
علي معصومي (وزوايي )
در تاريخ ايران هيچ حركت سياسي و اجتماعي و هيچ جنبشي كه
توانسته باشد بدون تكيه بر دين و باورهاي ديني مردم به پيروزي ماندگار
دست يابد
سراغ نداريم . برعكس
همه جنبش ها و حركت هايي كه پيروز
شده اند
قطعا نسبتي با دين و باورهاي ديني مردم داشته اند و اگر اين
جنبش ها
در ميانه راه و يا بعد از رسيدن به پيروزي
از دين و باورهاي ديني
مردم فاصله گرفته اند
فورا به ناكامي گرفتار شده اند.
جنبش مشروطه تا زماني كه با دين و باورهاي اصيل ديني مردم ايران
وداع نگفته بود
سير صعودي و پيروزمند داشت
ولي زماني كه آيت الله
شيخ فضل الله نوري به عنوان نماد جايگاه ديني اين نهضت توسط مشروطه
خواهان غرب گرا به شهادت رسيد و احساس عمومي اين شد كه حركت
مشروطه خواهي از دين فاصله گرفته است
اين نهضت به سرعت در مسير
شكست و ناكامي افتاد و با شتاب
در شيب تند سقوط غلتيد.
جنبش ملي شدن صنعت نفت نيز تا زماني كه با اعتقادات و باورهاي
اسلامي همگن بود و چهره هاي شاخصي كه نماد ديني آن نهضت بودند
عرصه حضور داشتند
به سرعت پيروز شد و همه دشمنان داخلي و خارجي
را با قدرت كنار زد
ولي زماني كه برخي از فعالان اين نهضت درصدد
برآمدند با جايگاه رهبري و چهره شاخص ديني نهضت مقابله كنند و درست
همانند دوره مشروطه
نهضت را از صبغه ديني تهي نمايند و با آيت الله
كاشاني كه نماد ديني نهضت محسوب مي شد
دشمني كنند
نهضت با همان
سرعتي كه پيروز شده بود
با همان سرعت سقوط كرد.
نهضت ملي شدن صنعت نفت نيز همچون نهضت مشروطه
دو جناح
عمده داشت . يكي از اين دو جناح
جناح مذهبي نهضت بود كه آيت الله
كاشاني در جايگاه رهبري اين جناح قرار داشت و فعالان و مبارزان پرشوري
همچون فداييان اسلام نيز بازوي عملياتي و بسيار موثر نهضت محسوب
مي شدند. البته جناح مذهبي نهضت از نظر تعداد ياران و تعداد كساني كه به
اعتبار چهره هاي ديني در نهضت حضور داشتند
به هيچ وجه قابل مقايسه با
جناح ديگر نهضت كه ملي گراها بودند
نبود; زيرا در جناح مذهبي نهضت
علاوه بر اينكه جمعي از روحانيان و گروه هاي مذهبي و فعالان مذهبي
حضور پررنگ داشتند
اكثريت مردمي هم كه همراه نهضت شده بودند
همراه جناح مذهبي بودند; درحالي كه جناح ملي گراي نهضت جمع اندكي از
فعالان سياسي تشكيل مي دادند كه نه همچون فدائيان اسلام توان عملياتي و
توان در افتادن با دشمن را در رويارويي هاي ميداني داشتند و نه همچون
آيت الله كاشاني قادر بودند عموم مردم را به صحنه بكشانند و به اعتبار
جايگاه ديني ملت را با خود همراه نمايند.
پس از آنكه نهضت به پيروزي رسيد
راهبرد جناح ملي گرا اين شد كه با
در پيش گرفتن انواع روش و با انواع توطئه ها
جوسازي ها
تهمت ها و جنگ
رواني پي در پي
جناح مذهبي نهضت را منزوي كند و در دل نهضت
كودتايي به وجود آورد و قدرت را به طور كامل و بدون ميدان دادن به جناح
مذهبي
دردست بگيرد. اين راهبرد
نخستين و اساسي ترين اشتباهي بود كه
جناج ملي گراي نهضت انتخاب كرد. البته به احتمال بسيار زياد راهبرد
مذكور از القائات حساب شده دشمنان بوده و ملي گرايان به دليل ساده لوحي
و ناپختگي
و با به دليل ترجيح دادن شكست نهضت و حاكميت يافتن
بيگانگان بر همكاري با جناح مذهبي نهضت و متجلي ساختن برخي
نمادهاي ديني در جامعه
و يا به دلايل متعدد ديگر
چنين القائاتي را نظرا و
عملا پذيرفتند و با جناح مذهبي نهضت به شدت در افتادند.
