
در كارنامه درخشان پيامبراعظم حضرت محمد(ص )
آثاري عظيم و
بزرگ از تلاش و فعاليت هاي دقيق و عميق براي هموار ساختن راه هاي
وحدت و يكدلي و اتحاد و پيوستگي مسلمانان مشاهده
مي شود.
پيامبراكرم (ص ) سعي وافر داشت كه اقوام و اقشار و ملل مختلف
مسلمان را به صورت « پيكر واحد » با هم متحد و منسجم سازد و از هرگونه
تفرق و تشتت باز دارد.
در نگاه ژرف پيامبراعظم (ص ) به همان ترتيب كه اتحاد و به هم
پيوستگي عامل قدرت و صلابت اسلام و مسلمانان مي گردد و قلوب اهل
ايمان را به هم نزديك و صميمي مي سازد و به زندگي و حيات اجتماعي آنان
نشاط و طراوت مي بخشد
تفرقه و پراكندگي
عامل ضعف و تزلزل اسلام و
مسلمين مي گردد و دلهاي اهل ايمان را از هم دور مي دارد و لحظات زندگي
آنان را با سردي و فاصله و تنش مي آميزد.
بي ترديد صلابت و قدرت اسلام و مسلمانان
عامل مهم جلوگيري از
توطئه ها و تعدي و تهاجم دشمنان مي گردد و راه هاي نفوذ و آسيب رساني
آنان را مسدود مي سازد
و در نقطه مقابل
ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين
موجب تقويت جبهه باطل و توانمندي هاي دشمنان براي تعدي به حريم
دين و ملت و سرزمين اسلامي مي گردد
و از همين روست كه بايد همواره به
وحدت و اتحاد و به هم پيوستگي انديشيد و از تفرقه و تشتت و اختلاف
هراسيد.
تلاش و فعاليت هاي وحدت آفرين پيامبراسلام داراي ابعاد و جلوه هاي
مختلفي است كه يكي از آنها عبارت است از تقابل با موانع اتحاد و به هم
پيوستگي مسلمانان
از ديدگاه پيامبراعظم (ص ) تعصبات نژادي و گرايش هاي نامعقول و تند
و افراطي نسبت به زبان و قوم و مليت خويش يكي از بزرگترين موانع اتحاد
مسلمانان محسوب مي شود.
پس از درخشش خورشيد اسلام و گسترش انوار مقدس آن
اقوام و
نژادها و مليت هاي گوناگون به دين خدا گرويدند و جان و روح خويش را با
فرهنگ و معارف زلال اسلامي شستشو دادند و حرم دل را به عشق و ايمان به
حضرت پروردگار مختص ساختند.
در ميان اقوام و نژادهاي گرايش يافته به اسلام
بودند كساني كه به دليل
ضعف در معرفت يابي هاي اصيل ديني و ريشه نيافتن عشق و ايمان خالص و
كامل در سرزمين جان و روحشان
تحت تاثير تعصبات و گرايشات نژادي و
قومي قرار داشتند و به همين دليل در موقعيت هاي خاصي خود را تافته اي
جدابافته مي يافتند و در پيكر واحد دين احساس تفوق و برتري مي كردند و
بر ديگر نژادها و اقوام تفاخر و تكبر مي ورزيدند. در نقطه مقابل اين گروه از
مسلمانان
كسان ديگري قرار داشتند كه خود را در اسلام ذوب كرده بودند و
محو در خدا و در اوج عشق و ايمان و اخلاص همواره در پيكر واحد دين به
فعاليت سالم و صادقانه و نقش آفريني هاي ايثارگرايانه اهتمام مي ورزيدند و
شخصيتشان به گونه اي با تعاليم مقدس اسلام و ارزش هاي والاي اخلاقي
اين دين مبين متحول و ساخته و پرورده شده بود كه هرگز در دام هاي
تعصب هاي كورنژادي و قومي گرفتار نمي آمدند و از همين رو با ديگر
مسلمانان با صميمت و محبت و وحدت وصف ناشدني
مي زيستند.
