
از مهمترين پيامدهاي حضور آمريكا و نيروهاي متحد آن در حوزه
سياسي خاورميانه و جنگ هاي بي فرجام آن پديده ي تروريسم در عراق
است . كه با اندك تامل و دقت در نوع و شكل عمليات صورت پذيرفته و
اهداف طراحان آن مي توان به وجوه اشتراك ميان عاملان و هدايت كنندگان
آنها پي برد اما لازم است در آغاز به تفكيك اين گروهها و اهداف آنها در
راه اندازي اين جريان اشاره و سپس به حجم عمليات تروريستي انجام شده
از زمان اشغال عراق تاكنون و نيز عناصر مشترك اين حوادث اشاره اي كوتاه
داشته باشيم تا بتوانيم به تحليلي واحد و منسجم در زمينه درك اين پديده
برسيم .
1 ) وحدت هدف طراحان و عاملان
2 ) شكل واحد و تشابه ظاهر عمليات و طرحهاي تروريستي صورت گرفته
درعراق (اكثرا با خودروهاي بمب گذاري شده )
3 ) گرايش سياسي و مذهبي افراد مورد هدف عمليات تروريستي
4 ) موقعيت و زمان وقوع حوادث
5 ) همگرايي و همسان بودن عاملان از نظر مليت و مذهب
ثآمريكا ـ اسرائيل ـ انگليس
آمريكا بعنوان آغازگر جنگ عليه عراق متهم رديف اول حوادث
تروريستي عراق مي باشد. اين كشور با حمله به عراق و شعله ور ساختن
جنگ در منطقه و همچنين صرف هزينه هاي هنگفت
قطعا بدنبال اهداف
گوناگوني بوده و هست چرا كه ناامن بودن عرصه سياسي و اجتماعي عراق
زمينه دستيابي به اهداف را فراهم مي سازد. يقينا كشوري كه در راستاي
رسيدن به مطامع توسعه طلبانه خود كليه ي معاهدات و كنوانسيونهاي
بين المللي را براي آغاز جنگي غيرانساني و نامشروع زير پا نهاد براي ادامه
اين روند از ارتكاب هيچ جنايتي دريغ نخواهد كرد. كشوري كه در سال
1945 م (1324 ) در جريان جنگ جهاني دوم حدود 140
000 هزار تن از
ساكنان بي گناه ناكازاكي و هيروشيما را با مرگبارترين بمب هاي اتمي وكشتار
جمعي از دم تيغ مرگ گذراند قتل هزاران نوجوان زن و مرد بي گناه عراقي
بوسيله خودروهاي بمب گذاري شده براي او كاري بسيار آسان خواهد بود.
باستناد رويدادهاي تاريخي و همچنين اعترافات و اذعان صريح سران
نظام سلطه بخش وسيعي از اين اقدامات غيرانساني منشا آمريكايي و
اسرائيلي دارد.
طي سالهاي 2001 C . I . A برخي اطلاعات حاكي از آن است كه سازمان
الي 2004 (1380 تا 1383 ) حدود 20000 هزار نفر از شهروندان
كشورهاي اسلامي وعربي را براي انجام عمليات جاسوسي و ماموريت هاي
خرابكارانه به استخدام درآورد. قطعا بكارگيري اين حجم از نيروي بومي
كشورهاي اسلامي و عربي با ميليونها دلار هزينه ي سالانه براي هدفهاي
استراتژيك و بلند مدت در راستاي رويارويي با جهان اسلام مي باشد.اما
اهداف آمريكا ـ انگليس و اسرائيل در زمينه ي راه اندازي ماشين مرگبار
تروريسم و خشونت در عراق شامل نكات ذيل مي باشد :
1 ) حفظ امنيت مرزهاي اسرائيل از رهگذار ناپايداري امنيتي در عراق و
همچنين فرسايش توان نيروهاي داخلي سياسي عراق در يك جنگ
خانمانسوز و سرگرم نمودن سرويس هاي امنيتي كشورهاي همسايه ي عراقي
در امر دفع پيامدهاي اين پديده شوم .
