جلد اول و دوم « اعلام قرآن » را كه در مركز فرهنگ و معارف
قرآن تهيه و تدوين شده است
توسط بوستان كتاب قم چاپ و
منتشر گرديده است . برخي از مدخل هاي دو جلد مذكور چنين
مي باشد : آدم
آزر
آسيه
آصف بن برخيا
آل ابراهيم
آل عمران
ابليس
ابوبكر
ابوجهل
ابوسفيان
احزاب
اسحاق
اسرافيل
اسمابنت عميس
الياس
اهل بيت و ده ها مدخل ديگر در بخش از
صفحات مقدماتي كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
ضرورت تاليف اعلام قرآن
به يقين
امروزه يكي از بهترين راه هاي گسترش و تعميق
فرهنگ جامعه
تدوين دائرالمعارف ها و دانش نامه ها است
از اين
رو بر قرآن پژوهان و غواصان درياي بي كرانه معارف قرآن فرض
است كه از اين روش براي آشنا كردن انسان ها با معارف قرآن كريم
استفاده كنند. از سوي ديگر
تاثير نقل حكايت و داستان بر زندگي
مادي و معنوي انسان
بر كسي پوشيده نيست
به ويژه اگر آن
حكايتها
عبرت آموز بوده
حقايق مورد نياز مردم را در برگرفته
باشد. شرح آيات قرآن كريم در متن داستان يا حادثه اي تاريخي و
عرضه آن در قالب مجموعه اي دايره المعارفي
گامي به سوي نشر و
گسترش حقايق و معارف بلند اين كتاب آسماني است كه رشد
فرهنگي جامعه اسلامي را در پي خواهد داشت .
ضرورت تاليف دائرالمعارف اعلام قرآني از اين رواست كه آثار
موجود در زمينه اعلام قرآن با همه ارزشي كه دارد
به سبب برخي
كاستي ها نبايد مانع انجام كارهاي كامل تر و دقيق تر بشود. برخي از
كاستي هاي كتب موجود اعلام قرآني
كه انگيزه اقدام به تاليف
مجموعه حاضر شده بدين قرار است :
1 ـ كتاب هاي تاليف شده در زمينه اعلام يا از نظر شمار
مدخل ها يا از نظر محتوا و حجم مطلب ارائه شده جامع نيست
چنان كه كتاب اعلام قرآن نوشته محمد خزانلي جامع اعلام مصرح
قرآن است
ولي درباره اعلام غير مصرح بحث نكرده است
يا در
كتاب رجال انزل الله فيهم قرآنا نوشته عبدالرحمن عميره كم تر از
80 علم غير مصرح قرآني مورد بحث قرار گرفته است
هم چنين
معجم اعلام القرآن الكريم نوشته محمد التونجي بسيار مختصر و
حجم اطلاعات ارائه شده در آن درباره هر علم ناچيز است .
2 ـ در اين كتاب ها غالبا بحث هاي تاريخي درباره اعلام غير
مصرح قرآني
از نظر دور مانده و كم تر نقل شده است .
3 ـ برخي از اين كتاب ها مطالب تفسيري يا تاريخي را بدون
هيچ گونه تحليلي نقل كرده است . در برخي موارد نيز به صورت
گزينشي عمل شده و همه مطالب تاريخي درباره موضوع نقل و
گزارش نشده است
اما در مواردي در نقل مطالب حاشيه اي و
خارج از موضوع زياده روي شده است .
4 ـ كاستي ديگر اين كتاب ها نقل مطالب بدون استناد روشن و
كافي به منابع است .
افزون بر نكات فوق
كمبود تاليف در موضوع اعلام قرآن به
زبان فارسي
ايجاب مي كرد اثري جامع تر سامان پذيرد و در كنار
رفع كاستي هاي فوق
كمبود آثار فارسي در اين زمينه را جبران كند.
كتاب حاضر با هدف جبران كمبود كتب اعلام قرآن به زبان
فارسي تدوين يافته و اموري مانند جامعيت مدخل ها
جامعيت
مباحث
بهره گيري از منابع دست اول و فراوان
بهره گيري از نظام
ارجاعات را مي توان از امتيازات اين مجموعه بر تاليفات مشابه
برشمرد.
