
« توحيد عملي » كه پس از « توحيد نظري » قرار دارد
يعني خداوند
متعال را به يگانگي در ذات و صفات و افعال پرستيدن و به تقديس
وتنزيه او پرداختن و جز خالق يكتا و هستي بخش مطلق را عبادت
نكردن و به ظهور وبروز درآوردن اين حقيقت كه « همانا نمازم
عبادتم
زيستن و مردنم
براي پروردگار جهان ها و جهانيان است » (1 )
توحيد عملي فقط در پرستش و تنزيه خداوند به صورت عبادت
فردي متجلي نمي گردد
كه مراتب عبادت تنها در ذكر ونماز و راز و
نيازهاي انفرادي محدود نمي شود و مراتب ديگري نيز دارد كه از آن به
نام « توحيد اجتماعي » ياد مي كنيم .
مفهوم توحيد اجتماعي اين است كه هر انسان خالص و صادق
همان گونه كه در تقديس و پرستش ذات خداوند
« موحد » است وجز او
را به خدايي نمي پذيرد و عبادت و مناجات نمي كند
در جامعه و
عرصه هاي مختلف فعاليت ها و مواجهات وتعاملات اجتماعي نيز
موحد مي باشد و سر در برابر قدرت هاي سياسي
ظالمان
فاسدان
مكاران و هر فرد و گروه در هر موقعيت خاص از « زر » و « زور » و
« تزوير » فرود نمي آورد وبه طاعت و بندگي او در نمي آيد
كه اگر چنين
كند از توحيد و يگانه پرستي روي برتافته و به عبادت انسان ها و
مخلوقات خداوند درآمده است .
قرآن كريم به صراحت اعلام مي دارد :
« بگو اي اهل كتاب بيائيد از كلمه حق كه ميان ما و شما يكسان است
(و همه « حق » مي دانيم ) پيروي كنيم ( و آن كلمه اين است ) كه به جز
خداي يكتا هيچ كس را نپرستيم وچيزي را با او شريك قرار ندهيم و
برخي از ما برخي را به جاي خدا به ربوبيت تعظيم نكنيم . « 2 )
قرآن كريم به عنوان معرفي نمونه ومصداق خروج از توحيد عملي و
اجتماعي
به گروه هايي از اهل كتاب اشاره مي كند كه احبار و رهبان را به
جاي خداوند به ربوبيت گرفته بودند . (3 )
حقيقت كلمه مقدس و طيبه « لااله الاالله »
توحيد عملي و
اجتماعي است كه فقط ذات حضرت پروردگار را قابل پرستش وعبادت
در تمام مراتب فردي و اجتماعي مي داند.
براي اين كه محتواي اصل مقدس « لااله الاالله » كه شعار بزرگ
« توحيد عملي و اجتماعي » مي باشد
در جامعه انساني و توسط
توده هاي مردم آنگونه كه شايسته است به ظهور و عينيت درآيد و
ظالمان و ستم پيشگان و فاسدان و حاكمان حق ستيز و متعدي به طاعت
و بندگي مردم درنيايند
« ولايت و رهبري سياسي » ضامن وپشتوانه اي
الهي ومستحكم مي باشد كه در صورت تبعيت و پيروي از اهداف و
آرمان ها و شيوه هاي امامت و زعامت امامان و رهبران الهي
توحيد
عملي و يگانه گرايي درابعاد مختلف فردي و اجتماعي به عينيت
درمي آيد.
درانديشه هاي ژرف و جامع سياسي حضرت امام رضا(ع ) و در
سيره عملي آن پيشواي الهي
محتوا و حقيقت كلمه طيبه « لااله الاالله »
نمايانده مي شود.
حضرت امام رضا(ع ) اين بينش آفريني سياسي و اجتماعي را در
ميان انبوه جمعيت مسلمانان
به جامعه اسلامي منتقل مي سازد و آنان را
به نقش ولايت و رهبري سياسي در تحقق توحيد عملي و اجتماعي
واقف مي نمايد.
امام رضا (ع ) در مسير عبور خويش براي رسيدن به « مرو » آنگاه كه
وارد « نيشابور » مي شود با جمعيت كثير مشتاقان و ازدحام وصف ناپذير
مسلمانان مواجه مي گردد
و در حالي كه در ميان آنان انبوهي از
دانشجويان آماده شنيدن رهنمودهاي الهي او وثبت ونگارش آن بودند
چنين مي فرمايد :
« خداوند متعال مي فرمايد : « كلمه توحيد يعني « لااله الاالله »
دژاستوار من است .هر كس وارد اين دژ شود
از عذابم ايمن است » .
امام (ع ) پس از اين رهنمود با فاصله اي كوتاه مي فرمايد : « اما با
رعايت شروط آن
و من خود از جمله شروط آن هستم . » (4 )
در اين حركت عميق فكري و اجتماعي و سياسي حضرت امام رضا(ع )
درس ها و پيام هاي ژرفي نهفته است كه در آنها به مداقه وتفكر
مي پردازيم .
