روزنامه جمهوري اسلامي 15/01/1386 صفحه عقيدتي
*****
تلاش هاي علمي و عملي پيامبراعظم (ص ) در مسير تحقق وحدت و قدرت مسلمين ـ1
اتقان و استحكام مباني فكري وحدت مسلمانان




  • در كارنامه درخشان پيامبراعظم حضرت محمد(ص ) آثاري عظيم و بزرگ از تلاش و فعاليت هاي دقيق و عميق براي هموار ساختن راه هاي وحدت و يكدلي و اتحاد و پيوستگي مسلمانان مشاهده مي شود.
    پيامبراكرم (ص ) سعي وافر داشت كه اقوام و اقشار و ملل مختلف مسلمان را به صورت « پيكر واحد » با هم متحد و منسجم سازد و از هرگونه تفرق و تشتت باز دارد.
    در نگاه ژرف پيامبراعظم (ص ) به همان ترتيب كه اتحاد و به هم پيوستگي عامل قدرت و صلابت اسلام و مسلمانان مي گردد و قلوب اهل ايمان را به هم نزديك و صميمي مي سازد و به زندگي و حيات اجتماعي آنان نشاط و طراوت مي بخشد تفرقه و پراكندگي عامل ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين مي گردد و دلهاي اهل ايمان را از هم دور مي دارد و لحظات زندگي آنان را با سردي و فاصله و تنش مي آميزد.
    بي ترديد صلابت و قدرت اسلام و مسلمانان عامل مهم جلوگيري از توطئه ها و تعدي و تهاجم دشمنان مي گردد و راه هاي نفوذ و آسيب رساني آنان را مسدود مي سازد و در نقطه مقابل ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين موجب تقويت جبهه باطل و توانمندي هاي دشمنان براي تعدي به حريم دين و ملت و سرزمين اسلامي مي گردد و از همين روست كه بايد همواره به وحدت و اتحاد و به هم پيوستگي انديشيد و از تفرقه و تشتت و اختلاف هراسيد.
    تلاش و فعاليت هاي وحدت آفرين پيامبراسلام داراي ابعاد و جلوه هاي مختلفي است كه يكي از آنها عبارت است از تقابل با موانع اتحاد و به هم پيوستگي مسلمانان
    از ديدگاه پيامبراعظم (ص ) تعصبات نژادي و گرايش هاي نامعقول و تند و افراطي نسبت به زبان و قوم و مليت خويش يكي از بزرگترين موانع اتحاد مسلمانان محسوب مي شود.
    پس از درخشش خورشيد اسلام و گسترش انوار مقدس آن اقوام و نژادها و مليت هاي گوناگون به دين خدا گرويدند و جان و روح خويش را با فرهنگ و معارف زلال اسلامي شستشو دادند و حرم دل را به عشق و ايمان به حضرت پروردگار مختص ساختند.
    در ميان اقوام و نژادهاي گرايش يافته به اسلام بودند كساني كه به دليل ضعف در معرفت يابي هاي اصيل ديني و ريشه نيافتن عشق و ايمان خالص و كامل در سرزمين جان و روحشان تحت تاثير تعصبات و گرايشات نژادي و قومي قرار داشتند و به همين دليل در موقعيت هاي خاصي خود را تافته اي جدابافته مي يافتند و در پيكر واحد دين احساس تفوق و برتري مي كردند و بر ديگر نژادها و اقوام تفاخر و تكبر مي ورزيدند. در نقطه مقابل اين گروه از مسلمانان كسان ديگري قرار داشتند كه خود را در اسلام ذوب كرده بودند و محو در خدا و در اوج عشق و ايمان و اخلاص همواره در پيكر واحد دين به فعاليت سالم و صادقانه و نقش آفريني هاي ايثارگرايانه اهتمام مي ورزيدند و شخصيتشان به گونه اي با تعاليم مقدس اسلام و ارزش هاي والاي اخلاقي اين دين مبين متحول و ساخته و پرورده شده بود كه هرگز در دام هاي تعصب هاي كورنژادي و قومي گرفتار نمي آمدند و از همين رو با ديگر مسلمانان با صميمت و محبت و وحدت وصف ناشدني مي زيستند.