پيشينه بحث درباره اعلام قرآن
بحث درباره اعلام مصرح قرآن
از ديرباز مورد توجه مفسران
بوده است و نخستين مفسران صحابي و تابعي به شناسايي و معرفي
آن اهتمام داشته اند
اما در اين باره كم تر كتاب مستقلي تاليف شده
است و آن چه در زمينه اعلام قرآن از صحابه و تابعان و ديگر
دانش مندان علوم قرآني گزارش شده
در لابه لاي كتاب هاي تفسير
به ويژه تفاسير روايي پراكنده است . شايد سيوطي نخستين دانش
مندي باشد كه اين دانش را شاخه اي از علوم قرآني به شمار آورد و
به جمع آوري آراي مفسران در كتابي مستقل روي آورد. وي نوع
شصت و نهم كتاب مشهور خود
الاتقان في القرآن را كه در آن
مجموعه علوم قرآني را به بحث گذاشته باعنوان « فيما وقع
في القرآن من الاسما والكني و الالقاب » به بحث درباره اعلام قرآن
اختصاص داده است . بحث درباره اعلام قرآن آن گونه كه سيوطي
مطرح كرد
پس از وي در كتاب هاي علوم قرآني ديده نمي شود
زيرا
اولا براي شناسايي نام هاي خاص قرآن
نيازمند بحث بيش از آن
چه سيوطي آورده
نبوده است . ثانيا اين بحث در رديف ديگر
بحث هاي علوم قرآني چون ناسخ و منسوخ
اعجاز
مكي و مدني
محكم و متشابه و... نبوده است .
درباره اعلام قرآن
دو چيز همواره شايسته بحث بوده است :
يكي بحث درباره معناي اين نام ها و ارتباط آن با صاحب نام كه البته
اين ارتباط را نمي توان ناديده گرفت
به طور مثال دو نام احمد
(ستوده تر
حمد كننده تر) و محمد (ستوده ) آيا مي تواند با
ويژگي هاي پيامبر اسلام ارتباطي داشته باشد يا نه . همين طور نام
مريم
عيسي
نوح و...
و دوم بحث موضوعي و تفسيري درباره هر
يك از اعلام قرآن
كتاب هاي تفسير
كم و بيش عهده دار اين دو
مساله بوده است . برخي پژوهش گران معاصر
با همين روي كرد به
بحث درباره اعلام قرآن پرداخته اند كه حاصل آن تاليف كتاب هايي
چند بوده
و معروف ترين آن ها
عبارت است از :
1 ـ اعلام قرآن
محمد خزائلي
يك جلد به زبان فارسي
مولف
ضمن 104 گفتار
از 115 اسم علم مصرح بحث كرده و گفتار
پاياني را به بحث درباره مبهمات قرآن (اعلام غير مصرح )
اختصاص داده است .
2 ـ اعلام القرآن
عبدالحسين شبستري
يك جلد به زبان عربي .
اين كتاب شكل كامل تر شده كتاب ديگري از همين مولف با عنوان
ارشاد الاذهان الي اعلام القرآن است كه به شكل الفبايي تنظيم شده
و درباره بيش از 360 علم مصرح و غير مصرح قرآن بحث كرده
است .
3 ـ معجم الالفاظ و الاعلام القرانيه
محمد اسماعيل ابراهيم .
اين كتاب مختصر
بيش تر مباحث لغوي را طرح كرده است .
4 ـ معجم اعلام القرآن الكريم
محمد التونجي
يك جلد به زبان
عربي
اين كتاب درباره 483 علم اعم از مصرح و غير مصرح بحث
كرده است . جز كتاب نخست
بقيه
گرچه نام اعلام قرآن را بر جبين
خود نهاده اند
در مقام بحث به اعلام مصرح و هم اعلام غير مصرح
قرآن (مبهمات قرآن ) توجه داشته اند.
5 ـ رجال و نسا انزل الله فيهم قرآنا
عبدالرحمن عميره
12
جز در 3 مجلد
به زبان عربي . مجلد سوم اين اثر به سبب معرفي
اعلام بانوان به « رجال و نسا انزل الله فيهم قرآنا » موسوم شده
است .