2 ) پايدار ساختن علل و دلايل استقرار نيروهاي اشغالگر در عراق
3 ) تلاش آمريكا و انگليس براي دست يابي به اهداف استراتژيك و بلند
مدت طراحي شده در پشت پرده موضوع حمله به عراق و ايجاد زمينه ي
چانه زني با نيروهاي سياسي عراق در زمينه ي پذيرش و حاكم ساختن مدل
سياسي مورد نظر آمريكا (ليبرال ـ دمكراسي )
4 ) بهره گيري از فضاي امنيتي شكننده ي و متزلزل عراق در راستاي
تهديد كشورهاي منطقه و تحت فشار قرار دادن آنها براي پذيرش مدل
اصلاحات آمريكايي
در حوزه ژئوپلتيك (جغرافياي سياسي ) خاورميانه
(هم اكنون تعداد زيادي از كشورهاي اسلامي و عربي از جمله پاكستان
قطر
امارات متحده عربي و ليبي در حال عادي سازي روابط سياسي و اقتصادي
با رژيم صهيونيستي مي باشند)
5 ) تكميل حلقه تهديدات امنيتي بر ضد جمهوري اسلامي
ايران
6 )استثمار منابع نفتي عراق با بهره گيري از عوامل توجيه حضور
نيروهاي اشغالگر در اين كشور
7 ) دامن زدن به اختلافات مذهبي و قومي در ميان مردم و گروههاي
عراقي
8 ) محدود ساختن گروههاي مبارز و جنبش هاي مقاومت اسلامي در
منطقه و زمينه سازي براي متهم ساختن آنان به تروريسم با استفاده از
اوضاع نابسامان امنيتي عراق
البته علاوه بر نكات فوق مي توان اهداف ديگري را نيز به نيات و مقاصد
مثلث آمريكا
اسراييل و انگلستان افزود.
ث عوامل اياد علاوي
اياد علاوي نخست وزير دولت انتقالي سابق عراق بدليل شكست در
انتخابات گذشته و نيز با توجه به رويكرد لائيك وي در عرصه سياسي و نيز
نظر به سابقه طولاني حضور در سطوح بالاي حزب بعث جهت جلوگيري از
موفقيت و پيروزي اسلامگرايان در اداره امور كشور و همچنين تلاش براي
كسب موقعيت بالا در نظام تصميم گيري عراق نوين از جمله عوامل گسترش
دهنده ي عمليات تروريستي به شكل ضعيف تر آن مي باشد
اياد علاوي در
چهارچوب اهداف كلان آمريكا و دست يابي به اهداف فردي و سازماني خود
از جمله طراحان ايده ي جنگ فرقه اي و مذهبي با محوريت تئوري
رويارويي شيعه و سني در جهت ايجاد تنفر عمومي نسبت به اسلام و رويكرد
مذهبي در حاكميت مي باشد.لازم به يادآوري است پيشينه و تجربه اياد
علاوي در همكاري با سازمان سيا طي دهه ي هشتاد براي طراحي عمليات
تروريستي عليه رژيم صدام پس از جدايي ظاهري از حزب بعث ميتواند
بهترين گواه براي اثبات مدعاي ما باشد. از سويي علاوي داراي كد عضويت
در سازمان سيا بوده و بارها در گفتگو با رسانه هاي غربي و عربي به اين امر
اذعان داشته لذا نبايد سهم برجسته وي رادر شكل دهي به پديده خطرناك
تروريسم عراق ناديده انگاشت . علاوي بارها با نقاب دموكراسي خواهي و
خشونت زدايي
از گسترش حجم و توان نيروهاي ارتش و پليس فعلي عراق
بشدت انتقاد نمود زيرا اين امر را مانع دست يابي به اهداف سياسي خود
ميداند. وي همچنين خود را رهبر اپوزسيون مخالف روند شكل گيري نظام
سياسي (بااكثريت شيعه اصول گرا) معرفي نموده است .