    پيامبراكرم (ص ) در انديشه و علم و عمل با تعصبات قومي و نژادي كه مانع بزرگ اتحاد و به هم پيوستگي مسلمانان بود مقابله و مبارزه مي نمود و همواره به وحدت و برادري و عزت و مودت فرا مي خواند.
    اين سخن ژرف و بيدارگر از رسول گرامي اسلام است كه با صراحت فرمود :
    « اي مردم همه شما فرزندان آدم هستيد و آدم از خاك آفريده شده است . عرب را بر غير عرب هيچ فضيلت و برتري نيست مگر به تقوا و پاكي . » (1 )
    پيامبراكرم (ص ) با اين كلام صريح و روشن همه بنيان هاي تفاخر به نژاد و مليت را فرو مي ريزد و هيچ نژاد و زبان و قوميتي را بر ديگر نژادها و زبان ها و قوم ها رحجان و برتري نمي دهد و معيار اصلي در امتياز و برتري افراد بر ديگران را « تقوا » معرفي مي كند. يعني هركس كه پاكتر و وارسته تر و خالص تر و به خداوند نزديك تر است از كسي كه در مرتبه نازلتر و پائين تري از ايمان و پاكي قرار دارد برتر مي باشد و اين معيار و ملاك از جانب حضرت پروردگار تعيين شده است و به راستي كه همين معيار تقوا و پاكي است كه موجب مي گردد انسان متقي به اوج وارستگي و خلوص و يكرنگي برسد و از همه قيود و وابستگي ها از جمله تعصبات نژادي رها گردد و از هرگونه تفاخر و بزرگي فروشي نسبت به ديگران اجتناب ورزد. زيرا كسي كه به درجات و مراتب بالاي تقوا و تقرب راه يابد از همه چيز رسته است و به خدا پيوسته است و چنين كسي جز به خدا نمي انديشد و جز در مسير جلب رضوان و خشنودي او حركت نمي كند و خود را در جبهه و احد حق مي بيند و همدل و همراه با برادران ديني خود مي يابد و به وحدت و همبستگي با آنان عشق مي ورزد و از دوستي و مودت و محبت با همباوران خود لذت مي برد و به اين وسيله نقشه هاي شوم دشمنان اسلام را براي توطئه و نفوذ و تعدي و تهاجم هاي پيدا و پنهان نسبت به جبهه حق بي اثر مي سازد.
    رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) در كلام خويش نكته عميق ديگري را مطرح مي كنند و آن اشاره به اصل و سرشت خلقت همه انسان هاي روي زمين است . پيامبراكرم (ص ) خطاب به همه آدميان و از جمله همه مسلمانان از تمام نژادها و قبيله ها اعلام مي نمايند كه شما همه فرزندان حضرت آدم محسوب مي شويد و آدم نيز از « خاك » آفريده شده است . يعني همه انسان ها از هر قوم و ملت و نژاد پدري واحد دارند كه حضرت آدم است پس چه جاي تفاخر به يكديگر و تعصبات قومي و نژادي و احساس تفوق و برتري نسبت به هم !
    آيا معقول است كه فرزندان يك پدر ـ كه در اصل و سرشت و خلقت « واحد » هستند نه مختلف و در مقابل هم و نه داراي مراتب و درجات بالا و پائين و فراتر و فروتر ـ نسبت به يكديگر تعصب و تصلب ورزند و به تشتت و كينه و عناد برسند !
    مگر نه اين است كه آدم از خاك آفريده شده است و تمام انسان ها در چهار گوشه جهان همه از اين عنصربه وجود آمده اند و تكثير شده اند و اين روند همچنان تداوم دارد !