تاليف سيوطي در باب اعلام قرآن
سيوطي نخستين كسي است كه درباره اعلام قرآن بحث كرده
است . وي نوع شصت و نهم كتاب الاتقان في علوم القرآن را به
بحث درباره اعلام قرآن اختصاص داده است و آن چه را كه در
كتاب هاي گذشتگان و روايات گوناگون درباره اعلام قرآن ديده
در
اين بخش گرد آورده است . وي در اين نوع
ذيل 14 بخش نام هاي
پيامبران
فرشتگان
صحابه
زنان
نيز نام هاي كافران
جن
قبايل
اقوام
بت ها ونيز نام هاي شهرها و جاي ها
مكان هاي آخرتي
ستارگان
پرندگان و سرانجام
كنيه و لقب ها در قرآن كريم را گرد
آورده است . مجموع نام هاي علمي را كه وي گزارش كرده
حدود
136 نام است
البته همه نقل هايي كه سيوطي با استناد به آن ها به
شناسايي اعلام قرآن پرداخته
اعتبار يكسان ندارد و مواردي از آن
فقط اظهار نظر برخي مفسران است
در حالي كه ممكن است ديگر
مفسران يا حتي بيش تر آن ها
نام بودن آن كلمه را نپذيرفته باشند
براي مثال
واژه « تقيا » در آيه 18 مريم
19 كه مفسران آن را وصف
و به معناي پرهيزگار گرفته اند
اما برخي گفته اند : نام مردي از جمله
بهترين مردم بوده است و كرماني در كتاب عجائب نقل كرده كه نام
پسر عموي حضرت مريم بوده است كه جبرئيل به صورت وي بر
مريم آشكار شده يا واژه « نسي » در آيه 37 توبه
9 كه مفسران آن
را مصدر و به معناي تاخير انداختن ماه حرام دانسته اند
اما در
روايتي از ابي وائل نام مردي از بني كنانه پنداشته شده كه در
جاهليت
ماه حرام محرم را با ماه صفر جابجا مي كرد و « ق » كه يكي
از حروف مقطعه قرآن به شمار مي رود و سوره ق (قاف ) با اين
حرف آغاز شده است
بعضي آن را نام كوه افسانه اي محيط بر زمين
پنداشته اند . بيش از 30 نامي كه سيوطي علم بودن آن را گزارش
كرده
از همين قبيل است . اين نامها عبارت است از : رعد
برق
مالك
سجيل
قعيد
سكينه
بعل
بشري
جبت
طاغوت
رشاد
نقع
حرد
صريم
جرز
طاغيه
عليون
صعود
غي
اثام
موبق
سعير
سائل
سحق
ويل
غليظ و فلق .
اقسام اعلام قرآني
در اين جا براي كامل شدن بحث
14 بخش كتاب سيوطي را به
اختصار گزارش مي كنيم :
.1 نام پيامبران : مجموع پيامبراني كه در قرآن كريم از آن ها نام برده
شده
25 پيامبر
با نام هاي آدم
نوح
ادريس
ابراهيم
اسماعيل
اسحاق
يعقوب
يوسف
لوط
هود
صالح
شعيب
موسي
هارون
داود
سليمان
ايوب
ذوالكفل
يونس
الياس
اليسع
زكريا
يحيي
عيسي و محمد صلي الله عليه و آله دو نام داشته اند;
براي عيسي عليه السلام دو نام مسيح و عيسي و اين هر دونام در آيه
45 آل عمران 3
ديده مي شود : (ان الله يبشرك بكلمه منه اسمه
المسيح عيسي ابن مريم ) و براي پيامبر اسلام دو نام محمد صلي الله
عليه و آله و احمد كه نام محمد
4 بار در سوره هاي آل عمران
(144
3 )
احزاب (33
40 )
محمد(47
2 ) و فتح (48
29 )
و نام احمد يك بار آن هم در سوره صف (61
6 ) ديده مي شود;
البته پيامبران ديگري نيز هستند كه در قرآن با بيش از يك نام از آنان
ياد شده است ; مانند حضرت يعقوب كه در آيه 93 آل عمران
از
وي به « اسرائيل » يا حضرت يونس كه در آيه 87 انبيا21
از وي
به « ذاالنون » و در آيه 48 قلم 68
به « صاحب الحوت » تعبير شده
است و احيانا برخي ديگر از انبيا.