اهداف وي عبارتند از :
الف ) مانع تراشي در مسير شكل گيري فضاي سياسي جديد در عراق
ب ) حفظ اراده اشغالگران عراق در تصميم گيري كلان اين كشور
ج ) ناكام ساختن گروههاي اسلامي در عرصه سياسي و حاكميت عراق و
به حاشيه راندن آنان
د) تلاش براي حفظ موجوديت حزب بعث در حوزه ي حاكميت و كسب
امتياز براي سركردگان اين حزب
و) ايجاد تفرقه و دو دستگي در ميان گروههاي قومي و مذهبي موجود
در عرصه سياسي عراق
هـ) تشديد تقابل ميان حاكميت و مرجعيت و محدود ساختن نقش
برجسته مراجع تقليد
ث بازماندگان حزب بعث
بعثي ها براي حفظ حيات خود در بافت سياسي عراق جديد با پشتيباني
وموساد و اينتليجنت سرويس به خرابكاري و C.I.A سرويس هاي امنيتي
ارتكاب اعمال تروريستي مي پردازند. البته اين گروه شايد مهمترين عامل
ايجاد ناامني و ارتكاب جنايات تروريستي در عراق باشد كه در قالب سه
گروه مذكور (با پذيرش نقش مزدوري ) اهداف خود را دنبال مي كند و يقينا
نوع و شكل جرايم و جنايات انجام شده بيشتر به عملكرد سياه و ننگين سابق
اين حزب مخوف شبيه مي باشد . رژيمي كه فقط در يك روز 25 هزارنفر از
شيعيان را بطور زنده روانه گورهاي دسته جمعي مي كند چنين اعمال و
جناياتي براي او سهل و آسان خواهد بود.
اهداف اين حزب نيز عبارتنداز :
الف ) دستيابي به بخشي از قدرت در حاكميت جديد عراق (سهم
خواهي )
ب ) ايجاد مصونيت براي عناصر وابسته به حزب از رهگذر ايجاد رعب
و وحشت در ميان مردم
ج ) ارائه چهره مقاوم و مبارز در برابر حاكميت شيعيان و تلاش جهت
نفي سوابق خيانت و قتل و خشونت
هـ) تلاش در جهت معرفي خود بعنوان يك جريان قوي در صحنه
سياسي عراق و كسب پشتيباني اعراب
القاعده وگروههاي افراطي (سلفي گري )
در سالهاي اخير شاهد خلق انديشه اي آميخته به خشونت كور و
تحمل ناپذير و كم طاقت در عرصه فرهنگي
عقيدتي و سياسي جهان اسلام
هستيم كه با برخورداري از امكانات وسيع مالي و پشتيباني برخي
حكومت هاي اسلامي منطقه و يا با هدايت سرويس هاي امنيتي غرب در
صدد راديكاليزه كردن فضاي جوامع اسلامي است . اين انديشه در واقع
همان زائيده وامتداد پاره اي از مذاهب ساخته و پرداخته غرب در كشورهاي
اسلامي نظير وهابيت و سلفي گرايان مي باشد كه براي مقابله طولاني مدت با
اسلام ناب طراحي و فعال شده است . جالب اينكه بازوي اجراي اين انديشه
در كشورهايي كه براي آمريكا بعنوان هدف نظامي مطرح هستند بطور
اتوماتيك فعال مي گردد و همين امر سبب مبهم بودن چهره اين جريان
درجهان اسلام شده است .
اين نحله بيشتر از مسلمانان كم سواد
ظاهرنگر و قشري گرا تشكيل
گرديده و متاسفانه در لباس برخي از طيف هاي مذهبي اهل سنت ظاهر شده
و در مواقع لزوم مسلمانان مخالف اسرائيل و جهان غرب را مورد تهاجم
خشونت هاي خويش قرار داده است . همين جريان پس از حمله آمريكا به
عراق بشدت در آن كشور فعال شده و ماشين خشونت و قتل خود را سرعت
بيشتري بخشيد و بعنوان آفتي دروني
كشور عراق را در معرض آسيب هاي
جدي قرار داده است البته با توجه به شواهد گوناگون و همچنين در بررسي
اعمال خشونت طلبانه ي اين جريان در عراق مي توان به دو نكته ذيل دست
يافت .