كودتاي سياسي و تبليغاتي و رواني كه درون نهضت رخ داد و همانند
كودتاي نظامي
گروه كم شمار و اندكي را بر نهضت حاكم كرد
اساسي ترين
گام و اولين گام عليه نهضت بود و يك كودتاي مقدماتي ولي اساسي
براي
كودتاي نهايي 28 مرداد 1332 محسوب مي شود . گرچه در آن زمان فهم
ارتباط بين كودتاي اول و دوم براي عموم و حتي براي بسياري فعالان
ظاهربين و سطحي نگر سياسي مشكل بود و اسير شدن اذهان در چنگ
تبليغات و گروگان گرفته شدن ذهن مردم توسط جريان هاي تبليغاتي و
سردمداران جنگ رواني
اجازه نمي داد مردم فهم واقعي و روشني از مسائل
به دست آورند
ولي تيزهوشاني همچون امام خميني
اين ارتباط ها را به
خوبي متوجه بودند و با فهم واقعي و روشني كه از مسائل داشتند
مي دانستند كه در پي كودتاي اول
به ناگزير و به طور طبيعي كودتاي نهايي
قرار دارد و كودتاگران به زودي يا خود قرباني مي شوند و يا به دلايلي كه
اجمالا اشاره شد
نوع ديگر از حيات سياسي را بر وضعيتي كه داشتند
ترجيح خواهند داد تا چهره ها و نمادهاي ديني موقعيت نيابند و دگرگوني
عميق سياسي و انقلابي كه برخي جريان هاي اسلامي در پي آن بودند
رخ
ندهد; زيرا اين جريان ها
اصرار بر اين داشتند كه آن صبغه و بنياد سياسي و
اجتماعي را كه از زمان حاكميت يافتن جريان غرب گراي نهضت مشروطه به
كشور و جامعه سلطه يافته بود
كاملا برهم بزنند و سمت و سوي كلي و
عمومي كشور را به طور اساسي تغيير دهند. مسلما در جريان اين
دگرگوني هاي اساسي و عميق
جريان ها و جلوه ها و نمادهايي كه ريشه در
غرب گرايي داشتند
نمي توانستند جايي داشته باشند. ملي گرايي يكي از
همين جريان هايي بود كه حيات خود را با دگرگوني هاي عميق و اسلامي در
تضاد مي ديد
زيرا همان طور كه مي دانيم
ملي گرايي يكي از محصولات
فرهنگ سياسي غرب است كه براي دست يافتن به اهدافي خاص
در
كشورهاي اسلامي مورد تبليغ قرار گرفت . بنابر اين
طبيعي بود كه مدعيان
ملي گرايي
شكست نهضت و ايجاد موانع متعدد بر سر راه جريان هاي
دگرگون خواه اسلامي را بر هر چيز ديگر از جمله بز پيروز شدن مجدد نوع
ديگر از غرب گرايي كه شاه و اطرافيان او منادي آن بودند
و حتي بر پيروز
شدن خود غرب و عوامل او) ترجيح مي دادند. به عبارت ديگر
از
غرب گرايي نوع مشروطه خواهي تا غرب گرايي نوع رضاخاني
باستان گرايي
ملي گرايي و... همه آن ها در ريشه مشترك بودند و نتيجه اينكه در باطن
هواخواه يكديگر محسوب مي شدند.