سيوطي هم چنين به نقل از عمرو بن مره مي گويد :
5 نفر از اين پيامبران پيش از پديد آمدن
نام گذاري شدند .
آن ها عبارت اند از : احمد (صف 61
6 ) كه از زبان عيسي 7 با اين
نام به آمدن او بشارت داده شد
يحيي (مريم 19
7 ) كه هنگام
بشارت تولد وي به حضرت زكريا از وي نام برده شد
عيسي (آل
عمران 3
45 ) كه هنگام بشارت تولد وي به مادرش
مريم
نامگذاري شد
و اسحاق و يعقوب (هود11
71 ) كه هنگام بشارت
فرزنددار شدن به ساره همسر ابراهيم
از آن دو نام برده شده است ;
اما گويا آن چه را عمرو بن مره بيان كرده
مبنا و مستندي جز ظاهر
برخي آيات نداشته باشد.
.2 نام فرشتگان : سيوطي در بخش دوم
از 12 نام فرشته به اين
شرح ياد مي كند : جبرئيل
ميكائيل
هاروت
ماروت
رعد
(درحديثي از ابن عباس آمده كه پيامبر در پاسخ يهود كه از رعد
پرسيده بودند
گفت : رعد
فرشته اي موكل بر ابرها است ). برق كه
مالك و خازن و فرشته موكل بر جهنم است
سجل (سيوطي از ابن
ابي حاتم نقل كرده كه نام فرشته اي است و هاروت وماروت از
اعوان او بوده اند. نيز از سدي نقل شده كه فرشته موكل برنامه هاي
اعمال است ) قعيد كه مجاهد گفته : فرشته كاتب سيئات است .
بعضي گفته اند : ذوالقرنين نيز فرشته بوده است . روح نيز بنا بر آن چه
از ابن عباس نقل شده از بزرگترين فرشتگان خداوند است . نيز
بعضي گفته اند : سكينه در آيه 4 فتح 48
(هوالذي انزل السكينه في
قلوب المومنين ) فرشته است كه قلب هر مومني را آرامش و امان
مي بخشد.
.3 نام صحابه : از صحابه پيامبر فقط نام زيد بن حارثه در قرآن
ديده مي شود . بعضي « سجل » را كه در آيه 104 انبيا21
آمده است :
(يوم نطوي السما كطي السجل = روزي كه آسمان را در هم
بپيچانيم چون در هم پيچاندن سجل ) گفته اند : سجل
نام كاتب
پيامبربوده است ; بنابراين
در آيه پيشين
خداوند در هم پيچاندن
آسمان ها در آستانه قيامت را به درهم پيچاندن طومار به دست
سجل تشبيه كرده است .
وي درهمين بخش
نام افرادي ديگر را كه از اصحاب پيامبران
پيشين بودند نيز مي آورد و آن ها عبارت اند از : عمران
پدر حضرت
مريم يا پدر حضرت موسي
عزير
تبع
و لقمان كه برخي گفته اند :
پيامبر بوده
اما بيش تر مفسران معتقدند : بنده اي حبشي و نجار بوده
است
و بالاخره آن يوسفي كه در آيه 34 غافر40
از او ياد شده
است : (و لقد جاكم يوسف من قبل بالبينات فما زلتم في شك مما
جاكم به حتي اذا هلك قلتم لن يبعث الله من بعده رسولا)
يعقوب
درآيه 6 مريم 19
; (يرثني و يرث من آل يعقوب واجعله
رب رضيا)
تقي
در آيه 18 مريم (اني اعوذ بالرحمن منك ان كنت
تقيا) كه بعضي گفته اند : وي از بهترين مردم بوده است . برخي نيز
گفته اند : او پسرعموي مردم بوده و جبرئيل به شكل و صورت وي بر
مريم هويدا شده است
البته در مقابل اين دو نظر
بعضي معتقدند :
وي فردي فاسق بوده كه متعرض زنان مي شده است .
.4 نام زنان : از نام هاي زنان نيز فقط از نام مريم يادشده است ;
اما بعضي گفته اند : « بعل » در آيه 125 صافات 37
: (اتدعون بعلا)
نيزنام زني بوده است كه مردم او رامي پرستيدند.
