روزنامه جمهوري اسلامي 28/12/1385 صفحه عقيدتي
*****
نقش ولايت سياسي درتحقق توحيد اجتماعي در مكتب امام رضا (ع )




  • « توحيد عملي » كه پس از « توحيد نظري » قرار دارد يعني خداوند متعال را به يگانگي در ذات و صفات و افعال پرستيدن و به تقديس وتنزيه او پرداختن و جز خالق يكتا و هستي بخش مطلق را عبادت نكردن و به ظهور وبروز درآوردن اين حقيقت كه « همانا نمازم عبادتم زيستن و مردنم براي پروردگار جهان ها و جهانيان است » (1 )
    توحيد عملي فقط در پرستش و تنزيه خداوند به صورت عبادت فردي متجلي نمي گردد كه مراتب عبادت تنها در ذكر ونماز و راز و نيازهاي انفرادي محدود نمي شود و مراتب ديگري نيز دارد كه از آن به نام « توحيد اجتماعي » ياد مي كنيم .
    مفهوم توحيد اجتماعي اين است كه هر انسان خالص و صادق همان گونه كه در تقديس و پرستش ذات خداوند « موحد » است وجز او را به خدايي نمي پذيرد و عبادت و مناجات نمي كند در جامعه و عرصه هاي مختلف فعاليت ها و مواجهات وتعاملات اجتماعي نيز موحد مي باشد و سر در برابر قدرت هاي سياسي ظالمان فاسدان مكاران و هر فرد و گروه در هر موقعيت خاص از « زر » و « زور » و « تزوير » فرود نمي آورد وبه طاعت و بندگي او در نمي آيد كه اگر چنين كند از توحيد و يگانه پرستي روي برتافته و به عبادت انسان ها و مخلوقات خداوند درآمده است .
    قرآن كريم به صراحت اعلام مي دارد :
    « بگو اي اهل كتاب بيائيد از كلمه حق كه ميان ما و شما يكسان است (و همه « حق » مي دانيم ) پيروي كنيم ( و آن كلمه اين است ) كه به جز خداي يكتا هيچ كس را نپرستيم وچيزي را با او شريك قرار ندهيم و برخي از ما برخي را به جاي خدا به ربوبيت تعظيم نكنيم . « 2 )
    قرآن كريم به عنوان معرفي نمونه ومصداق خروج از توحيد عملي و اجتماعي به گروه هايي از اهل كتاب اشاره مي كند كه احبار و رهبان را به جاي خداوند به ربوبيت گرفته بودند . (3 )
    حقيقت كلمه مقدس و طيبه « لااله الاالله » توحيد عملي و اجتماعي است كه فقط ذات حضرت پروردگار را قابل پرستش وعبادت در تمام مراتب فردي و اجتماعي مي داند.
    براي اين كه محتواي اصل مقدس « لااله الاالله » كه شعار بزرگ « توحيد عملي و اجتماعي » مي باشد در جامعه انساني و توسط توده هاي مردم آنگونه كه شايسته است به ظهور و عينيت درآيد و ظالمان و ستم پيشگان و فاسدان و حاكمان حق ستيز و متعدي به طاعت و بندگي مردم درنيايند « ولايت و رهبري سياسي » ضامن وپشتوانه اي الهي ومستحكم مي باشد كه در صورت تبعيت و پيروي از اهداف و آرمان ها و شيوه هاي امامت و زعامت امامان و رهبران الهي توحيد عملي و يگانه گرايي درابعاد مختلف فردي و اجتماعي به عينيت درمي آيد.
    درانديشه هاي ژرف و جامع سياسي حضرت امام رضا(ع ) و در سيره عملي آن پيشواي الهي محتوا و حقيقت كلمه طيبه « لااله الاالله » نمايانده مي شود.
    حضرت امام رضا(ع ) اين بينش آفريني سياسي و اجتماعي را در ميان انبوه جمعيت مسلمانان به جامعه اسلامي منتقل مي سازد و آنان را به نقش ولايت و رهبري سياسي در تحقق توحيد عملي و اجتماعي واقف مي نمايد.
    امام رضا (ع ) در مسير عبور خويش براي رسيدن به « مرو » آنگاه كه وارد « نيشابور » مي شود با جمعيت كثير مشتاقان و ازدحام وصف ناپذير مسلمانان مواجه مي گردد و در حالي كه در ميان آنان انبوهي از دانشجويان آماده شنيدن رهنمودهاي الهي او وثبت ونگارش آن بودند چنين مي فرمايد :
    « خداوند متعال مي فرمايد : « كلمه توحيد يعني « لااله الاالله » دژاستوار من است .هر كس وارد اين دژ شود از عذابم ايمن است » .
