر
خلاف دستگاه ظلم كه از آن بچه هاي كوچكش تا آن خواهرهاي
محترمه و برادرها
جوان و پير
داراي هر شغلي كه بودند از همه
چيز دست برداشتند و ريختند در خيابان ها و در كوچه ها و فرياد
زدند ما نمي خواهيم اين رژيم را
و فرياد الله اكبر و اينكه اين رژيم
را نمي خواهيم . پس قوم ما يك تحولي پيدا كرد
تغييري پيدا كرد
تا اين تغيير حاصل نشده بود
تغيير نفساني حاصل نشده بود
اين
قوم مورد تغيير واقعي كه رفتن يك رژيم طاغوتي و آمدن يك رژيم
اسلامي باشد
اين معنا حاصل نمي شد

*****
حديث نور
|
پاسخ به متجاوزين بعث عراق
1359
6
31
امام خميني به مناسبت آغاز سال تحصيلي و تجاوز ارتش رژيم بعث عراق
بيانات مهمي را ايراد نمودند.
ايشان در بخشي از سخنان خود ضمن تهديد شايعه سازان و اغتشاش گران و
توصيه مردم به حفظ خونسردي فرمودند : « ما عازم بر اين هستيم
مصمم بر اين
هستيم كه اگر چنانچه عراق حد خودش را نداند و تجاوز را تكرار بكند ما دستور
بدهيم و ملت ما بسيج بشوند و آنوقت براي ملت عراق معلوم باشد كه ما با آنها
هيچ كار نداريم بلكه اين صدام حسين است كه به واسطه تحريك آمريكا به ما
تجاوز كرده است و ما اگر به او جوابي بدهيم
هرگز به ملت عراق كه برادر ما
هستند مربوط نيست ... اين صدام حسين
من از اول وقتي كه روي كار آمد تنبه
دادم كه اين ديوانه است
اين عقلش درست كار نمي كند و لهذا با ديوانگي دارد
عمل مي كند و خودش را به هلاكت مي رساند. »
جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه با هدف از بين بردن نظام اسلامي ايران
صورت گرفت
و برخي مراكز صنعتي و اقتصادي و... توسط هواپيماهاي عراقي
بمباران شد
حدود هشت سال به طول انجاميد و مردم انقلابي و متدين ايران با
شجاعت و ايثار از دين و كشور خود دفاع كرده و جواب محكم و قاطعي را به
تمامي متجاوزين به ميهن اسلامي ايران داده بگونه اي كه ديگر هيچ قدرت و
كشوري چشم طمع به ايران اسلامي نداشته باشند.
قابل ذكر است كه صدام حسين
رئيس جمهور جنايتكار عراق پس از سالها
جنايت در داخل و خارج از كشورش
در تاريخ 85
10
9 به دار مجازات
آويخته شد
ابلاغ وظايف زمان جنگ
اول مهر 1359
يك روز پس از آغاز جنگ نابرابر عراق عليه ايران
پيام مهمي در 7 بند
خطاب به ملت ايران صادر شد و وظايف مردم
نيروهاي نظامي و انتظامي و
رسانه ها مشخص شد.
اصول ابلاغي ايشان عبارتند از :
« 1 ـ بايد اطاعت از شوراي فرماندهي بدون كوچكترين تخلف انجام گيرد
و
متخلفين با سرعت و قاطعيت بايد تعيين و مجازات شوند.
2 ـ بايد اشخاص و مقامات غيرمسئول از دخالت در امر فرماندهي خودداري كنند
و فرمانده كل قوا به نمايندگي اينجانب (1 ) و شوراي فرماندهي
مسئول امور
جنگي هستند.
3 ـ در شرايط فعلي اقدام دادگاههاي ارتش در اموري كه شوراي فرماندهي صلاح
نمي داند
بدون اطلاع اينجانب ممنوع اعلام مي گردد.
4 ـ راديو و تلويزيون موظفند اخباري را نقل كنند كه صد در صد صحت آن ثابت
مي باشد و براي عدم اضطراب و تشويش اذهان
اخبار را از غير منابع موثق نقل
ننمايند.
5 ـ نيروهاي انتظامي موظف هستند كساني را كه دست به شايعه سازي مي زنند از
هر قشر و گروهي كه باشند. فورا دستگير و به دادگاههاي انقلاب تسليم و
دادگاههاي مذكور آنان را در حد ضدانقلابيون مجازات نمايند.
مردم مبارز ايران موظف هستند شايعه سازان را به دادگاههاي انقلاب معرفي
و با نيروهاي انتظامي همكاري نمايند.
6 ـ روزنامه ها در وضع فعلي موظفند از نشر مقالات و اخباري كه قواي مسلح را
تضعيف مي نمايد جدا خودداري نمايند
كه امروز تضعيف اين قوا عقلا و شرعا
حرام و كمك به ضدانقلاب است . من كرارا از نيروهاي مسلح عزيز پشتيباني
نموده ام
و امروز كه آنان در جبهه جنگ با صدام كافر هستند
تشكر مي كنم و از
زحمات آنان قدرداني مي نمايم
و از خداوند متعال توفيق و پيروزي براي آنان
طلب مي نمايم .
7 ـ اكيدا همه قشرهاي ملت و ارگانهاي دولتي موظف شرعي هستند كه دست از
مخالفتهاي جزئي كه دارند
بردارند و با مخالفت خود كمك به دشمنان اسلام
ننمايند. »
1 ـ ابوالحسن بني صدر
رئيس جمهور و فرمانده كل قوا به نمايندگي از سوي امام
خميني بود.

| |