.5 نام كافران : آن چه از نام هاي كافران در قرآن شناسايي شده
عبارت است از : قارون
پسر عموي حضرت موسي
جالوت
همان
بشري در آيه 19 يوسف 12
(قال يبشري هذا غلم ) . سدي
گفته است : بشري كسي بود كه آب آوراو را صدا كرد و گفت : يوسف
را از ته چاه يافته است
آزر
نسي
در آيه 37 توبه 9
: (انما
النسي زياده في الكفر يضل به الذين كفروالله) كه بعضي
نسي را
نام فردي از بني كنانه دانسته اند كه ماه محرم را صفر قرار مي داد وآن
راحلال مي شمرد و به جاي آن ماه صفررا براي مردم حرام اعلام
مي كرد.
.6 نام جن : از جنيان نيز فقط نام ابليس آمده و پدر جن معرفي
شده است .
.7 نام قبايل : سيوطي ازنام هاي 7 قبيله به اين شرح ياد مي كند :
ياجوج
ماجوج
عاد
ثمود
مدين
قريش و روم .
.8 نام اقوام و گروه ها : اقوام و گروه هايي كه در قرآن از آن ها نام
برده شده
عبارت اند از : قوم نوح
قوم لوط
قوم تبع
قوم
ابراهيم
اصحاب ايكه
اصحاب مدين
اصحاب رس
اصحاب
ياسين و اصحاب اخدود.
.9 نام بت ها : نام اين بت ها در قرآن كريم آمده است : ود
سواع
يغوث
يعوق و نسر كه نام بت هاي قوم نوح بوده است . لات
عزي و
منات كه نام بت هاي قريش بودند
جبت و طاغوت كه بعضي آن را
نام دو بت دانسته اند كه مشركان آن هارا مي پرستيدند
رشاد
در آيه
29 غافر40
(وما اهديكم الا سبيل الرشاد) كه گفته شده نام يكي از
بت هاي فرعون بوده
و بعل نام بت قوم الياس
و آزر كه بنا به گفته
بعضي
نام بت بوده است .
.10 نام بلادو جاي ها : از مجموع نام هاي علم قرآن
حدود 25
نام به مكان ها و شهرها
به اين شرح اختصاص يافته است :
بكه كه نام ديگر مكه است
مدينه
يثرب
بدر
احد
حنين
جمع كه نام سرزمين مزدلفه است
مشعر الحرام كه نام كوه واقع در
مزدلفه است
نقع كه نام موضعي بين عرفات و مزدلفه است .
مصر
بابل
ايكه
حجر
احقاف
طور سينا
جودي
طوي كه نام
يك وادي است
كهف
رقيم (درباره اين نام اختلاف بسياري
گزارش شده است )
عرم = نام يك وادي است
حرد=نام شهري
بوده است
صريم = نام سرزميني در يمن
ق كه بعضي گفته اند :
همان كوه قاف است و به اعتقاد آنان
گرداگرد زمين را احاطه كرده
است
جرز= نام سرزميني
طاغيه = نام بقعه اي كه قوم ثمود در آنجا
نابود شدند.
.11 مكان هاي آخرتي : بخشي از اعلام معرف مكان هايي در
عالم واپسين
وآن 16 نام است كه البته بيش تر آن ها پذيرفتني
نيست . اين نام ها عبارت است از : فردوس = بلندترين جاي بهشت
(كهف 18
107 ; مومنون 23
11 )
عليون كه برخي گفته اند : نام
بلندترين جاي بهشت است (مطففين 83
18 ـ19 )
كوثر (نام
نهري در بهشت ) (كوثر108
1 )
سلسبيل (انسان 76
18 ـ19 )
و تسنيم كه هر يك نام چشمه اي در بهشت است (مطففين 83
27 )
سجين = نام جايي كه ارواح كفار در آن جا است
(مطففين 83
7 ـ8 )
صعود= نام كوهي درجهنم (مدثر74
17 )
غي (مريم 19
59 )
اثام (فرقان 25
68 )
موبق (كهف 18
52 )
سعير (نسا4
10 و55 )
سائل (معارج 70
1 ) سحق
(ملك 67
11 )
ويل (ابراهيم 14
2 ) و غليظ (هود11
58 ) كه
نام هاي وادي هايي در جهنم است
بعضي گفته اند : موبق نام نهري
در جهنم است
و سرانجام فلق (فلق 113
1 ) كه گفته شده نام
چاهي درجهنم ست .