    امام (ع ) پس از اين رهنمود با فاصله اي كوتاه مي فرمايد : « اما با رعايت شروط آن و من خود از جمله شروط آن هستم . » (4 )
    در اين حركت عميق فكري و اجتماعي و سياسي حضرت امام رضا(ع ) درس ها و پيام هاي ژرفي نهفته است كه در آنها به مداقه وتفكر مي پردازيم .
    1 ـ « لااله الاالله » يك ذكر معمولي نيست كه برخي از افراد جامعه اسلامي همواره از دريچه اي خاص به آن مي نگرندو براي جلب ثواب و پاداش الهي بر زبان جاري مي سازند. اين اصل مقدس اگر چه در ميان اذكارو ادعيه جايگاه ويژه خود را دارا مي باشدوخواندن آن براي ثواب و پاداش توصيه شده است لكن اين يكي از جلوه هاي نوراني اين اصل و آثار آن به شمار مي رود و بايد بيش از اين بهره برداري به صورت ذكر و ثواب به آن نگريست و از جايگاه و نقش آن واقف و آگاه گشت .
    2 ـ « لااله الاالله » يك شعار بزرگ اجتماعي و سياسي است كه از يك سو همه معبودهاي دروني و بروني و قدرت هاي ستمگر و متعدي و متجاوز را طرد و نفي مي نمايد(لااله ) و از سويي ديگر به تثبيت قدرت لايزال و تمام نشدني ومطلق خالق هستي مي پردازد(الاالله )
    موحدان راستين باتعمق در متن و محتواي اين شعار توحيدي و عمل دقيق و همه جانبه به درس ها و پيام هاي آن بت هاي اجتماعي و سياسي را كه به صورت طواغيت و حكام جور و رهبران استعمارو استكبار وعاملان فساد وفسق وتباهي به سيطره جويي در زمين مي پردازند « نفي » مي كنند و باتوجه به جلوه مهم ديگر اين شعار مقدس كه « اثبات » است همه قدرت ها را درحضرت پروردگار مشاهده مي نمايند و با تكيه بر اين سرچشمه اصلي همه دانايي ها و توانايي ها قدرت وتواني خاص مي يابند و همه خوف و هراس ها وضعف و تزلزل ها را از خود دور مي سازند و مهياي جانفشاني در راه خدا مي گردند.
    3 ـ حضرت امام رضا(ع ) با اين بينش آفريني اجتماعي و سياسي جايگاه بسيار رفيع و حياتي و بنيادين و محوري « امامت و ولايت و رهبري سياسي » را نمايان مي سازد و اين معرفت و شناخت را به جمعيت كثير مسلمانان منتقل مي نمايد.
    حضرت امام رضا (ع ) مردم را واقف و آگاه مي سازد كه ورود به دژمستحكم و استوار الهي با تحقق شرط اطاعت و تبعيت از امام و رهبر و ولي جامعه امكان پذير مي باشد و چنانچه مسلمانان از پيروي از او امتناع وخودداري ورزند هرگز اجازه ورود به اين حصن و دژاستوار را نمي يابند.
    حضرت امام رضا(ع ) به اين دليل امامت و ولايت خويش را شرط ورود به دژمستحكم « لااله الاالله » مي داند كه بدون زعامت و ولايت سياسي حقيقت مقدس اين اصل وشعار بزرگ توحيدي در صحنه هاي حيات اجتماعي به ظهور و بروز درنمي آيد و وقتي لااله الاالله كه بايد توحيد عملي و اجتماعي را درعالي ترين مراتب در زندگي جمعي و حيات اجتماعي مردم متجلي سازد آنگونه كه شايسته است به عينيت در نيايد به طور طبيعي امور مختلف اعتقادي فكري اقتصادي حقوقي اخلاقي تربيتي سياسي قضايي و انتظامي و امنيتي امت اسلامي به نظم و سامان نمي رسد و از همين روست كه در آموزه هاي سياسي اسلام تصريح شده است كه « خداوند متعال امامت و رهبري را براي سازمان يافتن امور امت اسلامي واجب گردانيده است . » (5 )
    و نيز به دليل اهميت ولايت سياسي است كه در آموزه هاي اسلامي به صراحت آمده است :
    « امامان تدبيركنندگان امور هستند كه از جانب خداوند بر مردمان گمارده شده اند و كارگزاران الهي هستند بر بندگان » (6 )
    آموزه هاي ژرف و راهگشايي چون « كسي كه امام و پيشواي خود را اطاعت كند از پروردگارش اطاعت كرده است » (7 ) « ما امامان برپاكنندگان حق هستيم در سرزمين ها » (8 ) و « كسي كه به غير از كشتي نجاتگر ما سوار شود غرق مي گردد » (9 ) به شيوه هايي ديگر درصدد نماياندن نقش بنيادين و محوري امامت و ولايت سياسي در تدبير امور و اداره و رهبري جامعه و كشور در مسير تحقق تعاليم و قوانين جامع و زندگي ساز اسلام با استقرار نظام سياسي و حكومتي و تحت ولايت و خلافت و رهبري امامان مي باشند.