    چه كسي مي پذيرد كه از خاك آفريده شدگان و از يك عنصر پديدآمدگان كه يك اصل و سرشت دارند برهم ببالند و فخر ورزند و براي آنچه كه موهوم است و از حقيقت تهي مي باشد در برابر يكديگر قرار گيرند و با تعصب ورزي هاي جاهلانه و تفكرات جمودگرايانه به ستيز و دشمني با هم بپردازند !
    بسيار جاي شگفتي است كه ما انسان ها كه بايد خلقت خود از يك « پدر » و از يك « عنصر » را عامل اصلي وحدت و صميميت و محبت به يكديگر قرار دهيم آن را عامل تفرق و تشتت و گريز از هم و عناد و كينه ورزي و ستيز با يكديگر قرار مي دهيم !
    و جاي شگفتي فراوان است كه حقيقت خلقت انسان از خاك و از يك اصل و نسب و نژاد ـ يعني حضرت آدم (ع ) ـ ما را به دين واحد كه همانا « اسلام » و « تسليم » دربرابر حق مي باشد و اين « يكتا آئين » بودن سيره و روش همه پيامبران خداست نمي رساند و همواره از اين حقيقت مي گريزيم و به از خود بيگانگي مي رسيم !
    اي كه از اسرار دين بيگانه يي
    با يك آئين ساز اگر فرزانه اي
    از يك آئيني مسلمان زنده است
    پيكر ملت ز قرآن زنده است
    ما همه خاك و دل آگاه اوست
    اعتصامش كن كه حبل الله اوست
    چون گهر در رشته او سفته شو
    ورنه مانند غبار آشفته شو (2 )
    پيامبراعظم (ص ) در رهنمودي ديگر خطاب به كساني كه اسير گرايشات متعصبانه نسبت به نژاد و قوميت عربي بودند و بدون اين كه به عمق و ژرفاي تعاليم و آموزه هاي اسلام كه نافي هر گونه تعصب هاي كور وجاهلانه است بينديشند خود را از امت اسلام جدا و نسبت به ساير اقوام ونژادهاي مسلمان برتر و بالاتر مي پنداشتند مي فرمايد :
    « عربيت پدر كسي به شمار نمي رود و فقط زبان گويايي است . آن كس كه عملش نتواند او را به جايي برساند به طورحتم حسب و نسبش هم او را به جايي نخواهد رساند . » (3 )
    اين رهنمود به گونه اي ديگر به نفي گرايشات تعصب آميز نژادي و قومي مي پردازد و سعي مي كند اين مانع بزرگ وحدت و اتحاد بين مسلمانان را از ميان بردارد تا اقوام مسلمان ـ چه ايراني و چه عرب و چه ترك و حبشي و كرد و چه ساير مليت ها در هر زمان و عصر ـ بر محور « اسلام » بچرخند و به هم بپيوندند و با تشكيل صفوف متحد و مستحكم در برابر دشمنان استقلال و آزادي سرزمين هاي اسلامي به اتحاد و قدرت و مهابت برسند و از تحقق سياست هاي شوم و توطئه هاي تفرقه آميزشان جلوگيري به عمل آورند.
    در نگاه ژرف پيامبر اعظم (ص ) عربيت هرگز نقشي همچون اصالت انسان ها در سرشت و خلقت از پدر واحد و با عنصر واحد را ايفا نمي كند و از همين رو فقط يك « زبان » است كه ابزاري براي به كارگيري واژه ها و تعابيرو عبارات به منظور انجام امور زندگي فردي و اجتماعي و تحقق صحيح تعاملات و روابط و معاشرت ها و نيل به مقاصد و اهداف محسوب مي شود.
    پيامبر اعظم (ص ) تصريح مي كند كه « حسب و نسب » فاقد اصالت است و نمي تواند براي آدمي مايه فضيلت و برتري گردد و او را به جايگاه ها و مدارج و مراتب بزرگ انساني و معنوي و اخلاقي و الهي برساند بلكه آنچه اصالت دارد « عمل » است كه بايد به طور صحيح و سالم و مفيد و سازنده و با انگيزه ها و اهداف و مقاصد پاك و الهي به انجام رسد تا انسان را به سعادت و رستگاري نائل گرداند.