1 ـ « لااله الاالله » يك ذكر معمولي نيست كه برخي از افراد جامعه
اسلامي همواره از دريچه اي خاص به آن مي نگرندو براي جلب ثواب و
پاداش الهي بر زبان جاري مي سازند. اين اصل مقدس اگر چه در ميان
اذكارو ادعيه جايگاه ويژه خود را دارا مي باشدوخواندن آن براي ثواب و
پاداش توصيه شده است
لكن اين يكي از جلوه هاي نوراني اين اصل و
آثار آن به شمار مي رود و بايد بيش از اين بهره برداري به صورت ذكر و
ثواب
به آن نگريست و از جايگاه و نقش آن واقف و آگاه گشت .
2 ـ « لااله الاالله » يك شعار بزرگ اجتماعي و سياسي است كه از يك سو
همه معبودهاي دروني و بروني و قدرت هاي ستمگر و متعدي و متجاوز
را طرد و نفي مي نمايد(لااله )
و از سويي ديگر به تثبيت قدرت لايزال و
تمام نشدني ومطلق خالق هستي مي پردازد(الاالله )
موحدان راستين باتعمق در متن و محتواي اين شعار توحيدي و
عمل دقيق و همه جانبه به درس ها و پيام هاي آن
بت هاي اجتماعي و
سياسي را كه به صورت طواغيت و حكام جور و رهبران استعمارو
استكبار وعاملان فساد وفسق وتباهي به سيطره جويي در زمين
مي پردازند
« نفي » مي كنند و باتوجه به جلوه مهم ديگر اين شعار مقدس
كه « اثبات » است
همه قدرت ها را درحضرت پروردگار مشاهده
مي نمايند و با تكيه بر اين سرچشمه اصلي همه دانايي ها و توانايي ها
قدرت وتواني خاص مي يابند و همه خوف و هراس ها وضعف و تزلزل ها
را از خود دور مي سازند و مهياي جانفشاني در راه خدا مي گردند.
3 ـ حضرت امام رضا(ع ) با اين بينش آفريني اجتماعي و سياسي
جايگاه بسيار رفيع و حياتي و بنيادين و محوري « امامت و ولايت و
رهبري سياسي » را نمايان مي سازد و اين معرفت و شناخت را به
جمعيت كثير مسلمانان منتقل مي نمايد.
حضرت امام رضا (ع ) مردم را واقف و آگاه مي سازد كه ورود به
دژمستحكم و استوار الهي با تحقق شرط اطاعت و تبعيت از امام و رهبر
و ولي جامعه امكان پذير مي باشد و چنانچه مسلمانان از پيروي از او
امتناع وخودداري ورزند هرگز اجازه ورود به اين حصن و دژاستوار را
نمي يابند.
حضرت امام رضا(ع ) به اين دليل امامت و ولايت خويش را شرط
ورود به دژمستحكم « لااله الاالله » مي داند كه بدون زعامت و ولايت
سياسي حقيقت مقدس اين اصل وشعار بزرگ توحيدي در صحنه هاي
حيات اجتماعي به ظهور و بروز درنمي آيد و وقتي لااله الاالله كه بايد
توحيد عملي و اجتماعي را درعالي ترين مراتب در زندگي جمعي و
حيات اجتماعي مردم متجلي سازد آنگونه كه شايسته است به عينيت در
نيايد
به طور طبيعي امور مختلف اعتقادي
فكري
اقتصادي
حقوقي
اخلاقي
تربيتي
سياسي
قضايي و انتظامي و امنيتي امت اسلامي به
نظم و سامان نمي رسد و از همين روست كه در آموزه هاي سياسي اسلام
تصريح شده است كه « خداوند متعال امامت و رهبري را براي سازمان
يافتن امور امت اسلامي واجب گردانيده است . » (5 )
و نيز به دليل اهميت ولايت سياسي است كه در آموزه هاي اسلامي
به صراحت آمده است :
« امامان
تدبيركنندگان امور هستند كه از جانب خداوند بر مردمان
گمارده شده اند
و كارگزاران الهي هستند بر بندگان » (6 )
آموزه هاي ژرف و راهگشايي چون « كسي كه امام و پيشواي خود را
اطاعت كند از پروردگارش اطاعت كرده است » (7 )
« ما امامان
برپاكنندگان حق هستيم در سرزمين ها » (8 )
و « كسي كه به غير از كشتي
نجاتگر ما سوار شود غرق مي گردد » (9 )
به شيوه هايي ديگر درصدد
نماياندن نقش بنيادين و محوري امامت و ولايت سياسي در تدبير امور
و اداره و رهبري جامعه و كشور در مسير تحقق تعاليم و قوانين جامع و
زندگي ساز اسلام با استقرار نظام سياسي و حكومتي و تحت ولايت و
خلافت و رهبري امامان مي باشند.