پيامبراكرم (ص ) در انديشه و علم و عمل با تعصبات قومي و نژادي كه
مانع بزرگ اتحاد و به هم پيوستگي مسلمانان بود مقابله و مبارزه مي نمود و
همواره به وحدت و برادري و عزت و مودت فرا مي خواند.
اين سخن ژرف و بيدارگر از رسول گرامي اسلام است كه با صراحت
فرمود :
« اي مردم
همه شما فرزندان آدم هستيد و آدم از خاك آفريده شده
است . عرب را بر غير عرب هيچ فضيلت و برتري نيست مگر به تقوا و
پاكي . » (1 )
پيامبراكرم (ص ) با اين كلام صريح و روشن
همه بنيان هاي تفاخر به نژاد
و مليت را فرو مي ريزد و هيچ نژاد و زبان و قوميتي را بر ديگر نژادها و زبان ها
و قوم ها رحجان و برتري نمي دهد و معيار اصلي در امتياز و برتري افراد بر
ديگران را « تقوا » معرفي مي كند. يعني هركس كه پاكتر و وارسته تر و خالص تر
و به خداوند نزديك تر است
از كسي كه در مرتبه نازلتر و پائين تري از ايمان
و پاكي قرار دارد
برتر مي باشد و اين معيار و ملاك
از جانب حضرت
پروردگار تعيين شده است
و به راستي كه همين معيار تقوا و پاكي است كه
موجب مي گردد انسان متقي به اوج وارستگي و خلوص و يكرنگي برسد و از
همه قيود و وابستگي ها از جمله تعصبات نژادي رها گردد و از هرگونه تفاخر
و بزرگي فروشي نسبت به ديگران اجتناب ورزد. زيرا كسي كه به درجات و
مراتب بالاي تقوا و تقرب راه يابد
از همه چيز رسته است و به خدا پيوسته
است و چنين كسي جز به خدا نمي انديشد و جز در مسير جلب رضوان و
خشنودي او حركت نمي كند و خود را در جبهه و احد حق مي بيند و همدل و
همراه با برادران ديني خود مي يابد و به وحدت و همبستگي با آنان عشق
مي ورزد و از دوستي و مودت و محبت با همباوران خود لذت مي برد و به اين
وسيله نقشه هاي شوم دشمنان اسلام را براي توطئه و نفوذ و تعدي و
تهاجم هاي پيدا و پنهان نسبت به جبهه حق بي اثر مي سازد.
رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) در كلام خويش نكته عميق
ديگري را مطرح مي كنند و آن اشاره به اصل و سرشت خلقت همه انسان هاي
روي زمين است . پيامبراكرم (ص ) خطاب به همه آدميان و از جمله همه
مسلمانان از تمام نژادها و قبيله ها اعلام مي نمايند كه شما همه فرزندان
حضرت آدم محسوب مي شويد و آدم نيز از « خاك » آفريده شده است . يعني
همه انسان ها از هر قوم و ملت و نژاد
پدري واحد دارند كه حضرت آدم
است
پس چه جاي تفاخر به يكديگر و تعصبات قومي و نژادي و احساس
تفوق و برتري نسبت به هم !
آيا معقول است كه فرزندان يك پدر ـ كه در اصل و سرشت و خلقت
« واحد » هستند
نه مختلف و در مقابل هم
و نه داراي مراتب و درجات بالا
و پائين و فراتر و فروتر ـ نسبت به يكديگر تعصب و تصلب ورزند و به تشتت
و كينه و عناد برسند !
مگر نه اين است كه آدم از خاك آفريده شده است و تمام انسان ها در
چهار گوشه جهان همه از اين عنصربه وجود آمده اند و تكثير شده اند و اين
روند همچنان تداوم دارد !
چه كسي مي پذيرد كه از خاك آفريده شدگان و از يك عنصر
پديدآمدگان
كه يك اصل و سرشت دارند
برهم ببالند و فخر ورزند و براي
آنچه كه موهوم است و از حقيقت تهي مي باشد در برابر يكديگر قرار گيرند و
با تعصب ورزي هاي جاهلانه و تفكرات جمودگرايانه به ستيز و دشمني با هم
بپردازند !