يكي از مهم ترين عمليات تبليغاتي و رواني ملي گرايان براي به ثمر
رساندن كودتا عليه جناح مذهبي نهضت
راه انداختن جنگ رواني عليه
آيت الله كاشاني
رهبر نهضت و چهره شاخص جناح مذهبي بود. امام
خميني در اين باره و درباره ارتباط بين كودتاي اول و دوم كه به تعبير ايشان
ملي گرايان سرانجام سيلي خوردند
چنين مي فرمايد :
مسلمانها بنشينند تماشا كنند يك گروهي كه از اولش باطل بودند
من از
آن ريشه هايش مي دانم
يك گروهي كه با اسلام و روحانيت اسلام سرسخت
مخالف بودند
از اولش هم مخالف بودند
اولش هم وقتي كه مرحوم آيه الله
كاشاني ديد كه اينها خلاف دارند مي كنند و صحبت كرد
اينها كاري كردند
كه يك سگي را نزديك مجلس عينك به آن زدند اسمش را آيه الله گذاشته
بودند. اين در زمان آن بود كه اينها فخر مي كنند به وجود او
او هم مسلم
نبود. من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم
كه يك سگي را عينك زدند و به اسم آيه الله توي خيابانها مي گردانند
من به
آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست
اين سيلي خواهد
خورد و طولي نكشيد كه سيلي را خورد و اگر مانده بود سيلي را بر اسلام
مي زد . (صحيفه نور
جلد 15
ص 15 )
ما در زمان خودمان هم آقاي كاشاني را ديديم . آقاي كاشاني از جواني
در نجف بودند و يك روحاني مبارز بودند. مبارزه با استعمار
آن وقت البته
انگلستان بود مبارزه با او. در ايران هم كه آمدند تمام زندگيشان صرف همين
معنا شد و من از نزديك ايشان را مي شناختم . در يك وقت وضع ايشان
طوري شد كه وقتي كه از منزل مي خواست حركت كند فرض كنيد بيايند به
مسجد شاه
مسجد شاه مطلع مي شد
در نظر داشتند
اعلام مي شد
اينطور
بود وضع ايشان . بعدش ديدند كه اگر چنانچه يك روحاني در ميدان باشد
لابد اسلام را در كار مي آورد
اين حتمي است و همين طور هم بود. از اين
جهت شروع كردند به جوسازي . آنطور جوسازي كردند كه يك سگي را
عينك به آن زدند و آنطور كه من شنيدم عينك زدند و از طرف مجلس آوردند
اين طرف و به اسم آيه الله . و من خودم در يك مجلسي بودم كه مرحوم آقاي
كاشاني وارد شد در آن مجلس
مجلس روضه بود
هيچ كس پا نشد
من پا
شدم و يكي از علماي تهران كه الان هم هستند و من جا دادم به ايشان (جا
هم ندادند). اين جو را درست كرده بودند براي آقاي كاشاني كه ديگر از
منزلش نمي توانست بيرون بيايد
در يك اتاقي محبوس بود در منزلش طوري
كه نمي توانست بيرون بيايد. چند دفعه هم گرفتند چه كردند
آنجا هم
شكست دادند
مسلمين را شكست دادند . (صحيفه نور
جلد 18
صفحه
81 )
انتقاد امام خميني نسبت به نهضت ملي شدن نفت
تنها مربوط به اين
نيست كه جناح غيرمذهبي نهضت عليه جناح مذهبي كودتا كرد
بلكه انتقاد
اساسي تر به پررنگ بودن بعد سياسي آن و كم رنگ بودن بعد ديني آن است .
امام خميني معتقد است همين موضوع باعث شد ملي گرايان و سياست بازان
بتوانند امور نهضت را دردست بگيرند و سرانجام نيز آن را در نيمه راه رها
كنند. امام خميني در اين باره مي فرمايد :
نظر من اين است كه جنبش فعلي خيلي عميقتر است
تا جنبش زمان
مرحوم دكتر مصدق . جنبش در آن وقت صرفا سياسي بود; و الان در جنبش
جنبه ديني غلبه دارد. در مملكت ايران
مردم همه مسلمان هستند. اقشار
زيادي از سياست بيخبرند; اما به دين علاقه دارند. تمام دهات ـ كه خوب
است برويد و ببينيد ـ همين شعارهاي شهر را مي دهند و درخواستهاي آنان
را دارند. تمام مردم از كوچك ـ طفل دبستاني ـ تا پير مرد در حال نزع
يكصدا همين مطلب را مي گويند. اين درخواستها و شعارها به طوري ملي
شده است
كه كسي نمي تواند مناقشه كند. اين جنبش داراي يك معناي
اسلامي ـ سياسي است ; و جنبش گذشته فقط سياسي بود. جنبش كنوني
عمقش بيشتر
و اميد به پيروزي اش بيشتر است ; اميد كه اين نهضت را
نتوانند خاموش سازند (صحيفه امام
جلد 5
ص 267 )
ما در طول تاريخ كه ديده ايم
آنهايي هم كه خودمان يادمان هست مثل
قضيه نفت چون اسلامي نبود
ملي تنها بود به اسلام كاري نداشتند
از اين
جهت نتوانستند كاري انجام بدهند
كارهاي نصفه كاره اي هم كه انجام
دادند
بعدش از دستشان گرفته شد و رفت كنار . (صحيفه نور
جلد 12
ص
248 )
اعتقاد امام خميني اين است كه ضعف نهضت ملي شدن نفت كه سبب
آن همه مصائب شد
دراين بود كه بعد سياسي آن قوي و بعد مذهبي اش
ضعيف بود . در دي ماه 1357 هـ . ش
محمدحسنين هيكل
نويسنده و
روزنامه نگار مشهور مصري با امام خميني مصاحبه اي انجام داد. هيكل در
اين مصاحبه از امام در باره علت قدرتمند بودن نهضت اسلامي و ضعف
نهضت ملي شدن نفت پرسيد. امام خميني در پاسخ چنين فرمود :
اين قدرت
ناشي از اسلام است . در زمان كاشاني ـ مصدق
اصل
سياست بود. جنبه هاي سياسي جنبش قوي بود. در زمان كاشاني
هم به وي
نوشتم و هم گفتم
كه بايد جنبه هاي ديني را توجه كنيد. نتوانستند و يا
نخواستند. ايشان به جاي تقويت جنبه هاي ديني و به جاي آنكه جهات ديني
را به جهات سياسي غلبه بدهند
خودشان سياسي شدند
رئيس مجلس
شدند
كه اشتباه بود. من گفتم كه بايد براي دين كار كنند نه آنكه سياسي
بشوند.