در ذيل همين بخش
سيوطي از 4 نام ياد مي كند كه منسوب به
مكان است : اين نام ها عبارت است از : امي كه بعضي گفته اند :
منسوب به ام القري يعني مكه است
عبقري در آيه 76 الرحمن 55
(متكئين علي رفرف خضر و عبقري حسان = تكيه زده بربالش هاي
سبزرنگ و بر فرش هاي گران مايه نيكو) كه به عبقر منسوب
و
عبقر
نام محلي مختص به جن است و هر چيز نادر را به آن نسبت
مي دهند
سامري كه به گفته برخي
به سرزميني منسوب است كه به
آن سامرون يا سامره گفته مي شده است
عربي كه گفته شده : به عربه
منسوب است و عربه نام آستانه و ميدان جلو خانه اسماعيل
عليه السلام بوده است ; شايان ذكر است كه شايسته بود سيوطي اين
قسمت را ذيل بخش پيشين مي آورد; زيرا به مكان هاي دنيايي متعلق
است
نه آخرتي .
.12 نام ستارگان : مقصود از ستاره
جسم نوراني در آسمان و
آن شمس
قمر
طارق و شعري
است .
.13 كنيه ها و القاب : در قرآن كريم فقط يك كنيه ديده مي شود و
آن كنيه ابولهب است ; اما لقب بيش از 8 مورد است : اسرائيل
لقب
حضرت يعقوب
مسيح
لقب حضرت عيسي عليه السلام
الياس
لقب حضرت ادريس ; ذوالكفل و درباره آن چند نظر است . لقب
الياس
لقب اليسع
لقب يوشع ولقب زكريا هر كدام قائلي دارد;
نوح كه برخي
آن را لقب حضرت نوح دانسته اند و معتقدند نام آن
حضرت عبدالغفار بوده و به جهت فراواني نوحه و زاري
نوح
خوانده شده است ; ذوالقرنين
فرعون
تبع كه بعضي گفته اند لقب
پادشاهان يمن بوده است .
.14 نام پرندگان : هم چنين سيوطي تحت عنوان فائده
نام
پرندگان موجود در قرآن را گزارش كرده است . او نقل مي كند كه
خداوند در قرآن ده جنس از پرندگان را نام برده كه اين ها هستند :
بلدرچين (سلوي )
پشه (بعوض )
مگس (ذباب )
زنبور عسل
(نحل )
عنكبوت
ملخ (جراد)
شانه به سر (هدهد) كلاغ (غراب )
ابابيل
و مورچه (نمل ). اين كه چرا مورچه جزو پرندگان به شمار
آمده مي نويسد : به اين دليل كه طبق نقل قرآن
سليمان زبان
پرندگان را مي دانست : (علمنا منطق الطير) (نمل 27
16 )
و همو
سخن گفتن مورچه اي را با ديگر مورچگان شنيد وفهميد : (قالت
نمله يايهاالنمل ادخلوا مسكنكم لايحطمنكم سليمن و جنوده ...
فتبسم ضاحكالله)(نمل 27
18 ـ19 ) بنابراين بايد آن مورچه نيز از
پرندگان به شمار آيد. بعضي نيز براي جمع ميان اين دو آيه گفته اند :
مورچه اي كه سليمان زبان او را فهميد
از مورچه هاي بال دار بوده
است .
يكي از بهترين راه هاي گسترش و تعميق فرهنگ
جامعه
تدوين دايره المعارف ها و دانشنامه ها است .
بحث درباره اعلام قرآن
از كهن ترين زمان تاريخ
اسلام مورد توجه بوده است . جلال الدين سيوطي
نخستين كسي است كه پيرامون اعلام قرآن بحث ارائه
كرده است . درباره اعلام قرآن
همواره دو چيز مورد
توجه بوده است . اول بحث بر سر معناي نام ها و ارتباط
آن ها با صاحب نام
و دوم
بحث موضوعي و تفسيري
درباره هر يك از اعلام قرآن

|