حضرت امام رضا(ع ) با اين بينش آفريني سياسي و نماياندن نقش
مبنايي و حياتي امامت وولايت سياسي درتحقق توحيد عملي و
اجتماعي
علاوه بر فضاسازي هاي مناسب براي توده هاي مردم و ايجاد
انگيزش هاي لازم به منظور تعمق و ژرف نگري براي به دست آوردن
معرفت و شناخت نسبت به جايگاه امامت وولايت در جامعه
آنان را به
نگرش هاي جامع ديگر در ساير موضوعات نيز فرا مي خوانند و هرگونه
سطحي نگري نسبت به مسائل اعتقادي و عبادي واخلاقي و تربيتي و
اموري چون عزاداري ها و مدايح و مراثي را نهي مي كنند
كه همه اين
موضوعات بايد همچون مسائل سياسي و اجتماعي
تحت نظارت امام
و رهبر جامعه واطاعت از انديشه هاي ژرف و جامع ومصالح و مواضع
او به مرحله عمل درآيد تا به اين وسيله از تحركات و فعاليت هاي
مسموم جريان هاي اعتقادي و فرهنگي و جمعيت ها و احزاب سياسي
متصل به آبشخورهاي فكري ناسالم و ناخالص در هر عصر و زمان
جلوگيري به عمل آيد و مسلمانان « اسلام » را آنگونه كه « هست » ـ و نه
آنطور كه افراد وگروه ها با برداشت هاي سطحي و مطابق با مطامع حزبي
و منافع سياسي خود به آنان القا مي نمايند ـ بيابند و از زلال تعاليم و
قوانين و ارزش ها والاي آن به دور از هر آرايش و پيرايش
به « حقيقت »
برسند.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ قرآن كريم
سوره انعام
آيه 162
2 ـ سوره آل عمران
آيه 65
3 ـ سوره توبه
آيه 31
4 ـ عيون اخبار الرضا(ع )
ج 2
ص 135
5 ـ نهج البلاغه
ترجمه محمد دشتي
انتشارات پارسايان
ص 653
حكمت 252
6 ـ غررالحكم
ترجمه و تنظيم موضوعي
به كوشش سيدهاشم رسولي
محلاتي
دفتر نشرفرهنگ اسلامي
ج 1
ص 171
7 ـ همان منبع
ص 119
8 ـ همان منبع
ص 118
9 ـ همان منبع
ص 119
مفهوم « توحيد اجتماعي » اين است كه هر انسان خالص و صادق
همان گونه كه در تقديس و پرستش ذات خداوند
« موحد » است و جز او
را به خدايي نمي گيرد و عبادت نمي كند
در جامعه و در عرصه هاي
مختلف فعاليت ها و مواجهات و تعاملات اجتماعي نيز موحد مي باشد و
سر در برابر قدرت هاي سياسي
ظالمان
فاسدان و مكاران و هر فرد و
گروه در هر موقعيت خاص از « زر » و « زور » و « تزوير » فرود نمي آورد و
به طاعت و بندگي او در نمي آيد
كه اگر چنين كند از توحيد و
يگانه پرستي روي برتافته و به عبادت انسان ها و مخلوقات خداوند در
آمده است
حضرت امام رضا(ع ) به اين دليل امامت و ولايت خويش را شرط
ورود به دژ مستحكم « لااله الاالله » مي داند كه بدون زعامت و ولايت
سياسي حقيقت مقدس اين اصل و شعار بزرگ توحيدي در صحنه هاي
حيات اجتماعي به ظهور و بروز در نمي آيد. حضرت امام رضا(ع ) با اين
بينش آفريني سياسي و نماياندن نقش مبنايي و حياتي امامت و رهبري
در تحقق توحيد عملي و اجتماعي
به فضاسازي هاي مناسب براي
توده هاي مردم و ايجاد انگيزش هاي لازم به منظور تعمق و ژرف نگري
براي به دست آوردن معرفت و شناخت نسبت به جايگاه رفيع و نقش
بنيادين ولايت سياسي مي پردازد
همه موضوعات و مسائل مختلف جامعه و كشور همچون امور
اجتماعي و سياسي
بايد تحت نظارت امام و رهبر و اطاعت از
انديشه هاي ژرف و جامع و مصالح و مواضع او به مرحله عمل درآيد تا
به اين وسيله از تحركات و فعاليت هاي مسموم جريان هاي اعتقادي و
فرهنگي و جمعيت ها و احزاب سياسي متصل به آبشخورهاي فكري
ناسالم و ناخالص در هر عصر و زمان جلوگيري به عمل آيد و مسلمانان
« اسلام » را آنگونه كه « هست » ـ و نه آنطور كه افراد و گروه ها با
برداشت هاي سطحي و مطابق با مطامع حزبي و منافع سياسي خود به
آنان القا مي نمايند ـ بيابند و از زلال تعاليم و قوانين و ارزش هاي والاي
آن به دور از هر آرايش و پيرايش
به « حقيقت » برسند

|