بسيار جاي شگفتي است كه ما انسان ها كه بايد خلقت خود از يك « پدر »
و از يك « عنصر » را عامل اصلي وحدت و صميميت و محبت به يكديگر قرار
دهيم
آن را عامل تفرق و تشتت و گريز از هم و عناد و كينه ورزي و ستيز با
يكديگر قرار مي دهيم !
و جاي شگفتي فراوان است كه حقيقت خلقت انسان از خاك و از يك
اصل و نسب و نژاد ـ يعني حضرت آدم (ع ) ـ ما را به دين واحد كه همانا
« اسلام » و « تسليم » دربرابر حق مي باشد و اين « يكتا آئين » بودن سيره و
روش همه پيامبران خداست
نمي رساند و همواره از اين حقيقت مي گريزيم
و به از خود بيگانگي مي رسيم !
اي كه از اسرار دين بيگانه يي
با يك آئين ساز اگر فرزانه اي
از يك آئيني
مسلمان زنده است
پيكر ملت ز قرآن زنده است
ما همه خاك و دل آگاه اوست
اعتصامش كن كه حبل الله اوست
چون گهر در رشته او سفته شو
ورنه مانند غبار آشفته شو (2 )
پيامبراعظم (ص ) در رهنمودي ديگر خطاب به كساني كه اسير گرايشات
متعصبانه نسبت به نژاد و قوميت عربي بودند و بدون اين كه به عمق و ژرفاي
تعاليم و آموزه هاي اسلام كه نافي هر گونه تعصب هاي كور وجاهلانه است
بينديشند خود را از امت اسلام جدا و نسبت به ساير اقوام ونژادهاي مسلمان
برتر و بالاتر مي پنداشتند
مي فرمايد :
« عربيت پدر كسي به شمار نمي رود و فقط زبان گويايي است . آن كس كه
عملش نتواند او را به جايي برساند
به طورحتم حسب و نسبش هم او را به
جايي نخواهد رساند . » (3 )
اين رهنمود به گونه اي ديگر به نفي گرايشات تعصب آميز نژادي و قومي
مي پردازد و سعي مي كند اين مانع بزرگ وحدت و اتحاد بين مسلمانان را از
ميان بردارد تا اقوام مسلمان ـ چه ايراني و چه عرب و چه ترك و حبشي و
كرد و چه ساير مليت ها در هر زمان و عصر ـ بر محور « اسلام » بچرخند و به
هم بپيوندند و با تشكيل صفوف متحد و مستحكم در برابر دشمنان استقلال
و آزادي سرزمين هاي اسلامي به اتحاد و قدرت و مهابت برسند و از تحقق
سياست هاي شوم و توطئه هاي تفرقه آميزشان جلوگيري به عمل آورند.
در نگاه ژرف پيامبر اعظم (ص ) عربيت هرگز نقشي همچون اصالت
انسان ها در سرشت و خلقت از پدر واحد و با عنصر واحد را ايفا نمي كند و
از همين رو فقط يك « زبان » است كه ابزاري براي به كارگيري واژه ها و
تعابيرو عبارات به منظور انجام امور زندگي فردي و اجتماعي و تحقق
صحيح تعاملات و روابط و معاشرت ها و نيل به مقاصد و اهداف محسوب
مي شود.
پيامبر اعظم (ص ) تصريح مي كند كه « حسب و نسب » فاقد اصالت است
و نمي تواند براي آدمي مايه فضيلت و برتري گردد و او را به جايگاه ها و
مدارج و مراتب بزرگ انساني و معنوي و اخلاقي و الهي برساند
بلكه آنچه
اصالت دارد « عمل » است كه بايد به طور صحيح و سالم و مفيد و سازنده و با
انگيزه ها و اهداف و مقاصد پاك و الهي به انجام رسد تا انسان را به سعادت
و رستگاري نائل گرداند.