اما حالا جنبش در همه جهات
ديني است
اسلامي است
سياست هم
داخل آن است . اسلام
دين سياسي است . سياست در بطن اين جنبش است .
خوب است حالاهم سري به ايران بزنيد و بينيد ـ از نزديك كه امروز چيست
و آن روز چه بود. مشكلات زياد است
ابرقدرتها هستند
و همه نگرانيها را
از جنبش ما دارند
اما كاري نمي توانند بكنند
حتي با كودتاي نظامي و از
بين بردن خود شاه هم ـ نمي توانند موفق بشوند. عمق جنبش به حدي است
كه اين مسائل حل شده است
دولت نظامي و حكومت نظامي حل شده
است
مردم اعتنايي ندارند. امروز مردم براي اسلام فرياد مي زنند
آن روز
براي نفت بود
فرق است وقتي كه مردم براي منفعت
جنبش مي كنند يا براي
خدا. جنبش درآن روز مادي بود
و جنبش امروز معنوي است
لذا كاملا
شبيه صدر اسلام است
و ما به موفقيت آن اميدوار هستيم (صحيفه امام
جلد 5
ص 268 )
در اين جا بايد توجه نمود كه انتقاد امام خميني به آيت الله كاشاني در
حالي است كه آيت الله كاشاني از معدود شخصيت هاي تاريخ معاصر است
كه بسيار مورد توجه امام خميني بود و ايشان همواره از آن عالم مبارز به
نيكي يا دمي كرد وهمواره وي را در رديف بزرگاني همچون ميرزاي شيرازي
آيت الله شيخ فضل الله نوري و آيت الله مدرس مطرح مي فرمود . (شماره 350
و 352 )
در جملاتي كه از نظرتان گذشت
نمونه هايي از سخنان امام خميني در
تجليلي از آيت الله كاشاني را خوانديد. اكنون نمونه ديگر را كه درتجليل
حضور سياسي آيت الله كاشاني در جامعه و ذكر ديدگاه صحيح ايشان در باره
پيوند دين و سياست مي باشد
چنين است :
من يك قصه اي از مرحوم حاج آقا روح الله خرم آبادي (1 ) شنيدم و يك
قصه هم خودم دارم . مرحوم آقاي كاشاني (2 )
رحمه الله
را كه تبعيد كرده
بودند به خرم آباد و محبوس كرده بودند در قلعه فلك الافلاك (3 ) ياكجا
آقاي حاج آقاروح الله مي فرمودند كه من از آن كسي كه رئيس ارتش آنجا و
آقاي كاشاني هم تحت نظر او بود و محبوس بود(من حالا وقتي مي گويم
محبوس در زمان رضا خان شما خيال مي كنيد مثل حبسهاي عادي زمانهاي
ديگر بود
البته پسرش هم مثل پدر بود لكن آن كسي كه گرفتار مي شد اگر از
اشخاص عادي بود همچو مرعوب مي شد كه در حبس يك كلمه اي كه بر
خلاف مثلا دولت يا آن كسي كه در آنجا هست بزنند
امكان نداشت برايشان )
مرحوم حاج آقاروح الله گفتند كه من از اين رئيس ارتش كه در آنجا بود
خواهش كردم كه من را ببرد خدمت مرحوم آقاي كاشاني
قبول كرد و ما را
بردند پيش ايشان آن رئيس
آنجا بود و من هم بودم و آقاي كاشاني
آن
شخص شروع كرد صحبت كردن و رو كرد به آقاي كاشاني كه آقا شما چرا
خودتان را(قريب به اين معاني ) به زحمت انداختيد آخر شماچرا در
سياست دخالت مي كنيد سياست شان شما نيست
چرا شما دخالت
مي كنيد از اين حرفهاشروع كرد گفتن . آقاي كاشاني فرمودند : « خيلي خري »
شما نمي دانيد كه اين كلمه در آن وقت مساوي با قتل بود
ايشان گفتند : « تو
خيلي خري
اگر من دخالت در سياست نكنم كي دخالت بكند » (صحيفه
نور
جلد 13 )
ص 216 )
مسلما اگر در آن زمان كه نهضت ملي شدن نفت رخ داد
سران و فعالان
آن نهضت
بعد جامع و اسلامي به آن مي دادند و سقف اهداف نهضت را در
ملي شدن نفت پايين نمي آورند
آن همه مصايب رخ نمي داد و شاه و ساير
عوامل مزدور بيگانگان فرصت نمي يافتند بيش از 25 سال ديگر در ايران
تاخت و تاز نمايند.