    به اين ترتيب رسول گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي (ص ) براي جوامع و سرزمين هاي اسلامي بنيان هاي فكري وحدت و اخوت و اتحاد را متقن و مستحكم مي سازد و گرايشات نژادي و تعصب هاي كور وجاهلانه قومي را از موانع بزرگ به هم پيوستگي و صلابت جهان اسلام معرفي مي نمايد و راه نيل به اتحاد اسلامي را ترك همه قيود و وابستگي ها و تعصب ورزي هاي مبتني بر جهل و جمود نسبت به نژاد و مليت هاي گوناگون و ذوب شدن در « اسلام » مي داند.
    انديشه هاي پيامبر اعظم (ص ) درباره ضرورت وحدت و اخوت در جهان اسلام از آبشخور زلال « وحي الهي » مايه مي گيرد و به تعاليم و معارف جامع و غني و تحول زاي قرآن كريم متصل است همان معارفي كه همه اهل ايمان در همه زمان ها و مكان ها و در هر دوره از تاريخ و هر محدوده از جغرافياي جهان را برادر يكديگر مي داند(4 ) و همواره از تفرقه و تشتت نهي مي نمايد . (5 )
    اين انديشه هاي ژرف و عميق و راهگشا درمان دردهاي مزمن و آزار دهنده اي است كه امروز به صورت مسلك هاي باطل و مهلك و زيانباري چون پان عربيسم پان ايرانيسم پان تركيسم پان هندوئيسم و ساير مكاتب موهوم و ساختگي جهان اسلام را از نيل به اتحاد كامل اسلامي باز مي دارند و سعي مي كنند در مسير وحدت و تقريب بين مذاهب اسلامي مانع ايجاد نمايند.
    ــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ تحف العقول ص 34
    2 ـ اقبال لاهوري شعر در زندگي به كوشش احمد احمدي بيرجندي انتشارات آستان قدس ص 212
    3 ـ بحار الانوار ج 21 ص 137
    4 ـ قرآن كريم سوره حجرات آيه 10
    5 ـ سوره آل عمران آيه 105
    در نگاه ژرف پيامبر اعظم (ص ) به همان ترتيب كه اتحاد و به هم پيوستگي عامل قدرت و صلابت اسلام و مسلمانان مي گردد و قلوب اهل ايمان را به هم نزديك و صميمي مي سازد و به زندگي و حيات اجتماعي آنان نشاط و طراوت مي بخشد تفرقه و پراكندگي عامل ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين مي گردد و دلهاي اهل ايمان را از هم دور مي دارد و لحظات زندگي آنان را با سردي و فاصله و تنش مي آميزد
    از ديدگاه تعاليم پيامبر اكرم (ص ) همه اقوام مسلمان ـ چه ايراني و چه عرب و چه ترك و حبشي و كرد و چه ساير مليت ها در هر زمان و عصر ـ بايد بر محور « اسلام » بچرخند و به هم بپيوندند و با تشكيل صفوف متحد و مستحكم در برابر دشمنان استقلال و آزادي سرزمين هاي اسلامي به اتحاد و قدرت و مهابت برسند و از تحقق سياست هاي شوم و توطئه هاي تفرقه آميزشان جلوگيري به عمل آورند
    انديشه ها و رهنمودهاي پيامبر خدا(ص ) كه از آبشخور زلال « وحي الهي » مايه مي گيرد و به تعاليم و معارف جامع و غني و تحول زاي قرآن كريم متصل است درمان دردهاي مزمن و آزاردهنده اي است كه امروز به صورت مسلك هاي باطل و مهلك و برآمده از گرايشات نژادي و قومي جهان اسلام را از نيل به اتحاد كامل اسلامي باز مي دارند و سعي مي كنند در مسير وحدت و تقريب بين مذاهب اسلامي مانع ايجاد نمايند