    حضرت امام رضا(ع ) با اين بينش آفريني سياسي و نماياندن نقش مبنايي و حياتي امامت وولايت سياسي درتحقق توحيد عملي و اجتماعي علاوه بر فضاسازي هاي مناسب براي توده هاي مردم و ايجاد انگيزش هاي لازم به منظور تعمق و ژرف نگري براي به دست آوردن معرفت و شناخت نسبت به جايگاه امامت وولايت در جامعه آنان را به نگرش هاي جامع ديگر در ساير موضوعات نيز فرا مي خوانند و هرگونه سطحي نگري نسبت به مسائل اعتقادي و عبادي واخلاقي و تربيتي و اموري چون عزاداري ها و مدايح و مراثي را نهي مي كنند كه همه اين موضوعات بايد همچون مسائل سياسي و اجتماعي تحت نظارت امام و رهبر جامعه واطاعت از انديشه هاي ژرف و جامع ومصالح و مواضع او به مرحله عمل درآيد تا به اين وسيله از تحركات و فعاليت هاي مسموم جريان هاي اعتقادي و فرهنگي و جمعيت ها و احزاب سياسي متصل به آبشخورهاي فكري ناسالم و ناخالص در هر عصر و زمان جلوگيري به عمل آيد و مسلمانان « اسلام » را آنگونه كه « هست » ـ و نه آنطور كه افراد وگروه ها با برداشت هاي سطحي و مطابق با مطامع حزبي و منافع سياسي خود به آنان القا مي نمايند ـ بيابند و از زلال تعاليم و قوانين و ارزش ها والاي آن به دور از هر آرايش و پيرايش به « حقيقت » برسند.
    ـــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ قرآن كريم سوره انعام آيه 162
    2 ـ سوره آل عمران آيه 65
    3 ـ سوره توبه آيه 31
    4 ـ عيون اخبار الرضا(ع ) ج 2 ص 135
    5 ـ نهج البلاغه ترجمه محمد دشتي انتشارات پارسايان ص 653 حكمت 252
    6 ـ غررالحكم ترجمه و تنظيم موضوعي به كوشش سيدهاشم رسولي محلاتي دفتر نشرفرهنگ اسلامي ج 1 ص 171
    7 ـ همان منبع ص 119
    8 ـ همان منبع ص 118
    9 ـ همان منبع ص 119
    مفهوم « توحيد اجتماعي » اين است كه هر انسان خالص و صادق همان گونه كه در تقديس و پرستش ذات خداوند « موحد » است و جز او را به خدايي نمي گيرد و عبادت نمي كند در جامعه و در عرصه هاي مختلف فعاليت ها و مواجهات و تعاملات اجتماعي نيز موحد مي باشد و سر در برابر قدرت هاي سياسي ظالمان فاسدان و مكاران و هر فرد و گروه در هر موقعيت خاص از « زر » و « زور » و « تزوير » فرود نمي آورد و به طاعت و بندگي او در نمي آيد كه اگر چنين كند از توحيد و يگانه پرستي روي برتافته و به عبادت انسان ها و مخلوقات خداوند در آمده است
    حضرت امام رضا(ع ) به اين دليل امامت و ولايت خويش را شرط ورود به دژ مستحكم « لااله الاالله » مي داند كه بدون زعامت و ولايت سياسي حقيقت مقدس اين اصل و شعار بزرگ توحيدي در صحنه هاي حيات اجتماعي به ظهور و بروز در نمي آيد. حضرت امام رضا(ع ) با اين بينش آفريني سياسي و نماياندن نقش مبنايي و حياتي امامت و رهبري در تحقق توحيد عملي و اجتماعي به فضاسازي هاي مناسب براي توده هاي مردم و ايجاد انگيزش هاي لازم به منظور تعمق و ژرف نگري براي به دست آوردن معرفت و شناخت نسبت به جايگاه رفيع و نقش بنيادين ولايت سياسي مي پردازد
    همه موضوعات و مسائل مختلف جامعه و كشور همچون امور اجتماعي و سياسي بايد تحت نظارت امام و رهبر و اطاعت از انديشه هاي ژرف و جامع و مصالح و مواضع او به مرحله عمل درآيد تا به اين وسيله از تحركات و فعاليت هاي مسموم جريان هاي اعتقادي و فرهنگي و جمعيت ها و احزاب سياسي متصل به آبشخورهاي فكري ناسالم و ناخالص در هر عصر و زمان جلوگيري به عمل آيد و مسلمانان « اسلام » را آنگونه كه « هست » ـ و نه آنطور كه افراد و گروه ها با برداشت هاي سطحي و مطابق با مطامع حزبي و منافع سياسي خود به آنان القا مي نمايند ـ بيابند و از زلال تعاليم و قوانين و ارزش هاي والاي آن به دور از هر آرايش و پيرايش به « حقيقت » برسند