به اين ترتيب رسول گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي (ص ) براي
جوامع و سرزمين هاي اسلامي بنيان هاي فكري وحدت و اخوت و اتحاد را
متقن و مستحكم مي سازد و گرايشات نژادي و تعصب هاي كور وجاهلانه
قومي را از موانع بزرگ به هم پيوستگي و صلابت جهان اسلام معرفي
مي نمايد و راه نيل به اتحاد اسلامي را ترك همه قيود و وابستگي ها و
تعصب ورزي هاي مبتني بر جهل و جمود نسبت به نژاد و مليت هاي گوناگون
و ذوب شدن در « اسلام » مي داند.
انديشه هاي پيامبر اعظم (ص ) درباره ضرورت وحدت و اخوت در
جهان اسلام
از آبشخور زلال « وحي الهي » مايه مي گيرد و به تعاليم و
معارف جامع و غني و تحول زاي قرآن كريم متصل است
همان معارفي كه
همه اهل ايمان در همه زمان ها و مكان ها و در هر دوره از تاريخ و هر محدوده
از جغرافياي جهان را برادر يكديگر مي داند(4 ) و همواره از تفرقه و تشتت
نهي مي نمايد . (5 )
اين انديشه هاي ژرف و عميق و راهگشا درمان دردهاي مزمن و آزار
دهنده اي است كه امروز به صورت مسلك هاي باطل و مهلك و زيانباري
چون پان عربيسم
پان ايرانيسم
پان تركيسم
پان هندوئيسم و ساير مكاتب
موهوم و ساختگي
جهان اسلام را از نيل به اتحاد كامل اسلامي باز مي دارند
و سعي مي كنند در مسير وحدت و تقريب بين مذاهب اسلامي مانع ايجاد
نمايند.
ــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ تحف العقول
ص 34
2 ـ اقبال لاهوري
شعر در زندگي
به كوشش احمد احمدي بيرجندي
انتشارات آستان قدس
ص 212
3 ـ بحار الانوار
ج 21
ص 137
4 ـ قرآن كريم
سوره حجرات
آيه 10
5 ـ سوره آل عمران
آيه 105
در نگاه ژرف پيامبر اعظم (ص ) به همان ترتيب كه اتحاد و به هم پيوستگي
عامل قدرت و صلابت اسلام و مسلمانان مي گردد و قلوب اهل ايمان را به هم
نزديك و صميمي مي سازد و به زندگي و حيات اجتماعي آنان نشاط و
طراوت مي بخشد
تفرقه و پراكندگي عامل ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين
مي گردد و دلهاي اهل ايمان را از هم دور مي دارد و لحظات زندگي آنان را با
سردي و فاصله و تنش مي آميزد
از ديدگاه تعاليم پيامبر اكرم (ص ) همه اقوام مسلمان ـ چه ايراني و چه
عرب و چه ترك و حبشي و كرد و چه ساير مليت ها در هر زمان و عصر ـ بايد
بر محور « اسلام » بچرخند و به هم بپيوندند و با تشكيل صفوف متحد و
مستحكم در برابر دشمنان استقلال و آزادي سرزمين هاي اسلامي به اتحاد و
قدرت و مهابت برسند و از تحقق سياست هاي شوم و توطئه هاي
تفرقه آميزشان جلوگيري به عمل آورند
انديشه ها و رهنمودهاي پيامبر خدا(ص ) كه از آبشخور زلال « وحي الهي »
مايه مي گيرد و به تعاليم و معارف جامع و غني و تحول زاي قرآن كريم متصل
است
درمان دردهاي مزمن و آزاردهنده اي است كه امروز به صورت
مسلك هاي باطل و مهلك و برآمده از گرايشات نژادي و قومي
جهان اسلام
را از نيل به اتحاد كامل اسلامي باز مي دارند و سعي مي كنند در مسير وحدت
و تقريب بين مذاهب اسلامي مانع ايجاد نمايند

|