در ماجراي نهضت ملي شدن صنعت نفت
دو كودتا رخ داد. كودتاي اول
كمر نهضت را شكست داد و آن را بسيار ضعيف كرد
و كودتاي دوم نيز تير
خلاص را بر فرق نهضت وارد آورد. كودتاي اول درداخل نهضت روي داد و
جناح كم شمار ملي گرا با راه انداختن كودتاي سياسي و تبليغاتي و رواني
آيت الله كاشاني و جناح مذهبي نهضت را منزوي كردند و زمينه را براي
كودتاي نظامي كه از سوي آمريكا و عوامل داخلي اش اجرا شد
كاملا مهيا
نمودند. در آن زمان
فقط هوشياراني همچون امام خميني رابطه بين كودتاي
اول و دوم را به خوبي درك مي كردند. امام خميني در سخناني به اين موضوع
اشاره مي كند و اظهار مي فرمايد : آن زماني كه به سگي عينك زدند و به اسم
آيت الله كاشاني در خيابان ها گرداندند
متوجه شدم كه عاملان اين كار به
زودي سيلي خواهند خورد و طولي نكشيد كه سيلي خوردند.
امام خميني : آيت الله كاشاني از همان جواني كه در نجف بود
مبارزه با
استعمار را شروع كرد. زماني كه آقاي كاشاني در قلعه فلك الافلاك زندان
بود
كسي پيش او رفت و گفت : در شان شما نيست كه در سياست دخالت
كنيد و خودتان را به زحمت بيندازيد.
آقاي كاشاني هم فرمودند : توخيلي خري
اگر من در سياست دخالت
نكنم
پس چه كسي بايد در سياست دخالت كند
شما نمي دانيد گفتن اين كلمه در آن زمان تا چه حد جرات و شجاعت
مي خواست
زيرا گفتن چنين كلمه اي مساوي با قتل بود.
اعتقاد امام خميني اين است كه ضعف نهضت ملي شدن نفت كه سبب آن
همه مصائب شد
در اين بود كه بعد سياسي آن قوي و بعد مذهبي اش ضعيف
بود . در دي 1357 هـ . ش
محمد حسنين هيكل
نويسنده و روزنامه نگار
مشهور مصري با امام خميني مصاحبه اي انجام داد. هيكل در اين مصاحبه از
امام در باره علت قدرتمند بودن نهضت اسلامي و ضعف نهضت ملي شدن
نفت پرسيد. امام خميني در پاسخ چنين فرمود :
اين قدرت ناشي از اسلام است .در زمان كاشاني ـ مصدق
اصل
سياست بود. جنبه هاي سياسي جنبش قوي بود در زمان كاشاني
هم به وي
نوشتم وهم گفتم كه بايد جنبه هاي ديني را توجه كنيد
نتوانستند و يا
نخواستند. ايشان به جاي تقويت جنبه هاي ديني و به جاي آنكه جهات ديني
را به جهات سياسي غلبه بدهند
خودشان سياسي شدند
رئيس مجلس
شدند
كه اشتباه بود. من گفتم كه بايد براي دين كار كنند نه آنكه سياسي
بشوند. اما حالا جنبش در همه جهات
ديني است
اسلامي است
سياست
هم داخل آن است . اسلام
دين سياسي است
سياست در بطن اين جنبش
است .

|