1 ـ اين جريان خطرناك بعنوان بازوي اجرايي اسلام آمريكايي در
خاورميانه و با پشتيباني سرويس هاي جاسوسي آمريكا
اسرائيل و انگليس
عمل مي كند.
2 ـ ناخودآگاه و در اثر تعاليم متضاد با روح اسلام ناب در راستاي
اهداف قدرت هاي استكباري گام بر مي دارد.
اهداف اين جريان منحرف شامل :
1 ـ نفي گفتگو
انتقاد سازنده و زندگي مسالمت آميز در جوامع اسلامي و
عدم پذيرش تنوع مذهبي .
2 ـ هدف قرار دادن پيروان اهل بيت (ع )و تلاش در جهت جلوگيري از
حاكميت اكثريت شيعي در عراق
3 ـ تامين اهداف كشورهاي اشغالگر در زمينه ي گسترش تضاد و جنگ
مذهبي
4 ـ اتحاد با باقي مانده هاي نظام خونخوار بعثي و معرفي نظام ديكتاتور
مآبانه ي صدام بعنوان نماد حاكميت سني گري
هم اكنون اين جريان در چهارچوب چندين گروه مسلح و شبه نظامي از
جمله انصارالسنه
گردانهاي سعدابن ابي وقاص
شاخه القاعده
جبهه
فرماندهي كل (شاخي نظامي حزب بعث )
گروه العموري و ديگر
مجموعه هاي كوچك اهداف خشونت بار وتفرقه افكنانه خويش را دنبال
مي كند البته در اينجا نبايد نقش هدايت
همراهي و كمك مالي
تسليحاتي و
لجستيكي سفير ايالات متحده آمريكا
نيروهاي اطلاعاتي انگليس وموساد
اسراييل را ناديده گرفت زيرا در هر موقعيتي كه آمريكا از رسيدن به اهداف
سياسي خود در عراق ناكام شده اين گروهها را به مدد طلبيده كه نمونه
آخرين و بارز آن انفجار غمبار حرم شريف امامين عكسريين (ع ) در راستاي
ايجاد جنگ فرقه اي و مذهبي در عراق و تاثيرگذاري بر روند شكل گيري
دولت دايمي اين كشور بود كه آتش آن با اشاره زلماي خليل زاد سفير ايالات
متحده آمريكا در عراق افروخته شد. در هر حال تيزبيني مراجع ديني
خصوصا حضرت آيه الله العظمي سيستاني و هوشياري گروههاي سياسي و
مردم اين كشور مهمترين عامل فعال در جهت خنثي سازي نقشه هماهنگ
گروههاي فوق به رهبري اشغالگران مي باشد.
نعيم حميدي
بازماندگان حزب بعث عراق براي حفظ حيات خود در بافت سياسي عراق
جديد با بهره گيري از حمايت سرويس هاي امنيتي سيا
موساد و اينتليجنت
سرويس به خرابكاري و ارتكاب اعمال تروريستي مي پردازند
جريان القاعده در عراق در قالب چندين گروه مسلح و شبه نظامي از جمله
انصارالسنه ـ گردان هاي سعدابن ابي وقاص و ديگر سازمانهاي كوچكتر و
مجهول
اهداف خشونت بار و تفرقه افكنانه سازمان هاي اطلاعاتي غرب را
عملياتي مي سازد
آمريكا بعنوان اشغالگر عراق متهم رديف اول حوادث تروريستي عراق
مي باشد چرا كه واشنگتن براي دستيابي به منافع و اهداف برنامه ريزي شده
خود نيازمند فضاي فوق العاده امنيتي و نظامي است و بديهي است كه
سفارت آمريكا در عراق در هماهنگي كامل با القاعده و بازماندگان حزب
بعث
با سازماندهي و طراحي اقدامات تروريستي
چنين فضاي امنيتي را
فراهم آورد

|